ای برادر مجاهدم؛ سوگند به پروردگار پیروز خواهیم شد .. ( ۱)

ای برادر مجاهدم؛ سوگند به پروردگار پیروز خواهیم شد .. ( ۱)

دیوان اعلام جماعت پشتیبانان اسلام در کردستان ( پاک )

مترجم: ع . کیانی

ارائه دهنده : ابوسلیمان بیسارانی

تقدیم به شیر مردان میدان جهاد …

تقدیم به مردان خون و انتقام …

تقدیم به آن حامیان و حافظان دارالاسلام …

تقدیم به سلاله¬ی پاک از نسل صحابه¬ی کرام … .

تقدیم به هر مجاهد قهرمان، در سنگر نشسته …

این کلمات را به تو اهداء می¬کنيم و از خداوند عزوجل مسألت می¬نماییم که به وسيله¬ی آنها به تو نفع برساند و تو را بر آنچه که بر آن هستی ثابت قدم فرماید.

الحمد لله حَمداً يليق بجلاله وكبريائه وعظمته التي لا تطيقها العقول، الحمد لله على سابغ نعمه، وعلى اصطفاء الإسلام ديناً لصفوة بريته، وقد بعث به المرسلين الذين اختارهم من خليقته، وجعلنا قوامين بشريعته وعلى ملته، ذابين عن كتابه وسنة نبيه، عاملين بهما بحوله وتوفيقه، وأشهد أن محمداً عبده المصطفى، ونبيه المجتبى، وعلى آله وصحابته أهل الشهامة والوفا ثمّ أمّا بَعد:

هر قدر که نصر و پیروزی مسلمانان به طول بیانجامد و اذیت و آزار کافران زیادتر شود دلهای مسلمین بیشتر به نصرت الهی امیدوار می¬شود و مشتاقانه انتظار روزی را خواهند کشید که در آن ظلم و طغیان را در هم شکنند و دنیا را از پلیدی شیاطین انس و جن پاک کنند. شب ستم و بیداد بسی دراز شد و دوران خواری و ذلت بسی طولانی، حال دیگر وقت بازگشت است؛ وقت بازگشت به زمانی است که اسلام در آن حکمفرما بود و این سخنی وهم آلود نیست بلکه واقعیتی آشکار است که محقق خواهد شد. بله ما پیروز خواهیم شد و تمکین و نصرت از آن ما مسلمانان خواهد بود و بینی کافران به خاک مالیده خواهد شد و رسوا و زبون خواهند شد. مگر نه اینست که خداوند ﻷ می¬فرماید:

(وكانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ) الروم ۴۷

«و يارى کردن مؤمنان، بر ما فرض است.»

(إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهاد) غافر ۵۱

«ما به يقين پيامبران خود و مؤمنان را در زندگى دنيا و در روزى كه گواهان به پا مى‏خيزند يارى مى‏دهيم.»

(كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ) مجادله ۲۱

«خدا مقرّر كرده است كه حتماً من و فرستادگانم چيره خواهيم گرديد آرى، خدا نيرومند شكست‏ ناپذير است.»

ادامه خواندن ای برادر مجاهدم؛ سوگند به پروردگار پیروز خواهیم شد .. ( ۱)

اسلام آمریکایی از نگاه سید قطب و علت اتحاد سکولاریستهای جهانی علیه “اسلام محمدی”

اسلام آمریکایی از نگاه سید قطب و علت اتحاد سکولاریستهای جهانی علیه “اسلام محمدی”

نویسنده: د. محمد عمارة

مترجم: ع. امینی

روزی که سید قطب رحمه الله اعدام شد؛ تعدادی از علمای ازهر به ملاقات شیخ محمد ابو زهره رفته بودند، وقتی که اهل مجلس از اعدام سید قطب اطلاع یافتند، تعدادی از ملاهای درباری در مورد شخصیت و برخی دیدگاه های او لب به سخن گشودند.

شیخ ابوزهره گفت: سال ۱۹۴۹م. که فرزندم سید قطب از آمریکا برگشت، از او پرسیدم:

سید! حال و احوالت چطور است؟

گفت: جناب استاد، مسلمان به آمریکا رفتم و از آنجا مؤمن برگشتم!!!

سید قطب در آمریکا جشن و سرور و پایکوبی مسیحیان از ترور حسن البنا را مشاهده می کند و می بیند که آمریکا چه نوع اسلامی را می خواهد در سرزمین های اسلامی بکارد. وی در مورد آمریکا می گوید:

“اسلامی را که آمریکا و همپیمانانش برای شرق می خواهند، آن اسلامی نیست که در مقابل استعمار و طاغوت مقاومت کند، بلکه از دیدگاه آنان اسلامی خوب است که فقط در مقابل کمونیسم قیام نماید و آن را برنتابد.

آنها نمی خواهند اسلام حکومت کند و حکومت اسلامی را تحمل نمی کنند، زیرا که اگر اسلام حکومت تشکیل داد، ملت ها را به شکلی دیگر – برخلاف میل آمریکا – تربیت می کند و آنگاه است که مردم می دانند که باید صاحب قدرت باشند، استعمارگر را نپذیرفته و طردش نمایند، و می فهمند که کمونیسم وبائی است مانند استعمار و هر دو دشمن و تجاوزگرند.

آمریکا و همپیمانانش برای شرق “اسلامی آمریکایی” می خواهند که فقط به عدم زاد و ولد، حضور زنان در پارلمان و شکننده های وضو فتوا دهد و هرگز در مورد اوضاع اجتماعی، اقتصادی و نظام مالی ما بحث نکنند و در مسائل سیاسی، قومی و آنچه که ما را باهم وصل می کند و خلأها را برطرف می سازد، نه سخن بگویند و نه فتوایی صادر کنند و قانون گذاری، صدور حکم بر مبنای اصول و ثوابت اسلامی و تفوّق طلبی برای اسلام ممنوع است و نوشتن، سخن گفتن و صدور فتوا در آن مورد جواز ندارد”.

این دیدگاه سید قطب رحمه الله در مورد “اسلام آمریکایی” است که در سال ۱۹۴۹م. اذعان نموده بود.

همچنین رئیس جمهور اسبق آمریکا ریچارد نیکسون در سال ۱۹۸۸م. در کتابش “فرصت را دریابیم”، غرب – از آمریکا تا روسیه – را بر اتحاد علیه “مسلمانانِ اصولگرا” فراخوانده و گوشزد کرده بود که این نوع مسلمانان به دنبال مسائلی اند از قبیل:

۱- بازآفرینی گذشته به معنی احیای تمدن سابق اسلامی.

۲- تطبیق و اجرای کامل شریعت و قوانین اسلامی.

۳- معتقد اند که اسلام شامل دین و دولت است – و جدایی دین از سیاست را نمی پذیرند -.

۴- با وجود اینکه آنان به گذشته می نگرند، اما از گذشته برای ساختن آینده الهام می گیرند. آنها محافظه کار نبوده بلکه انقلابی اند.

“فوکویاما” فیلسوف سکولار و نظریه پرداز استراتیژی آمریکا ” در اوائل سال ۲۰۰۲م. در مورد پروژه “اسلام آمریکایی” گفته بود:

“اسلام در جهان، تنها تمدنی است که با مدرنيسم غربی مشکل دارد – و آن را نمی پذیرد -، جهان اسلام در سال های اخیر مأمن ظهور حرکت های اصولگرایانه ای بوده که سیاست های غربی را نمی پذیرند که هیچ، بلکه اساس مدرنیسم که نظام سکولار و غیر دینی است را رد می کنند. پس باید تحول اساسی از درون اسلام آغاز گردد. مسلمانان باید موضع خود را مشخص کنند که آیا با مدرنیسم و حاکمیت  سکولار می خواهند کنار بیایند و با مسالمت زندگی کنند؟ یا خیر؟”.

این همان اسلام آمریکایی ای است که می خواهند جایگزین اسلام محمدی – علیه السلام – نمایند.

افراد غیر مسلح و بی گناه در قتال چه کسانی هستند? پاسخ به شبهاتی در مورد بی گناهان در جنگ مسلحانه

افراد غیر مسلح و بی گناه در قتال چه کسانی هستند? پاسخ به شبهاتی در مورد بی گناهان در جنگ مسلحانه

به قلم : ابومصعب

مطلب خود را با یک مثال آغاز می کنم که در سالهای گذشته ابزار دست منافقین و دشمنان اسلام  به مجاهدین شریعت گرا بوده است ، و آنهم اینکه اسامه بن لادن تقبله الله که به برجها حمله کرد ایا اشتباه کرد؟

جواب این شبهه شما از چندین وجه است:

وجه اول:

صعب بن جثامة رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می کند که از رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره اهل دیاری پرسیده شد که مشرک بوده و مورد شبیخون (ازسوی مسلمین) قرارمی گیرند و برخی از زنان و کودکانشان کشته می شوند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود« اینان ازهمانها محسوب می شوند »

این حدیث ثابت می کند که زنان و کودکان و هرکس که قتل او منفرداً جایز نباشد، اگر با غیرخود مختلط باشند و امکان جداسازی نباشد قتلشان جایزمی باشد، چون آنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره شبیخون پرسیدند و درشبیخون هم تمییز وجداسازی (کودکان و زنان از مردان یا به اصطلاح اینان نظامی و غیرنظامی) ممکن نیست، و رسول الله صلی الله علیه وسلم به این کار اجازه داد جون برخی از اموری که استقلالاً جایز نمی باشند، به تبعیت(وقتی با عاملی غیر از خود همراه می شود) جایزمی شوند.

وجه دوم:

فرماندهان مسلمین درجنگهاشان با کفار از منجنیق برای ضربه زدن به آنها استفاده می کردند و بدیهی است که منجنیق بین نظامی و غیر نظامی فرق نمی گذارد و ممکن است که برخی از این افرادی که اینان آنها را بی گناه می نامند هم آسیب ببینند ولی با این حال روش مسلمین در تمام جنگها در طول تاریخ به همین منوال بوده است.

ابن قدامه  استعمال منجنیق جایز است زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم:علیه اهل طائف منجنیق به کار برد والمغنی والشرح .» نیز عمرو بن عاص علیه اهل اسکندریه منجنیق را استعمال کرد[۱]

و ابن قاسم تیراندازی به کفار با منجنیق جایز است هرچند کودکان و زنان و « : در الحاشیه می گوید.» سالمندان و راهبان بدون قصد کشته شوند زیرا خسارت زدن به کفار )نکایه( به اجماع جایز است.

ابن رشد  می گوید :   نکایه )خسارت زدن( به اجماع به تمام انواع مشرکین جایزاست [۲]

وجه سوم:

فقهای مسلمین قتل مسلمانانی که”سپر انسانی” بشوند، را اجازه داده اند، یعنی مسلمانانی در دست کفار اسیرباشند و کفار برای در امان ماندن از تیرهای مسلمین آنها را سپر خود قراردهند. با اینکه این مسلمانانی که سپرانسانی قرار داده شده اند هیچ گناهی ندارند، تمام فقهای مسلمان در طول تاریخ اسلام قتل آنها را جایز دانستهاند، درحالی که طبق اصطلاحات اینان )معترضین(، آنها بی گناه محسوب می شوند و قتلشان نباید جایز باشد.

شیخ الاسلام ابن تیمیه  علماء اتفاق نظر دارند بر اینکه اگر ارتش کفار اسرای مسلمان را سپر « : می گویدخود کنند و ترس از این برود که اگر مسلمانان جنگ را ادامه ندهند به ضرر آنها تمام می شود باید جنگ را.» ادامه دهند هر چند این کار به کشته شدن آن مسلمانان سپر قرار داده شده بینجامد[۳]

ادامه خواندن افراد غیر مسلح و بی گناه در قتال چه کسانی هستند? پاسخ به شبهاتی در مورد بی گناهان در جنگ مسلحانه

حقیقت جنگ بین مومنین و دشمنانش از زبان سید قطب

حقیقت جنگ بین مومنین و دشمنانش از زبان سید قطب

سيد قطب :

به حقیقت جنگ بین مومنین ودشمنانشان جنگ عقیده است وچیزی دیگری نیست بطور مطلق…..

و بجز ایمان وعقیده صحیح هیچ چیز دیگری  دشمنان را خشمگین نمی کند…..

به حقیقت این جنگ، جنگ سیاست نیست …..

واین جنگ، جنگ اقتصاد نیست……

واین جنگ، جنگ نژاد پرستی نیست……

پس اگر جنگ بخاطر اینها بود پس متوقف کردنش آسان بود…. وراه حلشم بسیار راحت بود…..

اما در حقیقت این جنگ عقیده وایمان است…

جنگ کفر وایمان …..

جنگ جاهلیت واسلام…..

خطاب به کسانی که از دشمن شناسی اسلامی برخوردار نبوده و بر علیه مسلمین زبان درازی می کنند (قسمت اول )

خطاب به کسانی که از دشمن شناسی اسلامی برخوردار نبوده و بر علیه مسلمین زبان درازی می کنند (قسمت اول )

به قلم : ابوصلاح الدین الکردی

بسم الله الرحمن الرحیم

در همین ابتدای امر خطاب به کسانی که از دشمن شناسی اسلامی برخوردار نبوده و در جنگی که آمریکای سکولار رهبریت آن را بر عهده گرفته بر علیه مسلمین زبان درازی می کنند می گویم : این نوشته را بخوانند و سپس نفس خود را مورد محاسبه قرار دهند و نتیجه ای الله پسند به دست آورند .

آیا معنی «دین» را می دانی ؟

آیا می دانی طبق آیه « لَکُمْ دينُکُمْ وَ لِيَ دينِ » عقاید ساخته شده توسط بشر هم «دین» محسوب می گردد و انسان هم می تواند «دین» تولید کند ؟

آیا می دانی سکولاریسم هم یک دین است ؟

آیا می دانی طبق آیه ی « لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا » یهود و سکولاریستها دشمن شماره یک مسلمین هستند؟

آیا می دانی طبق آیه ی « وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّي يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ » سکولاریستها «پیوسته و همیشه» با مسلمین جنگ مسلحانه می کنند تا اینکه مسلمین با کنار نهادن قوانین شریعت الله از دین اسلام مرتد گردند .

آیا می دانی طبق آیه ی« فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقی لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ» کفر به طاغوت یعنی چه ؟

آیا می دانی تمام پیامبران طبق آیه ی « وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ » برای چه امده اند ؟

آیا معنی دارالاسلام و دارالکفر را می دانی ؟

آیا می دانی هر سرزمینی که طبق قوانین یکی از مذاهب اسلامی حکم شود و حاکم آن نیز مسلمان باشد دارالاسلام است ؟

آیا می دانی هم اکنون آمریکا رهبریت جهان سکولار و مرتدین محلی بر علیه مسلمین را بر عهده دارد ؟

آیا می دانی که آمریکا و متحدینش در افغانستان، عراق و سوریه از اسلحه شیمایی و فسفور سفید استفاده کرده اند ؟

آیا……

بدون شک تعداد زیادی از شما از چنین مفاهیم اساسی آگاهی کافی ندارید و تلاش هم نکرده اید که در جستجوی چنین مفاهیمی بگردید و درکش کنید .!

اما زمانی که نوبت به قضاوت و حکم دادن در مورد مسلمین شریعت گرا می رسد همه تبدیل به قاضی و حتی مفتی می گردید و بر زبان راندن کلماتی چون : تندرو، خوارج، مزدور، رافضی و…     برایتان مثل آب خوردن می گردد .

زمانی هم گفته می شود دلیل شما برای بیان چنین اتهاماتی چیست ؟ می گوئید: از فلان شخص شنیدم ، فلانی گفت، فلان کانال کافر جهانی یا مرتد محلی گفت، فلان شیخ ساکن در دارالکفر فتوا داد و…. . درست مثل اینکه کسی به شما بگوید شما دزد یا قاتل هستید و دلایلی اینچنین واهی بیاورد.

در حالی که الله متعال می فرمایند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ «فَتَبَيَّنُوا» أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ.  این دستور الله متعال در مورد فاسقین موجود در میان مسلمین است . حالا اگر یک کافر یا یک مرتد خبری را به شما برساند شما به طریق اولی تر باید آن را روشن و تبین نمائید و هرگز به آن اعتماد نداشته باشید .

این را نیز بدانید کسانی که واقعیتهای مسلمین و دنیای کفر سکولاریستی و نوکران محلی آنها را بیان می کنند در برابر حملات سهمگین دشمنان قانون شریعت الله قرار گرفته اند ، تا با حذف این راستگویان حقایق به دست مردم نرسد و خودشان بتوانند به میل خود و با حمایت دین فروشان و یاوران طاغوتها دروغ و شایعه تولید نموده و مردمان گیج و ضعیف الایمان را فریب داده و در راستای اهداف خود بسیج نمایند .

بر همین اساس از شما می خواهیم ما را از زبان خودمان بشناسید نه از زبان دشمنانمان. و چنانچه هر گونه انتقاد یا راهنمائی دارید به روشی اسلامی آن را ارائه دهید تا اسباب خیر و اصلاح گردد نه با سمپاشی و شایعه پراکنی و پخش اتهامات بی پایه و اساسی که دشمنان ما و شما آن را تولید نموده اند .

ما هرگز از نقد دیگران و خود انتقادی هراسی نداشته و پیوسته جهت خود شناسی و رفع ایرادات خود و پرورش روحیه ی خود انتقادی و نقد پذیری تلاش نموده ایم که به نوبه ی خود به بخشی از این مشی مبارزاتی در مورد شیوه ی حکمرانی دولت اسلامی در عراق و شام اشاره می نمایم.

دولت اسلامی و تخریب مساجد و مکانهای عبادی و رای اسامه بن لادن رحمه الله (قسمت دوم )

دولت اسلامی و تخریب مساجد و مکانهای عبادی و رای اسامه بن لادن رحمه الله (قسمت دوم )

به قلم : ابوصلاح الدین الکردی

بسم الله الرحمن الرحیم

هم اکنون در سرزمینهای مسلمان نشین چهار نوع واکنش در برابر دولت اسلامی در عراق و شام وجود دارد :

کسانی که بدون کوچکترین شناختی در مورد دولت اسلامی در عراق و شام تنها به دلیل تأثیر دروغپراکنی و خبر سازی آمیخته با راست و دروغ رسانه های سکولار جهانی و محلی و سحر و جادوگری ملاهای دین فروش وابسته به سیستم سکولاریستی با دولت اسلامی در عراق و شام مخالفت می کنند

دسته ها و احزابی به ظاهر اسلامگرایی که با دین تجارت کرده و خود و اطافیانشان را می پرورانند جهت راضی نمودن آمریکا و متحدینش و حفظ منافع حزبی خود با دولت اسلامی در عراق و شام مخالفت می کنند .

بسیاری از اعضای دولت اسلامی در عراق و شام که بدون ایراد کوچکترین مخالفتی در برابر اشتباهات رایج دستورات را اجرا می نمایند.

گروهی از مسلمین که در واکنش به جنایات آمریکا و متحدینش در کشتارزنان و کودکان اهل سنت، اشغالگری سرزمینهای مسلمین و اهانتهای مکرر سکولاریستها به مقدسات مسلمین پشتیبانی کامل خود از دولت اسلامی در عراق و شام را اعلام نموده اند .

دسته ای از مسلمین نیز بدون تأثیر گرفتن از سکولاریستهای جهانی و دین فروشان و مرتدین داخلی ، صرفا جهت محافظت از دستاوردهای جهاد فی سبیل الله و با دلایل و تفاسیر شرعی خاص خود از شریعت ، ضمن حمایت از مجاهدین دولت اسلامی در عراق و شام در جنگ با سکولاریستهای جهانی و مرتدین محلی، با بعضی از اعمال آنها مخالفت نموده و دیدگاههای خود را بیان نموده اند .

دوستان گرامی من خود را از گروه پنجم می دانم و بدون توجه به رخدادهای میان سکولاریستها و اهل تشیع با اهل سنت عراق،  بر این باورم که دولت اسلامی در عراق و شام صرفا نتیجه ی بازخورد اشغالگری آمریکا در منطقه  و واکنش اعراب اهل سنت در برابر زیاده روی های اهل تشیع عراق و متحدین آمریکا بوده است . در نتیجه نسخه ای عراقی بوده که به دلایل مختلف قابل تکثیر و نسخه برداری در سایر سرزمینهای مسلمان نشین جهت برخورد با دیگر فرق و مذاهب منتسب به اسلام  و اتحاد حول منافع و مصالح مشترک و مبارزه با دشمن اصلی و سکولار مشترک مسلمین نبوده و در این زمینه ی خاص کارآیی مطلوبی نخواهد داشت. 

دوباره تاکید می شود که هیچ مسلمانی با راهکار اتحاد میان مسلمین ، جهاد با کفار سکولار و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و نوکران محلی آن، آزاد سازی سازی سرزمینهای مسلمان نشین از دست اندازی طاغوتها و در نهایت یکپارچه نمودن سرزمینهای اسلامی تحت رهبریت واحد، تطبیق شریعت الله وفراهم نمودن جامعه ای که در آن « أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ » تحقق یافته و زمینه برای « فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ » فراهم گردیده مخالفتی نداشته و ندارد؛ بلکه انتقاد ما از برادرانمان در دولت اسلامی بر این است که این عزیزان دارای اشتباهات مهلکی هستند که چنانچه اصلاح نگردد،علاوه بر آنکه تمام این موارد از دست خواهند رفت بلکه علاوه بر وخیم تر نمودن وضع موجود و ایجاد ویرانی و کشتار بی سابقه ی مسلمین، تسلط  طاغوتها و اشغالگران سکولار خارجی بر مسلمین را طولانی تر و مستحکم تر خواهد گردانید .

به اذن الله در زیر به صورت موردی به این نکات در قالب انتقادی برادرانه پرداخته خواهد شد ، امید آن است که علاوه بر نشر این مطالب توسط پایگاه اطلاع رسانی شما،  آن را به گوش امرای خود رسانده و در مسیر اصلاح قدمی برداریم . ان شاء الله.

قبلا مقاله ای تحت عنوان « دلایل شرعی در انهدام حسینیه های شیعیان ۱۲ امامی و مساجد زیدی های یمن » را خدمت شورای مدیریت سایت «بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کردستان و هورامان» ارسال نموده بودم که الحمد لله منتشر گردید . و پس از مدتی مشاهده نمودم که عده ای از جندی های دولت اسلامی در همین سایت تحت عنوان «نصیحت و تذکر جمعی از جندی های دولت اسلامی به قادات و امیران و برائت از اشتباهات خطرناک دوله» بیانیه ای را منتشر نمودند که در آن از انفجار مکانهای عبادی اعلام برائت نموده بودند . در این نوشته به صراحت آمده است که: “ابوبکر بغدادی در اولین سخنرانی تصویری خود در مسجد بزرگ موصل اعلام کرد که در هر جایی اشتباه کردم مرا نصیحت کنید و ما نیز در قالب نصیحت و در راستای متحد نمودن صفوف مسلمین در جنگ با تحالف صهیونی – آمریکائی نکات زیر را بیان می کنیم :

مرتد دانستن تمام شیعیان بدون استناد به دلایل شرعی و با وجود سکوت تمام جناحهای موجود در برابر چنین فتنه ای و پشتیبانی علمای سوء و فاسد آل سعود و شیوخ صحوات چون ابوبصیر و امثالهم ؛ و معامله نمودن با شیعیان همچون مرتدین .[۱]

منفجر نمودن مراکز عبادی شیعیان، متصوفه ، قادیانی ها و غیره در سرزمینهایی که تحت کنترل دولت اسلامی نیستند ، درحالی که از منفجر نمودن مراکز عبادی مشرکین اهل کتاب (یهودیان و نصارا) و مشرکین شبهه اهل کتاب (مجوس و مشابهین آن) در زمان تسلط نیز منع شده ایم .

بر این اساس، شایسته است که با تذکر این موارد از تمام اعمالی که در این زمینه توسط مجاهدین دولت اسلامی صورت می گیرد اعلام برائت شود؛ در عین حال از تمام اعمالی که بر علیه کفار سکولار و اشغالگر خارجی به رهبری تحالف آمریکا یی و نوکران محلی آن  صورت می گیرد حمایت و پشتیبانی گردد .

ما بر پیمان خود در جنگ با سکولاریتهای جهانی و نوکران مرتد محلی آنها پایبند هستیم، اما از این به بعد در این دو مورد، که بر خلاف قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم بوده، و در وضع موجود برای مسلمین مانع ایجاد کرده و تمکین و آزاد سازی را به تاخیر می اندازد؛ مشارکت ننموده و علاوه بر آن برائت خود را نیز از تمام کسانی که مرتکب چنین اشتباهات فاحشی می گردند اعلام می نمائیم . ”

و در آیه ۳۹ و ۴۰ سوره سوره الحج آمده است: أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْکَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ کَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ .  به کسانى که ظلم شده ، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته اند؛ و خدا بر یارى آنها تواناست. همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز این که مى گفتند: «پروردگار ما، الله است» و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسیله بعضى دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه ها[۲]، وبیع[۳] وصلوات [۴]معابد یهود و نصارا، و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده می شود، ویران مى گردد و خداوند کسانى که او را یارى کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یارى مى کند؛ خداوند قوى و شکست ناپذیر است.

در این جا ما آشکارا و به روشنی می بینیم که یکی از اهداف جهاد و جنگ مسلحانه ی مسلمین ، جلوگیری کردن از ویرانی دیرها و صومعه ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده می شود بیان می گردد . در سوره بقره آیه ۱۹۰ نیز آمده است: و در راه خدا، با کسانى که با شما مى جنگند، نبرد کنید و از حد تجاوز نکنید، که خدا تعدى کنندگان را دوست نمى دارد.

خداوند ممانعت از تخریب این اماکن را «فضل الله بر بندگانش» می داند، در حالی که در الكنائس والبيع و صومعه ها و آتشکده ها و امثالهم  به همراه ذکر الله ، شرک و کفر گفته می شود و علاوه بر انکه تنها «ذکر الله» نیست کلمات و اعمالی انجام می گیرد « من أعظم ما يسخطه سبحانه» بوده و خداوند هرگز به این شرکیات و گمراهی ها راضی نیست .

در کتاب كشاف القناع آمده است : وقال الشيخ ـ يعني شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله ـ من اعتقد أن الكنائس بيوت الله وأن الله يعبد فيها، وأن ما يفعل اليهود والنصارى عبادة لله وطاعة له ولرسوله، أو أنه يحب ذلك أو يرضاه، فهو كافر، لأنه يتضمن اعتقاد صحة دينهم، وذلك كفر. انتهى.

در این صورت مسلمین معتقد هستند که این مکانها « بيوت للشيطان يكفر فيها بالله تعالى ويعصى فيها أبلغ المعصية » هستند که در آن بسیاری از دستورات شیطان با دستورات اسلام ترکیب شده و گناه محسوب می گردد . با این وجود هرگز در ردیف  دشمن شماره یک مسلمین «سکولاریستها» قرار نگرفته اند . سکولاریستهایی که پیوسته با مسلمین خواهند جنگید تا آنها را از قانون شریعت الله و دین اسلام مرتد گردانند .” وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ”  (البقرة، ۲۱۷)

در تاریخ غزوات و جنگهای صدر اسلام و حتی پس از آن از ویرا ن نمودن مکانهای عبادی کفار و مشرکین اهل کتاب و شبهه اهل کتابی که حتی در جنگ مسلحانه با مسلمین بوده اند پرهیز شده است ، حالا چه رسد به کفار و مشرکینی که صدها و بلکه هزاران کیلومتر آن طرفتر در دیرها و صومعه ها و معابد شرکی خود مشغول عبادت باشند .

زمانی که فرمان « أذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا …» صادر می گردد، تنها اجازه ی محافظت  از مساجد مسلمین نیست بلکه شامل تمام مکانهایی می گردد که دیگران در سایه ی پیمانی در سرزمینهای تحت حاکمیت مسلمین زندگی می کنند و یا اینکه در حین جنگ با مسلمین بوده اما در مکانهای عبادی خود ساکن شده اند . و نکته ی اساسی تر اینکه نمی توان به علت جرمی که یک دسته از این اشخاص در سرزمینی مرتکب شده اند، دیگر هم کیشان آنها در سرزمین دیگر را مجازات نمود؛ چنانچه گفته اند : فلم يتم استهداف يهود المدينة بما فعله يهود خيبر.

ابن خويز منداد  از أئمة المالكية  در اواخر قرن چهارم این آیه ی «» ضامن ممانعت از هدم و ویران نمودن مکانهای عبادی اهل ذمه  و آتشکده ها می داند و و در مورد آتشکده ها می گوید: أما بيوت النار فلا تتضمن هذه الآية منع هدمها فإنها لا يذكر فيها اسم الله وإنما منع هدمها عقد الذمة الذي ينعقد بين أهلها وبين المسلمين . وقيل الصفة راجعة إلى مساجد خاصة .

انجام چنین نقشه و طرحی در واقع نصرت الله محسوب می گردد (ولينصرن الله من ينصره) و انگار دفاع از چنین مکانهایی به منزله ی « نصروا الله » محسوب می گردد . بر این اساس جمله با لام قسم و نون التوكيد آمده است . در این صورت چنین اشخاصی که با نصرت الله « إن مكناهم في الأرض » مجری چنین طرحی خواهند بود و «إن الله على نصرهم لقدير».

در عصر حاضر نیز فرمانده ی مجاهد آدم غدن  از اعضای برجسته ای القاعده بیانیه ای را منتشر می کند که در آن رای شیخ اسامه بن لادن رحمه الله آمده است مبنی بر اینکه منفجر نمودن مکانهای عبادی شیعه ومتصوفه حرام بوده و نمی توان شیعه های سعودیه و دیگر مکانها را به جرم گناه شیعه های عراق مجازات نمود .

در جای دیگر از امام شهید – بأذن الله – اسامه بن لادن رحمه الله  می پرسند که بعضی از مساجد ضرار هستند و حکم مساجد ضرار را دارند . او درجواب می گوید: در این صورت مردم را از این مکانها خارج و تخلیه کنید و در صورت عدم وجود مردم در آن می توانید چنین مکانهایی را تخریب کنید .

[۱] مراجعه شود به مقاله ی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی تحت عنوان : ميشه بفرماييد ارتداد چيست و مرتد كيست ؟ و دليل ارتداد شيعيان چيست ؟

ما به كرات از رهبران و بزرگان دولت اسلامي در عراق و شام و بعضي از فرق القاعده در يمن وغيره شنيده ايم كه شيعيان مرتد هستند ، ميشه بفرماييد ارتداد چيست و مرتد كيست ؟ و دليل ارتداد شيعيان چيست ؟(سلسله درسهاي : پرسش از ما و شما ،  پاسخ  از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )

[۲] صومعه یا دیر مکان منفرد دور از مردم  و زندگی عادی می باشد .مكان منفرد يسكنه الزاهد أو المتعبد ابتعادا عن الناس وشؤون الدنيا

[۳] والبيع جمع : بيعة – بكسر الباء وسكون التحتية – مكان عبادة النصارى ولا يعرف أصل اشتقاقها . ولعلها معربة عن لغة أخرى

[۴] الصلوات جمع : صلاة وهي هنا مراد بها كنائس اليهود معربة عن كلمة ( صلوثا )

دموکراسی پلید

دموکراسی پلید

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله وحده، والصلاة والسلام على من لا نبي بعده.

و بعد…

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، مبدا و عقیده ی حاکمیت خالق بر مخلوق- از این جهان و هر آنچه و هرآنکه از مخلوقات و ملائک او سبحانه و تعالی را که در آن است- کتمان می کند و سپس بر مبدا و حاکمیت مخلوق عاجز و فقیر بر این جهان و آنچه در آن است اقرار می کند. طبق این عقیده، هیچ حکومتی و هیچ امری بالاتر از حاکمیت دموکراسی نیست و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، اعتقاد به یگانگی خدا و این که تنها و تنها اوست، سبحانه و تعالی، که باید به یکتایی عبادت شود را کتمان می کند و با آن می جنگد و در عوض به بندگی شخص برای شخص و مخلوق برای مخلوق، اقرار می کند و به همین دلیل بعضی از آن ها بعضی دیگر را به سروری می گیرند و قانون گذاری غیر خدا را می پذیرند و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، حاکمیت الله متعال و اصل «الحکم لله» را کتمان می کند و در عوض به حاکمیت بشر اقرار می کند و آن را واجب می شمارد، حاکمیت اکثریت، حاکمیت صندوق های رای، حاکمیت طاغوت و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، اعتقاد به ولایت خدا و برائت از غیر او را کتمان می کند و در عوض  به روابط وثنیت و جاهلانه ای که هیچ حجتی  برای آن ها از سوی خدا نازل نشده است، اقرار می کند و بین کفار و فاسقین و اشرار و بدترین افراد روی زمین با اتقیا و صالحین رابطه ی برادری و برابری برقرار می کند و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، عقیده و اصل امر به معروف و نهی از منکر را-مگر در حدودی که خودش مجاز می داند- کتمان می کند تا به منکر و کفر و شرک و فسق و فجور و فساد مشروعیت دهد کند و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، عقیده و اصل جهاد فی سبیل الله را –  آنگونه که اسلام آن را تعریف می نماید و به آن فرا می خواند-  کتمان می کند تا عقیده ی ارتباط مسالمت آمیز را جایگزین آن کند ولو این که این رابطه ی مسالمت آمیز، سرزمین ها و مردم آن را نابود کند و پس از این که آن سرزمین ها و مردمانش مدت مدیدی را تحت حکومت الله و قوانین الهی گذراندند، به کفر و فسق و فجور حکم نماید و حاکمیت را به کافرترین و فاجرترین شخص بدهد و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، اصول و ارزش های پسندیده ی اخلاقی را کتمان می کند و به نهایت بی بند و باری و انحرافات جنسی و اخلاقی، مشروعیت می بخشد و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، به بهانه ی آزادی بیان، طعن به خالق سبحانه و تعالی و استهزای سید مخلوقات، محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم و برادران او از انبیا و رسل، صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين را توجیه می کند و در این نظام، هیچ کس از نقد و تعقیب و استهزا و مسخره شدن در امان نیست و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، تهاجم استعمارگران به سرزمین ها را برای از بین بردن دولت ها و خراب و ویران کردن شهرها و روستاها پس از این که مدت های مدیدی آباد بوده اند را توجیه می کند و اجازه می دهد که مهاجمان، شهرها و روستاها را محاصره کنند تا اهل آن از گرسنگی و آتش افروزی بمیرند و همچنین اجازه می دهد تا خانه ها را بر سر ساکنان آن از زن و پیر و کودک خراب کنند و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، آدم کشی و قتل عام و جنایت و هتک حقوق و حرمت و کرامت انسانی را توجیه می کند و قهرمانان آزادی را به تاریکی های زندان می افکند تا نهایت ظلم و شکنجه و حقارت را به آن ها بچشاند و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، بر جاه طلبی مستعمرین در  سرزمین مسلمان ها و به تاراج بردن منابع و ثروت های آن ها و دخالت در امور خصوصی و عمومی کشورهایشان، سرپوش می گذارد و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، بهانه ای ست برای نشاندن مزدوران منافق و مجرم  و احزاب گوش به فرمان مهاجمان استعمارگردر سرزمین مسلمانان تا از استعمارگران بیگانه پشتیبانی کنند وبه دخالت آن ها در امور کشورها و مردمان آن، رنگ قانونی و شرعی دهند و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند، با متجاوزترین دیکتاتوری ها همراه می شود و با آن ها و نظام های فاسد و سرکوب گر به حساب ملت های شکست خورده و مظلوم و ترسو و به خاطر مصالح و مطامع صاحبان نفوذ و سرمایه داران جهان آزاد دموکراتیک، پیمان می بندد و هنگامی که دموکراسی اینگونه باشد، بی شک کثیف و کفرآمیز است و اشخاص مومن و درستکار آن را فرو می نهند.

دموکراسی، آنگونه که هست و آنگونه که طرفدارانش به آن اعتراف می کنند،باخشونت و سخت­گیری خود بر خشم و خشونت دیکتاتورهای زمان مانند آن­چه در، كعقبة كأداء أمام أي مشروع إسلامي نهضوي – مهما كان هذا المشروع ممثلاً لرغبة وإرادة الأكثرية من الشعوب – يستهدف قيام دولة إسلامية راشدة، وأن يُعيد للأمة مجدها ودورها الريادي الحضاري الذي يليق بها، والتي فقدته منذ زمن، عندما تكون الديمقراطية كذلك، فهي لا شك أنها ديمقراطية قَذِرَةٌ كافرة، تأباها النفوس السوية المؤمنة.

این دموکراسی­ست و این پلیدی وفساد و بوی بد آن است و با این وجود – متاسفانه- همیشه کسی که دین و دنیای ما را به دست دارد، کسی­ست که این دموکراسی کثیف را می­آراید و آن را در دهانش می­جود و بدون اینکه طعم  پلیدی و تعفن آن را بفهمد به آن مباهات می­کند و گمان می­کند که بهترین کار را انجام داده است ولا حول ولا قوة إلا بالله!

اگر گفته شود که دموکراسی و پلیدی آن را فهمیدیدم اما جایگزین آن چیست؟

در جوابشان می گویم، همانطور که قبل از من علمای گرانقدر این را به کرار گفته¬اند، جایگزین دموکراسی، دیکتاتوری یا حاکمیت فرد یا چیزهایی از این قبیل نیست، بلکه جایگزین آن حکم اسلام است وحسب، در اسلام سوالی مطرح نمی شود، مگر این که جوابی برای آن وجود داشته باشد و هیچ مشکلی-از هر نوع که باشد- نیست، مگر این که راه حل مفیدی برای آن قرار دهد، همانطور که هیچ چیز نافعی وجود ندارد، مگر این که اسلام ما را به سوی آن فرا می¬خواند و هیچ چیز مضری وجود ندارد، مگر این¬که ما را از آن برحذر می¬دارد.همانطورکه خداوند متعال می¬فرماید: « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً» «» (مائده/۳) و همچنین می¬فرماید: « أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ» «» (مائده/۵۰) و نیز:« وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» «» (غافر/۲۰) و همچنین خداوند متعال می فرماید:« قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى» «» (بقره/۱۲۰) و جز این، هر چه باشد، باطل و نابود است و گمراهی آشکاری­ست.

در کشتن آمریکایی ها  ومزدوران سکولارش با هیچ کس مشورت نکن، جنگ با شیطان نیازی به فتوا ندارد، نیاز به مشورت ندارد، نیاز به استخاره ندارد، آنها حزب شیطان هستند

در کشتن آمریکایی ها  ومزدوران سکولارش با هیچ کس مشورت نکن، جنگ با شیطان نیازی به فتوا ندارد، نیاز به مشورت ندارد، نیاز به استخاره ندارد، آنها حزب شیطان هستند

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله و الصلاة و السلام على سيدنا محمد و آله و صحبه و سلم

مسئولیت علماء و داعیان مسلمان، مسئولیتی عظیم است، در این شرایط بسیار سیاه که امت با خطرهای سرنوشت سازی مواجه است، نیاز شدیدی به توجیهات علماء دارد.

خداوند به این مطلب امر فرموده و کسانی که حق را کتمان می کنند، را بر حذر داشته است و می فرماید:

(إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ * إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَـئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ).

«‏ بي‌گمان كساني كه پنهان مي‌دارند آنچه را كه از دلائل روشن و هدايت فرو فرستاده‌ايم، بعد از آن كه آن را براي مردم در كتاب بيان و روشن نموده‌ايم، خدا و نفرين‌كنندگان ( چه از ميان فرشتگان و چه از ميان مؤمنان انس و جان ) ، ايشان را نفرين مي‌كنند ( و خواستار طرد آنان از رحمت خدا خواهند شد).‏»

و همچنین می فرماید:

(إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولَـئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * أُولَـئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ).

«‏كساني كه آنچه را خدا از كتاب ( آسماني ) نازل كرده است، پنهان مي‌دارند ( يا دست به تأويل ناروا و تحريف مي‌يازند ) و آن را به بهاي كم ( و ناچيز دنيا ) مي‌فروشند، آنان جز آتش چيزي نمي‌خورند.  (زيرا اموالي كه از رهگذر كتمان آيات آسماني و تحريف و تأويل نارواي حقائق رحماني به دست مي‌آيد، سبب نزول آنان به آتش دوزخ خواهد شد) و روز رستاخيز خدا ( از آنان روگردان بوده و ) با ايشان سخن نمي‌گويد و آنان را ( از كثافت گناهان با عفو و گذشت خويش ) پاكيزه نمي‌دارد. و ايشان را عذاب دردناكي است.‏»

و پیامبر صلى الله عليه و سلم می فرماید: “هر کس علمی را کتمان کند خداوند در روز قیامت او را به لگامي از آتش، افسار مي نمايد.”

و اهل علم می گویند: “جایز نیست که بیان از زمان نیاز به تاخیر انداخته شود.”

ادامه خواندن در کشتن آمریکایی ها  ومزدوران سکولارش با هیچ کس مشورت نکن، جنگ با شیطان نیازی به فتوا ندارد، نیاز به مشورت ندارد، نیاز به استخاره ندارد، آنها حزب شیطان هستند

حکم جاسوسی کردن برای کفار بر علیه مومنین و دارالاسلام در شریعت اسلام

حکم جاسوسی کردن برای کفار بر علیه مومنین و دارالاسلام در شریعت اسلام

نویسنده:ماموستا فاتح کریکار

در این جنگ ۱۲ روزه ی رژیم صهیونیستی و آمریکا بر علیه دارالاسلام ایران تعدادی خائن و مزدور وجود داشتند که به ضرر مومنین و دارالاسلام برای این کفار مهاجم و اشغالگر دست به تخزیبات و جاسوسی زدند و حتی در مواردی با انجام عملیاتهائی با پهبادها و ریزپرنده ها به صورت عملی در این جنگ در کنار این جنایتکاران مهاجم قرار گرفتند.

دارالاسلام ایران تعداد زیادی از این موجودات را دستگیر و تعدادی را نیز اعدام کرده است.

جبهه ی کفار اصلی مهاجم به همراه دارودسته ی منافقین بومی نسبت به این اعدامها تبلیغات گسترده ای برپا کرده اند، برای آندسته از مسلمین که دوست دارند جایگاه و حکم این جاسوسها در شریعت اسلام را بدانند متن زیر از ماموستا کریکار را ارائه می دهیم.

ماموستا کریکار می نویسد:

شیخ ( أبو بصیر عبد المنعم مصطفى حلیمة ) در سال ۲۰۰۱ فتوایی مختصر و مفید را منشر نمودند،من در اینجا بر خود لازم و ضروری می دانم که آن را برای خوانندگان گرامی بیان و واضح سازم تا سختی و اهمیت حکم جاسوسی را بدانند و سایرین را نیز به آن آگاه گردانند. شیخ بعد از حمد و ستایش خداوند بلند مرتبه می فرمایند:(… بدانید هر کسی که از مسلمانان جاسوسی کند و اشکالات و ایرادات و وضعیت ها و کم و کاستی های مسلمانان به خصوص مجاهدان راه خدا را به اطلاع دشمنان کافر و ستمگر برساند، حالا فرقی نمی کند که کافر اصلی باشند یا اینکه مرتد شده باشند ، خود او نیز به دلیل این جاسوسی کافر می شود. دقیقاٌ همانند خود کفار اصلی و مرتد…) به دلیل اینکه او نیز در سایه حکم شرعی کسانی قرار خواهد گرفت، که برای کفار ولاء(دوستی) داشته و کفار را به عنوان سرپرست و دوست خود قبول داشته اند، بدین وسیله چنین کسانی نیز از دایره اسلام خارج شده اند و حتماً می بایست با کفر خود کشته شوند.

خداوند بلند مرتبه می فرمایند:(وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْیَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِینَ . یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ ) البقره‌/۹,۸ یعنی«و برخى از مردم مى‏گویند ما به خدا و روز بازپسین ایمان آورده‏ایم ولى گروندگان [راستین] نیستند.با خدا و مؤمنان نیرنگ مى‏بازند ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند»

خود را فریب دادن یعنی به صورت ناصادقانه اسلام را به مردم نشان دادن و به ظاهر اظهار مسلمانی نمودن و خود را مسلمان به شمار آوردند، و از سوی دیگر برای حفظ نمودن دشمنان و کافر ستمگر،جاسوسی می کنند. همچنین خداوند بلند مرتبه می فرمایند:( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا ) الحجرات/ ۱۲ یعنی«اى کسانى که ایمان آورده‏اید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پاره‏اى از گمانها گناه است و جاسوسى مکنید و بعضى از شما غیبت بعضى نکند»

جاسوسی بر اساس عوامل محرک ساز دو نوع است:

_ نوعی از آن مربوط می شود به همان حس فضولی خود شخصیت انسان: یعنی چنین شخصیتی خود دارای طبیعتی جاسوس گرانه و تجسسی است که در باطن خود دوست دارد نهان و رازهای مردم را بداند. تا اینکه بعدها با مسرت و غرور در جمع خانواده و فرزندان و خویشانش آن را بیان سازد! همیشه چنین شخصیتی دوست دارد اشتباهات و اشکالات دیگران را بیان سازد. و به این شیوه خود را بزرگ جلوه دهد که گویا دیگران چنین عمل زشتی انجام داده اند و یا اینکه دیگران دچار چنین حادثه های شده اند. به همین دلیل است که ما می بینیم خداوند بلند مرتبه بعد از ذکر نمودن عمل جاسوسی در این آیه مبارکه به دنبالش مسئله غیبت را بیان می فرمایند. به دلیل اینکه غیبت بهره و نتیجه سرشتی و طبیعی و قطعی جاسوسی کردن است. هر کسی که جاسوسی کند مسلماً بعداً به دنبال غیبت کسانی خواهد رفت که از آنها جاسوسی کرده است. چونکه به وضعیت آنان آگاهی پیدا کرده است!

_نوع دوم جاسوسی: محرک و عاملی اصلی انجام این نوع جاسوسی نیز همان تمایل منحرف است که در شخصیت انسانی منحرف وجود دارد! چنین شخصیتی دوست دارد به آن اطلاعات دست پیدا کند، و فوراً آن را گزارش کرده و در اختیار طاغوت و کفر و مشرک و دشمنان خداوند بلند مرتبه قرار دهد. و این نیز والاء(دوستی) برای کفار است.

حکم نوع دوم جاسوسی از نوع اول خیلی خیلی سخت تر است و سزای ان از همه انواع جاسوسی سخت تر و سنگین تر است.به دلیل اینکه این نوع در خانه کفر اکبر قرار خواهد گرفت، و حتماٌ صاحب خود را از دایره اسلام و امت مسلمانان خارج می گرداند. و نهی کردن خداوند بلند مرتبه که در قرآن بیان فرموده و به آن در بالا اشاره شد هر دو نوع جاسوسی را در برمی گیرد(هم جاسوسی کلی و هم جاسوسی اختصاصی) در مورد جاسوسی کلی شایسته تر است که بازگردند و بایستی(مسلمانان) بسیار هشیار باشند.

ادامه خواندن حکم جاسوسی کردن برای کفار بر علیه مومنین و دارالاسلام در شریعت اسلام

اسرائیل قاتل اجیر شده غرب و پایگاهی که ثبات منطقه‌ای را تهدید می‌کند

اسرائیل قاتل اجیر شده غرب و پایگاهی که ثبات منطقه‌ای را تهدید می‌کند

به قلم: ابوابراهیم هورامی

گاهی لازم می شود که ما دشمنان خود را از زبان سایر دشمنانمان بشناسیم چون این دشمنان همیشه با هم به خاطر منافع دنیوی در اختلاف هستند و دست به افشاگری هائی علیه هم می زنند و آنچه ممکن است آنها را با هم متحد کند دشمن مشترک آنها و منافع مشترکشان است.

با آنکه حکومت سکولار و مرتد ترکیه به عنوان قویترین بازوی ترکیه در ناتو به همراه آمریکا و رژیم صهیونیستی و سایر کفار از دشمنان شماره یک مومنین اهل دعوت و جهاد است و با این وجود بر سر منافعی گاه با این شرکای خود دارای اختلافاتی می شود و حقایقی از زبان هر یک بیان می شود که قابل توجه است.  

پس از شروع حملات رزیم صهیونیستی به دارالاسلام ایران، دولت باغچلی، رهبر حزب جنبش ملی‌گرای ترکیه (MHP)، با صدور بیانیه‌ای تند، اسرائیل را به عنوان «قاتل مزدور امپریالیسم جهانی» و «پایگاهی که ثبات منطقه‌ای را تهدید می‌کند» توصیف کرد.

 باغچلی تأکید کرد که اقدامات اسرائیل، از جمله تشدید درگیری با ایران، پیش‌شرط‌های یک جنگ هسته‌ای جهانی را ایجاد می‌کند. به گفته وی، اسرائیل قوانین بین‌المللی را به رسمیت نمی‌شناسد، اخلاق و حقوق بشر را نادیده می‌گیرد و موجودیت رژیم صهیونیستی بر اساس «جنگ، خشونت و نسل‌کشی» است.

باغچه‌لی گفت: «تقریباً غیرممکن است که کشوری مانند اسرائیل پیدا شود که آشکارا قوانین و اصول انسانی را نقض کند.»

 تجاوز اسرائیل علیه ایران، در واقع منعکس کننده مسیر سیاست خارجی تل آویو است که با هدف بی‌ثبات کردن کامل خاورمیانه و زمینه سازی جهت تجزیه ی خاورمیانه و ایجاد به اصطلاح «اسرائیل بزرگ» انجام می‌شود.

اگر دشمنی با مسلمین و بخصوص دارالاسلام ایران نماند، ترکیه که پس از حمایت از گروه‌های وفادار به آنکارا، موقعیت خود را در سوریه تقویت کرده است، به عنوان محتمل‌ترین دشمن اسرائیل در منطقه دیده می‌شود اردوغان، رئیس جمهور ترکیه نیز، در اوایل اکتبر ۲۰۲۴ هشدار داد که پس از لبنان و غزه، ترکیه می‌تواند هدف بعدی اسرائیل باشد.

 رئیس جمهور ترکیه همچنین گفت که نتانیاهو از هیتلر پیشی گرفته است و «اسرائیل» به کشوری تبدیل شده است که راهزنی خود را به مناطق وسیع‌تری از منطقه گسترش می‌دهد.

  در ابتدا، این سخنان به عنوان لفاظی برای مخاطبان داخلی تلقی می‌شد، اما رویدادهای اخیر، از جمله حمله رژیم صهیونیستی به ایران، آنها را مرتبط کرده است.

واقعیت این است که دارالاسلام ایران همان جماعت و سپری محکم در برابر زیاده خواهی های آمریکا و صهیونیستها در خاورمیانه است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد این جماعت و رهبر این جماعت حاکم بر دارالاسلام می فرماید: «إِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ» امام (رهبر) سپر و محافظی است که از پشت سر او جنگیده می‌شود و به او پناه برده می‌شود.