نظام سکولار و ترکیبی بشار و احمد الشرع در سوریه ی تحت حاکمیت باند جولانی

نظام سکولار و ترکیبی بشار و احمد الشرع در سوریه ی تحت حاکمیت باند جولانی

ارائه دهنده: عبدالله مهاجر

هر کس که میگوید «حق نداری نظام شرع را با نظام اسد یکسان بدانی»، به او میگویم: معیار سنجش بین ما چیست؟

آیا ملاک کمیت است، کیفیت است، یا روش؟ 

• یعنی کسی که در یک سال و نیم، ۷۵ نفر را زیر شکنجه و در یورشها میکشد، و در ادلب صدها نفر را زیر شکنجه میکشد،

و ناخنها را میکَند،  و زندانیان را در تابوتهایی میگذارد که فقط از چند سوراخ نفس میکشند،  و زندان عقاب،  و زندانهای سری سرمدا،  و کسی که به سمت تظاهرکنندگان شلیک کرد،  و با خودرو تظاهرکنندگان را در «بنش» زیر گرفت،  و کسی که فقط به خاطر یک پست مخالف با او بازداشت میکند،  و کسی که با گزارشهای دروغین بازداشت میکند،  و کسی که زندانیان را هفت سال بدون محاکمه ناپدید میکند،  و کسی که بیش از دو سال ملاقات خانوادهها با زندانیان را ممنوع میکند،  و کسی که وقتی خانوادهها برای پیگیری میآیند میگوید «پیش ما نیست»، اما بعد از ماهها یا سالها معلوم میشود که پیش خودشان بوده،  و کسی که با همان نظام طبقه ای رژیم سکولار قبلی حکومت میکند: 

قرداحه = جبهه النصره 

علویها = هیئت تحریر شام 

سنّیهای طرفدار نظام = گروههای بیعت کرده با هیئت تحریر شام 

شبکه های فساد همان است،  تجمل و پارتیبازی اقوام هر مسئول هم همان است. 

آیا این همان روش حکومت نظام سکولار بشار اسد نیست؟ 

یعنی فردا وقتی تظاهرات گسترده علیه حاکمیت سکولار و ارتدادی جولانی بیرون بیاید، به سمتشان شلیک میکنند و تک تیرانداز می گمارند، دقیقاً مانند کارهای نظام سکولار بشار در سال ۲۰۱۱؟ 

وقتی از همان ماه اول آزادی به شما هشدار دادم و گفتم که مدل استبدادی ادلب را تکرار خواهند کرد، هیچ دشنام و اتهامی نبود که به من نچسبانید:حسود،  عداوت شخصی، چون فلان مقام به او نرسیده،  و… 

بسیار خوب، امروز ببینید که هر دو روز یک نفر زیر شکنجه میمیرد، به عروسیها یورش میبرند، مثل وحشیها مردم را بازداشت میکنند و گوشیهایشان را ضبط میکنند.زندانیهای «قطنا» از ماهها پیش اجازهٔ ملاقات با خانوادههایشان را ندارند؛ وقتی خانوادهها سراغشان را میگیرند، میگویند «ممنوع است».

وقتی ما در برابر محاکمهٔ قاتلان «یوسف لبّاد» و دیگران سکوت کردیم، امروز به جایی رسیدیم که بازداشتگاهها به خاطر اتهامات کیفری و دروغین، زندانی میکشند.

حکم شرعی، قصاص و اعدام است؛ تمام اعضای آن بازداشتگاه باید اعدام شوند، افسر امنیت «الحفه» باید حبس ابد بگیرد، و «حکیم الدیری» باید عزل و محاکمه شود، چون ماههاست مردم از بازداشتگاه الحفه به او شکایت میکنند و او همهٔ شکایتها را نادیده میگیرد.

تصور کنید قیمت خون یک زندانی بیگناه فقط یک توییت و تسلیت از طرف وزیر کشور است؛ همان کسی که مسئول اولِ هر جنایتی است که نیروهای امنیتی مرتکب میشوند.

اوست که اجازه میدهد بدون حکم قضایی بازداشت و یورش انجام شود، 

اوست که دستور میدهد زندانیان سالها بدون محاکمه ناپدید شوند، 

اوست که دستور میدهد روی من و دیگران دوربین مداربسته نصب کنند، 

اوست که میخواهد نیروهای امنیتیای را جذب کند که از گروههای «تسویهها» و «رمادیها» و «دفاع ملی» بودند. 

از هر سوری در هر محله و کوچهای بپرس، اسامی کسانی را برایت میشمارد که تازه به «امن عمومی» پیوسته اند؛ کسانی که هیچ نسبتی با انقلاب و اخلاق ندارند، فقط اوباشاند.

مٌلافتاحی و تروریست نامیدن حماس و گروههای ضد صهیونیستی

مٌلافتاحی و تروریست نامیدن حماس و گروههای ضد صهیونیستی

به قلم: ابوخالد کُردستانی

عده ای برایشان عجیب بود که چرا جولانی به گروههای جهادی فلسطینی چون حماس و جهاد اسلامی گفت اینها ارهابی و تروریست هستند؟

باید به این اشخاص گفت زمانی که جولانی با آمریکا و شرکای آمریکا چون ناتو و صهیونیستها و طاغوتهای حاکم بر سرزمینهای اسلامی با شعار «مبارزه با تروریسم» هم پیمان شده است خیلی عادی خواهد بود که هر فرد یا گروه و قدرتی که نزد این تحالف تروریست نامیده شوند را جولانی هم تروریستی معرفی کند.

پس حق ماست که به مُلافتاحی بگوئیم: چشم باز کن و ببین، آیا دیدی و شنیدی که چگونه بت تو، جولانی مرتد، نقاب از چهره انداخت و با ادبیات کافران محارب آمریکائی – صهیونی سخن گفت؟ آیا دیدی چگونه یکی از مجاهدان خط مقدم امت، یعنی مجاهدین فلسطین را که پوزه آمریکا و صهیونیسم را به خاک مالیده‌اند، «تروریست» نامید؟!

جواب بده ای ملا عبدالرحمن فتاحی مرتد.  آیا کفر و ارتدادی بالاتر از این وجود دارد که کسی که روزی ادعای جهاد داشت، امروز در صف و سنگر اشغالگران آمریکایی، صهیونیست‌های کودک‌کش و فرانسوی‌های جنایتکار و صهیونیستهای وحشی قرار گرفته و به بهانه ی مبارزه با تروریسم بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد بجنگد؟

ای مُلا فتاحی، حتی بر اساس تفکرات نجدی خودت هم تو یک مرتدی.

ای فتاحی، تو که ادعای ملائی داری، بگو کدام شریعت به تو اجازه می‌دهد از کسی پیروی کنی که جای دوست و دشمن را در دین خدا عوض کرده است و با کافر محارب خارجی بر علیه مومنین می جنگی؟

آنچه جولانی مرتد گفت و تو هم یکی از سربازان آن شده ای در واقع سخن توست. بخصوص زمانی که با چنان جدیتی در حال سفید شوئی این مرتد آشکار شده برای همه هستی.

الله تعالی درباره ی این وارونگی و ذلت‌پذیری می‌فرماید: بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۸ -–۱۳۹) منافقان را بشارت ده که عذابی دردناک برای آنان است؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان به دوستی و سرپرستی می‌گیرند. آیا عزت را نزد آنان می‌جویند؟ در حالی که تمام عزت از آن خداست.

جولانی مرتد ارباب ملافتاحی امروز عزت خود را در تمجید از آمریکا و فرانسه و صهیونیسم می‌جوید و شمشیر زبانش را بر گردن حماس و دشمنان این کفار محارب می‌کشد. آیا این ارتداد آشکار نیست؟

از عبادة بن الصامت رضی الله عنه روایت است که گفت دَعانا النَّبيُّ صلَّى اللهُ عليه وسلَّم فبايَعناه، فقال فيما أخَذَ علينا: أن بايَعَنا على السَّمعِ والطَّاعةِ، في مَنشَطِنا ومَكرَهِنا، وعُسرِنا ويُسرِنا، وأثَرةً علينا، وأن لا نُنازِعَ الأمرَ أهلَه، إلَّا أن تَرَوا كُفرًا بَواحًا، عِندَكُم مِنَ اللهِ فيه بُرهانٌ . [۱] رسول الله صلي الله عليه وسلم ما را به نزد خود خواند وما با ايشان بيعت كرديم واز جمله شروط بيعت اين بود كه بيعت كرديم بر سمع وطاعت در با نشاطي و بی حالی ، سختي وآساني و در حالتي كه درحق ما بي عدالتي هم شود،واينكه با امراء نزاع نكنيم مگر اينكه كفر بواحی(آشکار) از آنها ببينيم كه از نزد الله تعالي برهاني بر آن داشته باشيم).

اکنون ای مُلافتاحی بگو، آیا کفرِ بَواح‌تر از این می‌خواهی که جولانی در دمشق، رسماً دولت سکولار اعلام می‌کند و با کفار محارب بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد هم پیمان شده است؟!

حکومتی سکولار که در آن، اجرای شریعت تعطیل می‌شود، دست دوستی به سوی کفار محارب خارجی دراز می‌گردد، و امنیت رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا خط قرمز آن می‌شود، یک حکومت ارتدادی است، نه یک حکومت اسلامی.

ای فتاحی، جولانی مرتد دیگر یک مسلمان خطاکار نیست؛ او یک مرتد و مأمور اجرای پروژه است. مأموریت او از روز اول تا به امروز، متلاشی کردن صفوف مجاهدان، فروختن اطلاعات آن‌ها به ناتو، و در نهایت تسلیم کردن سرزمین سوریه به خواسته‌های سکولاریسم غربی و صهیونیسم بوده است.

او امروز جنایت‌های رژیم صهیونیستی را نادیده می‌گیرد و به آمریکا و ناتو و طاغوتهای حاکم بر مسلمین لبخند می‌زند تا پایه‌های حکومت سکولار و ارتدادی خود را در دمشق تثبیت کند.

آیا هنوز زمان آن نرسیده است از این مرتد فاصله بگیری؟ البته اگر ایمان و قیامتی برایت ارزش داشته باشد.

بله، جواب بده ملا عبدالرحمن فتاحی، در برابر این کفر بواح و این خیانت‌های عریان، چه توجیهی داری؟ آیا همچنان می‌خواهی دین و قیامت خود را فدای دنیای جولانی مرتد کنی؟

می دانی در روز قیامت که پرده‌ها کنار می‌رود، باید در صف جولانی و در کنار اربابان آمریکایی، فرانسوی و صهیونیست او بایستی، در حالی که خون کودکان غزه و شهدای شام از دستانشان می‌چکد؟!


[۱]  بخاری ۷۰۵۵- مسلم (۱۷۰۹)

از مفاسد حاکمیت سکولار و دست نشانده ی جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی بر سوریه

از مفاسد حاکمیت سکولار و دست نشانده ی جولانی مرتد ارباب مُلافتاحی بر سوریه

به قلم: مجاهد مهاجر

حتی بر اساس تفکرات مُلافتاحی که منشعب از تفکرات نجدیت است کسی چون اربابش جولانی که هم اکنون به صورت رسمی به پیمان کفار محارب خارجی و مرتدین منطقه ای با شعار مبارزه با تروریسم جهت جنگ با مومنین اهل دعوت و جهاد و دشمنان آمریکا پیوسته اند، چنین کسانی مرتد از اسلام هستند و هر کسی که تحت فرمان کفار محارب خارجی بر علیه مومنین وارد جنگ شود چنین شخصی مرتدی است که اجماع اهل سنت و جماعت بر آن قرار داد.

مُلا فتاحی هم اکنون در بخش تبلیغی و جنگ روانی بخشی از این جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی شده است.

مُلافتاحی عاقبت به شر به چنین جایگاهی رسیده است.

با این وجود اجازه دهید در گزارشی مستند به یکی از مفاسد دیگر حاکمیت سکولار و ارتدادی جولانی در سوریه اشاره کنیم: 

«باسم یاخور» شبیح و جنایتکار، بار دیگر به سوریه بازمی‌گردد؛ با وجود اینکه اتحادیه وکلای آزاد علیه او شکایتی ثبت کرده است. دلیل آن، یک فرد امنیتیِ جنایتکار تونسی به نام «عبدالرحمن ادریسی» است که برای او روند سازش را انجام داد و مبلغ مورد نظر را دریافت کرد.

«عبدالرحمن الغافقی» مسئول ارتباطات است و افراد شایسته را هر طور که بخواهد منصوب و برکنار می‌کند؛ او نیز تونسی است.

«ابوحسین اردنی» صاحب بالاترین تصمیم در ارتش است و به‌طور کامل بر آن مسلط است.

«ابومریم استرالیایی» کسی است که بر صندوق حاکمیتی کنترل دارد و ۵۴ شرکت پوششی تأسیس کرده تا همه قراردادها را دریافت کنند؛ در حالی که همه این شرکت‌ها وابسته به باند جولانی هستند.

در هر وزارتخانه یک شیخ از باند وجود دارد و بیشتر آنان از مهاجران هستند؛ آنان به‌طور کامل بر وزارتخانه کنترل دارند. یک هفته پیش، دوستی از من خواست برای قاضی‌ای نزد یک شیخ مهاجر توصیه‌نامه بدهم. او به من گفت: این قاضی بدون توصیه این فرد شرعی، نمی‌تواند منصوب یا ارتقا یابد.

مصیبت این است که مردم سوریه دروغ و نفاق جهادی‌های سوری را پیش از مهاجران کشف کردند. چگونه شما می‌خواستید شریعت را حاکم کنید و پارلمان‌های سکولاریستی را کفر می‌دانستید، پیوستن به سازمان ملل سکولاریستی و پذیرفتن قوانین آنرا کفر می‌دانستید، برافراشتن پرچم انقلابیون سکولار را کفر می‌دانستید، و حتی کسانی که در بهترین حالت بودند می‌گفتند این کار بدعت است؛ دریافت حمایت از آمریکا را کفر می‌دانستید و ورود زیر پرچم ائتلاف بین‌المللی علیه تروریسم را «کفر آشکار» می‌دانستید؛ اما امروز فقط با اندکی از مناصب، همه این شعارهای توخالی را فروختید.

بر شماست که تصمیم بگیرید: یا حکومت شما یک امارت اسلامی است؛ در این صورت باید الزامات این امارت را بپذیرید؛ از جمله شورا، اجرای شریعت، دستگاه حسبه، انکار منکر و به رسمیت نشناختن جامعه بین‌المللی و نظام‌های آن.

یا اینکه به یک نظام سکولار رسمی عربی تبدیل شده‌اید، مرزهای سوریه که توسط سایکس–پیکو ساخته شده را به رسمیت می‌شناسید و قبول دارید که این یک دولت ملی سکولار است؛ در این صورت، با چه عنوانی رهبران مهاجر باند جولانی بر بخش‌های اصلی این دولت ملی کنترل دارند؟

حقیقت این است که هرچقدر اسلام‌گرایان آن را انکار کنند، کاری که «الشرع» در تخریب چهره جنبش اسلامی به‌طور کلی و جریان جهادی به‌طور خاص انجام داده، از کاری که «پولس رسول» در مسیحیت و در تحریف دعوت عیسی بن مریم علیه‌السلام انجام داد، بیشتر است.

البته این یکی از مهم‌ترین مأموریت‌هایی است که «الشرع» را برای آن آوردند؛ وگرنه این مرد هیچ ارتباطی با ما، اسلام، دعوت دینی و حتی زندگی مردم ندارد. و کسانی که او را آوردند، سه فرمانده را که تنها کسانی بودند که می‌توانستند در برابر او بایستند، کشتند؛ آنان:

رهبران مخلص جهادی را کشتند تا راه برای او باز شود و به جایگاهی که امروز رسیده است، برسد. آیا انسان نادانی وجود دارد که باور کند روسیه او را بمباران نمی‌کرد، در حالی که روسیه نیروهای مجاهد را حتی روی موتورسیکلت، بیمارستان‌ها، انسان‌ها، درختان و سنگ‌ها هدف قرار می‌داد؛ در حالی که او هر روز بین گذرگاه باب‌الهوى و شهر ادلب رفت‌وآمد می‌کرد؟

پاسخ این است که یک تصمیم بین‌المللی برای هدف قرار ندادن او وجود داشت؛ به همین دلیل تا امروز زنده مانده است.

مُلا فتاحی سرباز این مرتد خائن در سوریه شده است.

سیاست‌های شیطانی و ترس دارالکفر طاری و طاغوتی پاکستان از دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

سیاست‌های شیطانی و ترس دارالکفر طاری و طاغوتی پاکستان از دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: خالد سیف الله المسلول

برای کسانی که در افغانستان زیسته اند و سیاستهای ریاکارانه ی حکومت سکولار پاکستان را تجربه کرده اند رسوایی اتهامات پاکستان به امارت اسلامی و هم‌دستی آن با آمریکا و مزدوران امری پنهانی نیست.

البته نیاز به مرور تاریخ چند دهه ی گذشته نیست. اقدامات چند رو زگذشته ی حکومت سکولار پاکستان در حمله به امارت اسلامی افغانستان و هم پیمانی امنیتی و دفاعی آن با عربستان سعودی و کویت بر علیه جبهه ی همسو با ایران بیانگر همه چیز است؛ و یا اینکه بار دیگر وزارت خارجه غلامان در پاکستان، با لحنی تهدیدآمیز و ادبیاتی که بوی دیکته‌های آمریکایی می‌دهد، از حکومت امارت اسلامی افغانستان خواسته است که «با تروریسم مقابله کند» و به تعهدات امنیتی خود در قبال اسلام‌آباد پایبند باشد در حالی که پاکستان مامن گروههایی شده است که بر علیه امنیت ایران و افغانستان در حال فعالیت هستند.

طاهر اندرابی، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان، با تأکید بر تقویت نظارت مرزی و مقابله با تردد بدون ویزا، گفت: «اسلام‌آباد انتظار دارد کابل مانع استفاده گروه‌های تروریستی از خاک افغانستان شود.»

اما این اتهامات در حالی مطرح می‌شود که خود پاکستان، مزدور بزرگ‌ترین تروریسم جهانی، یعنی آمریکا است و به‌وضوح از گروه‌های مزدور و جیره‌خوار برای ناامن‌سازی کشورهای همسایه استفاده می‌کند.

ای حاکمان دست نشانده ی پاکستان، شما که امروز با ادبیات آمریکایی، مجاهدان افغانستان را «تروریست» می‌نامید، پاسخ دهید:

– آیا «تروریست» کسی است که با اشغالگران آمریکائی و شرکای آن می‌جنگد و وطن خود را آزاد کرده است؟

– یا «تروریست» کسی است که با آمریکا و صهیونیسم هم‌پیمان است و برادران مسلمان خود را در کشمیر، یمن، غزه و ایران به خاک و خون می‌کشد؟

این حکومت غلامان در پاکستان و دستگاه امنیتی آن (ISI) است که:

–  سالهاست تمام دشمنان آمریکا و صهیونیستها را «دشمن» می‌خواند چونبه تامین اهداف و منافع آمریکا در خاک خود و منطقه ادامه نمی‌دهند!

– از جیش‌الظلم و گروه‌های مزدور (که با حمایت مالی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل از کانال پاکستان فعالیت می‌کنند) برای ناامن‌سازی جنوب شرق ایران، یعنی سیستان و بلوچستان، حمایت می‌کند و مردم مظلوم ایران را به خاک و خون می‌کشد.

– با پشتیبانی از بغاوت‌گران مرتد (نظیر احمد مسعود، محقق و دوستم) تلاش می‌کند تا ثبات افغانستان را بر هم زند و بار دیگر این کشور را به میدان جنگ و آشوب تبدیل کند.

حال این حاکمان خائن و مزدور پاکستان، با چه رویی به امارت اسلامی افغانستان که به‌عنوان یک دولت مستقل اسلامی، با سیاست حسن همجواری رفتار می‌کند، اتهام «کم‌توجهی به تروریسم» وارد می‌کنند؟!

آیا کسانی که به نام «تروریسم» مسلمانان را می‌کشند و به نفع آمریکا فتوای قتل صادر می‌کنند، دشمنان اصلی اسلام و مومنین نیستند؟

حکومت غلامان سکولار در پاکستان امروز با حمایت از گروه‌های مرتجع و مزدور، به دنبال ایجاد «فتنه» و ناامنی در همسایگان خود است، اما هرگز به نام «فتح» قدمی برای آزادی کشمیر یا دفاع از حقوق مسلمانان برنداشته است.

پس بدانید که این حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان هیچ‌گاه دوست مؤمنان و مجاهدان نبوده و نخواهد بود. آنان که روزگاری از «احمد شاه مسعود» برای شکست امارت اسلامی حمایت کردند، امروز از پسر او و امثال او (محقق و دوستم) چهره «مبارز» ساخته‌اند تا افغانستان را به آشوب بکشند و به جیش العدل میدان داده اند تا به تخریبات خود در ایران مشغول شود.

مومنین باید یقین داشته باشند که با اتحاد آنها و با قدرت نظامی دارالاسلامهای ایران و افغانستان و جریان همسو با آنها، این دسیسه‌های آمریکا و سگ‌های شکاری محلی آن، هرگز راهی برای نابودی نظام اسلامی و مؤمنان نخواهد گشود و پاکستان و آل سعود و قطر و امثال آنها، ابزار دشمنان اسلام برای تفرقه و ناامنی‌اند، نه حافظ منافع مسلمانان.

نفاق شبکه های فارسی وابسته با آل سعود چون کلمه و نور و… را دست کم نگیریم (۱)

نفاق شبکه های فارسی وابسته با آل سعود چون کلمه و نور و… را دست کم نگیریم (۱)

به قلم: ا. فارسی

با آنکه این شبکه ها خود را از مدافعین اهل سنت ایران دانسته و اخبار سایر اهل سنت در سوریه، عراق، برمه، یمن وغیره را نیز پوشش می دهند اما در کل تمام اخبار و مطالب آنها کانالیزه شده و در راستای اهداف و سیاستهای آل سعود برنامه ریزی شده است و در بخش جنگ روانی رژیم فاسد آل سعود و آمریکا بر علیه مسلمین جهت نهادینه و فرهنگی کردن سکولاریسم در حال فعالیت می باشند.

با آنکه ادعای مسالمت آمیز بودن دارند، اما سالهاست که این شبکه ها در پی ایجاد جنگ و درگیری مذهبی در ایران هستند. علاوه بر آنکه هر گونه درگیری در راستای اهداف آل سعود را به نحوی توجیه می کنند اما جهت ایجاد این درگیریها نیز مقدماتی را موزیانه فراهم می کنند .

یکی از این کارها تبیلغ گسترده و تحریکات آنها در شباهت دوله با ایران و وابسته بودن دوله به ایران بود. و کسانی چون هاشمی و ترشابی و…. در برنامه های زنده در جواب به بینندگان که در مورد دوله می پرسیدند می گفتند هر وقت دوله در ایران عملیات انجام داد آن وقت  قبولش داریم ویا آن وقت  می گویم گروهی اسلامی و جهادی است. و به این شیوه ماهها بر روی فکر و احساسات جامعه و جوانان ما مانور می دادند .

زمانی هم که این جوانان اقداماتی را در تهران انجام دادند شبکه کلمه و سایر شبکه ها ویژه برنامه هایی را به این اقدامات اختصاص داده و همین ترشابی و هاشمی و… می گفتند ما این حمله تروریستی را محکوم می کنیم . این تضاد آشکار گفتار با کردار تنها از ویژگیهای منافقین است . استاد ابوحمزه المهاجر هورامی در وصف منافقین می گوید[۱]:

” منافقین گفتار و کردارشان با عقاید و درونشان فرق دارد و تنها زمانی می توان این افراد را شناخت که در روابط اجتماعی و عمل به قانون شریعت الله چون جهاد، زکات، نمازو… عمل آنها با گفتارشان تضاد پیدا می کند و این زمانی است که دوگانگی بودن آنها برای همه آشکار می گردد. در این صورت برای ما شناخت تنها با مرور زمان و از طریق  اعمال ظاهری آنها امکان پذیر است و تنها با چنین شناختی است که یک مسلمان قادر خواهد بود برخورد مناسب و بجایی با آنها داشته باشد و درون آنها به قیامت و الله متعال واگذار می گردد.

الله متعال در چنین امر مشکلی به یاری مسلمین آمده و با بازگو نمودن حالات آنها و هشدارهای عینی، با معرفی اعمال ظاهری آنها، درون بیمارشان را معرفی نموده و در آیات مختلفی به معرفی اعمال و صفات این کفارپنهان می پردازد . ویژگیهائی چون:

فریب کار هستند. يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (بقره/۹)

گسترش و رواج فساد در میان مسلمین به بهانه ی اصلاح طلبی. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشْعُرُونَ (بقره/۱۱-۱۲)

مومنین مخلص را سفیه و احمق و طبعا خود را عالم و روشنفکر می دانند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ ۗ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَٰكِن لَّا يَعْلَمُونَ (بقره/۱۳)

جهت کسب عزت و شهرت به جای مومنین با کفارآشکار دوستی می کنند . بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ اللْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا” (نساء/۱۳۸، ۱۳۹)

زمانی که کفار به تکذیب آیات الهی و تمسخر (در مجالس و رسانه ها) آن می پردازند به نوعی با هم نشینی و سکوت با آنان همراه می‌شوند . وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ  تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى‏ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً  مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً” (نساء/ ۱۴۰)

با یهود و نصاری جهت دور نمودن حادثه و اتفاق بدی اعلام دوستی و ولاء می کنند و ادعا داشته اند عدم همراهی با کفار اشغالگر خارجی برای مردم مشکلاتی را به وجود می آورد و جهت پرهیز از مشکلات باید با آنها همکاری نمود. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّننكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ ” (مائده/ ۵۱، ۵۲)

چرا ابو محمد المقدسی حامیان اردوغان را گمراه تر از خود او می داند؟

چرا ابو محمد المقدسی حامیان اردوغان را گمراه تر از خود او می داند؟

به قلم : ابوخالد کردستانی

مشاهده کردیم که قبل از تحویل دمشق به باند جولانی و ملحق شدن این باند به تحالف آمریکائی تحت شعار مبارزه با تروریسم، علاوه بر کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و عبدالله محیسنی و مفتی های اجاره ای  ارتش آزاد کسان دیگری همچون عبدالرزاق المهدی و ایمن هاروش و عبدالکریم نجیب به عنوان شیوخ اشرار الشام (احرار)در خصوص جایز بودن جنگ در راستای نقشه های ترکیه (ناتو) و امریکا فتوا صادر کردند.

ابومحمد مقدسی که خود نیز یکی از عوامل تفرقه و کشت و کشتار اهل سنت توسط همدیگر و ایجاد جنگ فرقه ای در سوریه و شام است ضمن اعلام اینکه عامل سقوط حلب را همکاری برخی افراد می داند که با اردوغان همکاری می کنند و گفته است که آنان حلب را به وی فروخته اند، حامیان اردوغان را گمراه تر از خود او می داند چرا که آنان اعتقاد دارند اردوغان به دنبال احیای خلافت است اما خود اردوغان چنین ادعایی ندارد.

البته اگر صحوات شام توهم خلیفه بودن اردوغان را در سرمی پرورانند، خود ابومحمد مقدسی هم هرگز پاسخ نداده است که حکم شاه اردن علی التعین چیه؟ آیا طاغوت است یا به قول دین فروشان ولی امر مسلمین است ؟

شخصیتهای اردنی خواهان خروج نیروهای آمریکائی شدند باند جولانی و ملافتاحی در سوریه کجا ایستاده اند؟

شخصیتهای اردنی خواهان خروج نیروهای آمریکائی شدند باند جولانی و ملافتاحی در سوریه کجا ایستاده اند؟

به قلم: مسعود سنه ای

جولانی بخشی از تحالف ضد اسلامی به رهبری آمریکا در سوریه شده است و ملافتاحی نیز به عنوان سرباز بخش جنگ تبلیغی و روانی در این خیانت و ارتداد آشکار مشارکت دارد به همین دلیل :

“باید انتظار داشت به سبک کفار محارب خارجی و بخصوص به سبک رهبرشان ترامپ در دروغگوئی و سیه نمائی و دغل بازی و غدر و خیانت بخشی از این جبهه باشند و بر علیه آنها موضع گیری منفی نداشته باشند”

اما در برابر این خائنین در سوریه، ده ها تن از شخصیت‌های ملی، سیاسی، فرهنگی و عشایری اردن با انتشار بیانیه‌ای مشترک، خواستار خروج نیروهای آمریکائی از خاک این کشور شدند و بر ضرورت حفظ
حاکمیت ملی تأکید کردند.

امضاکنندگان این بیانیه از دولت اردن خواستند توافقنامه امنیتی ـ نظامی منعقدشده با آمریکا را پس بگیرد.

در این بیانیه آمده است که حضور نیروهای خارجی هیچ منفعتی برای اردن به همراه ندارد. بلکه استقرار این نیروها احتمال کشیده‌شدن اردن به یک درگیری
منطقه‌ای را که طرف آن نیست، افزایش می‌دهد.

این یک واقعیت است و باید تمام میزبانان ارتش آمریکا در منطقه آنرا درک کنند که در صورت ماندن پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاک آنها، که از این پایگاه‌ها به خاک ایران و سایر مجاهدین مستقل حمله می شود، این کشورها نیز اهدافی مشروع برای ایران و سایر مجاهدین خواهند بود.

احمد الشر صهیونی سوریه و جلوگیری از رسیدن تجهیزات نظامی دارالاسلام ایران جهت زدن ضربات کشنده تر به صهیونیست‌ها

احمد الشر صهیونی سوریه و جلوگیری از رسیدن تجهیزات نظامی دارالاسلام ایران جهت زدن ضربات کشنده تر به صهیونیست‌ها

به قلم: ابوخالد کردستانی

متاسفانه در بعضی از رسانه های ایرانی هنوز از احمد الشر حاکم دست نشانده و مرتد دمشق را جزو القاعدة می‌دانند در حالی که هنوز خون سامی العریدی تقبله الله امیر برجسته ی القاعده که اخیرا توسط تحالف کفری آمریکایی – جولانی ترور شد خشک نشده است.

همین دیروز ۲۴ تیر ۱۴۰۵ش بود که کنگره ی آمریکا یکی از شروط کمک به جولانی مرتد را جنگ با القاعده معرفی کرد.

به هر حال، جولانی مرتد، ارباب مُلافتاحی به عنوان توله ی بوکش آمریکا و رژیم صهیونیستی امروز از کشف یک محموله سلاح ایرانی خبر داد که قرار بود جهت باریدن بر سر صهیونیستهای وحشی به حزب‌الله لبنان منتقل شود. این سلاح‌ها در یک تانکر سوخت از عراق کشف شده‌اند.
در میان سلاح‌های کشف شده، موشک‌های ضدتانک جدید خانواده Almas ساخت ایران، به ویژه موشک شماره ۳۹ از سری ۱۸۶ که در سال ۲۰۲۶ تولید شده، جلب توجه می‌کنند. همچنین، موشک‌های کروز سبک جدید ایرانی به نام Ghadr-110 و موشک‌های کروز Paveh که به خوبی شناخته شده‌اند، نیز در بین سلاح‌های کشف شده به چشم می‌خورند . علاوه بر این، قطعاتی برای مونتاژ پهپادهای FPV با استفاده از فیبر نوری نیز وجود دارد و باید توجه داشت که این قطعات، تولید ایران هستند.
زمانی که می گفتیم جولانی مرتد و ملا فتاحی و سایر مزدوران برای قتال في سبيل آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی قتال می کنند تنها آگاهان اهل دعوت و جهاد متوجه می شدند اما الان هر انسان دارای عقل و چشم سالمی می بینند که جولانی و نوچه هایش در چه ارتداد آشکاری افتاده اند.

برای بعضی از رسانه های ایرانی که هنوز این مرتد را جزو القاعدة معرفی می کنند جای عیب و ایراد و نشان از جهل به واقع است که امیدواریم این ایراد بزرگ را نیز رفع کنند.

چرا اسامه بن لادن می گفت آمریکا سر افعی است ؟

چرا اسامه بن لادن می گفت آمریکا سر افعی است ؟

به قلم: خالد سیف الله السملول

ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻢ.:

ﺑﺎﻧﯽ ﻭﺣﺎﻣﯽ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻣﺎﺯﻣﺎﻧﯽ ﭼﻨﺪ ﮔﺎﻡ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺑﺴﻮﯼ ﻓﺘﺢ ﻗﺪﺱ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ ﺑﺮ ﺧﯿﺰﯾﻢ . ﺑﺎﭼﺸﻤﺎﻥ ﺑﯿﻨﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻢ ﺁﻧﻬﺎﺋﯿﮑﻪ ﻗﺪﺱ ﺷﺮﯾﻒ ﺁﻥﻣﮑﺎﻥ ﭘﺎﮎ ﻣﻘﺪﺱ ﻭ ﺟﺎﯼ ﻋﺮﻭﺝ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﻪ ﻗﺒﻠﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﺴﻠﻤﯿﻦﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ ﺍﺷﻐﺎﻝﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺷﺎﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﻃﻦ ﻣﻦ ﻭﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺍﺷﻐﺎﻝﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ

ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻭﻏﻤﺨﻮﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺯ ﺗﻪﺩﻝ ﺍﺯ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﻭﻣﻐﺮﺿﺎﻧﻪ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﻋﻤﯿﻘﺎ ﻣﺘﺂﺛﺮ ﺷﺪﻩ ﺭﻧﺠﻮﺭﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺷﺪﻧﺪ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺞ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺭﺍﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺭﻧﺞ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺪﺍﻧﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﺪﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻝ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻻﻧﻪﺀ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻣﺎﺩﻩﺀ ﻫﺮﻧﻮﻉ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭﻓﺪﺍ ﮐﺎﺭﯼﺑﺎﺷﯿﻢ.

ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻓﻠﺴﻄﯿﻨﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﺸﺘﺎﺑﻨﺪ ﭘﺲ ﺍﻭﻝ ﺍﺯ ﻣﺠﺎﻫﺪﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﻣﺘﺠﺎﻭﺯ ﻭﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ ﺟﻬﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺪﻡ ﺩﻭﻡ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﻣﺠﺎﻫﺪﯾﻦ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﻗﺪﺱ ﻭ ﻣﻠﺖ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ آمریکا و سکولاریتهای متحد با آمریکای ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﯾﻦﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﻤﯿﻖ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭ ﻭﺟﯿﺒﻪﺀ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺭ ﺳﺘﺎﯾﺶﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﻗﺪﺭ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﯾﻢ. ﻭﺍﺯﺍﻟﻠﻪ ﻣﺘﻌﺎﻟﯽ ﺧﻮﺍﻫﺎﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺪﻝ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻭﺍﺭﺍﺩﻩ ﺧﯿﺮ ﺑﺮﺍﯼﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺮ ﻭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻧﺼﯿﺐ ﺣﺎﻝ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .

ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﻧﮑﺎﺕ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﻬﺖ ﺗﺬﮐﺮ ﻭﯾﺎﺩﻫﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺎﻥ ﻭﺍﺿﺢ ﺑﺴﺎﺯﻡ ﺍﯾﻨﺴﺖ ﮐﻪ ﺷﻌﺎﺭﻓﺘﺢ ﻗﺪﺱ ﻭﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺗﺎ ﻋﻤﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﻭﺁﺳﺎﻧﯽﻧﯿﺴﺖ ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻗﻔﻞ، ﺯﻧﺠﯿﺮ ﻭ ﺯﻭﻻﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺗﻮﺳﻂ ﻋُﻤﺎﻝ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﻣﺰﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺭﮊﯾﻢ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﻭﻟﭽﮏ ﻭﺯﻭﻻﻧﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﯿﻢ .

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺣﺎﻣﯽ ﺍﺻﻠﯽ ﻭ ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻭﺁﺯﺍﺩﯼ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺭﻫﺴﭙﺎﺭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺷﻮﯾﻢ . ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﻣﺎﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﯾﻮﻍ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﮐﺎﺭ ﻭ متحدین ﮔﺮﺩﻩﺍﻣﺪﻩ ﺩﺭ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﻧﺎﺗﻮ ﺭﻫﺎ ﻧﺴﺎﺯﯾﻢ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺸﺘﺎﺑﯿﻢ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﯾﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﮑﺎﺭﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ .ﺣﺎﻝ ﮐﻪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻣﺎ ﻋﻤﻼ ﺑﺪﺳﺖ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﺍ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺯﻣﺎﻡ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﻋﺎﻡ ﻭ ﺗﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺣﺎﻣﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻟﻬﯽ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﮐﻔﺮﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺑﺎﻻﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﺗﻄﺒﯿﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﻝ ﺷﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻄﺎﺑﻖﻣﯿﻞ ﺷﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﺪﺍﻡ ﻣﺰﺍﺣﻤﺖ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ . ﺟﻨﺎﯾﺖ ﻫﺎﯼﻭﺣﺸﯿﺎﻧﻪ ﻭ ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﻖ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﻭﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ. ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺑﻼ ﻭﻗﻔﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺮﺯﺍﻧﻨﺪ ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﺑﻤﺒﺎﺭﺍﻥ ﮐﻮﺭ ﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻭﮐﺎﺷﺎﻧﻪﺀ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﺍﻓﻐﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﯾﮑﺴﺎﻥﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻭﺣﺸﺖ ﻭﺩﻫﺸﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺷﺎﻥ ﻣﯿﺂﯾﺪ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﯿﻬﻦ ﻣﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ.

ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﻫﻤﻮﻃﻦ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﺍﻓﻐﺎﻧﻢ ﭘﺲ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﭼﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺟﻬﺎﺩ ﺟﺎﺭﯼ ﭘﺎﮎ ﻭ ﻣﻘﺪﺳﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺳﺒﺐ ﮐﺴﺐ ﺍﻓﻀﻞ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺟﺮﻭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺍﺳﺖ ﺗﺮﮎ ﮔﻔﺘﻪ ﻭ ﺷﻌﺎﺭ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻣﯽﺩﻫﯽ، ﺁﻧﻬﻢ ﺷﻌﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻫﯿﭻ ﺳﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻭ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭﻝ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﻩ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﺪﻡ ﻧﺨﺴﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺍﺷﻐﺎﻟﮕﺮ ﮐﻪ ﺣﺎﻣﯽ ﺍﺻﻠﯽ ﻭ ﺍﻭﻝ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﻫﯿﻢ ﻭﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺑﺴﻮﯼ ﺩﯾﺎﺭ ﺟﻬﺎﺩ ﮐﻪ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻗﺪﻡﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ.

ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻦ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻧﺪﺍﯼ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻟﺒﯿﮏ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺴﻮﯼ ﺳﻨﮕﺮ ﺟﻬﺎﺩ ﻣﯽ ﺷﺘﺎﺑﯽ .ﺍﻣﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﻑ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﺍ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺧﺎﻧﻪﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ، ﺩﺷﻤﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﻦﺑﺮﺩﻥ ﺩﯾﻦ ، ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﮐﻠﺘﻮﺭﺕ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﯿﻠﻮ ﻣﺘﺮ ﺩﻭﺭ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺩﻭﻡﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﺪ.ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺁﺳﺎﻥ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ صهیونیستهای ﻏﺎﺻﺐ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ‏( ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ‏) ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﺑﯿﺎﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺻﺪﯾﻖ ﺍﻫﻞ ﺍﺳﻼﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﺪﺱﺷﺮﯾﻒ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺟﮕﺮ ﻫﺎﯼ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻭ ﺩﻟﻬﺎﯼ ﺩﺍﻍﺩﯾﺪﻩ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ . ﯾﻘﯿﻨﺎ ﺑﺎ ﮐﺸﺘﻦ ﻭﻫﻼﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺮ ﻋﺴﮑﺮ ﺍﺷﻐﺎﻟﮕﺮ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻭ ﻧﺎﺗﻮ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺭﻭﺡﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.

ﭘﺲ ﺑﯿﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﻭ ﺧﺎﺗﻤﻪﺀ ﺣﺎﻣﯽﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻭ ﮐﻔﺮ ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﻫﯿﻢ ﻭ ﺍﯾﻦﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﮑﻞ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻈﺎﻫﺮﺍﺕ ﺿﺪﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻠﯽ ﻭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﯿﻢ ﺩﺭﺳﻨﮕﺮ ﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﺩ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﺻﻠﯿﺒﺐ ﻧﯿﺰ ﺷﺮﮐﺖﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﺑﻬﻢ ﺭﺳﺎﻧﯿﻢ.

الان باید متوجه شده باشیم که چرا آمریکا سر افعی است . بله، آمریکا و متحدین آمریکا مثل ترکیه و ناتو سر افعی هستند . هر گونه جنگی انحرافی خدمت به آمریکا است و هیچ خدمتی به مسلمانان و بخصوص مسلمانان فلسطین نمی کند . بیایید همه با هم بر علیه آمریکای جنایتکار که سرزمین وحی و حرمین شریفین را هم اشغال کرده است متحد شویم .

آشفته گوئی های ملا عبدالرحمن فتاحی در مورد شیعه و حاکمیت بر ایران (۳)

آشفته گوئی های ملا عبدالرحمن فتاحی در مورد شیعه و حاکمیت بر ایران (۳)

به قلم: خالد هورامی

باز فتاحی سرباز جولانی مرتد می گوید: «اگر حکومت ایران سکولار بود مطابق قوانین بین‌المللی نمی‌توانست به دیگر کشورها مداخله کند»

اگار این انسان خائن و جاهل حکومتهای آل سعود و امارات متحده ی صهیونی و اردن و مصر و پاکستان و… را نمی بیند که با آنکه سکولار و مرتد هستند باز هیچ مومن اهل دعوت و جهادی از اسلحه و دلارها و سیاستهای ضد اسلامی آنها در امان نیستند.

البته مثل انسانهای گنجشک عقل کلاً پنهان می کند که تمام کفار آمریکائی و اعضای ناتو و روسیه و … که در تمام سرزمینهای اسلامی دخالت می کنند همگی سکولار هستند.

ای کاش می گفت که مثلاً اگر حاکمیت مثل امارت اسلامی افغانستان بر اساس فقه حنفی باشد در امور کشورهای همسایه دخالت نمی کند (که این هم جای بحث دارد) اما گزینه ای را انتخاب می کند که کاملاً نشان از خباثت و پستی این شخص در دروغگوئی و عوام فریبی دارد چون حاکمیت سکولار پهلوی بر ایران نه تنها در ظفار عمان بلکه در عراق و پاکستان و هر جا آمریکا می خواست دخالت می کرد و تقریباً به او لقب پلیس منطقه برای آمریکا داده بودند.

در کنار این لازم است بگوئیم :

اولاً، قوانین بین‌المللی را که ساخته دست بشر است با قرآن مقایسه مکن. خداوند می‌فرماید:  إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ (یوسف/ ۴۰)   حکم تنها از آن خداست.

ثانیاً، دخالت آمریکا در امور مسلمانان دقیقاً به دلیل سکولار بودن آن کشور است. اگر ایران سکولار بود، باز هم مانند آمریکا عمل می‌کرد چه؟ تو خودت می‌گویی آمریکا از آنطرف دنیا می‌آید و ظلم می‌کند. پس چرا سکولاریسم را برای ایران می‌خواهی؟ این آشکارا تناقض است.

تو با این حرف‌ها، مسلمانان ایران را به سوی حکومتی سکولار و ارتدادی دعوت می‌کنی که نتیجه آن ظلم و تجاوز و ارتداد آشکار از اسلام و نابودی ایمان و قیامت تمام کسانی است که بر آنها تاثیر می گذاری. آیا این با اخلاق اسلامی سازگار است؟

باز تو «حکومت ایران را نه اسلامی می‌دانی، نه سکولار» – پس بگو چه می‌دانی؟

تو که خودت را عالم می‌دانی، چرا سخنی گفتی که هیچ تعریف منطقی ندارد؟ اگر اسلامی نیست، پس چیست؟ اگر سکولار نیست، پس چیست؟ این نشان می‌دهد که از روی هوی و هوس سخن می‌گویی، نه از روی علم و تقوا.

تو بدون تحقیق و تدبر، حکومت ایران را به طور متناقض توصیف می‌کنی. این همان کذب است.

سخنان ملا عبدالرحمن فتاحی سرشار از اختلاف و تناقض است. این نشان می‌دهد که از منبع وحیانی و عقل سلیم فاصله گرفته و متأسفانه تحت تأثیر گفتمان سکولار ارباب مرتدش جولانی در سوریه قرار گرفته است که او هم تام باراک و ترامپ ابستینی را به عنوان سرپرست خود گرفته اند و تحت پرچم آنها و با شعار مبارزه با تروریسم با مومنین اهل دعوت و جهاد در حال جنگ هستند. به فرموده قرآن: وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا (نساء/ ۱۱۹)  و هر که شیطان را به جای الله به سرپرستی گیرد، قطعاً زیانی آشکار کرده است.

ای ملا عبدالرحمن، به خود بیا و ایمانت را با توبه در کفر بواحی که از کانال جولانی مرتد در آن افتاده ای تجدید کن و از این تناقض‌گویی‌ها دست بردار. اگر در حاکمیت ایران هم نقصی هست، باید با نصیحت و مدارا آنرا برطرف کرد، نه با دعوت به حکومت کفر.