تفکرنجدیت و خطرات آن برای منهج و جهانبینی اسلامی و خدمت به کفار محارب سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی

تفکرنجدیت و خطرات آن برای منهج و جهانبینی اسلامی و خدمت به کفار محارب سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

الله در قرآن کریم، صفوف مخالفان اسلام را به دقت تفکیک کرده است و در کنار یهود، نصارا، مجوس و صابئان، دسته‌ای به نام «الذین اشرکوا» (مشرکان = سکولاریستها) را نام می‌برد و به عنوان مثال می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (حج/۱۷) الله میان مؤمنان، یهود، صابئان، نصاری، مجوس و مشرکین (سکولاریستها) ، در روز قیامت داوری می‌کند.

حکمت الهی بر این استوار گشته که میان «اهل کتاب» و «شبه اهل کتاب» و «مشرکین» تفاوت فقهی و حقوقی قائل شود:

• اهل کتاب: خداوند ذبیحه آنان را حلال و ازدواج با زنان پاکدامنشان را مجاز شمرده است (مائده/۵).

• مشرکین (سکولاریستها): اما در مورد سکولاریستها می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ» (توبه/۲۸)؛ آنان پلیدند

امروز باید بیدار بود و دید که «مشرکین یا سکولاریستها»ی زمانه چه کسانی هستند. مشرکان صدر اسلام، حاکمیت و تشریع را از آن گذشتگان خود یا مجالس پارلمانی و قانوندگذاری خود چون دارالندوه ها می دانستند. سکولاریست‌ها، همان مشرکین مدرن هستند که نام خود را عوض کرده‌اند همچنانکه دهری ها اسم خود را گذاشته اند آتئیست و دئیست و ماتریالیست و لوطی ها اسم خود را گذاشته اند دگر باش و رنگین کمانی و …. اما ماهیت همه یکی است و با تغییر اسم عوض نمی شود.

سکولاریستها با نفی حاکمیت الله و جایگزینی قوانین بشری به جای شریعت غراء، عملاً در جایگاه «مشرکین» قرار می‌گیرند. آنان نجس هستند، چرا که «انسان» را به جای «الله» نشانده‌اند در حالی که سایر کفار هر شرکی که انجام می دهند می گویند از سوی الله است و نمی گویند انسان را جای الله را با انسان عوض کرده اند.

در این میان، ظهور جریان «نجدیت» یک فاجعه‌ی کبرا برای امت است. نجدیت با برداشتی سطحی و بدعت‌آمیز، پیکان اتهام مشرک و سکولار بودن را از سمت «سکولارها و مشرکین اصلی» منحرف کرده و به سوی «مسلمانان اهل قبله» و سایر کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب نشانه رفته است.

آنان معنی لفظی و لغوی مشرک را گرفته اند و از مفهوم شرعی آن غافل شده اند مثل کسی که تنها معنی لفظی و لغوی جهاد و صلاة و زکات و حج و … را بگیرد و مفهوم شرعی آنها را رها کند. به همین دلیل نجدیت به به بهانه‌هایی چون توسل یا زیارت، برادران مسلمان خود (اعم از شافعی، حنفی، حوثی و مالکی و جعفری و … ) را «مشرک» می‌نامند.

نجدی‌ها با این کار، نه تنها دچار انحراف در منهج شده اند و عقیده و جهانبینی مسلمین را دستخوش صدمه کرده اند نزدیکترین ضرر آنها این است که عملاً جبهه واحد اسلام را در برابر کفار سکولار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی تضعیف می‌کنند.

نجدیت با خروج از  سیره سلف صالح، بدعتی بزرگ را پایه‌گذاری کرد که یکی از نتایجش  فتنه مذهبی و کشتار مسلمانان به دست یکدیگر و رها کردن دشمنان اصلی و عدم تمرکز بر دشمنان اصلی است.

ای مومنین، تفکر نجدیت را که برداشت محمد بن عبدالوهاب از مذهب حنبلی است و نجدیت ریشه در تفرقه دارد رها کنید و به آغوش پرمهر «اهل‌سنت و جماعت» بازگردید. بدانید که مشرک واقعی، سکولاری است که دین را از زندگی اجتماعی حذف می‌کند، نه مسلمانی که برای آزادی قدس جان‌فشانی می‌کند. صلاح‌الدین ایوبی با اتحاد همه فرقه‌ها پیروز شد؛ ما نیز باید با عبور از فتنه‌های نجدی، صفوف خود را در برابر یهود و مشرکین مدرن مستحکم کنیم.

بیانیه برادران مهاجر ازبک در سوریه پس از تهدید برادران مهاجر فرانسوی توسط حاکمیت سکولار و دست نشانده ی جولانی

بیانیه برادران مهاجر ازبک در سوریه پس از تهدید برادران مهاجر فرانسوی توسط حاکمیت سکولار و دست نشانده ی جولانی

ارائه دهنده: محمد اسامه

رسول خدا ﷺ فرمود:

«… خداوند تا زمانی که بنده در یاری برادر خود باشد، او را یاری می‌کند.»

(روایت مسلم)

بر همین اساس، این چند سطر را می‌نویسیم.

در روزهای اخیر، افرادی که خود را وابسته به حکومت معرفی می‌کنند، پس از انتشار ویدئوی «ائتلاف شرعی»، برادران مهاجر فرانسوی ما را تهدید کرده و علیه آنان دست به تخریب شخصیت و بدنام‌سازی زده‌اند.

با این حال، یک حقیقت همواره ثابت و غیرقابل انکار است؛ و آن اینکه در اسلام، حاکم فراتر از نصیحت، نقد و بازخواست نیست، مشروط بر آنکه این امور در چارچوب ضوابط شرعی انجام شود. یاران رسول خدا ﷺ در این زمینه نمونه‌های درخشانی از خود بر جای گذاشته‌اند.

روزی عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه بر منبر رفت و گفت:

«ای مردم! اگر در من کجی و انحرافی دیدید، آن را اصلاح کنید.»

مردی برخاست و گفت:

«به خدا سوگند، اگر در تو انحرافی ببینیم، با شمشیرهای خود آن را راست خواهیم کرد.»

عمر رضی‌الله‌عنه پاسخ داد:

«سپاس خدایی را که در این امت کسانی قرار داده است که اگر عمر منحرف شود، او را با شمشیر اصلاح کنند.»

در این ماجرا باید تأمل کرد. عمر رضی‌الله‌عنه در آن زمان یکی از بزرگ‌ترین دولت‌های عصر خود را اداره می‌کرد، اما نقد را تهدید نمی‌دانست، بلکه وجود مردانی را که شجاعت داشتند در صورت انحراف او را به حق بازگردانند، نعمتی از جانب خداوند می‌شمرد.

هرکس حقیقت این پرونده را بداند، یقین دارد که برادران فرانسوی هرگز علیه مسلمانان سلاح برنداشته‌اند، در درگیری‌های داخلی که برخی گروه‌ها را به جان هم انداخت شرکت نکرده‌اند و هیچ‌گاه مردم را به جنگ با مسلمانان دعوت نکرده‌اند. آنان تنها با زبان خود سخن گفته، روایت خود از رویدادها را بیان کرده، آنچه را ظلم دانسته‌اند آشکار ساخته‌اند و نه خود دست به سلاح برده‌اند و نه دیگران را به خشونت فراخوانده‌اند. آنان تنها حقی را که اسلام برای هر مسلمان مقرر کرده، یعنی امر به معروف و نهی از منکر در حد توان، انجام داده‌اند.

با وجود این، هدف حمله‌ای شدید قرار گرفتند که بر پایه اتهاماتی بود که بعداً یا کنار گذاشته شد یا نادرستی آن‌ها آشکار گردید. حتی همان نهادهایی که این اتهامات را مطرح کرده بودند، در نهایت اعتراف کردند که در این پرونده اشتباهی رخ داده است.

اینجاست که اهمیت موضوع روشن می‌شود؛ زیرا هنگامی که گروهی از مهاجران که همواره به بی‌طرفی در درگیری‌های داخلی شناخته شده‌اند، بر اساس اتهامات اثبات‌نشده و شایعات هدف حمله با سلاح‌های سنگین قرار گیرند، دیگر مسئله یک اختلاف عادی نیست، بلکه موضوعی است که آثار آن همه مسلمانان را دربر می‌گیرد.

شگفت‌آورتر آنکه، هنگامی که برای کمک و بررسی حقیقت ماجرا به محل رفتیم، شماری از مسئولان نیز اعتراف کردند که در نحوه رسیدگی به این پرونده خطا رخ داده است. همچنین ویدئویی که برادران ما منتشر کرده‌اند، حاوی شواهد و مطالبی است که هر فرد منصفی می‌تواند شخصاً آن‌ها را بررسی کند. از این‌رو، به کسانی که با شتاب خشمگین می‌شوند و حکم صادر می‌کنند، توصیه می‌کنیم انصاف و دقت را رعایت کنند.

مهاجران برای این امت بیگانه نیستند، بلکه بخشی از آن هستند و انصار نیز تاریخ و فداکاری‌های آنان را می‌شناسند. مسلمانان صادق در سرزمین شام هرگز نخواهند پذیرفت که خانواده‌ها بر پایه شایعات، گزارش‌های دروغ یا تهمت‌ها هدف قرار گیرند؛ همان‌گونه که هرگز نمی‌پذیرند نهی از منکر به جرمی تبدیل شود که صاحبان آن مجازات شوند. همواره گفتن سخن حق هزینه داشته است.

رسول خدا ﷺ فرمود:

«سرور شهیدان، حمزه بن عبدالمطلب است و نیز مردی که در برابر حاکمی ستمگر برخیزد، او را به معروف فرمان دهد و از منکر بازدارد و در نتیجه کشته شود.»

(روایت حاکم در مستدرک، شماره ۴۸۸۴)

ما با صراحت می‌گوییم که امیدواریم نزد خداوند همان پاداش را داشته باشیم و بسیاری از مجاهدان نیز چنین امیدی دارند.

این حدیث یادآور جایگاه والای کسانی است که با وجود خطرها، از حق دفاع می‌کنند؛ نه از آن رو که خواهان درگیری یا فتنه باشند، بلکه چون معتقدند حقیقت‌هایی وجود دارد که نباید از آن‌ها چشم پوشید.

اگر سخنان آنان باطل است، باید با دلیل و برهان به آن پاسخ داده شود. اما اگر تنها پاسخ، تهدید، ارعاب و فشار باشد، نتیجه‌ای جز تقویت این باور نخواهد داشت که برخی نمی‌خواهند حقایقی برای مردم آشکار شود.

در آن صورت، هر انسان عاقلی خود به ضعف چنین رویکردی پی خواهد برد.

همچنین همه باید بدانند که مهاجران تنها نیستند و از سوی امت طرد نشده‌اند.

و به کسانی که گمان می‌کنند تهدیدها ما را از انتشار مطالبی که ظلم را محکوم می‌کند بازخواهد داشت، می‌گوییم:

اگر بهای گفتن سخن حق، گرفتار شدن در آزمون و سختی باشد، پیش از ما مردانی این بها را پرداخته‌اند و پس از ما نیز تا زمانی که بر روی زمین کسانی باشند که از خدا بیش از مخلوق بترسند، مردانی این راه را ادامه خواهند داد.

اسلام هرگز دین سکوت در برابر ظلم نبوده است، بلکه دینی است که به عدالت، نصیحت صادقانه، یاری ستمدیدگان و گفتن سخن حق فرمان می‌دهد.

و در چارچوب شریعت، گفتن سخن حق عبادتی است که به وسیله آن به خداوند تقرب می‌جوییم.

و خداوند بهترین آگاه به نیت‌ها و مقاصد است.

حزب الله لبنان در حال هشدار تخلیه به شهرک‌نشینان صهیونیست در سرزمین‌های اشغالی فلسطین و رژیم صهیونیستی هشدار به باند جولانی در قنیطره و سرزمین‌های جنوبی سوریه

حزب الله لبنان در حال هشدار تخلیه به شهرک‌نشینان صهیونیست در سرزمین‌های اشغالی فلسطین و رژیم صهیونیستی هشدار به باند جولانی در قنیطره و سرزمین‌های جنوبی سوریه

به قلم: مجاهد مهاجر

بعضی اوقات تفاوتها خیلی مسائل را روشن می کنند . مثلا زمانی که حماس در برابر ایران یا حزب الله لبنان واکنش شرعی نشان میداد و خودش را یکی از آنها در جهاد با صهیونیستها اعلام می کرد و باند جولانی را بخشی از جبهه ی دشمنان می دانست عده ای نمی دانستند چرا؟

زمانی که ترامپ بلندی های جولان را به صهیونیستها بخشید و صهیونیستها تا ن،دیکی های دمشق را نیز اشغال کرده و به مردم قنیطره و عشایر السویداء هشدارهای پی درپی می دهند، فقط به عملیات‌های امروز شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ش حزب‌الله علیه ارتش اشغالگر؛ از هدف قرار دادن مراکز فرماندهی تا هشدار تخلیه به شهرک‌نشینان نگاهی بیندازیم.

مقاومت اسلامی لبنان امروز شنبه با صدور بیانیه‌های پی‌درپی، از اجرای عملیات‌های سنگین موشکی و پهپادی علیه پایگاه‌های استراتژیک و تجمعات نظامی ارتش “اسرائیل” در شمال سرزمین‌های اشغالی و مناطق مرزی خبر داد.

جزئیات عملیات‌های حزب الله بدین شرح است:

رزمندگان مقاومت موضع نظامی تازه تأسیس «بلاط» در جنوب لبنان را با تسلیحات موشکی هدف قرار دادند.

تجمع نیروهای ارتش دشمن صهیونیستی در منطقه «تل الحمامص» و «خلة العصافير» واقع در حومه جنوبی شهر مرزی «الخیام» هدف یک رگبار موشکی قرار گرفت.

حزب‌الله در بیانیه‌ای فوری، به شهرک‌نشینان صهیونیست در «نهاریا» و «کریات شمونه» هشدار داد که به دلیل تبدیل شدن این شهرک‌ها به پایگاه نظامی، باید فورا این مناطق را تخلیه کنند.

مقر فرماندهی منطقه شمالی ارتش “اسرائیل” در «پایگاه دادو» (واقع در شمال شرق شهر صفد) با رگبار موشکی سنگین درهم کوبیده شد.

رزمندگان مقاومت اسلامی «پایگاه تیفن» در شرق شهر اشغالی عکا را هدف حملات موشکی قرار دادند.

محل تجمع خودروهای نظامی ارتش رژیم صهیونیستی در نزدیکی «دروازه فاطمه» (بوابة فاطمة) در شهرک کفرکلا با تسلیحات موشکی هدف قرار گرفت.

«پایگاه عین‌زیتیم» در شمال غرب شهر اشغالی صفد، هدف رگبار موشکی رزمندگان حزب‌الله قرار گرفت.

در آخرین عملیات گزارش شده، تجمع نظامیان ارتش صهیونیستی در حومه جنوبی شهر الخیام هدف حمله دقیق یک پهپاد انتحاری قرار گرفت.

این عملیات‌ها در چارچوب حمایت از مردم غزه و دفاع از حاکمیت لبنان در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی صورت گرفته است.

به نظر شما با نگاهی به واکنش جولانی و باندش و حکام اردن و مصر و آل سعود در برابر صهیونیست‌ها و واکنش حزب الله لبنان، اختلاف اینها کجاست؟

یادبود ابو درداء کُردی و هشدار به پس مانده های اطراف مُلافتاحی

یادبود ابو درداء کُردی و هشدار به پس مانده های اطراف مُلافتاحی

به قلم: مجاهد مهاجر

«ابو دردا کردی»، فرمانده میدانی و شناخته‌شده ی جماعت انصارالاسلام که توسط ائتلاف بین‌المللی هدف قرار گرفت وبه شهادت رسید – نحسبه کذالک و الله حسیبه – از چهره های ماندگاری است که نشان داد اعتماد بی اساس به مزدوران کفار محارب و اشغالگر خارجی گاه می تواند نه تنها ثمرات زحمات آنها را به معامله بگذارد و هدر دهد بلکه از اسباب مرگ آنها نیز شود. باذن الله.

ابودرداء در  حومه یکی از مناطق مرزی شمال سوریه مورد هدف آمریکا، رهبر جولانی در مبارزه با تروریسم قرار گرفت و خودروی حامل وی منهدم شد. شاهدان عینی گفتند که پهپادهای ائتلاف چندین بار منطقه را بمباران کردند و ابو دردا کردی در همان لحظات نخست از شدت جراحات وارده به شهادت رسید نحسبه کذالک و الله حسیبه.

ابو دردا کردی از چهره‌های مهم انصارالاسلام بود و نقش اساسی در ساماندهی عملیات میدانی و آموزش نیروها ایفا می‌کرد.

اما در این میان، رفتار و مواضع احمد الشرع، رئیس حکومت سوریه، جای تأمل دارد. او در ابتدای قدرت‌گیری اعلام کرد که «ما مانند طالبان افراطی نیستیم»، و بارها در سخنان رسمی خود گفت که لبرال و سکولار است، در حالی که بسیاری از طرفداران او او را «اسلامی» می‌نامند. همین موضع‌گیری‌های متناقض باعث شد که مجاهدانی که جان و وقت خود را برای اهداف دینی و حمایت از مردم صرف کرده‌اند، بدون حمایت کافی و در معرض هدف‌گیری مستقیم قرار بگیرند.

یک روز قبل از این اتفاق، وزیر تحصیلات حکومت جولانی درس‌های دینی و قرآنی را حذف و به جای آن موسیقی و رقص را جایگزین کرده، که نشانه ی فاصله ی آشکار حکومت از اصول و ارزش‌های دینی و حمایت واقعی از مجاهدین است.

این حادثه همچنین نشان می‌دهد که هدف‌گیری و حذف مجاهدان شجاع و باایمان، همان خواست آمریکا و کشورهای غربی است که می‌خواهند نیروهای صاحب عقیده و منهج و مستقل و مؤثر در میدان را حذف کنند.

این حادثه هشداری روشن است برای همه ی مردم، علما و کسانی که خود را در راه دفاع از دین و مردم متعهد می‌دانند باید با چشم باز واقعیت‌ها را ببینند و فریب شعارها و وعده‌های دروغین رهبران را نخورند.

تا کی قرار است پروژه های خائنانه ی دشمنان کافر و محارب غربی از کانال مزدورانی چون سیاف افغانستان و شریف شیخ احمد سومالی و حکمتیار افغانستان و جولانی سوریه در سرزمینهای دیگر کپی برداری شود؟

ائتلاف مذهبی در یمن و اینکه چرا زیدی ها و شافعی‌ها به حکومت رسیدند و القاعده ناکام ماند

ائتلاف مذهبی در یمن و اینکه چرا زیدی ها و شافعی‌ها به حکومت رسیدند و القاعده ناکام ماند

به قلم: خالد سیف الله المسلول

آنچه امروز در یمن دیده می‌شود، پیش از آنکه صرفاً نتیجه میدان نظامی باشد، حاصل ائتلاف بومی و مدیریت سیاسی است. زیدی ها با بخش مهمی از شافعی‌ها اتحاد برقرار کردند و با تکیه بر این همگرایی اجتماعی–سیاسی، توانستند ساختار قدرت و حکومت ایجاد کنند. این اتحاد، اختلافات مذهبی را به حاشیه برد و اولویت را بر کنترل سرزمین، اداره امور و مقابله با مداخلات خارجی گذاشت.

در مقابل، آل‌سعود و اماراتِ هم‌پیمان با صهیونیسم با جنگ‌های ساختگی و نیابتی، در خدمت نقشه‌های آمریکا و اسرائیل عمل کردند؛ نقشه‌هایی که هدفشان تخریب، مشغول‌سازی و کنترل گذرگاه‌ها در یمن، سودان و دیگر سرزمین‌های اسلامی است.

اما آنچه برای ما مهم است این است که القاعده ای که ما آنرا با اسامه بن لادن می شناسیم که با هر مسلمانی بدون در نظر گرفتن مذهب و تفکرات اسلامی آن و حتی با هر مبارز کافری (چون بعثی ها در عراق) بر علیه کفار اشغالگر خارجی متحد می شد و تشکیل جبهه ی واحد می داد، کجاست؟

در چنین شرایطی حتی این سوال جدی مطرح می‌شود که چرا القاعده در جنوب یمن نتوانست موفق شود و چرا به‌جای ائتلاف بومی، در حاشیه ماند؟ تفاوت اصلی در اینجاست:

دو مذهب زیدی و شافعی‌ ائتلاف کردند و به سمت حکومت‌سازی رفتند اما القاعده فاقد ائتلاف اجتماعی فراگیر بود و نتوانست با پیروی از روش جهادی اسامه بن لادن خودش را سازگار کند و منهج نجدی ایمن الظواهری را گرفت به همین دلیل قادر نشد با شافعی‌ها و زیدی‌ها جبهه‌ای مشترک بسازد و حتی  در مواردی «عملاً» در جبهه ی آمریکا و ناتو قرار گرفت همچنانکه حراس الدین به نمایندگی از القاعده ی نجدی در سوریه هم دچار همین انحراف آشکار شد که نهایتا به منحل شدن آن انجامید.

تجربه یمن نشان می‌دهد که:

۱٫ ائتلاف بومی و عبور از نزاع مذهبی و حرکت در مسیر اتحاد و وحدت اسلامی و تمرکز بر دشمن اصلی، شرط حکومت‌سازی است؛

۲٫ تمرکز بر دشمن خارجی (مداخله آل‌سعود، امارات، آمریکا و صهیونیسم) بدون وحدت داخلی، نتیجه نمی‌دهد؛

۳٫ جنگ‌های ساختگیِ منطقه‌ای، مستقیم یا غیرمستقیم، امنیت اسرائیل و منافع آمریکا را تأمین می‌کند.

در این نمونه می بینیم که یمن ثابت کرد که اتحاد عملی حتی میان جریان‌های متفاوت مذهبی و تمرکز بر دشمن اصلی می‌تواند به تشکیل حکومت بینجامد. در مقابل، تفرقه و فقدان ائتلاف، میدان را به پروژه‌های خارجی واگذار می‌کند. راه مهار توطئه‌ها، نه تشدید شکاف‌ها، بلکه همگرایی بومی، دشمن‌شناسی دقیق و افشای نقش مزدوران منطقه‌ای است.

چرائی فتوای ارتداد حاکمیت جولانی ارباب مُلافتاحی بر سوریه از سوی شیخ ابومحمد المقدسی

چرائی فتوای ارتداد حاکمیت جولانی ارباب مُلافتاحی بر سوریه از سوی شیخ ابومحمد المقدسی

ترجمه : کارزان شکاک

شیخ ابومحمد المقدسی از کمک کننده ها و مویدین سابق دارودسته ی جولانی در سوریه طی فتوائی با عنوان «کمک به کفار علیه مسلمانان، ارتداد است» دلایل ارتداد احمد الشرع ( جولانی) ارباب مُلا عبدالرحمن فتاحی را که هم اکنون به صورت رسمی با شعار مبارزه با تروریسم به تحالف تحت پرچم آمریکا در آمده و کفار محار را بر علیه مسلمینی چون حماس و جهاد اسلامی و القاعده و تمام مخالفین آمریکا یاری می کنند اینگونه بیان کرده است:

هیچ عالم معتبر و موثقی، کمک به کفار علیه مسلمانان را مجاز ندانسته است؛ بلکه برعکس، همه علما به اتفاق آرا این کار را ارتداد و عملی خلاف اسلام می‌دانند.

تفاوت بین کمک به کفار علیه مسلمانان و کمک گرفتن از کفار با شرایطی که برخی در مذهب ضعیف خود وضع کرده‌اند، واضح است و نباید از یک فرد عاقل پنهان بماند.

کمک به کافر توسط یک مسلمان به این معنی است که مسلمان مانند سگ شکاری، خدمتکار، مأمور یا جاسوس کافر شود، همانطور که در مورد حاکمان مستبد مدرن و سربازان آنها صدق می‌کند.

در مورد درخواست کمک، در این مورد، کفار خدمتکار و سگ مسلمانان هستند، زیرا شرایطی که توسط کسانی که آن را مجاز دانسته‌اند (مثلاً حنفی‌ها) تعیین شده است، دقیقاً همین معنا را برای هر کسی که آنها را با دقت بررسی کند، القا می‌کند.

و آنچه امروز تحت عنوان «ائتلاف علیه تروریسم» می‌بینیم، اساساً به این معنی است که کشورهای ضعیف، نوکر، سگ و جاسوس کشورهای قویِ عضو این ائتلاف می‌شوند.

هر کسی که در عملیات این ائتلاف تأمل کند، به وضوح خواهد دید که نقش کشورهای مسلط در آن اساسی، فراگیر و نامحدود است، در حالی که نقش کشورهای ضعیف، نقش زیردستان، خدمتکاران و سگ‌های شکاری است که اهداف را شناسایی می‌کنند، آنها را محاصره می‌کنند تا ائتلاف بتواند به آنها حمله کند، یا به جاسوسی، انتقال اطلاعات، ترجمه و مواردی از این دست بپردازد، که کار «صحوات» تحقیرآمیز است.

همه اینها بیانگر خضوع، پستی و خیانت است که در زمره نقض ایمان، کمک و حمایت از کفار علیه مسلمانان قرار می‌گیرد.

البرزولی در فتواهای خود، «کتاب القضاء»، ذکر کرده است که امیر المرابطون علی بن یوسف بن تاشفین از علمای زمان خود خواست تا در مورد درخواست المعتدة بن عباد، حاکم اندلس، از فرانک‌ها برای کمک به او علیه خود ابن تاشفین، از ترس اینکه او را از قدرت محروم کند، حکم صادر کنند.

و اکثر علمای آن زمان حکم دادند که ابن عباد مرتکب ارتداد (ردة) و کفر شده است، زیرا از مسیحیان علیه مسلمانان کمک خواسته است.

اگرچه انگیزه ابن عباد ترس از ابن تاشفین بود، نه نفرت از اسلام یا عشق به دین مسیحیت.

او خود پیش از این، هنگامی که برای اولین بار از تشکیل اتحاد با آنها علیه یوسف بن تاشفین خودداری کرد، گفته بود: «برای من بهتر است که برای ابن تاشفین شتر چرانی کنم تا اینکه برای آلفونسو خوک چرانی کنم.»

این فتوا توسط محمد بن جعفر القطانی در کتابش «ارشاد اهل اسلام در مورد چگونگی دفع بیماری کفار شرور» نقل شده و او آن را به عنوان مدرک ذکر کرده است.

پیش از او، فقهای مغرب هنگام عزل سلطان محمد الشیخ السعدی و حمایت از عمویش عبدالملک السعدی به آن استناد کردند، زیرا اولی برای کمک به کفار پرتغالی روی آورده بود و آنها به همین دلیل او را مرتد اعلام کرده بودند.

آنها علمایی نبودند که امتیاز بدهند و احکام شریعت را با چاپلوسی و تحریف جایگزین نکردند.

و به راستی، در تاریخ درس عبرتی وجود دارد.

شیخ ابومحمد مقدسی

آیا یک جولانی دیگر در پاکستان در حال تولید است؟ فتوای فتنه انگیزانه ی طالبان پاکستان در قتال با القاعده

آیا یک جولانی دیگر در پاکستان در حال تولید است؟ فتوای فتنه انگیزانه ی طالبان پاکستان در قتال با القاعده

به قلم: خالد سیف الله المسلول

رهبر سابق القاعده یمن می گوید: “مساله ی دشمن فقط هدف قرار دادن فرماندهان ما نیست مساله ای بزرگتر بود و آن منحرف کردن جماعت بود، برادران ما را می کشند و گروهی جدید را در میان ما نفوذ می دهند که سازمان را به دست بگیرد و اداره کند.”

در کنار این توطئه ی دشمن همه ی ما دیدیم که سازمانهای استخباراتی حکومت سکولار و مرتد ترکیه به همراه آمریکا و انگلیس چگونه ابومحمد الجولانی را تولید کرده و بر جهاد و انقلاب سوریه مسلط کردند تا اینکه حاکمیت کنونی سوریه را نیز به او سپرده اند و صهیونیست عرب دیگری و مزدور و خائن دیگر بر یکی از حساسترین سرزمینهای اسلامی با نام جهاد بر مسلمین قرار دادند به گونه ای که از همان ابتدا تحت شعار مبارزه با تروریسم و به بهانه های پوچ با اهل دعوت و جهاد و مخالفین آمریکا و غرب چون القاعده و حماس و جهاد اسلامی و … می جنگید و فتواهای غیر شرعی جهت توجیه این خیانت خود صادر می کردند.

تحریک طالبان پاکستان نیز در اقدامی مشابه و صرفا به خاطر نشر مطالبی توسط القاعده که به مذاقشان خوش نیامده  فتوایی صادر کرده است که در آن به اعضای خود در منطقه اجازه داده است در صورت نیاز، اعضای القاعده در مناطق قبیله‌ای را بکشند.

اگر حتی برخی از اعضای القاعده در فضای مجازی نقدی بر علیه تحریک طالبان پاکستان داشته باشند حکمش کشتن اعضای القاعده نیست بلکه تنها با دلیل و استدلال صحبت کردن با آنهاست.

القاعده که دارای عقاید خوارج نیستند اما خوارج تا زمانی که با اسلحه به کشتار مسلمین نپرداختند سیدنا علی رضی الله عنه بر علیه آنها نجنگید و این در حالی بود که همین خوارج سیدنا علی رضی الله عنه به همراه هزاران صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را علنا تکفیر می کردند.

علاوه بر این، در گفتگو با منافقین هم که آنهمه شبهه و جنگ روانی بر علیه شخص رسول الله صل یالله علیه وسلم و سایر صحابه برپا کرده بودند امر به قتال آنها نشد بلکه با دلیل و برهان با آنها صحبت شد.

نیروهای القاعده در وزیرستان نه خوارج هستند نه منافقین، پس فتوای غیر شرعی تحریک طالبان پاکستان تنها بوی خیانت به اهل دعوت و جهاد  و خدمت به جبهه ی آمریکا و مرتدین می دهد.

اگر اعضای القاعد مقالاتی می نیسند شما هم با علم شرعی در برابرش مقالاتی طولانی تر بنویسید نه اینکه فتوا دهید اگر اینها حرفی زدند آنها را به قتل برسانید.

همه می دانیم که القاعده در پاکستان از سال ۲۰۱۴ فعالیتی آشکار نداشته و از هر گونه اصطکاک با تمام گروهها پرهیز کرده و فعالیت آشکار آن یا تبلیغ و دعوت به جهاد با آمریکا و تمرکز جهاد بر آمریکا و مزدوران داخلی آنها بوده است و یا اینکه با حافظ گل بهادر بیعت کرده و در صف اتحاد المجاهدین پاکستان بر علیه حکومت دست نشانده ی پاکستان و به دور از هر گونه جنگ انحرافی داخلی فعالیت می‌کنند.

اینکه دارالفتوای تحریک طالبان گفته است که القاعده باید تحت نظارت دقیق باشد و به بهانه ی نوشتن مطالبی در فضای مجازی آنها را توطئه گر نامیدن که کشتن آنها مجاز است؛ در واقع بوی تعفن خیانت و همسویی با جبهه ی آمریکا و راضی کردن غرب می دهد.

ما ازتحریک طالبان پاکستان(TTP) می خواهیم چنین به مومنین نشان ندهند که در جبهه و صف آمریکا و غرب قرار گرفته اند و پاسکتان شاهد تولید جولانی دیگری در آن است.

خطاب به مریدان مُلافتاحی که هنوز ته مانده ای از ایمان و غیرت در آنها باقی مانده است

خطاب به مریدان مُلافتاحی که هنوز ته مانده ای از ایمان و غیرت در آنها باقی مانده است

به قلم: صلاح الدین مجاهد

شما روزی با شعار آزادی تمام سرزمین شام و دفع اشغالگران و تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و آزادی قدس شریف به میدان آمدید. امّا امروز با تشکیل حکومتی لیبرال کاملا غربگرا و کنار زدن قوانین شریعت الله و سازش‌های پیاپی و بازی‌های سیاسی به میدان آمده اید، که هنوز بخش‌هایی از شام در اشغال باقی مانده و حتی بخشی دیگر تحت اشغال مستقیم صهیونیستها و نفوذ دشمنان اسلام است. این همان نقشهٔ آشکار آمریکاست؛ دشمن شمارهٔ یک امت که می‌خواهد با تفرقه و معاملهٔ سرزمین، آرمان شما را دفن کند.

چرا از هدف نخستین خود فاصله گرفتید؟ چرا اجازه دادید دشمن، شما را به درگیری‌های فرسایشی داخلی بکشاند و میدان جهاد را به بازی قدرت‌های خارجی بدل کند؟ این وضعیت نه عزت است و نه پیروزی؛ بلکه نتیجهٔ کوتاهی در حفظ وحدت، استقلال و صداقت در مسیر الهی است.

اکنون زمان بازگشت به آرمان‌های نخستین است؛ وقتِ قطع نفوذ بیگانگان و بازسازی اعتماد امت اسلامی و تمرکز جهاد بر آمریکا و صهیونیستهای اشغالگر است اگر هنوز ته مانده ای از ایمان و غیرت در شما باقی مانده باشد.

تفاوت آشکار القاعده ی اسامه بن لادن در سومالی را با مدعیان دروغین جهاد در سوریه را ببین

تفاوت آشکار القاعده ی اسامه بن لادن در سومالی را با مدعیان دروغین جهاد در سوریه را ببین

به قلم: صلاح الدین مجاهد

بر کسی پوشیده نیست که آمریکا دشمن شماره یک مجاهدین اهل غزه و اکثر سرزمینهای اسلامی محسوب می شود و صهیونیستهای کودک کش نیز با حمایت مستقیم آمریکا دچار آنهمه جنایت در غزه می شوند.

زمانی که جولانی و دارودسته ی چند نفره ی مُلافتاحی برای چندین سال شعار جهاد و آزاد سازی قدس سر می دادند و دعا می کردند اگر بشار اسد سکولار برود اینها چنین و چنان می کنند و به یاد اهل فلسطین می شتابند و… اما صهیونیستها با پای خود به سوریه آمده اند و این شعاردهنده ها تنها نظاره گر و حتی محافظ صهیونیستها بوده اند.

در برابر این مدعیان دروغین جهاد، ما شاهد حمله واحدهای الشباب به پایگاه آمریکایی در کیسمایو در تلافی همدستی آمریکا در قتل عام غزه هستیم.

جماعت الشباب سومالی در بیانیه ای اعلام کرد این عملیات به عنوان اقدامی تلافی‌جویانه در قبال همدستی آمریکا در نسل‌کشی غزه که توسط باند کودک‌کش صهیونیستی “اسرائیل” انجام شده است، انجام شده است.

فرماندهی الشباب اعلام کرد که این حمله تلفاتی داشته و تجهیزات نظامی آمریکا را نابود کرده است.

در مقابل، فرماندهی آمریکا در آفریقا (آفریکام) تأیید کرد که نیروهایش در منطقه کیسمایو مورد حمله قرار گرفته‌اند، اما هیچ جزئیاتی در مورد نتایج این حمله ارائه نکرد.

این حمله جدیدترین حمله از سری عملیات الشباب علیه مواضع آمریکا در سومالی بود. مجاهدین پیش از این به یک پایگاه پهپاد آمریکایی در بلدوگل حمله کرده بودند و در سال ۲۰۲۰، به یک پایگاه مشترک آمریکا و کنیا در خلیج ماندا حمله کردند و سه آمریکایی را کشتند.

کسی که مدعی جهاد و دفاع از اهل غزه باشد اما آمریکائی ها و متحدینش از دست و زبان او در امان باشند و یا خودش را به اختلافات داخلی مسلمین مشغول کرده باشد چنین شخص یا گروهی بخشی از جبهه ی آمریکا محسوب می شود چه بخواهد چه نخواهد.

واکنش در برابر آمریکا و متحدینش موضع شما را در برابر اهل غزه مشخص می کند.

القاعده الظواهری تاوان اشتباه استراتژیک خود را پس می دهد ، شهر مکلا یمن برای مثال

القاعده الظواهری تاوان اشتباه استراتژیک خود را پس می دهد ، شهر مکلا یمن برای مثال

ارائه دهنده : احسان هورامی

  زمانی که چند سرباز از نیروهای مزدور و مرتد آل سعود و امارات و اردن و غیره توسط مجاهدین یمن به قتل رسیدند .. جماعت القاعده ی ایمن الظواهری در یمن شروع کردند به محکوم کردن این عمل جهادی ؛ و کشتن سربازان عربستان و امارات و .. را ، به بهانه اینکه این سربازان مرتد در حال جنگ با حوثی های زیدی مذهب هستند،  ناروا دانسته و اظهار داشتند این کار به نفع مسلمین اهل سنت یمن نیست !!! این در حالی است که که القاعده ی اسامه بن لادن :

آمریکا و متحدینش را دشمن شماره یک مسلمین می دانستند

بین حکام و احزاب مرتد با مذاهب اهل بدعت تفاوت قائل بودند

هرگز با هیچ یک از مذاهب منتسب به اسلام اعلام جنگ ننمود ؛ در حالی که همه می دانندکه سود این جنگ هم کلا به جیب آمریکا و متحدینش می رود

با تغییر استراتژی القاعده ی ایمن الظواهری در سوریه و یمن و غیره ، و به صورت غیر رسمی در صف آمریکا قرار گرفتن آن ، مصیبتهایی را برای مسلمین به بار آورده است که کمترین صدمه های آن قتل عام و کشته شدن هزاران مسلمان توسط همدیگر و هدر دادن زحماتی است که باید در خدمت مسلمین قرار می گرفتند .

امروز همین سپاه مرتد آل سعود و هم پیمانان عربیش به القاعده ی ایمن الظواهری حمله نموده و در کمتر از ۱۲ ساعت شهر استراتژیک آنها مکلا را به اشغال خود در آوردند .. در حالی که ماههاست هنوز نتوانسته اند تنها شهر تعز را که در کنترل نیروهای متحد اهل سنت ، حوثی ها و علی عبدالله صالح ست به اشغال خود در آورند . القاعده ی ایمن الظواهری باید پاسخ دهد :

دشمنی با مجاهدین شریعت گرا به چه دلیل ؟

تا کی این دشمنی کور کورانه و انحراف ادامه دارد ؟

و برای چه کسی ؟

آیا هنوز آمریکا و آل سعود و ترکیه و متحدین آنها را نشناخته اند  ؟ یا اینها شناخته اند و امام شهید – باذن الله – اسامه بن لادن رحمه الله در دشمن شناسی دچار اشتباه شده بود که از هر گونه جنگ مذهبی پرهیز می کرد و تنها با آمریکا و متحدینش می جنگید ؟

………………………………..