الله اکبر، از سرگیری دور جدید حملات دارالاسلام ایران به مقر احزاب سکولار و مرتد کومله و دمکرات در اقلیم شمال عراق
اواخر شهریور ۱۴۰۱ش نیروی زمینی سپاه دارالاسلام ایران در پاسخ به شرارت های گروهک های سکولار و مزدور کورد اردوگاه نشین در اقلیم شمال عراق و ایجاد آشوب و نا امنی در شهرهای غرب و شمال غربی دارالاسلام ایران چندین روز پیاپی مقرهای وابسته به این گروهکهای سکولار و مزدور آمریکا و ناتو و صهیونیستها را هدف حملات سنگین موشکی و پهپادی خود قرار داده بود.
امروز صبح دوشنبه ۲۳ آبان (۱۴ نوامبر) نیز باز سپاه پاسداران دارالاسلام ایران با ۴ موشک بالستیک منطقه “کویسنجق” و دفتر سکولاریستهای”حزب دموکرات کردستان ایران” را مورد حملات موشکی قرار داد.
همچنین مقر سکولاریستهای “حزب کومله کردستان ایران” و “کوملە زحمتکشان کردستان” در منطقه “زرگویز” استان سلیمانیه نیز هدف حمله ۶ پهپاد قرار گرفتهاند.
هم دست نشاندگان اقلیم کردستان عراق و هم این حزبکهای سکولار و خائن باید بدهی های زیادی را پرداخت کنند.
فرمان رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان مبنی بر تطبیق حدود شرعی بر دزدان و قاتلین شد
مولوی هبه الله رهبر دارالاسلام حکومت بدیل اضطراری اسلامی افغانستان در یک نشست با قاضیان گفت : ــ دوسیه های دزدان، اختطافچیان و فتنه گران را به گونه دقیق برسی نماید. ــ آن دوسیه ها که در آن تمام شرائط شرعی حد وقصاص تکمیل شده باشد، شما مکلف هستید که درآن حدود و قصاص را عملی نماید، زیرا این حکم شریعت و امر من می باشد که واجب است.
سخنان اولیه نماینده رهبر دارالاسلام ایران در جمع خطبا و روسای قبایل حنفی مذهب بلوچستان
محمدجواد حاج علی اکبری رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور در دیدار با خطبا و روسای قبایل حنفی مذهب بلوچستان گفت : توفیق داریم که به اتفاق دوستان ماموریتی از سوی مقام معظم رهبری داشته و برای ابلاغ سلام ایشان به استان شما بیاییم.
در جلسات مختلف مقام معظم رهبری ابراز علاقه و محبت به استان داشته و فرمودهاند: “این ابراز علاقه من به سیستان و بلوچستان مبنای عقلانی دارد و یک جهت آن برای زمانی است که در استان بودم و ظرفیتهای مختلفی از مردم در منطقه را کشف کردم و جهت دیکر آن نیز محرومیتهای تاریخی استان بوده است” و در مجموع میتوان گفت که ایشان احساس خوب و تعلق خاطر به این استان دارند.
در ماجراهای اخیر استان، مقام معظم رهبری ناراحت و نگران شدند و دستور بررسی داشتند و پس از اینکه گزارشهایی خدمت ایشان رسید خواستار شدند تا جوانب مسئله مشخص و مستندات و دلایل کاملا مورد بررسی قرار گیرد.
خواسته مقام معظم رهبری این بود تا بر اساس آنچه از واقعیتها به دست میآید عمل شود که بررسیها صورت گرفت و حاصل آن در شورای عالی امنیت ملی جمع بندی و تصمیماتی اتخاذ گردید.
تصمیمات اتخاذ شده ناظر به همان بررسی ها بود و در خصوص آنچه در زاهدان و برخی شهرهای دیگر اتفاق افتاد باید نگاه ما کمی جامعتر باشد.
بر اساس نظر صریح مقام معظم رهبری افرادی که بی گناه مورد اصابت قرار گرفتهاند از نگاه ایشان شهید و کسانی که بیگناه مجروح شدهاند جانباز و در بنیاد شهید دارای پرونده خواهند شد.
در این میان با افراد یا کسانی که به امنیت خدشه وارد کرده و جرمی مرتکب شدهاند مماشات نخواهد شد و باید مجازات و محاکمه شوند زیرا امینت جامعه خط قرمز همه نظامهاست و تحت هیچ شرایطی مقام معظم رهبری اجازه نمیدهند حقی ضایع شود و نظر ایشان رسیدگی بر اساس موازین حق است.
قضایا به شکل روشن در مراکزی که مسئول رسیدگیهای فنی و قضایی هستند بررسی میشود همانگونه که در بخش مقدماتی کار تشخیص داده شده و جابجاییهایی صورت گرفت
در حوادث اخیر استان غیر از افرادی که به عنوان مجرم شناخته میشوند به لطف و یاری خداوند عدد قابل توجهی از کسانی که تحت تاثیر هیجانات دست به اقداماتی زدهاند در اولین فرصت آزاد خواهند شد.
در ماجراهای اخیر استان کسانی عامل تحریک مردم بودهاند و حساب آنها جداست و باید خطایی که در تحریک عمومی مرتکب شدند را اصلاح و عذر خواهی کنند و از این کوتاهیهای صورت گرفته نمیتوان به راحتی عبور کرد.
در ماجراهای اخیر بسیاری از روسای طوایف، علما، مسئولین و نهادهای امنیتی، نظامی و انتظامی زحمت کشیدند تا آسیبهای بزرگتر ایجاد نشود و از این جهت از همه عزیزان تشکر میکنیم.
انتظار از بزرگترها همین است که در چنین مواقعی آتش فتنه را خاموش کنند به خصوص در استانی همچون سیستان و بلوچستان که مردمانش با روحیه کرامت، احترام ریش سفیدان خود را دارند و جلوی فتنهگریهای دشمن را میگیرند.
در سطح کشور نیز دشمن با هر اتفاقی به دنبال موج سواری و سوء استفاده بوده که مردم بصیر و انقلابی خط خود را از فتنه گران جدا کردند.
نظام اسلامی نسبت به اهل سنت نگاه و سیاست تعریف شدهای دارد هر چند ممکن است در این زمینه مطالباتی وجود داشته باشد اما خدمات انقلاب به محیط عمومی اهل سنت در تاریخ بینظیر است و چنین چیزی از گسترش مساجد، مدارس و انواع رسیدگیهای دیگر مشخص است.
اگر مطالبهای وجود داشته باشد قابل مباحثه و پیگیری است و نباید خطاهای فردی را به نام یک سازمان بدانیم و کل مجموعه را زیر سوال ببریم.
طبق بیان مقام معظم رهبری کلید عمران شرق، استان سیستان و بلوچستان است و این عمران و آبادانی از سواحل مکران شروع شده و در آینده نیز به سایر نقاط گسترش پیدا خواهد کرد.
این که از حوادث و اتفاقات اخیر برداشت مذهبی داشته باشیم صحیح نیست زیرا چنین چیزی اسباب فتنههای دیگر خواهد شد.
مزیت ویژه سیستان و بلوچستان از نگاه نظام اسلامی مسئله وحدت و زیست مسالمتآمیز شیعه و سنی در کنار یکدیگر است و نباید اجازه دهیم کسی این مهم را به بازی بگیرد.
مقام معظم رهبری تاکید دارند که حتی یک نفر هم نباید آسیب بینند و توقع دارند علما، معتمدین و سران طوایف منطقه سنجیده عمل کرده و با آرامش مسائل را پیگیری کنند.
باید در برابر گرگهایی که به دنبال آسیب به ما هستند هوشیار عمل کرده و بر اساس مصلحت استان و کشور پیش برویم.
آیتالله محامی گزارش حوادث و اتفاقات استان را به مرکز کشور ارائه و به اتفاق سایر مسئولان استان در جهت حل مشکلات تلاش کردند که از ایشان و سایر مسئولانی که در این جهت اهتمام داشتند نهایت تشکر را داریم.
یکی از ماموریتهای مهم ما در این سفر شنیدن درد دل، گلایهها و مطالبات مردم است و در این جهت جلسات متعددی برگزار و سپس مسائل را جمع بندی و برای اتخاذ تصمیمهای جدید خدمت مقام معظم رهبری تقدیم خواهیم کرد
قسم به انکس که جان محمد در دست اوست دوست داشتم انقدر میجنگیدم تا کشته میشدم انقدر میجنگیدم تا کشته میشدم انقدر میجنگیدم تا کشته میشدم «حدیث نبوی.»
سپاس خدای را و درود و سلام بر رسول خدا و بر خاندان و یارانش همگی باد از او طلب مغفرت میکنیم و از او هدایت میجوییم و از شر نفس خود و زشتیهای اعمالمان به او پناه می بریم کسی را که خداوند هدایت کرده باشد هیچ گمراه کننده ای ندارد و کسی را که خداوند گمراه کرده باشد هیچ هدایت کننده ای برای او نیست. من شهادت میدهم که هیچ الهی جز الله نیست تنها و بی نیاز است و شهادت میدهم که محمد بنده و فرستاده اوست از خداوند سبحان و متعال میخواهم که ما را هم در زمره شهیدان و بندگان صالحش پذیرفته و در حالی بمیراند که مسلمان باشیم خداوند سبحان و متعال به ما سفارش کرده است که اگر مرگ کسی فرا رسید وصیت نامه ای برای والدین و نزدیکانش بگذارد و برای همه مسلمانان , که در زمانهای پلید به مثابه والدین و نزدیکان ادمی هستند و انچه روح انها را ازار می دهد روح مرا نیز می ازارد و انچه انها را غمگین میسازد مرا نیز غمگین میسازد و خداوند سبحان بر انچه میگویم گواه است.
خداوند شاهد است که عشق به جهاد و مرگ در راه خدا تمام زندگیم را فرا گرفته است و ایات شمشیر در بند بند قلبم جوش میخورد “با تمام مشرکان (سکولاریستها) بجنگید انچنان که انها با تمام شما وارد جنگ شده اند”
چه بسیار که من از خواب پریده و خودم را در حالی یافتم که همین ایه شریفه را تلاوت می کنم اگر هر فرد مسلمانی از خود بپرسد چرا امت ما به چنین وضعیتی رسید که مملو از خواری و سر شکستگی است پاسخش بدیهی خواهد بود چون این امت به مطاع دنیا در اویخت و کتاب خدا را به پشت سر افکند زیرا تنها همین کتاب است که شفا و فلاح و رستگاری این دنیا و ان دنیای ما در ان است یهودیان و مسیحیان ما را به متاع دنیا و لذت های پیش پا افتاده ان فریفته و انگاه پیش از حمله به وسیله ارتش های خود به وسیله ارزشهای مادی خود بر ما تاختند و ما مانند زنان از جای خود تکان نخوردیم زیرا در قلبها دیگر عشق مرگ در راه خدا وجود نداشت…
روح من و برادران مجاهدم از این ازرده می شد که میدیدیم امت ما از مشرق این زمین گرفته تامغرب ان امریکایی را که مستضعفان اعم از مرد و زن و کودک را به بدترین شکلی تحقیر میکند و عذاب میدهد تماشا میکنند دیدیم که امت ما این منظزه را چون کسی که فیلمی تفریحی و سرگرم کننده می بیند تماشا میکند
علت اصلی مصیبتهای وارده بر امت ما هراس از مردن در راه خداست این ایه بر عکس شده است و می بینیم که صلیبی های ترسو و یهودیان خوار گشته در جنگ با ما استقامت می ورزند اما در عوض امت ما پرچم های سفید را برافراشته و مانند زنان تسلیم دشمنان خود می شوند حتی از طالبان دین جز اندکی استقامت نکردند و باقی مانده انها یا تسلیم شدند و یا پیش از دیدار با دشمن فرار را بر قرار ترجیح دادند امروزه این امت از یاری ما و یاری طالبان خالص دین که دولت اسلامی مطابق با شرع خداوند را در افغانستان تاسیس کردند کوتاهی نمود کینه امریکا نسبت به طالبان دین و قوانین اساسی انها بهترین دلیل بر این مدعاست امریکا با همدستی مزدورانش در ائتلاف شمال و سایر دولتهایی که دستگهای
اطلاعاتی خود را در خدمت امریکا و انگلیس و غرب کافر قرار دادند و مهم ترین قوانینی را که دولت طالبان بر قرار ساخته بود ملغی کردند
به این ترتیب حجاب برداشته شد و ریش ها را تراشیدند و سنت های تشبیه به کفار دوباره بازگشت این امت را باید علمایی می بود که انها را به راه راست هدایت میکردند اما بیماری امروز ما در این است علمای این امت رسالت خود را برای ارشاد مردم فراموش کردند گمراه شدن خود و گمراه کردن دیگرانشان به حدی رسید که برای یک فرد مسلمان باور نکردنی است انها به افغانستان امدند تا مانع تخریب مجسمه های بودا توسط علمای مسلمان شوند اما روحانیون فاضل طالبان به انها پاسخ داده و انها را نومید برگرداندند
دلیل شیخ(..) و همراهانش این بود که باید یهود و مسیحیان وافکار عمومی انها را راضی کرد در حالی که این سخن خداوند سبحان را فراموش کرده اند که میفرماید “یهود و نصاری از تو راضی و خشنود نمیشوند مگر انکه دین انها را بپذیری”
این چنین علمایی حب رسالت خود که خدمت به امت و پرداختن به امور ان بود خیانت کردند و با دشمنان این امت دوستی و با پیشگامان مجاهدی که نخستین شکست تاریخی را بر امریکا وارد ساختند دشمنی کردند این شکست به یاری خداوند مانند جنگ موته خواهد بود که رسول خدا ان را رهبری کرد و منجر به زوال قدرت انها گشت حادثه نیویورک و واشنگتن سومین ضربه از ضربات فزاینده ای است که امریکا ان را دریافت کرد نخستین این ضربات انفجار مارنیز در لبنان بود دومین ان انفجار سفارت امریکا در نایروبی بود که حمله امریکا به سومالی از انجا شروع شد و تحت پرچم سازمان ملل متحد سی و یک هزار نفر از برادران ما را در انجا کشتند به رغم سر شکستگی خاصی که خداوند سبحان ما را به ان میازماید این حادثه به زوال امریکا و غرب کافر حتی دهها سال دیگر منجر خواهد شد
پس ای جوانان امت اسلامی مشتاق مرگ باشید تا زندگی به شما ارزانی گردد به سخنان اندک علمایی گوش بسپارید که از حکومت پرهیز دارند و بی گناه و دوستدار حقیقت هستند و با کسانی که دشمنان این امت را دوست دارند دشمنی میورزند
دشمنان این امت کسانی هستند که افکار قرار دادی بشری و سنت ها و انحرافات امت های جاهلی را اخذ کرده اند مثل وام گرفتن از بانک های رباخوار و قوانین سکولار در مورد جرایم , و معاملات و بیمه و اجازه دادن به تاسیس احزاب و سندیکاها . انجمنهای زنان و سایر انجمنهای بشری که همه انها مطابق با اجماع نظر علمای سلف و خلف مردود است
ای علمای اسلام:
شما گروه کوچکی هستید که من شما را به اسم میشناسم و بیانیه ها و فتوی های صادقانه شما را می خوانم اما نمیخواهم شما را به اسم ذکر کنم تا دشمنان خدا بهانه ای برای تعقیب و شکنجه شما در این روزگار سخت پیدا نکنند شما در این دوران اندک هستید اما خیر هم در این زمان اندک است چون مجاهدان استقامت کنید و از سرزنش سرزنش کننده گان واهمه ای نداشته باشید به ویژه سرزنش علمای ذلت پذیری که بر سر سفره های طاغوتها وراجی میکنند و دست خود را به دست دشمنان این امت داده اند و جیبهای خود را از هدایای کفار انباشته اند و مال حرام میخورند و حتی فتوی انان بر ضد مجاهدان تبدیل به بورسی برای داد و ستد شده است لا حول و لا قوهٔ الا بالله .
ای مسلمانان :
قدرت حکام شما به خاطر ضعف و غفلت شما و فرو رفتن در گناهکاری و روی اوردن به دنیا و روی بر تافتن شما از اخرت است پس به راه صحیح خود باز گردید به دین خود باز گردید دوباره به ان مردانگی خود باز گردید زیرا اینک تبدیل به زنانی شده اید که هیچ قدرت و قوتی ندارید.
ای گروه زنان :
از خود ارایی و تقلید از فاحشه های غرب و زنان مرد نمای ان پرهیز کنید. هر کدام مدرسه ای باشید که مردان و مجاهدان راه خدا از ان فارغ التحصیل میشوند. شرافت خود را حفظ کنید و در این رابطه باید زنان مومنین برای شما الگویی نیک باشند
ای همسرانم :
خداوند به شما پاداش نیک دهد شما برای من پس از خداوند سبحان بهترین تکیه گاه و یاور بودید از همان روز نخست میدانستید که این راه پر از خارها و مینهاست شما اسایش خانواده را رها کردید و این زندگی فقیرانه را در کنار من انتخاب نمودید شما در زندگی با من پارسا بودید این پارسایی را پس از من افزونتر کنید دیگر به فکر ازدواج نباشید و سرپرستی از فرزندان و فداکاری و نیک خواهی برای انها شما را کافی است.
اما شما فرزندانم :
مرا ببخشید که از وقتی الزامات جهاد را پاسخ گفتم نتوانستم که جز وقت کمی را در اختیار شما بگذارم من مسئولیت مسلمانان و قضایای مربوط به انها را به دوش گرفتم من راهی را انتخاب کردم که مملو از خطرها بود و در این راه رنج ها و تلخی ها و حیله ها و خیانتها دیدم اگر خیانتکاری نبود وضعیت ما جز این و سر انجام ما جز این سرانجام بود شما را به تقوا سفارش میکنم زیرا تقوا گرانبهاترین توشه در این دنیاست به تاسی از سفارش عمر ابن خطاب به فرزندش عبد الله من هم شما را سفارش میکنم که در رهبریت القاعده و رهبریت این جبهه فعالیت نکنید عمر نیز پسرش را از خلافت نهی کرد و گفت اگر این کار خوبی بود ما از ان برخوردار شدیم و اگر کار بدی بود دستاورد عمر برای خاندان خطاب کافی است”
اخرین سفارش من به تمام مجاهدان است در هر جایی که باشند خویشتنهایتان را باز پس گیرید و در هنگام قتال با یهود و صلیبی ها خود را فراموش کنید .صفوف خود را از این علما و این ذلت پذیران پاکسازی نمایید به ویژه علمایی که از جهاد باز مانده و خوار کننده این امت هستند .به خداوند سبحان توکل کنید که توکل کنندگان را دوست دارد از او طلب مغفرت کنید به سوی او باز گردید زیرا او ما را تحقیر نمیکند مگر به خاطر گناهان , یا کارهای زشتمان. شکست ما یک ازمایش است و ما خداوند را اشکارا و پنهان ستایش میکنیم و میدانیم که او بر هر چیز قادر و تواناست
نماینده ای از یهودیان و بهائیان در وزارت اوقاف حکومت فاسد و اسرائیلی کوردستان عراق برای اولین بار در تاریخ جهان اسلام
به قلم : محمد صالح پاوه ای
معمولاً هر دین و حتی هر حزب و رشته ی ورزشی و صنفی برای خودش چهارچوب و قوانینی دارد که با مذاهب و احزاب و رشته های ورزشی و اصناف دیگر متفاوت و گاه متضاد می باشد ، به همین دلیل در اسلام احکامی چون «لکم دینکم و لی دین » مطرح می گردد . اوقاف مسئله ای کاملاً اسلامی است که دارای فقه مخصوص به خود می باشد و تنها مذاهب اسلامی می توانند در مورد آن دخالت نموده و در آن نماینده داشته باشند . اما حکومت سکولار و مزدور کوردستان عراق جهت راضی نمودن اسرائیل و نشان دادن روی سیاه خود اقدامات جالبی انجام داده است، تا هر احمقی که در مورد ماهیت این حکومت مرتد و دست نشانده شک داشت ، شکش برطرف گردد .
توضیح آنکه در تاریخ ۱۱/۱۰/۲۰۱۵ به اقلیت بسیار ناچیز یهودیان و بهائیان موجود در کوردستان عراق اجازه داده شد که در وزارت اوقاف اسلامی !! یک نماینده داشته باشند ! مریوان نقشبندی مسئول اطلاع رسانی وزارت اوقاف حکومت سکولار اقلیم کوردستان در این مورد گفت :” با پیروی از قانون ۵ حقوق تشکلها که امسال در پارلمان به تصویب رسید و به دستور وزارت اوقاف در تاریخ ۱۱/۱۰/۲۰۱۵ به یهودیان حق داشتن نماینده در وزارت اوقاف بخشیده شد . همچنین در همان تاریخ بهائیهای کوردستان نیز نماینده خود را به وزارت اوقاف مشخص نمودند و هم اکنون در وزارت اوقاف کوردستان عراق ۷ دین جداگانه به صورت رسمی نماینده دارند “.
این سخنان مریوان نقشبندی در حالی است که کوردهای شیعیان که پس از کوردهای اهل سنت بالاترین نسبت جمعیتی کوردستان عراق را تشکیل می دهند ، پس سالها درخواست و پی گیری ، هنوز موفق به دریافت کرسی نمایندگی در وزارت اوقاف اسلامی ! کوردستان عراق نشده اند !!
در این جا هدف دفاع از حق عضویت شیعیان در وزارت اوقاف ! نیست ، این مسئله ای نیست که در دارالکفرهای سکولار به ما مربوط باشد ، بلکه روشن نمودن این سوال است که این وزارت اوقاف به ظاهر اسلامی !! چگونه وزارتی است که در آن نماینده ی ۷ دین مختلف چون زرتشتی ، مسیحی ، یهودی ، بهائی ، کلدانی ، شیطان پرستان یزیدی و ملاهای دین فروش اهل سنت در آن جایی می گیرند اما مذاهب و تفاسیر مختلف منتسب به اسلام نمی توانند در آن حضور یابند ؟
این آزادی شامل همه هست الا مسلمین ، این مسئله ی اوقاف نیزهمچون زبان هورامی در کوردستان عراق شده است ؛ همه می توانند به زبان مادریشان بخوانند و بنویسند الا هورامی ها !! در روز جهانی زبان مادری در مورد همه زبانها صحبت می شود الا زبان هورامی ، انگار هورامی ها بی پدر و مادر هستند و همچون قارچ از زمین بیرون آمده اند .
هنر برخورد با سیستم جاهلی / مذاکره با سکولاریستها جهت تضمین آزادی کامل بیان و عمل به آن
ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی (
رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از آشکار شدن دعوت در سال سوم بعثت، همیشه در ایام زیارت و موسم حج در بازار عرب به دعوت زائران و قبیله های مشرک عرب می پرداخت. در سال دهم بعثت، با سبک جدیدی برنامه ی خود را ادامه داد، در مجالس عمومی مشرکین سکولار شرکت می کرد، از هر فرصتی استفاده می نمود، به منزل حاجیان مشرک و بازار عکاظ و مجالس عمومی سرمی زد و چنانکه مقریزی می گوید :
رسول الله صلی الله علیه وسلم در سال دهم بعثت در ایام زیارت و موسم حج قبیله های بنو عامر، غسان، بنو فزاره، بنو مره، بنو حنیفه، بنو سلیم، بنو عبس، بنو نصر، ثعلبه بنی عکابه، بنو کنده، بنو کلب، بنو حارث، بنو عذره، قیس بن خطیم و انس بنی رافع (ابوالحیسر) را به دین اسلام دعوت کرد. گفته اند که رسول الله صلی الله علیه وسلم دعوت خود را به ترتیب با قبیله ی کنده، سپس قبیله ی بنی کلب، بنی حنیفه، و به دنبال آنها با بنی عامر در میان گذاشت و در درخواستهایش می فرمود : «چه کسی حاضر است همراه قبیله ی خود از من حمایت کند تا رسالت پروردگارم را آزادانه تبلیغ کنم؟ همانا قریش نگذاشتند که رسالت پروردگارم را تبلیغ نمایم! ابولهب که عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود از او دست برنمی داشت؛ هرجا می رفت دنبال او بود و به مردم گفت به سخن وی گوش ندهند[۱]».
قبیله های مشرک و سکولاری که رسول الله صلی الله علیه وسلم در سال یازدهم بعثت و بعد از آن اسلام را بر آنها عرضه داشت و از آنها درخواست حمایت کرد، شامل قبیله ای بنو عامر، شیبان بن ثعلبه، بنو کلب، بنو حنیفه و بنو کنده بودند. بنو حنیفه با زشت ترین شیوه برخورد کردند، قبیله ی کنده و کلب هم پاسخ منفی دادند، قبیله ی بنو عامر طمع داشتند که اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم را یاری کنند، پس از وی زمام امور را به دست گیرند. وقتی به آنها گفت زمان امور در دست خداست و به هر کس بخواهد می سپارد از وی روی برتافتند و مانند دیگران دعوتش را رد کردند و بحیره بن فراس سخنگوی بنو عامر گفت : «می خواهی گردن خود را به خاطر تو در معرض تیغ عرب ها قرار دهیم و چنانچه پیروز گشتی دیگران سود ببرند؟ نه، دعوت تو به درد ما نمی خورد!»
قاسم بن ثابت برخورد بنی شیبان را بطور مفصل نقل کرده که به آن اشاره می کنیم:
«… جهت مذاکره و بستن پیمان به مجلس دیگری رفتیم که وقار و آرامش بر آن سایه افکنده بود، ابوبکر جلو افتاد و سلام کرد و چنانچه علی می گوید او در مسائل مهم همیشه پیش قدم بود. بعد از سلام، سکوت را شکست و گفت : از چه خاندانی هستید؟ گفتند از قبیله ی بنی شیبان بن ثعلبه.
ابوبکر به چهره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم نگاه کرد و گفت : پدر و مادرم به فدایت اینان در میان قوم خود عزیزترین افراد هستند. در میان آنان مغروق بن عامر، هانی بن قبیصه، مثنی بن حارثه و نعمان بن شریک حضور داشتند. ابوبکر شیرین سخن ترین و سخنورترین آنها یعنی مغروق را که نزدیک او بود مورد خطاب قرار داد و پرسید : جمعیت شما چقدر است؟ گفت : جمعیت قبیله ی ما بالغ بر هزار تن است و به سبب کاستی افراد خود شکست نمی خوریم.
مفهوم توکل در مبارزات مسلحانه و اینکه کدام جنبش مستحق پیروزیست
ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی )
اگر پیرامون یگان ها، هیئت های اعزامی و غزوه های تشکیل شده اندکی بیندیشیم به قدرت امنیتی رسول الله صلی الله علیه وسلم که در تاریخ بی نظیر است پی می بریم :
۱- رسول الله صلی الله علیه وسلم هفت ماه پس از هجرت، هیئتی را به ریاست حمزه به سمت سواحل دریای سرخ اعزم کرد تا راه را بر یکی از کاروانهای سکولاریستهای قریش که از آنجا عبور می کرد ببندند که با میانجی گری مردی به نام مجدی بن عمرو جهنی که با هر دو دسته رابطه داشت بدون درگیری به مدینه بازگشتند.
۲- پس از آن یگان دیگری به ریاست عبیده بن حارث اعزام شد و تا کنار آبی که در ناحیه ی حجاز بود پیش رفت؛ تا دویست تن از سکولاریستها به سرکردگی ابوسفیان یا عکرمه را در آن جا غافلگیر کند. این یگان هم بدون جنگ و زد و خورد برگشت، هرچند سعد بن ابی وقاص یک تیر انداخت و این اولین تیری بود که در اسلام انداخته شد.
۳- نُه ماه پس از هجرت یگانی به ریاست سعد بن ابی وقاص جهت سد راه کاروان سکولاریستهای قریش اعزام شد که قبل از رسیدن آنان به کمینگاه، کاروان گذشته بود و برخلاف دو یگان قبلی بدون دیدن دشمن به مدینه بازگشتند.
۴- رسول الله صلی الله علیه وسلم شخصاً برای سد راه کاروان سکولاریستهای قریش در غزوه ی ودان شرکت کرد. ودان نام کوهی مشرف بر احد است که در بین مکه و مدینه واقع شده است.
۵- سیزده ماه پس از هجرت در غزوه ی بواط راه عبور کاروان یکصد نفره به ریاست امیه بن خلف را مسدود کرد.
۶- شانزده ماه پس از هجرت، از مدینه بیرون رفت تا در غزوه ی العشیره راه را بر یک کاروان مجهزسکولاریستهای قریش ببندد که از شام به سوی مکه برمی گشت و تقدیر چنان شد که به جنگ بدر منجر شد.
۷- هفده ما پس از هجرت، مصادف با ماه رجب یگانی به ریاست عبدالله بن جحش به سوی نخلستانی میان مکه و طایف اعزام شدند که میان بستان ابن عامر کمین کردند و کاروانی را در آن جا به اسارت گرفتند و به مدینه بردند.
۸- غزوه ی بدر کبری که اراده ی خدا آن را به جای کاروان تجاری سکولاریستهای قریش برای مسلمانان رقم زد.
این هشت رویداد نمونه هایی از بیداری سرویس اطلاعات رسول الله صلی الله علیه وسلم و اطلاع رسانی دقیق بود که هرگونه تحرک دشمن را کنترل می کرد و این سرویس از هوشیاری آنچنانی برخوردار بود که لحظه خروج از مکه و شام را به طور دقیق مخابره می کرد.