حقایق پشت پرده ی جنگ امریکا و متحدینش بر علیه تروریسم، دفاع از آزادی و دموکراسی یا….

حقایق پشت پرده ی جنگ امریکا و متحدینش بر علیه تروریسم، دفاع از آزادی و دموکراسی یا….

به قلم:  ابراهیم یعقوبی هورامی

پیروان دین سکولاریسم به رهبری امریکا و مزدوران محلی آنها با مسلمین و حتی غیر مسلمین مخالف خود جنگ شدیدی را آغاز کرده اند و خطرناک تر اینکه اسمی بر خلاف واقعیتِ آن بر این جنگ نهاده اند. در این میان هرکس اولویت بندی امریکا در مساله تروریسم –ادبیات وی در این مساله- را دنبال کند در وهله اول گمان می کند که مشکل امریکا و جنگی که به راه انداخته حفاظت از دموکراسی است و در واقع امریکا سازمان هایی راهدف قرار می دهد که دموکراسی را نمی پذیرند.

متاسفانه برخی با این تصور می گویند: جهادی ها چون دولت سکولاریسم را رد می کنند به تخریب سرزمین ها می پردازند اما حقیقت چیز دیگری است. آمریکا به پیروی مطلق و عبودیت جاودانِ ملت های دنیا از سیاست هایش اعتقاد دارد بنابراین بزرگترین خطری که امریکا با آن مواجه است مساله آزادی و رهایی از عبودیت و بندگیِ آنان می باشد.راه اندازی جنگ توسط امریکا برای این است که ملت های دنیا همچون گله های گوسفندان باقی بمانند و هیچ رای و نظری از خود نداشته باشند و او یا اذنابش آن ملت ها را رهبری کنند. بر این اساس هرکس با این شرط موافقت کند به او خوشامد می گویند و با آغوش باز او را می پذیرند و فرقی نمی کند پرچمی که در دست گرفته و آنرا برافراشته پرچم دموکراسی باشد یا سکولاریسم یا حتی تحکیم شریعت.

اما کسی که این مساله را رد کند و اصرار وی بر زندگی آزاد و بزرگوارانه باشد، در این صورت در لیست تروریسم قرار می گیرد!! بله، ای ملت های مسلمان متاسفانه حقیقت همین است. اگر دلایل این واقعیت را می خواهید اکنون به برخی از آنها اشاره می کنیم:

۱-  حماس دموکراسی و سکولاریسم را پذیرفت اما چون خواست بر مبنای آزادی، تصمیمات خود را بر ضد اسرائیل جامه عمل بپوشاند، مساله کاملا برعکس شد و در لیست تروریسم جای گرفت.

۲-  ترکیه نظام دموکراسی و سکولاریسم را تصویب نمود و تصمیم داشت تا خود به تصمیم گیری بپردازد نه با پیروی از دیگری و در قضایای منطقه بر اساس آزادی که از آن برخوردار است رفتار کند و بر این اساس تصمیم بگیرد و عمل کند؛ که با فشار اربابان اروپائی مواجه شد تا جائی که وارد ارتش متحد اروپا (ناتو) گشته و سالهاست به عنوان دومین قدرت نظامی ناتو بیشترین کشتارها را از مسلمین بر عهده داشته است اما باز به این درجه از نوکری حکومت سکولار ترکیه هم راضی نیستند و هر روز با فشارهای داخلی و خارجی امتیازات جدیدی در مبارزه با قانون شریعت الله و سرکوب مسلمین مجاهد از آن می گیرند.

۳-  مصر موفق شد تا اخوان المسلمین را با انتخابات به قدرت برساند که تمام دنیا شاهد درستی انتخابات آن به سبک سکولاریستی و دموکراسی بودند. اما نتیجه چه شد؟! در برابر آن کشتاری بزرگ را به راه انداختند که در خلال آن هزاران مصری جان خود را از دست دادند و رهبر اخوان و خود مرسی و صدها نفر از پیروان سکولاریسم و دموکراسی را به زندان افکندند.

در مقابل به دولت هایی چون آل سعود، اردن، کویت و… بنگر که امریکا با آنها رابطه دارد بلکه با آنها عهد و پیمان دارد! آیا همه ی آنها از دموکراسی برخوردارند؟! پاسخ این است که طبعا خیر؛ بلکه برخی از این دولت ها از شدیدترین رژیم های دیکتاتوری و استبدادی برخوردارند.

بنابراین قضیه جهادی های مسلمان یا سکولاریستهای انقلابی استقلال طلب یا کسانی نیستند که به دنبال دموکراسی هستند یا با ان مخالفت می کنند؛ بلکه مساله این است که چه کسانی می خواهند آزاد باشند و چه کسانی برده؟! هرکس بخواهد به معنای واقعی آزاد زندگی کند، آزادی و آزادگی هزینه ای گران دارد که باید بپردازد؛ در غیر اینصورت باید به بردگی تن دهد.

«دوازده ضربه ناقوس»: نگاهی انتقادی به مانیفست پروفسور یانگ فان

«دوازده ضربه ناقوس»: نگاهی انتقادی به مانیفست پروفسور یانگ فان

به قلم: کارزان شکاک

مانیفست «دوازده ضربه ناقوس» نوشته پروفسور یانگ فان از دانشگاه علوم سیاسی و حقوق چین به طور فعال در رسانه‌های اجتماعی چین – و فراتر از آن – در حال پخش است.

دوازده نکته، دوازده «رد» فناوری‌های غربی – از GPS گرفته تا اوراکل، از بوئینگ گرفته تا ویندوز.

این متن با روحیه گزارش‌های پیروزمندانه نوشته شده و برای حداکثر تأثیر تبلیغاتی محاسبه شده است. اما این تزها چقدر با واقعیت مطابقت دارند؟ و چه چیزی در پشت این روایت از نظر ژئوپلیتیک جهانی نهفته است؟

کارزان شکاک از اعضای شورای مدیریت مرکز بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و احزاب آن تحلیلی از مانیفست یک استاد چینی ارائه می‌دهد.

حقیقتی پنهان در پس پوسته‌ای از اغراق

نکته اصلی باید اذعان شود: هر یک از دوازده تز پروفسور یانگ فان واقعاً یک دستاورد واقعی را پنهان می‌کند. چین در طول یک دهه و نیم گذشته جهشی واقعی در فناوری داشته است – و انکار این امر نادیده گرفتن واقعیت‌ها است.

کنار گذاشتن GPS. شاید BeiDou قانع‌کننده‌ترین نمونه باشد. این سیستم ناوبری که از دهه ۱۹۹۰ توسعه یافته است، واقعاً به یک رقیب جهانی تمام عیار برای GPS تبدیل شده است.

طبق گزارش‌های صنعت، فروش داخلی ترمینال‌های سازگار در سال ۲۰۲۵ از ۴۱۰ میلیون واحد فراتر خواهد رفت و خود سیستم به بیش از ۱۴۰ کشور صادر می‌شود.

چین همچنین نسل بعدی BeiDou را اعلام کرد که استقرار آن برای سال ۲۰۳۵ برنامه‌ریزی شده است. این تبلیغات نیست. این یک واقعیت مهندسی است.

کنار گذاشتن ایرباس و بوئینگ: هواپیمای C919 شرکت COMAC در واقع بیش از هزار سفارش دریافت کرده است، اما تقریباً منحصراً از خطوط هوایی و شرکت‌های لیزینگ چینی. در سال ۲۰۲۴، تنها ۱۲ هواپیما تحویل داده شد، در حالی که ایرباس و بوئینگ هر سه ماه صدها واحد تحویل می‌دادند.

به گفته تحلیلگران، شرکت COMAC می‌تواند تا سال ۲۰۴۲ تقریباً ۲۵٪ از بازار داخلی هواپیماهای باریک‌پیکر چین را به دست آورد. این قابل توجه است، اما به هیچ وجه به معنای مرگ بوئینگ نیست.

کنار گذاشتن دلار. دلارزدایی از تجارت نفت یک فرآیند واقعی است، اما بسیار کند و بحث‌برانگیز. تعدادی از کشورها – روسیه، ایران، امارات متحده عربی و تا حدودی عربستان سعودی – در واقع برخی از معاملات نفتی را با یوان انجام می‌دهند. با این حال، دلار هنوز ۷۵ تا ۸۰ درصد از تجارت جهانی نفت را در اختیار دارد.

گذار به «پترو یوان» با موانع ساختاری جدی همراه است: ارزهای خلیج فارس به دلار وابسته هستند، در حالی که یوان همچنان یک ارز تا حدی قابل تبدیل با کنترل‌های سختگیرانه سرمایه است.

جایی که روایت از واقعیت فاصله می‌گیرد

بیانیه پروفسور یان فن از بیماری خاص متون تبلیغاتی رنج می‌برد: دستاورد را با تکمیل، پیشرفت را با پیروزی اشتباه می‌گیرد.

“چین ویندوز را رها کرده است” جمله‌ای است که، به بیان ملایم، با واقعیت در تضاد است.

سیستم عامل UOS در واقع در سازمان‌های دولتی پیاده‌سازی می‌شود، اما در دسکتاپ‌های دفاتر، دانشگاه‌ها و شرکت‌های خصوصی چینی، ویندوز هنوز هم حرف اول را می‌زند.

“رها کردن” در این مورد به یک برنامه جایگزینی واردات بلندمدت اشاره دارد، نه یک عمل انجام شده.

“تسلا ۱.۲ تریلیون دلار ضرر کرد” رقمی است که از متن نوسانات بازار سهام گرفته شده و هیچ ارتباط مستقیمی با رقابت با BYD ندارد.

موفقیت بخش خودروهای برقی چین واقعی است، اما لفاظی‌های پیروزمندانه این واقعیت را که تسلا و سایر تولیدکنندگان غربی در حال تطبیق، سرمایه‌گذاری و رقابت هستند، نه تسلیم، پنهان می‌کند.

«قدرت نظامی از ناو هواپیمابر کلاس فورد آمریکایی پیشی می‌گیرد» تزی است که با وجود چشمگیر بودنش، نمی‌توان آن را به طور مستقل تأیید کرد. منجنیق الکترومغناطیسی ناو هواپیمابر فوجیان یک دستاورد واقعی است، اما پتانسیل رزمی نسبی سیستم‌های تسلیحاتی نه در بیانیه‌ها، بلکه در عملیات رزمی واقعی و سال‌ها تمرین آموزشی تعیین می‌شود.

زمینه ژئوپلیتیکی: چرا این روایت اکنون مطرح شده است

بیانیه یانگ فن یک تحلیل آکادمیک نیست. این سندی است که در چارچوب بن‌بست شدید فناوری بین ایالات متحده و چین، جنگ‌های تجاری، تحریم‌ها علیه تامین نیمه‌هادی‌ها و فشار سیستماتیک واشنگتن بر پکن در بخش فناوری پیشرفته متولد شده است.

استراتژی «خفه کردن» آمریکا – محدود کردن صادرات تراشه‌های پیشرفته، فشار بر متحدان برای حذف هواوی از زیرساخت‌های ۵G و کنترل زنجیره‌های تأمین – تأثیری داشته است که احتمالاً معماران آمریکایی آن انتظار نداشتند: این استراتژی سرمایه‌گذاری چین در توسعه‌های داخلی را تسریع کرده است.

این یک تله کلاسیک تحریم‌های فناوری است: بازدارندگی کوتاه‌مدت به انگیزه‌ای بلندمدت برای یک رقیب تبدیل می‌شود. در اینجا، چین بدون شک برنده است.

از این نظر، پروفسور یان فن در مورد نکته کلیدی درست می‌گوید: چین دیگر مصرف‌کننده منفعل استانداردهای فناوری غربی نیست. تغییر از «خرید بهتر از ساختن» به استراتژی حاکمیت فناوری، یک تغییر واقعی و برگشت‌ناپذیر در سیاست دولتی چین است.

آنچه در پشت صحنه باقی مانده است

هرگونه تحلیل صادقانه از پیشرفت فناوری چین مستلزم در نظر گرفتن مواردی است که مانیفست ناگفته می‌گذارد.

اول، وابستگی همچنان پابرجاست – فقط کمتر آشکار شده است. چین همچنان برای تولید تراشه‌های پیشرفته به تجهیزات ASML هلندی، برای توسعه نرم‌افزار به معماری غربی و برای تأمین مالی شرکت‌های فناوری به بازارهای سرمایه جهانی وابسته است.

ثانیاً، هزینه حاکمیت فناوری بالاست. یارانه‌های عظیم دولتی، انتقال اجباری ساختارهای دولتی به نرم‌افزارهای داخلی و محدود کردن رقابت داخلی، همگی خطر انزوای فناوری و کاهش انگیزه‌های نوآوری را ایجاد می‌کنند.

سوماً، شکاف بین اظهارات و واقعیت بسیار زیاد است. توسعه یک جایگزین به معنای جایگزینی آن نیست. یک جایگزین کامل نه تنها یک آنالوگ عملکردی، بلکه یک اکوسیستم بالغ را پیش‌فرض می‌گیرد: توسعه‌دهندگان، برنامه‌های سازگار، استانداردهای بین‌المللی و اعتماد کاربر.

نتیجه‌گیری: نه فروپاشی هژمونی، بلکه تولد چندقطبی.

دوازده تز پروفسور یانگ فان یک پوستر تبلیغاتی است، نه یک گزارش تحلیلی. اما در هسته آن یک فرآیند واقعی نهفته است که نخبگان غربی مدت‌هاست آن را دست کم گرفته‌اند: چین به طور روشمند، پرهزینه و – در تعدادی از بخش‌ها – با موفقیت در حال ایجاد استقلال فناوری است.

این موضوع چندان در مورد فروپاشی هژمونی غرب نیست، بلکه در مورد ظهور یک دنیای فناوری چندقطبی است که در آن دیگر یک استاندارد واحد، یک پلتفرم واحد و یک ارز ذخیره واحد وجود ندارد. این جهان پیچیده‌تر، پرهزینه‌تر و خطرناک‌تر است – اما همین حالا هم در راه است.

دولت‌ها و شرکت‌های غربی باید چنین بیانیه‌هایی را نه به عنوان تبلیغاتی که فقط ارزش تمسخر دارند، بلکه به عنوان یک نشانه – نشانه‌ای از بازنویسی قوانین نظم فناوری جهانی – در نظر بگیرند. همین الان. و بدون اجازه گرفتن.

تلاش‌های بی‌ثمر دارالکفر طاری پاکستان در تغییر سیاستهای اربابش آمریکا

تلاش‌های بی‌ثمر دارالکفر طاری پاکستان در تغییر سیاستهای اربابش آمریکا

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

در روزهای اخیر، انتخاب و اعزام شارژدافیر آمریکا به پاکستان و تمجیدهای مکرر شهباز شریف از ترامپ و آمریکا، نشان‌دهنده تلاش‌های بی‌ثمر حکومت پاکستان برای جلب حمایت‌های خارجی است. اما واقعیت‌های عمیق‌تری در پس این تمجیدها نهفته است.

حکومت پاکستان به دنبال تحریم گروه‌های بلوچ و به ویژه بی ایل ای (BLA) از سوی آمریکا بوده است. اما آمریکا به این درخواست پاسخ منفی داده است. این موضوع نشان‌دهنده این است که دارالکفر آمریکا به خوبی می‌داند که حکومت پنجاب در حال سقوط است و نمی‌خواهد بر روی یک حکومت ناپایدار سرمایه‌گذاری کند.

مجاهدین شریعت‌گرا تی تی پی (TTP) در این شرایط، به عنوان یک نیروی فعال و مؤثر در برابر تهدیدات داخلی و خارجی ظاهر شده‌اند. در حالی که آمریکا و دولت پاکستان گروه‌های بلوچ را مورد تحریم قرار نمی‌دهند، این نشان می‌دهد که آنها به دنبال استفاده از این گروه‌ها برای مقابله با مجاهدین شریعت‌گرا هستند.

مجاهدین شریعت‌گرا تی تی پی باید در بلوچستان مانع از قدرت‌گیری گروه بی ایل ای محلد سکولار شوند. آنها باید با تربیت مجاهدین بلوچ، نیرویی مؤثر ایجاد کنند تا بتوانند گروه مزدور بی ایل ای را حذف کرده و اجازه ندهند که این گروه قدرت بگیرد. این اقدام نه تنها به تقویت موقعیت تی تی پی کمک خواهد کرد، بلکه به حفظ اصول اسلامی و وحدت مسلمین نیز کمک خواهد نمود.

آمریکا می‌داند که سقوط حکومت پنجاب حتمی است و در نتیجه، به دنبال ایجاد یک گروه سکولار محلی مانند بی ایل ای بلوچ است تا بتواند در آینده با مجاهدین شریعت‌گرا تی تی پی مقابله کند. این استراتژی نشان‌دهنده تداوم سیاست‌های دوگانه آمریکا در منطقه است.

قرآن کریم به وضوح بر وحدت مسلمین تأکید دارد و می‌فرماید: وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ” (انفال/ ۴۶)

تلاش‌های حکومت پاکستان برای جلب حمایت‌های خارجی و تمجید از آمریکا، در واقع نشانه‌ای از ضعف و ناکامی است. در عین حال، مجاهدین شریعت‌گرا تی تی پی باید با هوشیاری در برابر توطئه‌ها و دسیسه‌های دشمنان اسلام ایستادگی کنند و بر وحدت مسلمین تأکید داشته باشند. آنها باید با تربیت مجاهدین بلوچ، از قدرت‌گیری گروه مزدور بی ایل ای جلوگیری کنند و به حفظ اصول اسلامی در منطقه کمک نمایند.

عید قربان عیدی مذهبی یا نژادی و عربی؟

عید قربان عیدی مذهبی یا نژادی و عربی؟

به قلم: محسن صادقی/سقز

جوجه سکولاریستهای شل مغز گاه در قالب روشنفکری سخنانی بر زبان می رانند که اگر کمی در این سخنان تعقل می کردند با بیان آنها شعور خود را به تمسخر نمی گرفتند.

هر مناسبت مذهبی اسلامی مثل حج و زکات و جهاد و … که برایشان مد شود بدون ملاحظه وارد بحثهای سبک و بی ارزش می شوند، در این روزهای عید قربان و در فضای مجازی فعلا عید قربان را بهانه ای برای شبهات خود کرده اند، مثلا می گویند: چرا باید «اعیاد عرب» را جشن بگیریم؟

 در ابتدا باید گفت که عید فطر و عید قربان برای مسلمین جنبه ی دینی دارند نه نژادی و قومیتی؛ چون در میان عربها یهودی ها و نصرانی ها و پیروان سایر عقاید وجود دارند که این دو عید را جشن نمی گیرند و نژادهای مختلف این دو عید را جشن می گیرند چون برایشان جنبه ی دینی دارد چنانچه انس بن مالک می‌گوید: قدمَ رسولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليهِ وسلَّمَ المدينةَ ولَهم يومانِ يلعبونَ فيهما فقالَ ما هذانِ اليومانِ قالوا كنَّا نلعبُ فيهما في الجاهليَّةِ فقالَ رسولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليهِ وسلَّمَ إنَّ اللَّهَ قد أبدلَكم بِهما خيرًا منهما يومَ الأضحى ويومَ الفطرِ.

[۱]

یعنی: رسول خدا (ﷺ) پس از هجرت از مکه به مدینه تشریف آوردند و اهالی مدینه دارای دو روز بودند که در آن دو به بازی پرداخته و شادی می‌کردند.

پیامبر (ﷺ) فرمود: این دو روز چیست؟ عرض کردند ما در زمان جاهلیت در این دو روز به بازی و شادی میپرداختیم رسول خدا (ﷺ) فرمود: خداوند دو روز دیگر را به جای آن دو، برایتان قرار داده است که خیر و نیکی دنیا و آخرت در آن دو قرار دارد روز عید قربان و روز عید فطر.

پس ما عید فطر و قربان را جشن می‌گیریم زیرا مسلمانیم و این‌ها عید اسلام‌اند، نه به این خاطر که عرب‌ها جشن گرفته‌اند.

البته زمانی که این جوجه سکولارها کریسمس و هالووین و سایر اعیاد ملتهای مختلف را جشن می گیرند از این استدلالهای قوم گرایانه استفاده نمی کنند.

فقط کافی است در شبهات این جوجه سکولارها کمی با آرامش تامل کنیم تا به بی پایه و اساس بودن آنها پی ببریم به همین دلیل همیشه خواسته ی ما این بوده که : قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (بقره/۱۱۱)


[۱]   أخرجه أبو داود (۱۱۳۴)

وحشیگری طرفداران موشه ربع پهلوی صدای رسانه های کفار سکولار غربی را درآورد

حماقت موشه ربع پهلوی و وحشیگری طرفدارانش صدای رسانه های کفار سکولار غربی را درآورد

به قلم: مسعود سنه ای

زمانی که موشه ربع پهلوی از نخست وزیر انگلستان به خاطر بی طرفی در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل در رمضان ۱۴۰۴ش بر ایران انقاد کرده بود، جرارد بیکر سردبیر ارشد وال استریت ژورنال خطاب به او گفت: احمق

نشریه ی اکونومیست هم با توجه به واکنش ربع پهلوی در این خیانت آشکارش به ایران و ایرانی ها و خدماتش به آمریکا و صهیونیستها که در حال کشتار ایرانی ها بودند نوشت: رضا پهلوی، احمق مفید.

این خود ربع پهلوی است که نزد متفکرین سکولار غربی با وجه مشترک «احمق» شناخته شده است، طرفداران او هم که به میمنت فضای مجازی برای همه آشکار شده اند به انسانهائی فحاش، بی مخ و موجوداتی خشونت طلب در برابر هر کسی خیال کنند ضعیف است و نمی تواند از خودش دفاع کند شهرت دارند.

میدل‌ ایست آی در برابر این توحش آشکار طرفداران ربع پهلوی می گوید:

“حامیان رضا پهلوی، برای ساکت کردن منتقدان خود به اقدامات خصمانه‌ای (از جمله حملات خشونت‌آمیز) متوسل شده‌اند.

این افراد به طور فزاینده‌ای از گزینه نظامی و حمله آمریکا به ایران حمایت می‌کنند و هر کسی که با «جنگ» مخالفت کند یا از پیامدهای انسانی آن سخن بگوید، از سوی این جریان به عنوان «مزدور» یا «وابسته» برچسب می‌خورد.

فعالان ضدجنگ، روزنامه‌نگاران مستقل و حتی تحلیل‌گرانی که نسبت به پیامدهای فروپاشی ایران هشدار می‌دهند، هدف حملات سازمان‌یافته قرار گرفته‌اند. این حملات شامل «ترور شخصیت» در فضای مجازی، تهدید به مرگ و افشای اطلاعات شخصی است.

حامیان تندروی این جریان به فعالان ضدجنگ که در تجمعات مسالمت‌آمیز شرکت کرده‌اند، حمله فیزیکی می‌کنند.

این جریان هرگونه مخالفت با سیاست‌های جنگ‌طلبانه ترامپ یا اسرائیل را به عنوان «خیانت به وطن» بازتعریف کرده تا از این طریق، فشار اجتماعی بر مخالفان جنگ را به حداکثر برساند.”

اینها ننگ تاریخ ایران هستند که باید پاک شوند. باذن الله.

صهیونیستها سکولارند و ضد تمام شریعتهای آسمانی

صهیونیستها سکولارند و ضد تمام شریعتهای آسمانی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

کلیپی را نگاه کردم که یک خاخام یهودی خطاب به ترامپ می گوید:

“اگر میخواهی به یهودی ها کمک کنی، بهترین کمک نابود کردن اسرائیل به صورت کامل است. اسرائیل دولتی یهودی نیست، بلکه خطر اول بر یهود و جهان است.”

فقط کافی است سرگذشت یهودیان “قلبهای طهور” را بخوانی یا ببینی که صهیونیستها چه بلایی سر آنها آوردند، یا بر سر یهودی های پایبند می آورند.

در مورد نصرانی ها نیز با چشم خود دیدیم که موشک‌های نقطه زن و دقیق آمریکا در کنار زدن دبستان دخترانه ی میناب و مساجد مسلمین ، چگونه کلیسای مسیحی ها را در تهران هم مورد هدف قرار داد.

در این راستا رسانه ی يديعوت أحرونوت موجود در سرزمین‌های اشغالی می نویسد:

  • در سال ۲۰۲۵ در اسرائیل ۶۱ مورد حمله به علمای دینی مسیحی یا کسانی که علائم دینی مسیحی داشتند ثبت شده است.
  • در سال ۲۰۲۵ و در داخل مناطق سبز و در قدس تحت مدیریت صهیونیستها ۵۲ مورد تجاوز به املاک کنیسه های یهودیان ثبت شده است.
  • در سال ۲۰۲۵ و در داخل خط سبز و در قدس تحت مدیریت صهیونیستها ۲۸ مورد محدودیت بر فعالیت‌های مذهبی مسیحی ها ثبت شده است.‌

لطفا بیدار شوید: کفار مشرک(سکولار) دسته ای جداگانه از کفار ۵گانه ی اصلی هستند که در جاهای مختلف قرآن از جمله آیه ۱۷ سوره ی حج به صورت واضح از آنها نام برده شده است .

هم اکنون غیر از واتیکان، در هیچ جای دنیا حکومت مسیحی وجود ندارد و در هیچ جای دنیا هم حکومت یهودی یافت نمی شود، به همین دلیل است که در میان مومنین اهل دعوت و جهاد به جای شعار: خیبر، خیبر یا یهود، از شعار خیبر خیبر یا صهیون استفاده می شود.

پس اصلا گوش ندهید و فریب نخورید زمانی که جورج بوش یا وزیر جنگ کنونی ترامپ جنگ صلیبی اعلام می کنند، یا نتانیابو از عبارات تورات استفاده می کند یا ربع پهلوی دیوار ندبه ی یهودی ها می رود و عبادت آنها را انجام می دهد یا جمال عبدالناصر و قذافی و … حج می روند.

سکولاریستها (مشرکین) قوانین هیچ یک از شریعتهای آسمانی را که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد قبول ندارند و برایشان مسلمان و مسیحی و یهودی و … یکسان است و هر جا لازم بدانند از این افراد و شعارهای مذهبی هم استفاده ابزاری می کنند.

فتنه‌ی انهدام مَسریٰ؛ سناریوی مشترک صهیونیستها و حکام مرتد علیه دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت اسلامی

فتنه‌ی انهدام مَسریٰ؛ سناریوی مشترک صهیونیستها و حکام مرتد علیه دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت اسلامی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

گزارش‌های افشاگرانه حاکی از آن است که رژیم صهیونیستی با حفر تونل‌های عمیق و استقرار مواد منفجره در زیر پی مسجدالاقصی و قبة‌الصخره، در حال آماده‌سازی برای یک جنایت بی‌سابقه است. هدف آن‌ها تخریب فیزیکی این اماکن مقدس و سپس اجرای یک «عملیات فریب رسانه‌ای» است؛ آن‌ها در جریان جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران قصد داشتند با فرافکنی جهانی مدعی شوند که این تخریب بر اثر اصابت موشک‌های «ایران» رخ داده است. این مکر شیطانی برای انحراف خشم جهان اسلام از اسرائیل به سمت تنها حامی واقعی فلسطین طراحی شده بود که موفق نشد و هم اکنون قصد دارند حزب الله لبنان و حتی خود فلسطینی های مجاهد اهل غزه را نشانه روند.

در این راستا ما شاهد سکوت و حتی همسویی خائنین منطقه با صهیونیستها هستیم که بقای تخت لرزان خود را در سایه‌ی نفاق می بیننند.

حکام آل‌سعود، امارات متحده‌ی یهودی، ترکیه، بحرین، اردن، سوریه، کویت، مصر و قطر، امروز به بخشی از ماشین جنگی و امنیتی صهیونیستها تبدیل شده‌اند. این رژیم‌ها که از خیزش مردمی و بیداریِ اسلامی ملت‌های خود به وحشت افتاده‌اند، بقای حکومت‌های پوسیده‌ی خود را در غلامی حلقه‌به‌گوش آمریکا و اسرائیل و همسوئی با آنها در برابر دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت اسلامی می‌بینند.

الله تعالی در مورد این موجودات می فرماید: فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ (مائده/ ۵۲) کسانی را که در دل‌هایشان بیماری است می‌بینی که در دوستی با آنان (کفار) سرعت می‌گیرند و می‌گویند: می‌ترسیم حادثه‌ای ناگوار برای ما رخ دهد (و ورق برگردد و به ما صدمه ای وارد شود.)

در حالی که هم الان هم مردم غزه تحت سخت‌ترین فشارها هستند و دارالاسلام ایران و اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و مجاهدین الشباب سومالی جنگ اقتصادی را در تنگه ی هرمز و باب المندب و دریاری سرخ بر علیه آمریکا و صهیونیستها به راه انداخته اند، این حکام با باز نگه داشتن مسیرهای تجاری و همکاری‌های اطلاعاتی، از فروپاشی رژیم کودک‌کش صهیونیستی و آمریکائی وحشی جلوگیری می‌کنند.

این حکام مرتد، ایمان و غیرت اسلامیِ ملت‌هایشان را در بازار سیاستِ واشنگتن و تل آویوحراج کرده‌اند تا چند صباحی بیشتر بر کرسی قدرت تکیه بزنند.

چرا ابتدا دارالاسلام ایران هدف این توطئه بود؟

کفار محارب آمریکائی – صهیونی به همراه شرکای غربی و مزدوران منطقه ای آنها می‌دانند که دارالاسلام ایران، ستون خیمه‌ی مقاومت اسلامی و تنها قدرتی است که هیمنه‌ی آمریکا و صهیونیستها و غلامان آنها را در میدان به چالش کشیده است. با متهم کردن دارالاسلام ایران به تخریب الاقصی، آن‌ها می‌خواستند:

۱. جنگِ شیعه و سنی را در ابعادی عظیم به راه اندازند.

۲. ایران را در جهان اسلام منزوی کرده و جبهه‌ی مقاومت را متلاشی کنند.

۳. راه را برای تخریب نهایی قدس و بنای معبدِ ادعایی هموار سازند.

اما همه بدانند ملت‌های مسلمان که از بی‌غیرتی و نفاق حکام خود به ستوه آمده‌اند، دیگر فریب این بازی‌های رسانه‌ای را نخواهند خورد. نفرت مردم منطقه از حاکمانی که برای آمریکائی ها و صهیونیست‌ها فرش قرمز پهن می‌کنند، به نقطه‌ی انفجار رسیده است. این توطئه، نه تنها دارالاسلام ایران و مجاهدین همسو با آن در جبهه ی مقاومت اسلامی در برابر کفار آمریکائی – صهیونی را ضعیف نخواهد کرد، بلکه چهره‌ی واقعی «مرتدین منطقه‌ای» را برای همیشه افشا خواهد ساخت.

فقط کافی است به پس از دوران این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش نگاهی بیندازید و یقین داشته باشید که نصرت الهی نزدیک است و مکر خائنان به خودشان باز خواهد گشت و ما شاهد چهارمین قدرت نظامی جهان و اولین قدرت جهادی دنیا خواهیم بود.

دارالاسلام ایران جبهه ای جهادی غیر مذهبی و حتی فرا دینی با کفار آمریکائی – صهیونی تشکیل داده که همچون زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم نه تنها کفار اهل کتاب اطراف مدینه و نجران بلکه کفار شبه اهل کتاب الاحساء و کفار سکولار(مشرک) بنی خزاعه و بنی ضمره و… نیز می توانند در آن مشارکت داشته باشند.

کارهای ترامپ نشان از به بن رسیدن آمریکا

کارهای ترامپ نشان از به بن رسیدن آمریکا

نصرالدین عامر عضو ارشد اتحادیه شافعی ها و زیدیهای حاکم بر صنعا در پیامی تاکید کرد که تصمیم‌های نامتوازن دونالد ترامپ نشانه شدت تنگنایی است که او در آن گرفتار شده است و خودداری ایران از رفتن بر سر میز مذاکره نشان دهنده دست بالای ایران است.

در مقابل، عجله آمریکایی‌ها برای سفر به اسلام آباد حتی پیش از موافقت ایران با دور جدید مذاکرات و سپس تمدید آتش بس، نشان می‌دهد که ترامپ تا چه اندازه در بن بست گرفتار شده است.

ادعای دروغین اختلافات داخلی در ایران نیز فقط برای حفظ آبروی ریخته شده ترامپ مطرح شده است.

گاردین هم نوشته:
سخنان متناقض رئیس‌جمهور آمریکا، تهران را نسبت به هر چیزی غیر از یک توافق کاملاً نفوذناپذیر، محتاط‌تر و بدبین‌تر کرده است.

ترامپ با تغییر مواضع ساعتی، عملاً جایگاه رئیس‌جمهور آمریکا را بی‌اعتبار کرده است. برای دیپلمات‌های ایرانی، این سوال پیش آمده که مذاکره با دولتی که حرف صبحش با توئیت عصرش در تضاد است، چه فایده‌ای دارد.

۳۰۷۵۳ دروغ مقدماتی «سگ زرد» و لال‌مانی سکولاریستها و مزدوران آمریکا

۳۰۷۵۳ دروغ مقدماتی «سگ زرد» و لال‌مانی سکولاریستها و مزدوران آمریکا

کاتب: سیلمان عبدالرحمن

عادت سکولاریستها بر این است که هر اشتباه مسلمین در هر عصری را پای اسلام می گذارند و با اشتباه این دسته از مسلمین به کل اسلام و قوانین شریعت الله حمله کنند اما در برابر جنایات و مفاسد آشکار سکولاریستها لال و گنگ هستند و حتی اگر مجبور شوند چیزی در این زمینه بگویند سعی می کنند خود و حزب خود را از سایر سکولاریستها جدا بدانند .

موردی که اخیراً واشنگتن پست به آن اشاره کرد این بود که ترامپ سکولار در دوره ی ریاست جمهوری خود ۳۰۷۵۳بار دروغ گفته بود؛ این غیر از دوره ریاست جمهوری جدید اوست که روزانه دهها دروغ ضد و نقیض می گوید.

بله، روزنامه «واشنگتن‌پست» در گزارشی تکان‌دهنده فاش کرد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، تنها در یک دوره چهارساله، ۳۰ هزار و ۵۷۳ دروغ و ادعای گمراه‌کننده به زبان آورده است. این یعنی میانگین ۲۱ دروغ در هر روز، اما بوق‌های تبلیغاتی غرب و مزدوران منطقه‌ای سکولاریستهای محلی آن‌ها در برابر این حجم از وقاحت و کذب، سکوت پیشه کرده‌اند.

اگر تنها یک‌هزارم این آمار (یعنی فقط ۳۰ ادعا) از سوی رهبران «دارالاسلام» در امارت اسلامی افغانستان و یا ایران مطرح می‌شد، رسانه‌های معاند (از بی‌بی‌سی و اینترنشنال تا رسانه‌های جیره‌خوار محلی) چه سونامی تبلیغاتی‌ای به راه می‌انداختند؟

آن‌ها با تیترهای درشت، این خطاها را نه به شخص، بلکه به «ذات اسلام» نسبت می‌دادند و فریاد می‌زدند که: «ببینید! این است حکومت دینی؛ حکومتی بر پایه کذب و فریب!»

مزدوران محلی آمریکا و غرب در منطقه، که همیشه منتظر یک بهانه کوچک هستند تا علیه نظام‌های اسلامی سم‌پاشی کنند، در برابر ۳۰ هزار دروغ اربابشان «کر و لال» شده‌اند.

اگر رهبری در ایران یا افغانستان سخنی بگوید که باب میل آن‌ها نباشد: آن را نشانه «عقب‌ماندگی»، «بی‌صداقتی» و «شکست فقه در اداره جامعه» می‌نامند اما در برابر ترامپ سکوت می‌کنند؛ چون او نماد همان لیبرال‌دمکراسی است که این مزدوران آرزوی تحققش را در بلاد اسلامی دارند!

رسانه‌های نفاق و مزدور، از دروغ‌های سیستماتیک رهبران غربی به عنوان «تاکتیک انتخاباتی و سیاسی» یا «اشتباه لفظی» یاد می‌کنند، اما اگر مشابه آن در جهان اسلام رخ دهد، آن را به عنوان یک «بحران عقیدتی» تئوریزه می‌کنند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا به جوانان ما القا کنند که «مسلمان حاکم یعنی دروغگو»؛ در حالی که بزرگترین ماشین دروغ‌پراکنی تاریخ در کاخ سفید مستقر بوده و هست.

در حالی که غرب سکولار و بخصوص آمریکا بر پایه‌ی «پست‌مدرنیسم» و «دوران پسا-حقیقت» (جایی که دروغ و راست فرقی ندارد) بنا شده، شریعت اسلام بر پایه «صدق» استوار است. سکوت رسانه‌های معاند در برابر ۳۰ هزار دروغ ترامپ نشان می‌دهد که هدف آن‌ها «کشف حقیقت» نیست، بلکه «تخریب هویت اسلامی» است. آن‌ها نه نگران حقیقت هستند و نه نگران مردم؛ آن‌ها تنها نگران منافعِ کدخدایی هستند که خود در دروغ غرق شده است.

آمار واشنگتن‌پست، آیینه دق تمام کسانی است که غرب را مدینه فاضله و مهد تمدن می‌دانند. این ۳۰ هزار دروغ، سندی است بر سقوط اخلاقی تمدنی که مزدورانش می‌خواهند آن را به جای «حکومت اسلامی» به مردم ما بفروشند. بیداری امت اسلامی در گرو شناخت این نفاق رسانه‌ای است؛ همان‌هایی که دروغ ۳۰ هزارتایی دشمن را نمی‌بینند، اما برای تخریب دارالاسلام، از هیچ تهمت و هیاهویی دریغ نمی‌کنند.

دوگانگی عریان آمریکا؛ خشونت برای خود، مظلوم‌نمایی برای دارالاسلام ایران

دوگانگی عریان آمریکا؛ خشونت برای خود، مظلوم‌نمایی برای دارالاسلام ایران

به قلم: محمد اسامه

آمریکا در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش برنامه ریزی کرده بود با حمله ای رعد آسا و کشاندن خائنین به میدان جنگ شهری در عرض ۷۲ ساعت حاکمیت بر دارالاسلام ایران را از بین ببرد، اما دیدیم که تمام محاسباتش غلط از آب درآمد.

در اینجا اجازه دهید سیاست آمریکا دوگانه ی آمریکا در مورد معترضین سرزمین خودش و آشوب طلبان جنگ شهری در ایران را ببینیم:

نحوه برخورد پلیس آمریکا با معترضان، آن‌گونه که یکی از نیروهای نظامی این کشور صریحاً بیان کرده، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که سال‌هاست با تبلیغات رسانه‌ای پنهان شده است:

  •  اگر مقابل دستورات قانونی مقاومت کنید، به زندان می‌روید.
  •  اگر خیابان و چهارراه را ببندید، به زندان می‌روید.
  •  اگر به سمت پلیس تف کنید، ابتدا به بیمارستان و سپس به زندان منتقل می‌شوید.
  •  اگر به پلیس حمله کنید، علاوه بر زندان، با خشونت شدید و حتی سگ‌های پلیس روبه‌رو می‌شوید.
  •  و اگر سلاح، آتش‌زا یا حتی آجر به سمت نیروهای امنیتی نشانه بگیرید، به خانواده‌تان اطلاع می‌دهند که بقایای بدنتان را از کجا تحویل بگیرند؛ زیرا شما کشته خواهید شد.

این‌ها نه تحلیل منتقدان، بلکه اعتراف صریح خودشان است.

اما همین آمریکا و متحدان غربی‌اش، وقتی نوبت به دارالاسلام ایران می‌رسد، ناگهان ادبیات‌شان تغییر می‌کند.

در ایران، از نگاه آنان:

  •  اغتشاش‌گر و آشوب طلب جنگ شهری «معترض مدنی» نامیده می‌شود،
  • حمله به پلیس «حق اعتراض» تلقی می‌گردد،
  • و حتی اگر پلیس برای دفاع از جان خود و مردم وارد عمل شود، با تهدید و فشار سیاسی روبه‌رو می‌شود.

تا جایی که رئیس‌جمهور آمریکا، آشکارا ایران را تهدید کرد که در حمایت از اغتشاش‌گران وارد میدان خواهد شد و دیدیم وارد شد و با قتل عام دانش آموزان مدرسه ابتدائی میناب شروع کرد تا به حمله به پلها و مراکز تولید داروی پاستور که عمر آن از عمر تاسیس رژیم صهیونیستی بیشتر بود ختم شد.

سؤال ساده اما اساسی اینجاست:

چطور خشونت عریان پلیس آمریکا «حفظ نظم» است،اما دفاع نیروهای امنیتی ایران از جان مردم و کشور، «نقض حقوق بشر»؟

این همان دوگانگی ساختاری غرب سکولار است؛ جایی که قانون، امنیت و اقتدار فقط برای خودشان مشروع است، اما برای دیگران باید هرج‌ومرج، بی‌دفاعی و فروپاشی نسخه شود.

آیا این تناقض عجیب نیست؟ یا شاید حقیقت این است که مشکل غرب نه با «خشونت»، بلکه با استقلال کشورهاست.