تصویری از حاکمیت و مجلس شورای جولانی در سوریه که امثال مُلافتاحی آنرا پنهان می کنند

تصویری از حاکمیت و مجلس شورای جولانی در سوریه که امثال مُلافتاحی آنرا پنهان می کنند

ارائه دهنده: مسعود سنه ای

مُلا فتاحی اخیرا گفته است که نظام کفری و ارتدادی سکولاریستی برای ایران بهتر است، اجازه دهید نگاه کنیم نظام سکولاری که هم اکنون در سوریه سرباز آن شده و این نظام سکولار هم سرباز آمریکا با اهل دعوت و جهاد با شعار مبارزه با تروریسم است در مشارکتهای عمومی اهل سوریه چگونه عمل می کند.

توصیف حقوقی و موضوعی، واقعیت این است که این نظام سکولار، نظام احمد الشرع است و بنابراین هر نهادی که تابع او باشد، به نام نظام او خوانده می‌شود.

حافظ اسد از طریق حزب واحد و بر اساس مادهٔ هشتم قانون اساسی که می‌گفت «حزب رهبر دولت و جامعه است» حکومت می‌کرد. در داخل حزب نیز کمیته مرکزی و دو رهبری (قطری و قومی) وجود داشت؛ یعنی او مانند جولانی به‌صورت فردی تصمیم نمی‌گرفت.

متأسفانه الشرع موفق شد نخبگان انقلاب و فعالانش را منحرف کند؛ به‌جای آنکه به اصل بازگردند، آنها را در فروع گم کرد. یعنی:

  اصل این است که مسئلهٔ مشروعیت و قانونی بودن حکومت احمد الشرع و انحصار قدرت توسط او بررسی شود. آیا حکومت او از یک کنفرانس گفت‌وگوی ملی، سپس تشکیل مجمع عمومی برای تدوین اعلامیهٔ قانون اساسی، و سپس انتخاب قدرت انتقالی توسط آن مجمع یا کنفرانس پدید آمد؟

  و با این حال، برای تنزل دادن به جدل، چگونه الشرع پنج بار اعلامیهٔ قانون اساسی را که مطابق میل خودش نوشته بود نقض کرد (لینک زیر).

  سپس به‌طور فرضی بپذیریم، چگونه یک نفر یک سوم (اعضا) را تعیین می‌کند و کمیته‌های فرعی‌ای را که دو سوم دیگر را انتخاب کرده‌اند منصوب می‌کند؟ یعنی او همهٔ اعضای مجلس خلق مضحک را خودش تعیین کرده است.

  سپس باز هم پایین‌تر می‌آییم: چگونه یک مهندس کشاورزی که در سال ۲۰۱۴ «المنبر» را تأسیس کرده، به‌عنوان رئیس کمیتهٔ انتخابات منصوب می‌شود، در کنار یک شَبیح سابق و پسر یک شَبیح به‌عنوان سخنگوی کمیته؟

  سپس همه می‌دانند که چگونه دو سوم (اعضا) انتخاب (نه برگزیده) شدند و در هر استان و شهری دیدیم که چگونه مسئول هیئت سیاسی تماس می‌گرفت و می‌گفت فلانی کنار بکشد و ما فلان کس را می‌خواهیم که پیروز شود.

  همچنین یک سوم کنونی همگی از طریق واسطه‌گری تعیین شده‌اند: وزیری استاد شَبیح خود را منصوب می‌کند (سهیل فاضل)، و هر مسئول ردهٔ اول در هیئت، فلان و فلان را به رئیس معرفی و تأیید می‌کند.

مثلاً در دیرالزور، همهٔ اعضا از قبیلهٔ عَقیدات هستند که رهبران قدرت از شهر شُحَیل به آن تعلق دارند و هیچ‌کس از قبیلهٔ بکّاره تعیین نشده است.

در استان حماه، شهر لَطامِنِه که «هیروشیمای انقلاب» است نادیده گرفته شده است (هیچ شهری در سراسر سوریه مانند آن ویران و محو نشده) و هیچ نماینده‌ای از آن در پارلمان تعیین نشده، در حالی که شهر حَلفایا بیشتر مناصب را تصاحب کرده و دو عضو در پارلمان و بیش از بیست منصب در ارتش و امنیت دارد.

سپس باز هم پایین‌تر می‌آییم و می‌پذیریم که این یک مجلس انتقالی است، در حالی که الشرع از آن خواهد خواست قانون اساسی دائمی را تدوین کند و این یک فاجعهٔ سیاسی و حقوقی است. آیا مجلس جرأت می‌کند و خواستار تحقیق دربارهٔ کمیسیون‌های حازم و ماهر الشرع شود؟

  آیا جرأت می‌کند و رئیس‌جمهور انتقالی را به خاطر اظهاراتش دربارهٔ سوریه و حفظ پایگاه حمیمیم و طرطوس محاکمه کند؟

  آیا پارلمان ادغام رهبران حزب PKK و اعطای درجات نظامی به آنها را محدود خواهد کرد؟

  آیا الشرع را محدود می‌کند و او را از امضای هرگونه توافق با روسیه، آمریکا یا اسرائیل جز با موافقت مجلس منع می‌کند؟

  آیا مجلس از الشرع بازخواست می‌کند و از او دربارهٔ ورودش به لبنان توضیح می‌خواهد و او را از هر ماجراجویی نظامی خارج از سوریه بدون موافقت مجلس منع می‌کند؟

  آیا مجلس خواستار محاکمهٔ لطیفه الشرع به خاطر هزینه‌های هنگفتش بر روی لوازم آرایش و لباس‌ها خواهد شد؟ و به چه عنوانی در جلسات عمومی و کنفرانس‌ها و غیره شرکت می‌کند؟

آیا مجلس می‌تواند مصوبه‌ای برای اختصاص یک ماشین و یک راننده برای هر وزیر و مسئول صادر کند و ساعت‌های (ماشین‌های) الشرع و شیبانی را ضبط و به خزانهٔ دولت واریز کند؟

آیا مجلس اقدام الشرع در آزادسازی فادی صقر و همهٔ شبیحه‌ها و بازگرداندن مهره‌های رژیم را جرم‌انگاری خواهد کرد؟

الشرع گفت: مرسی پذیرفت که نیروهای امنیتی مشترک وارد شوند و پارلمان‌ها و انتخابات را پذیرفت و با آمریکایی‌ها دوست شد و دین و دنیایش را باخت. خوب، تو خودت چه کردی؟

  ای شرعی‌ها و اعضای هیئت، حکم قسم خوردن بر قانون اساسی وضعی چیست؟

  حکم خود عمل انتخابات در نزد شما چیست؟

حکم تعیین سکولارها، شبیحه‌ها و هنرمندان در پارلمان چیست؟

  کجاست آنچه همواره تکرار می‌کردید: «آیا برای آنها شریکانی [در برابر خدا] قرار دادند که آنچه را خدا اجازه نداده برایشان تشریع کنند»؟

  کجاست استدلال شما به آیات «حکم به طاغوت»؟

  اگر شما اسلام‌گرایانی را که از پارلمان به‌عنوان راهی برای اجرای شریعت استفاده می‌کنند تکفیر می‌کنید و می‌گویید این تأویل باطلی است، پس چگونه است با پارلمانی که هیچ ارتباطی با اجرای شریعت ندارد و وظیفه‌اش فقط مشروع‌بخشی به تصمیمات الشرع است؟

  واضح است که شما در دام طاعت گرفتار شده‌اید، به‌طوری که از الشرع در آنچه قبلاً بر شما حرام بود اطاعت می‌کنید.

  قطعاً الشرع از مجلس به‌عنوان ابزاری برای تثبیت حکومت خود و توجیه قانونی آن استفاده خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *