آشفته گوئی های ملا عبدالرحمن فتاحی در مورد شیعه و حاکمیت بر ایران (۳)

آشفته گوئی های ملا عبدالرحمن فتاحی در مورد شیعه و حاکمیت بر ایران (۳)

به قلم: خالد هورامی

باز فتاحی سرباز جولانی مرتد می گوید: «اگر حکومت ایران سکولار بود مطابق قوانین بین‌المللی نمی‌توانست به دیگر کشورها مداخله کند»

اگار این انسان خائن و جاهل حکومتهای آل سعود و امارات متحده ی صهیونی و اردن و مصر و پاکستان و… را نمی بیند که با آنکه سکولار و مرتد هستند باز هیچ مومن اهل دعوت و جهادی از اسلحه و دلارها و سیاستهای ضد اسلامی آنها در امان نیستند.

البته مثل انسانهای گنجشک عقل کلاً پنهان می کند که تمام کفار آمریکائی و اعضای ناتو و روسیه و … که در تمام سرزمینهای اسلامی دخالت می کنند همگی سکولار هستند.

ای کاش می گفت که مثلاً اگر حاکمیت مثل امارت اسلامی افغانستان بر اساس فقه حنفی باشد در امور کشورهای همسایه دخالت نمی کند (که این هم جای بحث دارد) اما گزینه ای را انتخاب می کند که کاملاً نشان از خباثت و پستی این شخص در دروغگوئی و عوام فریبی دارد چون حاکمیت سکولار پهلوی بر ایران نه تنها در ظفار عمان بلکه در عراق و پاکستان و هر جا آمریکا می خواست دخالت می کرد و تقریباً به او لقب پلیس منطقه برای آمریکا داده بودند.

در کنار این لازم است بگوئیم :

اولاً، قوانین بین‌المللی را که ساخته دست بشر است با قرآن مقایسه مکن. خداوند می‌فرماید:  إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ (یوسف/ ۴۰)   حکم تنها از آن خداست.

ثانیاً، دخالت آمریکا در امور مسلمانان دقیقاً به دلیل سکولار بودن آن کشور است. اگر ایران سکولار بود، باز هم مانند آمریکا عمل می‌کرد چه؟ تو خودت می‌گویی آمریکا از آنطرف دنیا می‌آید و ظلم می‌کند. پس چرا سکولاریسم را برای ایران می‌خواهی؟ این آشکارا تناقض است.

تو با این حرف‌ها، مسلمانان ایران را به سوی حکومتی سکولار و ارتدادی دعوت می‌کنی که نتیجه آن ظلم و تجاوز و ارتداد آشکار از اسلام و نابودی ایمان و قیامت تمام کسانی است که بر آنها تاثیر می گذاری. آیا این با اخلاق اسلامی سازگار است؟

باز تو «حکومت ایران را نه اسلامی می‌دانی، نه سکولار» – پس بگو چه می‌دانی؟

تو که خودت را عالم می‌دانی، چرا سخنی گفتی که هیچ تعریف منطقی ندارد؟ اگر اسلامی نیست، پس چیست؟ اگر سکولار نیست، پس چیست؟ این نشان می‌دهد که از روی هوی و هوس سخن می‌گویی، نه از روی علم و تقوا.

تو بدون تحقیق و تدبر، حکومت ایران را به طور متناقض توصیف می‌کنی. این همان کذب است.

سخنان ملا عبدالرحمن فتاحی سرشار از اختلاف و تناقض است. این نشان می‌دهد که از منبع وحیانی و عقل سلیم فاصله گرفته و متأسفانه تحت تأثیر گفتمان سکولار ارباب مرتدش جولانی در سوریه قرار گرفته است که او هم تام باراک و ترامپ ابستینی را به عنوان سرپرست خود گرفته اند و تحت پرچم آنها و با شعار مبارزه با تروریسم با مومنین اهل دعوت و جهاد در حال جنگ هستند. به فرموده قرآن: وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا (نساء/ ۱۱۹)  و هر که شیطان را به جای الله به سرپرستی گیرد، قطعاً زیانی آشکار کرده است.

ای ملا عبدالرحمن، به خود بیا و ایمانت را با توبه در کفر بواحی که از کانال جولانی مرتد در آن افتاده ای تجدید کن و از این تناقض‌گویی‌ها دست بردار. اگر در حاکمیت ایران هم نقصی هست، باید با نصیحت و مدارا آنرا برطرف کرد، نه با دعوت به حکومت کفر.   

آشفته گوئی های ملا عبدالرحمن فتاحی در مورد شیعه و حاکمیت بر ایران (۲)

آشفته گوئی های ملا عبدالرحمن فتاحی در مورد شیعه و حاکمیت بر ایران (۲)

به قلم: خالد هورامی

با این وجود و با نادیده گرفت این اصل مورد پذیرش اهل سنت و سایر مذاهب اسلامی در مورد ولایت مجتهد و فقیه برای دارالاسلام توسط ملافتاحی، سخنان ملا عبدالرحمن فتاحی درباره حکومت ایران و ولایت فقیه حاوی تناقضات آشکاری است که نشان‌دهنده عدم تدبر و تأثیرپذیری از افکار سکولاریستی یا آگاهانه دروغ گفتن و عوام فریبی می‌باشد.

تناقض اول اینکه می گوید: «حکومت کفر و مرتد برای اهل سنت بهتر از ولایت فقیه است» در حالی که «حکومت ایران را اسلامی نمی‌داند و سکولار هم نمی‌داند»

الله تعالی می فرماید: وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (آل‌عمران/ ۸۵)  هر کسی دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است.

حکومت ایران یا جزو حاکمیتهای یکی از مذاهب اسلامی است یا جزو یکی از کفار ۵گانه ی آشکار میان انسانها یعنی: ۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/۱۷)

پس حاکمیت بر ایران هیچ یک از این کفار ۵گانه ی آشکار نیست به همین دلیل است که می گوید: «اگر سکولار بود اهل سنت بیشتر نفس می‌کشیدند»! این یعنی تو سکولاریسم را به نوعی مطلوب می‌دانی، در حالی که قرآن سکولاریسم را دین کفار مشرک دانسته است .

ای انسان، تو بگو اهل سنت ایران هم اکنون چه کاری نمی توانند انجام دهند که در امارت اسلامی افغانستان می توانند انجام دهند؟ جواب این سوال بده تا اهل سنت بدانند که تو چه نفس کشیدنی می خواهی که تنها در داخل شلوار سکولاریستها برای تو و امثال تو امکان پذیر است؟

ای انسان تو حاکمیت پست ترین نوع انسانها که الله آنها را نجس نامیده برای ایران می خواهی که بر اساس قاعده ی نفی سبیل «وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» (نساء/۱۴۱) هیچ راهی وجود ندارد که از چنین راهی کفار بر مسلمین مسلط و حاکم شوند بخصوص کفار نجس سکولاری: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) که ابتدا از خود آنها برائت کرده ایم و بعد از عقایدشان. إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ (ممتحنه/۴)

ای انسان تو باید برای جایگزینی حاکمیت شیعه ی ایران حداقل می گفتی حاکمیتی بر اساس فقه فلان مذهب اهل سنت نه حاکمیت جاهلیت و کفر محض : أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده: ۵۰) آیا حکم جاهلیت را می‌خواهند؟ و چه کسی بهتر از خدا برای قومی که یقین دارند حکم می‌کند؟

شما با این سخن که «حکومت کفر برای اهل سنت بهتر است»، عملاً مسلمانان ایران را به تلاش برای به دست آوردن کفر و افتادن در ارتداد آشکار دعوت می‌کنی که هم اکنون خودت و امیر اولت جولانی در آن افتاده اید.

اگر سکولاریسم را برای اهل سنت مفید می‌دانی، آیا نمی‌دانی که سکولاریسم دین تمام سکولاریستها (=مشرکین) در طول تمام تاریخ بشریت بوده و تمام پیامبران برای برچیدن چنین آفتی آمده اند؟ آیا نمی دانی هدف کفار سکولار(=مشرک) حذف شریعتهای آسمانی از صحنه حاکمیت و زندگی اجتماعی بوده  است؟

تصویری از حاکمیت و مجلس شورای جولانی در سوریه که امثال مُلافتاحی آنرا پنهان می کنند

تصویری از حاکمیت و مجلس شورای جولانی در سوریه که امثال مُلافتاحی آنرا پنهان می کنند

ارائه دهنده: مسعود سنه ای

مُلا فتاحی اخیرا گفته است که نظام کفری و ارتدادی سکولاریستی برای ایران بهتر است، اجازه دهید نگاه کنیم نظام سکولاری که هم اکنون در سوریه سرباز آن شده و این نظام سکولار هم سرباز آمریکا با اهل دعوت و جهاد با شعار مبارزه با تروریسم است در مشارکتهای عمومی اهل سوریه چگونه عمل می کند.

توصیف حقوقی و موضوعی، واقعیت این است که این نظام سکولار، نظام احمد الشرع است و بنابراین هر نهادی که تابع او باشد، به نام نظام او خوانده می‌شود.

حافظ اسد از طریق حزب واحد و بر اساس مادهٔ هشتم قانون اساسی که می‌گفت «حزب رهبر دولت و جامعه است» حکومت می‌کرد. در داخل حزب نیز کمیته مرکزی و دو رهبری (قطری و قومی) وجود داشت؛ یعنی او مانند جولانی به‌صورت فردی تصمیم نمی‌گرفت.

متأسفانه الشرع موفق شد نخبگان انقلاب و فعالانش را منحرف کند؛ به‌جای آنکه به اصل بازگردند، آنها را در فروع گم کرد. یعنی:

  اصل این است که مسئلهٔ مشروعیت و قانونی بودن حکومت احمد الشرع و انحصار قدرت توسط او بررسی شود. آیا حکومت او از یک کنفرانس گفت‌وگوی ملی، سپس تشکیل مجمع عمومی برای تدوین اعلامیهٔ قانون اساسی، و سپس انتخاب قدرت انتقالی توسط آن مجمع یا کنفرانس پدید آمد؟

  و با این حال، برای تنزل دادن به جدل، چگونه الشرع پنج بار اعلامیهٔ قانون اساسی را که مطابق میل خودش نوشته بود نقض کرد (لینک زیر).

  سپس به‌طور فرضی بپذیریم، چگونه یک نفر یک سوم (اعضا) را تعیین می‌کند و کمیته‌های فرعی‌ای را که دو سوم دیگر را انتخاب کرده‌اند منصوب می‌کند؟ یعنی او همهٔ اعضای مجلس خلق مضحک را خودش تعیین کرده است.

  سپس باز هم پایین‌تر می‌آییم: چگونه یک مهندس کشاورزی که در سال ۲۰۱۴ «المنبر» را تأسیس کرده، به‌عنوان رئیس کمیتهٔ انتخابات منصوب می‌شود، در کنار یک شَبیح سابق و پسر یک شَبیح به‌عنوان سخنگوی کمیته؟

  سپس همه می‌دانند که چگونه دو سوم (اعضا) انتخاب (نه برگزیده) شدند و در هر استان و شهری دیدیم که چگونه مسئول هیئت سیاسی تماس می‌گرفت و می‌گفت فلانی کنار بکشد و ما فلان کس را می‌خواهیم که پیروز شود.

  همچنین یک سوم کنونی همگی از طریق واسطه‌گری تعیین شده‌اند: وزیری استاد شَبیح خود را منصوب می‌کند (سهیل فاضل)، و هر مسئول ردهٔ اول در هیئت، فلان و فلان را به رئیس معرفی و تأیید می‌کند.

مثلاً در دیرالزور، همهٔ اعضا از قبیلهٔ عَقیدات هستند که رهبران قدرت از شهر شُحَیل به آن تعلق دارند و هیچ‌کس از قبیلهٔ بکّاره تعیین نشده است.

در استان حماه، شهر لَطامِنِه که «هیروشیمای انقلاب» است نادیده گرفته شده است (هیچ شهری در سراسر سوریه مانند آن ویران و محو نشده) و هیچ نماینده‌ای از آن در پارلمان تعیین نشده، در حالی که شهر حَلفایا بیشتر مناصب را تصاحب کرده و دو عضو در پارلمان و بیش از بیست منصب در ارتش و امنیت دارد.

سپس باز هم پایین‌تر می‌آییم و می‌پذیریم که این یک مجلس انتقالی است، در حالی که الشرع از آن خواهد خواست قانون اساسی دائمی را تدوین کند و این یک فاجعهٔ سیاسی و حقوقی است. آیا مجلس جرأت می‌کند و خواستار تحقیق دربارهٔ کمیسیون‌های حازم و ماهر الشرع شود؟

  آیا جرأت می‌کند و رئیس‌جمهور انتقالی را به خاطر اظهاراتش دربارهٔ سوریه و حفظ پایگاه حمیمیم و طرطوس محاکمه کند؟

  آیا پارلمان ادغام رهبران حزب PKK و اعطای درجات نظامی به آنها را محدود خواهد کرد؟

  آیا الشرع را محدود می‌کند و او را از امضای هرگونه توافق با روسیه، آمریکا یا اسرائیل جز با موافقت مجلس منع می‌کند؟

  آیا مجلس از الشرع بازخواست می‌کند و از او دربارهٔ ورودش به لبنان توضیح می‌خواهد و او را از هر ماجراجویی نظامی خارج از سوریه بدون موافقت مجلس منع می‌کند؟

  آیا مجلس خواستار محاکمهٔ لطیفه الشرع به خاطر هزینه‌های هنگفتش بر روی لوازم آرایش و لباس‌ها خواهد شد؟ و به چه عنوانی در جلسات عمومی و کنفرانس‌ها و غیره شرکت می‌کند؟

آیا مجلس می‌تواند مصوبه‌ای برای اختصاص یک ماشین و یک راننده برای هر وزیر و مسئول صادر کند و ساعت‌های (ماشین‌های) الشرع و شیبانی را ضبط و به خزانهٔ دولت واریز کند؟

آیا مجلس اقدام الشرع در آزادسازی فادی صقر و همهٔ شبیحه‌ها و بازگرداندن مهره‌های رژیم را جرم‌انگاری خواهد کرد؟

الشرع گفت: مرسی پذیرفت که نیروهای امنیتی مشترک وارد شوند و پارلمان‌ها و انتخابات را پذیرفت و با آمریکایی‌ها دوست شد و دین و دنیایش را باخت. خوب، تو خودت چه کردی؟

  ای شرعی‌ها و اعضای هیئت، حکم قسم خوردن بر قانون اساسی وضعی چیست؟

  حکم خود عمل انتخابات در نزد شما چیست؟

حکم تعیین سکولارها، شبیحه‌ها و هنرمندان در پارلمان چیست؟

  کجاست آنچه همواره تکرار می‌کردید: «آیا برای آنها شریکانی [در برابر خدا] قرار دادند که آنچه را خدا اجازه نداده برایشان تشریع کنند»؟

  کجاست استدلال شما به آیات «حکم به طاغوت»؟

  اگر شما اسلام‌گرایانی را که از پارلمان به‌عنوان راهی برای اجرای شریعت استفاده می‌کنند تکفیر می‌کنید و می‌گویید این تأویل باطلی است، پس چگونه است با پارلمانی که هیچ ارتباطی با اجرای شریعت ندارد و وظیفه‌اش فقط مشروع‌بخشی به تصمیمات الشرع است؟

  واضح است که شما در دام طاعت گرفتار شده‌اید، به‌طوری که از الشرع در آنچه قبلاً بر شما حرام بود اطاعت می‌کنید.

  قطعاً الشرع از مجلس به‌عنوان ابزاری برای تثبیت حکومت خود و توجیه قانونی آن استفاده خواهد کرد.

آشفته گوئی های ملا عبدالرحمن فتاحی در مورد شیعه و حاکمیت بر ایران (۱)

آشفته گوئی های ملا عبدالرحمن فتاحی در مورد شیعه و حاکمیت بر ایران (۱)

به قلم: خالد هورامی

یکی از اصطلاحاتی که مرتدین سکولار به شدت با آن وارد جنگ شده و بعدها به آدامس دهن گروه منافقین و دسته هائی از مسلمین ناآگاه تبدیل شد «ولایت فقیه» اصطلاح مورد پذیرش شیعیان است که در واقع همان «ولایت مجتهد» در میان اهل سنت می باشد.

این گروه سعی دارند این رهبریت فقیه یا ولایت و سرپرستی فقیه بر «دارالاسلام» را از تولیدات آیت الله خمینی در سال ۱۳۴۸ بدانند اما این عین دغلبازی و فریب افکار عمومی مسلمین است.

مرتدین سکولار و بخصوص گروه منافقین نه اعتقادی به «ولایت مجتهد» دارند و نه «ولایت فقیه» به همین دلیل با پنهان کردن حقایق سعی در حمله به آن دارند در حالی که منهج اهل سنت بر ولایت مجتهد یا همان ولایت فقیه برای رهبریت دارالاسلام بین شده است که با صرفنظر از آیات و احادیث و اقوال صحابه به ذکر رای چند امام و بزرگ اهل سنت می پردازیم که اینها نیز آراء خود را از همین منابع شرعی گرفته اند. به عنوان مثال:  ا

  • امام أبو حنيفة رحمه الله که در ۱۵۰ق به شهادت رسیده در مورد « فَإِنْ كَانُوا في الْقِراءَةِ سَواءً، فَأَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ، » می گوید: در اینجا منظور فقیه ترین و عالم ترین شخص است برای امامت.
  • امام شافعی رحمه الله که در سال ۲۰۴ق در راه دعوت توسط مالکی مذهبها علیل شده و بر اثر همین جراحات سپس شهید شده – نحسبه کذالک و الله حسیبه – در الفقه الاکبر در بحث شروط امامت و رهبری  «دارالاسلام» می گوید: و علم؛ به گونه ای که صلاحیت افتاء داشته باشد و اهل اجتهاد باشد. [۱]
  • قاضى باقلانى (متوفاى ۴۰۳ ه.ق) و قاضى ابویعلى الفراء حنبلی ( متوفای ۴۵۸ق) نیز اجتهاد و علم را یکی از شروط انتخاب رهبر دارالاسلام مى دانند.[۲]
  • امام الحرمین الجوینی که در سال ۴۷۸ق وفات کرده در مورد شرط اجتهاد در رهبر «دارالاسلام» می گوید:  پس شرط است که رهبر مجتهدی کامل باشد و تمام صفات مجتهدین را در خودش جمع کرده باشد[۳]. و در جای دیگری هم می گوید: از شرایط امام و رهبر این است که از اهل اجتهاد باشد، به گونه ای که در حوادث نیاز به استفتاء دیگران نداشته باشد  و این مورد (داشتن شرط اجتهاد برای رهبر) مورد اتفاق همه است، وهذا متّفق علیه».[۴]
  • امام نووی هم که در سال ۶۷۶ق وفات کرده در کتاب روضةُ الطّالبین در شروط رهبر «دارالاسلام» می گوید: مکلف مسلمان، عادل، آزاد، باهوش، دانشمند و مجتهد بودن از شرایط  رهبر است.[۵]

این منهج اهل سنت و جماعت و طبعاً منهج تمام مسلمین در مورد رهبریتی فقیه و مجتهد بر دارالاسلام است.


[۱] امام شافعی . فقه الاکبر . ص ۳۹  / و العلم؛ بحیث یصلح ان یکون مفتیا من اهل الاجتهاد

[۲] الاحکام السلطانیه، ص۲۰ و التمهید، ص ۱۸۱.

[۳] الجوینی، عبد الملک بن عبد الله، غیاث الأُمم فی التیاث الظلم: ص۸۴٫ / «فالشرط أنْ یکون الإمام مجتهداً بالغاً مبلغ المجتهدین مستجمعاً صفات المفتین، ولم یُؤثَر فی اشتراط ذلک خلاف».

[۴] الجوینی، عبد الملک بن عبد الله، الإرشاد: ص۴۲۶٫/ وقال: «من شرائط الإمام أنْ یکون من أهل الاجتهاد، بحیث لا یحتاج إلی استفتاء غیره فی الحوادث، وهذا متّفق علیه».

[۵] المنهاج، ص ۵۱۸ و شرح صحیح مسلم. / هی کونه مکلفا مسلما عدلاحرا ذکیا عالما مجتهدا /

جایگاه ملا عبدالرحمن فتاحی به سبب ترویج کفر، در ترازوی امارت اسلامی افغانستان

جایگاه ملا عبدالرحمن فتاحی به سبب ترویج کفر، در ترازوی امارت اسلامی افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

مسلمین افغانستان شاهد کسانی چون مجددی بودند که یم گفتند اگر آمریکا برود من از افغانستان هجرت می کنم، با شاهد کسانی چون سیاف است که رسماً مفتی آمریکا و ناتو بر علیه مجاهدین امارت اسلامی در افغانستان شده بود اما هیچ کدام نمی گفتند که ما خواهان حکومتی سکولار برای افغانستان هستیم بلکه می گفتند ما خواهان شریعت اسلام و جمهوری اسلامی برای افغانستان هستیم اما با کم آمریکا و سایر کفار محارب اشغالگر!!!

این یک تناقض است، چگونه باید انتظار داشت در کنار ابولهب و ابوجهل و فرعونهای زمان شریعت الله و حکومت اسلامی را در سرزمینی پیاد کرد؟

اما ملا عبدالرحمن فتاحی از مجددی و سیاف هم جلوتر رفته است و با دهان باز و زبان خودش می گوید که حکومت کفری سکولاریستی و مرتد از حکومت مذهبی برای کسانی که او آنها را اهل سنت می نامد بهتر است.

هیچ وقت فراموش نکنید که ملا عبدالرحمن فتاحی یک وهابی است که هم امارت اسلامی افغانستان را به جرم صوفی بودند و هم ایران را به جرم شیعه بودن کافر و مشرک و خارج از اسلام می داند، حالا اگر در مورد امارت اسلامی فعلا تعارف می کند و مثل داعش آشکارا عقایدش رابیان نمی کند قضیه اش جدا است و به نفاق و بی غیرتی و عدم شهامت و دنیا دوستی این شخص برمی گردد و گرنه تفکر وهابیت فرقی بین یک صوفی اهل سنت با یک شیعه در کافر و مشرک بودن قائل نیست. خودتان بروید و تحقیق کنید تا بدانید چه می گویم.

هم اکنون که آبروی جولانی نزد تمام اهل سنت و جماعت رفته و مشخص شده که کرزای سوریه شده است، ملا عبدالرحمن فتاحی هم نقابش را برداشته و با تلبیس و مصلحت‌تراشی‌های بی‌پایه، برای حکومت‌های سکولار سابق و نظام‌های مبتنی بر ارتداد دهان چاک می کند و آن‌ها را بر حاکمیت شریعت بر اسسا فقه مذاهب اسلامی ترجیح می‌دهد.

این شخص باید بداند که اگر در بطن دارالاسلام امارت اسلامی بودی، دستگاه عدلیه و قضای شرعی، با تو نه به عنوان یک منتقد، بلکه به عنوان مُروج ارتداد و کسی که سعی در احیای نظام‌های کفرآمیز نظیر دوران غنی و کرزی دارد، برخورد می‌کرد.

اینکه تفکر وهابی تو حتی حکومت عثمانی ها را مشرک و کافر می دانست و با آنها می جنگید اما کفار انگلیسی را رها کرده بود و تا همین امروز هم نظام وهابی آل سعود حتی یک فیر به سمت کفار انگلیسی و آمریکائی و غربی و اسرائیلی و هیچ کافر دیگری درنکرده است اما هر جا فرصت کرده دست به مسلمان کشی زده یا دالر را داده دیگران مسلمان بکشند، نشان می دهد نظر تو برای اینکه حکومت شیعه ایران یا حنفی ماتریدی امارت اسلامی افغانستان که برای تزکیه از اهل تصوف هم در آن وجود دارد را مسلمان بدانی یا ندانی اصلاً مهم نیست، مهم این است که تفکر امثال تو برای مسلمین یک ویروس و آفت است که خیرش در نهایت به کفار خارجی و غلامان داخلی آنها می رسد نه مسلمینی که حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله بر اساس مذهب و فقه اسلامی خود را می خواهند.

در نظام دارالاسلام، حاکمیت تنها متعلق به شریعت غراء است. امیرالمؤمنین و قضات شرعی، بر اساس نصوص قطعی قرآن و سنت، ترویج سکولاریسم و دفاع از حاکمان مرتد را «دعوت به کفر» می‌دانند. الله جل جلاله می‌فرماید: فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ (نساء/ ۶۵). کسی که علناً خواهان بازگشت نظام‌های سکولاری باشد که قوانین ساخته شده توسط بشر را بر قوانین الهی مقدم می‌داشتند، در واقع در حال تخریب بنیان‌های ایمانی جامعه است و یک کافر و دشمن حقیقی همچون ببرک کارمل است.

ملا عبدالرحمن فتاحی، آیا فراموش کرده‌ای که در نظام‌های غنی و کرزی و پهلوی های ایران، ارکان دین و حاکمیت الله زیر پای قوانین غربی له می‌شد؟ تو که اکنون برای آن دوران سیاه مصلحت‌تراشی می‌کنی، در قاموس فقاهت امارت اسلامی، در زمره‌ی کسانی هستی که کفر و مرتد شدن را ترویج می‌کنند. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: مَنْ بَدَّلَ دِينَهُ فَاقْتُلُوهُ.[۱] هرچند این حکم در دایره‌ی قضاوت شرعی و پس از اتمام شروط و مراحل کامل جاری می‌شود، اما ترویج علنی نظام‌های مرتد و تلاش برای بازگرداندن «حکم کفری جاهلیت»، جرمی است که در هیچ دارالاسلامی نادیده گرفته نمی‌شود.

کسی که در لباس دین اسلام، به ترویج کفر سکولاریسم می‌پردازد، فتنه‌انگیزی او از خود کفار اصلی خطرناک‌تر است؛ چرا که با تلبیس، دین و ایمان مردم را هدف گرفته است. امارت اسلامی که بر مبنای خون هزاران شهید برای استقرار شریعت برپا شده است، چگونه می‌تواند حضور کسی را تحمل کند که با وقاحت، خواهان استبدال شریعت با «سکولاریسم کفری» است؟ بدون شک، این موضع‌گیری تو، در جایگاه اخلال در امنیت اعتقادی جامعه و محاربه با حاکمیت شرعی دیده می‌شود و مستوجب اشد مجازات تعزیری و شرعی است.

ای فتاحی، تفاوت اساسی میان «دارالاسلام» و «دارالکفر» در قانون اساسی است که یا بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی یا بر اساس قوانین کفری سکولاریستی و غیر سکولاریستی، و همین قانون اساسی مرزبندی دقیق با ایدئولوژی‌های سکولار است. اگر در کابل امروز، چنین سخنان کفری و ارتدادی را بر زبان می‌آوردی، عدالت شرعی دستت را از ترویج فتنه‌گری کوتاه می‌کرد. تو با این کار، خود را در صف دشمنان نظام اسلامی قرار داده‌ای و این رسوایی، نه تنها در این دنیا، بلکه در پیشگاه عدل الهی برای تو سنگین خواهد بود.


[۱]  الدارقطني، سنن الدارقطني  3/34

ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی ربطی به سلفیت و حتی اسلام ندارد

ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی ربطی به سلفیت و حتی اسلام ندارد

به قلم: عبدالرحمن الکوردی

اینکه اعضای این کانال بنیان جهاد سعی دارند کسی چون ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی را به سلفیت بچسبانند نوعی بی انصافی است این شخص که به زیر پرچم آمریکا درآمده و سرباز آمریکا و تحالف آمریکائی و سرباز جولانی مرتد شده است چه ربطی به سلفیت یا چه ربطی به اسلام دارد؟

دقت کنید که شیخ محمد بن عبدالوهاب و تمام سلفی ها که شما آنها را نجدی می نامید در مورد نواقض اسلام و ناقض هشتم چه گفته اند:  پشتیبانی ﮐـﺮدن از ﻣﺸﺮﮐﺎن و یاری ﮐﺮدن آﻧﺎن در برابر مسلمین.

 یعنی اگر با دیدگاه شما بیائیم و مشرکین را سکولاریستهای کافر بنامیم و به همین مورد محدود کنیم باز ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی دچار ناقض هشتم شده است چون هم جولانی مرتدی سکولار است و هم جولانی با آمریکا به بهانه ی مبارزه با تروریسم بر علیه مسلمین یکی شده است و این مشرکین را بر علیه مسلمین یاری می دهد و جولانی و ماموستا فتاحی آشکارا دچار ناقض هشتم شده اند و ربطی به اسلام ندارند.

کمی فکر کنید که هم اکنون جولانی که با آمریکا و اعضای تحالف آمریکائی هم سنگر شده است بر علیه چه کسانی می جنگند؟

  • بر علیه مرتدین قسد و پ.ک.ک؟ نه، اینها شرکای حکومتی آنها هستند
  • بر علیه کفار دروزی که در واقع السویداء را به اسرائیل ملحق کرده اند؟  نه، اینها هم شرکای حکومتی جولانی هستند
  • بر علیه مرتدین ارتش آزاد و شبیحه های نظام سابق؟ قطعاً خیر، اینها هم بخشی از همین نظام سکولار جولانی شده اند.
  • بر علیه اشغالگران اسرائیلی که بخشهائی از درعا و قنیطره و کل جولان را در سوریه اشغال کرده اند؟ باز خیر، چون صهیونیستها بخشی از این تحالفی هستند که جولانی هم یکی از آنهاست.

پس جولانی و گروهش از جمله ماموستا فتاحی در کنار آمریکائی ها و اعضای تحالف آمریکائی بر علیه چه کسانی می جنگند؟

  • بر علیه هر فرد یا گروه و جماعتی که آمریکا و متحدینش آنها را تروریست و تروریستی می نامند مثل:
  • حماس و جهاد اسلامی و سایر گروههای فلسطینی که بر علیه اسرائیل می جنگند و جولانی ابتدا آنها را زندانی کرد و بعد به خاطر فشار افکار عمومی آنها را نکشت بلکه از سوریه بیرونشان کرد، هر چند کسی چون ابوعبدالرحمن الغزی به خاطر جمع آوری کمک مالی برای اهل غزه در زمان کشتار اهل غزه توسط اسرائیل، هنوز در زندان جولانی است.
  • بر علیه القاعده و پس مانده های حراس الدین می جنگند که اخیراً الشیخ سامی العریدی را از این جماعت ترور کردند
  • بر علیه تنظیم الدولة الاسلامیة می جنگند و زنان و خانواده های اسیر شده ی آنها را که سالها در زندانهای آمریکا و قسد مرتد بودند تحویل حکومتهای کافری می دهند که از آنجا هجرت کرده اند که تحویل این خواهران و فرزندانشان به حکومتهای کافر استرالیا و آذربایجان در مدت قبل اتفاق افتاد.
  • بر علیه حزب التحریر و در کل، بر علیه هر کسی و گروهی که آمریکا و اعضای تحالف آمریکائی آنها را تروریستی می نامد.

خوب نگاه کنید، تمام این افراد و گروهها همگی مسلمان هستند که جولانی و از جمله ماموستا فتاحی با آمریکا هم سنگر شده اند و آمریکا و متحدینش را بر علیه این مسلمین یاری می دهند. این بر اساس منهج سلفیتی که دنیا می شناسد ارتداد آشکار و انجام ناقض هشتم از نواقض اسلام توسط ماموستا فتاحی است.

اجازه دهید اضافه کنیم و به فتاحی بگوئیم : کاک عبدالرحمن، تو که در ظاهر سنگ علمای سلفیت و بخصوص الشیخ محمد بن عبدالوهاب را به سینه می‌زنی و نام ابن‌باز و ابن‌عثیمین را بر زبان می‌آوری، آیا لحظه‌ای در خلوت خود به محتوای فتاوای آنان اندیشیده‌ای؟ فرق تو با جریانی که شبکه ی ماهوراه ای کلمه راه انداخته است چه هست؟ تو با ترویج سکولاریسم و عادی سازی اشغالگری و هم سنگر شدن با کفار مشرک بر علیه مسلمین در دامی افتاده‌ای که همان علما، آن را «کفر بواح» و خروج از دایره اسلام دانسته و حکم آن را صریحاً صادر کرده‌اند.

تو هم اکنون یکی از سربازان حکومت سکولار جولانی هستی، اما نگاه کن شیخ عبدالعزیز بن باز رحمه‌الله در فتاوای متعددی تصریح کرده است: «کسی که معتقد باشد قوانینِ بشری بر شریعت برتری دارند یا سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) را تأیید کند، او کافر است.» (مجموع فتاوی ابن‌باز، ج ۱). ای فتاحی، وقتی تو از سکولاریسم برای اداره کشورها دفاع می‌کنی، عملاً از دیدگاه مرجع خودت (ابن‌باز)، به نفی حاکمیتِ الهی پرداخته‌ای. قرآن کریم می‌فرماید: وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (مائده/ ۴۴) بنابراین آیه و شرح علمای نجد، کسی که شریعت را از حاکمیت کنار می‌زند، مرتکب «کفر اکبر» شده است.

شیخ محمد بن صالح العثیمین رحمه‌الله در تبیین «نواقض اسلام» می‌گوید: “هر کس قانونی غیر از قوانین الهی را برای اداره امت تشریع کند، یا بر آن راضی باشد، شریک در کفر حاکمان طاغوت است.” حال تو پاسخ بده؛ با کدام برهان شرعی، تو که مدعی پیروی از این بزرگان سلفیت هستی، برای ایران، نسخه سکولاریستی می‌پیچی؟

تو با پیوند زدن سرنوشت مسلمین به دستان کفار سکولار و حمایت از شبکه‌هایی چون کلمه که در پی تضعیف اهل دعوت و جهاد و حاکمیت شریعت و مروج حاکمیت مرتدین سکولار و بخصوص پهلوی مرتد هستند، دقیقاً در مسیری گام برمی‌داری که فتاوای همین علمای مورد ادعایت، تو را «مرتد» و «خارج از اسلام» می‌خواند.

همگی بدانیم که توحید شاخه های مختلفی دارد و «توحید در حاکمیت»، رکن اصلی اعتقاد سلفی است و فتاحی با تبلیغ سکولاریسم، تیشه به ریشه همان توحیدی زده‌ است که زمانی ادعای دفاع از آن را داشت.  فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (نور/ ۶۳)

پیامی از سربازان امارت اسلامی افغانستان به مُلا فتاحی کُردی از تاجران جهاد و مبلغان حاکمیت دین سکولاریسم در برابر دارالاسلام و حاکمیت شریعت

پیامی از سربازان امارت اسلامی افغانستان به مُلا فتاحی کُردی از تاجران جهاد و مبلغان حاکمیت دین سکولاریسم در برابر دارالاسلام و حاکمیت شریعت

به قلم: ابومحمود کندزی

بر کسی پوشیده نیست که جهاد مردم افغانستان بر علیه کفار اشغالگر شوروی و کفار اشغالگر ناتو به رهبری آمریکا و بریتانیا با شعار «یا شریعت یا شهادت» شروع شد و به سرانجام رسید، اما هم اکنون یک جریان فاسد با نام اسلام در حال حمله این دژ تسخیر ناپذیر از سه کانال اما در یک جبهه ی واحد با رهبریتی واحد تحت فرمان آمریکا و مزدورانش است:

  1. گروه فکری که به صورت مختصر می توانیم بگوئیم در شبکه ماهوراه ای کلمه خلاصه شده است که در آن هم امثال ترشابی و کیانی و خدمتی هستند هم امثال مُلا فتاحی کُردی از تاجران جهاد که همگی برای حاکمیتی کفری سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهند و جهان اسلام با این مرتدین آشنایی کامل دارد
  2. گروه جبهه بغاوت و مرتدین آشکار شده ای همچون احمد مسعود و سیاف و… که رسماً و به صورت مسلحانه و رسانه ای تحت رهبری آمریکا و غرب هستند  
  3. حکومت سکولار و نظامی پاکستان که صهیونیستهای هم مرز با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به نمایندگی از آمریکا و آل سعود هستند و هر چند وقت یکبار به فرمان باداران خود حملاتی به مردم ملکی افغانستان انجام می دهد تا به امارت اسلامی افغانستان فشار بیاورند

اما ای تو، ای ملا عبدالرحمن فتاحی کُردی، ای خودفروخته‌ و ای کسانی که در شبکه کلمه و تریبون‌های مولوی عبدالحمید، برای عادی‌سازیِ سکولاریسم در منطقه و به‌ویژه علیه «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» و «دارالاسلام ایران» لجن‌پراکنی می‌کنید؛ بدانید که گروه منافقین در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود داشتند و تا روز قیامت هم وجود خواهند داشت و اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم آنهمه صحابه نتوانستند اینها را قانع کنند ما هم شما را قانع کرده نمی توانیم اما خورشید حقیقت، تاریک‌اندیشی شما را رسوا خواهد کرد.

امام اعظم ابوحنیفه رحمه‌الله که مقتدای فقهی دیوبندیه و بخشی بزرگ از امت اسلامی است، همواره بر این اصل اساسی تأکید داشت که «حکم» مختص الله است و فقه، چیزی جز تبیین اراده‌ی تشریعی الهی نیست و در فقه اکبر تصریح می‌کند که حاکمیت بشر بر مبنای هوای نفس، عین جاهلیت است. شما با تبلیغ سکولاریسم، در واقع علیه فقه حنفی که بر اساس کتاب و سنت بنا شده، شورش کرده‌اید. مکتب دیوبند که پرچم‌دار این فقه در هند و افغانستان بوده، همواره بر لزوم پیاده‌سازی شریعت در تمام شئون زندگی تأکید داشته است، نه سکولاریسم غربی که شریعتهای آسمانی را به کنج مساجد محدود می‌کند.

قرآن کریم به صراحت می‌فرماید: وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (نساء/ ۱۴۱) آیا سکولاریستها کافر نیستند؟ پس چه مصلحتی در حاکم شدن یک کافر بر مسلمین برای اهل سنت وجود دارد؟ پس: خودتی.

 امارت اسلامی افغانستان که بر مبنای شریعت غراء اداره می‌شود، «دارالاسلامی» است که علمای بزرگ بر بقای آن تأکید دارند. شما که با نسخه‌های کفری کفار خارجی و مرتدین داخلی در پی تزریق سکولاریسم به افغانستان و ایران مقتدر هستید، بدانید که این ملت‌ها با فقه اسلامی مذاهب مردم خود پیوند خورده‌اند و حدیث شریف نبوی که می‌فرماید: «مَنْ بَدَّلَ دِينَهُ فَاقْتُلُوهُ»[۱]هشدار بزرگی است برای کسانی که دین الهی را با قوانین کفری بشری معاوضه می‌کنند.

برو تاریخ اسلام را نگاه کن تا ببینی که تاریخ اسلام گواه است که هرگاه امت به «شریعت» پشت کرده و به «نظم‌های کفری» دل بسته، ذلت و استعمار و همچون اندلس نابودی نصیبش شده است. آنچه در سوریه رخ داد، دقیقاً نتیجه‌ی همین تبلیغات سوء امثال شما بود که با فریب جوانان و دور کردن آنان از فقه خالص مذاهب اهل سنت و جماعت، کشور را به ویرانه ای تبدیل کردید که حاکمیت کفری سکولاریستی بر آن حاکم شود و در سنگر آمریکا بر علیه مجاهدین شود. این نقشه‌های شوم که با پول اربابان سکولار شما تغذیه می‌شود، ان‌شاءالله به خاکستر تبدیل خواهد شد.

بدانید که افغانستانِ قهرمان و ایران مقتدر، سنگر حاکمیت فقه مذاهب اسلامی هستند. علمای راسخ و فحول دیوبندی، نگهبانان این مرز و بوم‌اند و اجازه نخواهند داد که «دین سکولاریسم» جایگزین «دینِ محمدی» شود. شما که امروز برای شکست شریعت دندان تیز کرده‌اید، از سرنوشت گذشتگانِ خود درس بگیرید؛ چرا که «حُکم» از آن خداست و زمین سرانجام به دست صالحان خواهد افتاد. باذن الله.


[۱]  الهيتمي المكي، الزواجر عن اقتراف الكبائر ۱/۲۸

سکولاریسم، دین سکولاریستها و کفر بواح است و مصلحت‌اندیشی مُلا فتاحی جولانی خیانت به منهج اهل سنت و امت

سکولاریسم، دین سکولاریستها و کفر بواح است و مصلحت‌اندیشی مُلا فتاحی جولانی خیانت به منهج اهل سنت و امت

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

از ابومسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ . [۱]یکی از مواردی که مردم از سخنان پیامبران گذشته به خاطر سپرده و دریافتند این است که: چون حیا نداشتی، هرچه می‌خواهی انجام بده.

حکومت دست نشانده و سکولار جولانی که توسط تام باراک آمریکائی اداره می شود در بخشهائی مختلف نظامی و رسانه ای و تبلیغی دارای سربازان خاص خودش است که مُلا فتاحی یکی از سربازان بخش جنگ تبلیغی جولانی است البته نه در حد شاشو و امثالهم بلکه در حد نوچه ای که در برابر ایران دست به تخریباتی بزند هر چند با کفر گوئی و مرتد کردن مسلمین اهل سنت ایران باشد.

مُلا عبدالرحمن فتاحی از هیچ کسی نشنیده باشد از ماموستا کریکار فک الله اسره شنیده است که سکولاریسم کفر محض است و دعوت به سوی آن باعث ارتداد شخص اهل قبله می شود اما نزد فتاحی شرم و حیا از نصوص صریح قرآن و اجماع علمای سلف و اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت ایران رخت بربسته که با وقاحت تمام، سکولاریسم را که دین تمام کفار سکولار (مشرک) در طول تاریخ بشریت بوده را بر حکومت اسلامی بر اساس مذهب شیعه برتری می‌دهد.

مُلا فتاحی بر اساس تفکر انحرافی که دارد بر خلاف تمام مذاهب ۴گانه ی اهل سنت و جماعت شیعه را مسلمان نمی داند به همین دلیل می گوید که حکومت ایران هم اسلامی نیست چون بر اساس مذهب شیعه است. به نظر شما اگر در زمان حکومت اسماعیلی های ۷ امامی مصر بود و صلاح الدین ایوبی در این حاکمیت وزیر شده بود چه دیدگاهی در مورد صلاح الدین ایوبی داشت؟ قطعاً او را کافر می دانند به همین دلیل در هیچ یک از آثار شیخ محمد بن عبدالوهاب و علمای بزرگ دعوت نجد هیچ اثری از صلاح الدین ایوبی نیست، چون اگر زبان باز کنند باید بگویند که به دو دلیل مرتد بوده یکی به دلیل حضور در حاکمیت شیعیان و دیگری به دلیل صوفی بودن و این به نفعشان نیست.   

به هر حال و طبق مبانی دعوت نجدیت و فتاوای علمای بزرگ نجدی از جمله شیخ محمد بن عبدالوهاب و محققانِ پس از او، سکولاریسم کفر بواح و شرک در حاکمیت است و دعوت به سوی آن و رضایت به آن ارتداد است.

من هنوز در تعجبم که این مُلای فاصولیاخور چگونه به خود اجازه می‌دهد نظامی را که به صراحت قوانین بشری را بر شریعت الله مقدم می‌دارد و با سکولاریسمی که هر قانونی از اسلام که مخالف قوانین کفری سکولاریستی باشد دشمنی دارد، «بهتر» خطاب کند؟ این سخن، در واقع ترویج کفر بواح است و بر اساس منهج اهل سنت و جماعت، کسی که کفر بواح را بر حکومت اسلامی بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی ترجیح دهد، از دایره ایمان و اسلام خارج شده و مرتد می شود.

البته نادیده نگیریم که جولانی به عنوان ارباب فتاحی هم اکنون مجری قوانین کفری سکولاریستی در سوریه است و این باند مافیائی با تبلیغ تدریجی سکولاریسم و جانداختن تدریجی سکولاریستها در حاکمیت ادلب و سپس دمشق، صفوف مجاهدان را متفرق کردند و با سپردن سرنوشت اهل سوریه به دست سکولارهای مرتد لیبرال‌ و مهره‌های غربی، زمینه را برای اشغالگری آمریکا و جولان صهیونیستها در سوریه و منطقه فراهم کردند.

چرا در منطقه؟ چون تحمیل سوریه به آمریکا و صهیونیستها باعث شد این کفار محارب و اشغالگر با فکر آسوده تری به قتل عام اهل غزه و کرانه ی باختری و لبنان و ایران و سوریه و یمن بپردازند. به این شکل هر ایرانی که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه یا جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش توسط آمریکا و صهیونیستها کشته شده بخشی از آن متوجه جولانی خائن و نوچه اش فتاحی دین فروش و وطن فروش و مردم فروش می شود.

باید بدانیم که سکولاریسم دین تمام کفار سکولار در طول تاریخ بوده است و زمانی که فتاحی به تمجید از حاکمیت سکولاریستها می پردازد، عملاً «ولاء» به کفار سکولار را بر «ولاء» به مومنین مقدم داشته‌است در حالی که الله تعالی در میان انسانها تنها به برائت از سکولاریستها دستور داده است و می فرماید:

  • قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ (ممتحنه/۴) یعنی اول از خود کفار سکولار بری هستیم بعد از عقایدکفری شان در حالی که ما تنها از عقاید کفری کفار یهودی و مسیحی و مجوس و صابئین بری هستیم نه از خودشان.
  • وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚ (توبه/۳)

این دستور صریح الله است و دهها حدیث دیگر هم به دوری و کناره گیری از مکان زندگی مشرکین(سکولاریستها) دستور داده اند اما مُلافتاحی حاکمیت چنین کفار و مرتدینی را برای اهل سنت مصلحت می داند. این اهل سنت مورد نظرتو که سرباز آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها تحت شعار مبارزه با تروریسم است نه ما اهل سنت چنین شخصی مرتد است و ربطی به اهل سنت ندارد و این شعار دروغین «اقل ضرر» که شما به کار می‌برید، همان دام شیطان است که امثال شما را به پیاده‌نظام سیاست‌های آمریکا و صهیونیستها و ناتو در منطقه تبدیل کرده است.

این سرباز جولانی مرتد این را بدان که هم اکنون دین سکولاریسم، دین شماست و دین اسلام دین ماست پس «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» (کافرون/۶) و بدان همچنانکه حکومت کفری ازتدادی سکولاریستی هدف شماست، حکومت مبتنی بر شریعت، هدف ماست و ما تنها به حاکمیتی راضی هستیم که ما را به «ثم تكونُ خلافةً على مِنهاجِ نُبُوَّةٍ»[۲] نزدیک کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده ی آنرا به ما داده است.

پس ای فتاحی ارباب تو جولانی مرتد که راه سوریه را با نسخه‌های ذلیلانه‌ و ارتدادی سکولاریستی به بن‌بست کشانده و هم اکنون تو و سایر باندش به سربازان آمریکا در مبارزه با تروریسم که در واقع جنگ با اهل دعوت و جهاد است تبدیل شده اید، امروز در جایگاهی نیستی که برای مسلمانان اهل ایران تعیین تکلیف کنی. توبه کن، زیرا که این سخن تو همچون هم سنگر شدنت با کفار آمریکائی بر علیه مومنین، ارتداد آشکار است و خودت هم این را می دانی.


[۱]  صحیح بخاری – ۶۱۲۰

[۲]  الألباني، هداية الرواة ۵۳۰۶

کفرگوئی های ماموستا فتاحی از مدعیان ترجیح کفر سکولاریسم بر حکومت اسلامی ایران

کفرگوئی های ماموستا فتاحی از مدعیان ترجیح کفر سکولاریسم بر حکومت اسلامی ایران

به قلم: صلاح الدین مجاهد

یکی از بزرگترین مصیبتهایی که امروزه دسته هائی از اهل سنت به آن گرفتار شده اند این است که می گویند رقیب ما نباشد اما هر کفری باشد بهتر است؛ یعنی شما تصور کنید که زمانی چند گروهی که خود را در افغانستان جهادی می نامیدند حاضر شدند به خاطر مخالفت با حکومت امارت اسلامی عمر سوم رحمه الله با کفار محارب آمریکائی و ناتو و مرتدینی چون عبدالرشید دوستُم و کرزای هم جبهه ای شوند و فجایعی چون دشت لیلی و ۲۰ سال اشغالگری کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی را بر مردم مسلمان افغانستان تحمیل کنند و کار به جائی رسید که عبدالرشید دوستُم در کلیپی تصویری اقرار می کند آمریکائی ها با ۱۲ سرباز وارد افغانستان شدند و ما کشور را تحویل آنها دادیم و کشته شده های آمریکا را نیز شهید می نامد.

این تجربه ی نزدیکی است که ملت مسلمان افغانستان که همسایه ی ایران است داشته است حالا تجربیات تلخ مسلمین در سومالی و الجزائر و … هم برای هر کسی که دوست دارد تحقیق کند وجود دارند.

حالا مُلا عبدالرحمن فتاحی هم که اهل ایران است و به سوریه رفت تا با پرچم اهل سنت و جهاد اما فی سبیل آمریکا و ناتو مردم را قتلگاه بفرستد، چیزی مثل تحالف شمال تحت پرچم آمریکا شده است و فرق او با امثال دوستُم و احمد مسعود فعلی در این است که مُلا عبدالرحمن فتاحی خیلی دم از توحید در حاکمیت و تطبیق شریعت الله و جهاد با کفار آمریکائی و صهیونیستها و حتی آزادی قدس می زد اما با شعار مبارزه با تروریسم و دهشت افگنی همان کاری را بر علیه مجاهدین و دشمنان آمریکا و اشغالگران صهیونیست و ناتو انجام داده است که دوستُم و احمد مسعود و انجام داده اند.

عبدالرحمن فتاحی با چنین کارنامه ای حالا برای ایران نسخه ای برای اهل سنت می پیچد که سکولاریستهای مرتد جانشین حکومت شیعه مذهب ایران شوند، دوست دارم به تو ای مُلای دین فروش خائن بگویم انگار تاریخ تلخ سوریه را که رد آن افتاده ای نادیده گرفته ای؛ همین تجربه‌ای که با نسخه‌های به‌ظاهر «آزاداندیشانه» و «مصلحت‌سنجی‌های سیاسی» امثال شما، راه را برای نفوذ و سلطه کفارمحارب آمریکائی و صهیونیست و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه در سوریه هموار کرد. آیا امروز که در برابر اشغالگری آمریکا و صهیونیست‌ها کرنش می‌کنید، درس نگرفته‌اید که ثمره اعتماد به نسخه‌های کفری سکولاریستهای محارب خارجی و مرتدین منطقه ای و داخلی، چیزی جز ویرانی بلاد مسلمین و ذلت امت نبوده است؟

اینکه مرتیدن سکولار اپوزیسیون ایرانی دنبال حکومتی سکولار باشند برای ما عادی است، همچنانکه تمام سکولاریستهای مرتد تمام سرزمینهای اسلامی دنبال چنین حکومت سکولار کفری هستند اما توئی که اینهمه دم از توحید در حاکمیت می زدی و هم اکنون سگی از سگان حکومت سکولار و ارتدادی جولانی مزدور آمریکا و صهیونیستها و غرب شده ای و بر مخالفین آنها پارس می کنی و تأکید می کنی بر اینکه «حکومت سکولار از حکومت شیعه بهتر است»، خودت هم می دانی این کار به فتوای ابن باز رحمه الله ترجیح کفر بر ایمان و جولانی مزدور مت سکولار کفری هستند اما توئی که اینهمه دم از توحید در حاکمخروج از اسلام و ارتداد آشکار است.

می دانم در ابتدای قتال فی سبیل آمریکا و بر علیه حکومت سکولار و کفری بشار اسد بارها خوانده ای که الله جل جلاله می‌فرماید: وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (مائده/ ۴۴) آیا سکولاریسم به معنای حذف شریعت از عرصه حاکمیت و زندگی اجتماعی انسانهاست، خود عین کفر نیست؟

حاکم کردن قوانین کفری سکولاریستی و جنگ با کسانی که قوانین شریعت الله را می خواهند و هم سنگر شدن با کفار محارب آمریکائی جهت جنگ با این مومنین اهل دعوت و جهاد و دشمنان کفار اشغالگر دیگر کفر دون کفری نیست که ابن عباس رضی الله عنهما گفت. برو نگاه کن علمای بزرگ دعوت  نجد هم همواره تأکید کرده‌اند که حاکمیت غیر الله، شرک در اطاعت و کفر بواح است. چگونه می‌توان برای فرار از یک بدعت و حاکمیت مسلمینی که بر اساس تمام مذاهب چهارگانه ی اهل سنت با وجود بدعتهائی که دارند باز مسلمان و اهل قبله هستند و حاکمیت آنها نیز دارالاسلام محسوب می شود، به دامان کفر صریح سکولاریسم  و ارتداد آشکار و تبدیل کردن دارالاسلام به دارالکفری طاری افتاد؟

شیخ محمد بن عبدالوهاب که آنهمه از آن دَم می زنی در کتاب «نواقض الاسلام» به صراحت بیان می‌دارد که کسی که قوانین وضعی بشر را بر شریعت اسلام مقدم بداند یا به آن رضایت دهد، از دایره اسلام خارج شده است. علمای دعوت نجدیت چون بن باز و بن عثیمین در فتاوای متعدد خود، سکولاریسم را نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک «دین جایگزین» دانسته‌اند که با توحید الله در تعارض است. شما چگونه به خود اجازه می‌دهید با نام «مصلحت»، آنچه را که علمای بزرگ «کفر بواح» نامیده‌اند، به عنوان یک انتخاب برای اهل سنت پیشنهاد دهید در حالی که اهل سنت و جماعت به صورت مطلق هر نوع دعوت به سکولاریسم را کفر آشکار دانسته اند؟

آنچه امروز بر سر سوریه و بخصوص بر سر مهاجرین و انصار صادق آمده، نتیجه‌ی خیانت جولانی مرتد و آلودگی منهجی این خائن و گروه مافیائی او و در نتیجه نادیده گرفتن اصل کفر به طاغوت و «ولاء و براء» و اعتماد به کفار محارب آمریکائی – صهیونی و نیروهای سکولار مرتدی است که هیچ‌گاه دلسوز اهل‌سنت نبوده‌اند. شما که امروز برای سکولاریسم هورا می‌کشید، همان کسانی هستید که با نسخه‌های انحرافی خود، صفوف مجاهدان مخلص را در سوریه از هم پاشیدید و میدان را برای جولان آمریکا و رژیم صهیونیستی فراهم کردید. این سجده‌کردن در برابر اراده‌ی آمریکا، نتیجه‌ی همان تفکری است که اصالت شریعت را فدای بازی‌های رهبران خائن و مرتد سکولار می‌کند.

بدان ای فتاحی؛ دین الله تابع هوس‌ها و شرایطِ زمانی شما نیست. آنچه در شریعت حرام است، با تغییر نام به «سکولاریسم» حلال نمی‌شود و «حاکمیت الله» برای هر مومنی اصل است نه حاکمیت ارتدادی سکولاریستی.

ملاک مُلا فتاحی در سوریه ی اشغالی برای «حلال» و «حرام»

نشان رضایت ترامپ از جولانی مرتد و رونمائی آن توسط تام باراک حاکم واقعی سوریه

ملاک مُلا فتاحی در سوریه ی اشغالی برای «حلال» و «حرام»

 به قلم: محمد اسامه

تا قبل از اینکه دمشق را تحویل جولانی مرتد دهند و تا قبل از آنکه جولانی حکومتی سکولار ارتدادی را در سوریه اعلام کند و قوانین شریعت الله را کنار بزند و تا قبل از آنکه جولانی مرتد رسماً با آمریکا و تمام کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و منطقه ای که با آمریکا تحت شعار«مبارزه با تروریسم» هم سنگر و متحد شود، مُلافتاحی گاهگاهی از ماموستا کریکار صحبت می کرد یا از الشیخ اسامه بن لادن هم به صورت زیر لبی چیزهای را زمزمه می کرد و یا الشیخ ابومحمد المقدسی را عالم بزرگ و غیره می نامید، اما بعد از این اتفاقاتی که نام بردیم دیگر از این اشخاص و امثال اینها چیزی نمی گوید؛ چرا؟

چون از نگاه تمام این علماء و مجاهدین، کسی چون جولانی و هر کسی با او هم مسیر است مرتد است.

الشیخ اسامه بن لادن می گوید هر گونه همکاری با آمریکا و شرکایش بر علیه مسلمین ارتداد صریح است. آیا آمریکا در سوریه بر علیه مسلمین می جنگد یا مومنین؟ آیا حماس و جهاد اسلامی و القاعده و حزب التحریر و ابوشعیب المصری و ابوعبدالرحمن المکی و بلال عبدالکریم و هزاران مومنی دیگری که با همکاری جولانی و آمریکائی ها ترور شده یا زندانی هستند یا از سوریه بیرون رانده شده اند جزو مسلمین هستند یا کفار؟

ماموستا کریکا در سوالی در مورد اینکه اگر آمریکا یا هر کافر دیگری به ایران حمله کند می گوید ما بدون شک از ایران حمایت می کنیم و اجماع امت اسلامی را از زبان ابن حزم و دیگران می آورد که هر کسی که در کنار این کفار محارب آمریکائی یا هر کافری بر علیه ایران قرار بگیرد مرتد است.

الشیخ ابومحمد القمدسی هم که به صراحت جولانی را به دلیل هم پیمانی آن با آمریکائی ها و ناتو و صهیونیستها مرتد اعلام کرده است و جهاد بر علیه این مرتد و گروهش را مشروع می داند.   

ای مُلا فتاحی آیا ارتداد بزرگترین جرم و بزرگترین حرام در شریعت الله نیست؟

تو و جولانی مرتد چگونه تشکیل حکومتی کفری و ارتدادی سکولاریستی در سوریه وهم پیمانی با آمریکا بر علیهد مسلمین را حلال کرده اید؟

وقتی می گوئیم شماها علماهای حیض و نفاس و دستشوئی هستید و باید در همین حد بمانید و مثل الرویبضه در مسائلی که به شما ربطی ندارد دخالت نکنید یعنی همین.

هم اکنون در سوریه ی تحت حاکمیت جولانی سکولار شیوخی که همیشه برای جزئی‌ترین مسائل زندگی مردم حکم تکفیر صادر می‌کردند، اکنون در برابر هتک حرمت سرزمین‌های اسلامی توسط صهیونیست‌ها و مزدورانشان سکوت کرده‌اند. مگر السویداء علناً به باند الهجری دروزی صهیونیست واگذار نشده است؟ مگر مرتدین سکولار حزب کارگران اوجالان هم اکنون بخشی از حاکمیت کفری و سکولار جولانی نشده اند؟ پس چرا مُلافتاحی سکوت کرده است اما زبانش در برابر دشمنان آمریکا و صهیونیستها از شیطان هم درازتر شده است؟

 این سکوت، ثمره‌ی همان تفکر خائنانه ای است که قدرت را در دستان «جولانی» و اربابان آمریکائی و منطقه‌ای‌اش می‌بیند و دین را فدای سیاست‌های دلاری کرده است.

ای ملا فتاحی چشم‌هایت را بسته‌ای یا خودت را به خواب زده‌ای؟ امثال تو که تخصص‌تان «حرام کردن» زندگی بر مسلمین بود، حالا در برابر حاکمیت سکولار و پر از فساد جولانی و شرکایش در باند الهجری و قسد و الشبیحه ها لال شده‌اید. این است همان «جهادی» که وعده می‌دادید؟ حاکم کردن حاکمیتی ارتدادی سکولار و همدستی با جولانی مرتد و سکوت در برابر کفار محارب اشغالگر و مفاسد مرتدین داخلی، تنها یک معنا دارد: خیانت به قرآن و امت اسلام.

تو وامثال تو نه پاسدار دین و توحید، که جیره‌خواران سیاستی سکولاریستی ضد دین و ضد توحیدی هستید که از یک سو با جولانی مرتد دست دوستی می‌دهید و از سوی دیگر راه را برای ذلت امت هموار می‌کنید.

خیال کردی ما این خیانت آشکار و استانداردهای دوگانه‌ی تو و امثال تو را فراموش خواهیم کرد؟ هرگز.