ملا عبدالغنی برادر، د امارت اسلامي افغانستان د ریاست الوزرایو د اقتصادي مرستیال، د افغان سوداګرو څخه وغوښتل چې خپل حسابونه په دارالکفر پاکستان کې ژر تر ژره تصفیه کړي او د صادراتو او وارداتو لپاره بدیل بازارونه او هېوادونه پیدا کړي.
هغه خبرداری ورکړ چې له دې وروسته، د افغانستان حکومت به د پاکستان کې د افغان سوداګرو د هر ډول ستونزو مسؤلیت په غاړه وانېسي نه، او دا مسئله به د سوداګرو خپله دنده وي.
ملا عبدالغنی برادر ټینګار وکړ چې پاکستان تل د افغان سوداګرۍ لارې بندې کړي او غیرسیاسي مسایل د سیاسي فشار د وسیلې په توګه کارولي دي، نو ځکه باید واردات د دې هېواد پر ځای بدیل بازارونو او هېوادونو ته ولېږدول شي چې اوس په پراخه توګه لاسرسی ورته شته.
هغه زیاته کړه: «افغان سوداګر باید اړینې ګامونه پورته کړي تر څو خپل مالي او تجارتي امنیت یقیني کړي، او د بدیل لارو او بازارونو په ټاکلو سره د هېواد اقتصادي استقلال پیاوړی کړي.»
ابو محمد جولاني؛ د شام د تاريخ د شرم او د دروغجنو مجاهدينو رسوايي
ای د شام مؤمنینو خلکو ! ای د حق مجاهدانو او مخلصینو!
پوه شئ، چې فتنې کله کله د جهاد او دین په جامه کې راڅرګندېږي، او منافقان د قیادت او زعامت تر نوم لاندې امت د ذلت او نفاق کندې ته غورځوي.
ابو محمد جولاني، احمد الشرع، هغه څوک چې پرون یې د جهاد او عزت شعارونه ورکول، نن د الله او د رسول ﷺ د دښمنانو په وړاندې سر ټیټ کړی دی. هغه د امریکا لاس ونیو — هغه امریکا چې هېڅکله پر خپلو مزدورانو او نوکرانو وفا نه ده کړې. امریکا د خپلو ټولو نوکرانو لکه د تشناب د کاغذ په څېر کارولي، بیا یې غورځولي دي؛ له د ایران د شاه نه واخله تر صدام، له مبارک نه تر قذافي، او حتی د افغانستان په تاریخ کې د حامد کرزي او اشرف غني په څېر رهبران هم ورته رفتار ولیدل.
ای جولاني، ایا له تاریخ نه عبرت نه اخلئ؟
ایا دا آیت مو نه دی اورېدلی چې الله تعالی فرمایي:
«وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ» «پر ظالمانو مه تکیه کوئ، که نه، د دوزخ لمبه به مو ونیسي.»
ای جولاني، ای کرزي، ای غني!
نه دې د خپلو خلکو عزت پرېښی، او نه دې د مجاهدینو، مخلصینو او وطنوالو ابرو وساتله.
شام ، چې د خپل تاریخ په درنه عزت و، نن ستاسې د سیاستونو له برکته د طاغوت او مزدورۍ ډګر ګرځېدلی دی.
ابو محمد جولاني د خپلو سازشونو له امله د حافظ اسد او بشار اسد مخونه سپین کړل.
کرزي او غني د خپل وطن خلکو ته د خوښۍ، امنیت او عزت ځای ته خيانت وکړ، او د بیلابیلو نړیوالو ځواکونو تر نفوذ لاندې یې ملي شتمنۍ، سرنوشت او آبرو قربان کړه.
ای ټولو! پوه شئ، ستاسې نومونه به د امت په تاریخ کې د ننگ او رسوایۍ په توګه ثبت شي؛
ستاسې ځای به د خائنانـو او هغو کسانو په کتار کې وي چې د جهاد په لباس کې یې د خپلو خلکو وینه او عزت خرڅ کړ.
خو زېری دې وي د مخلصو مجاهدینو او وطنوالو لپاره!
الله تعالی به هغوی له د منافقانو او خیانتکارانو د فتنو وساتي، او نصرت او عزت به د هغو کسانو برخه وي چې د طاغوت نه مخ ګرځولی او د توحید او صداقت پر لاره ولاړ دي.
> «فَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ» «ژر به ظالمان پوه شي، چې څه ناوړه پای ته به رسېږي.»
سخنرانی عالیقدر امیردارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حفظهالله تعالی در نشست مسئولان و فاضلان جامعات دینی وزارت تحصیلات عالی
عالیقدرامیر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان شیخالقرآن و الحدیث مولوی هبتالله آخندزاده حفظهالله تعالی در شهر قندهار در یک گردهمایی با شکوه که توسط وزارت تحصیلات عالی افغانستان برای مسئولان و فاضلان بخشهای قضاء و افتاء جامعات و تخصصات دینی برگزار شده بود، اشتراک و سخنرانی ارزشمندی ایراد فرمودند.
در این محفل، علاوه بر مسئولان جامعات دینی و بیش از دوازدهصد تن از فاضلان، رئیس ستره محکمه (قاضیالقضات) شیخالحدیث مولوی عبدالحکیم حقانی، رئیس دارالافتای مرکزی شیخالحدیث مولوی خیرجان، وزیر تحصیلات عالی شیخالحدیث مولوی نداء محمد ندیم و شمار زیادی از مسئولان و علمای کرام نیز حضور داشتند.
در این گردهمایی، زعیم امارت اسلامی افغانستان، عالیقدر امیرالمؤمنین حفظهالله تعالی، سخنرانی مهمی را ایراد کردند.
عالیقدر امیرالمؤمنین حفظهالله تعالی در سخنان خود علمای کرام و فاضلان جامعات دینی را متوجه مسئولیت سنگینشان نمودند، حمایت خود را از آنان اعلام کردند و هدف اصلی حاکمیت امارت اسلامی را تطبیق شریعت غرای محمدی (صلی الله علیه وسلم) تذکر نمودند.
ایشان در سخنان خود پیرامون اخلاص، نیت پاک، وحدت، اتفاق، اطاعت، حمایت از نظام اسلامی، استقامت بر شریعت و اسلامیسازی تمام قوانین حکومتی، معلومات مفصل ارائه کردند.
در خطاب ویژهای به فاضلان بخشهای افتاء و قضاء فرمودند:
هدف بزرگ برپا شدن نظام اسلامی، تطبیق شریعت از طریق محاکم شرعی و قضاء درست است. بنابراین باید تلاش کنید تا در بخش افتاء و قضاء مهارت کامل بهدست آورید، تا بتوانید به مسلمانان خدمت شایسته انجام دهید. مسئولیت بزرگ قضاء به شما سپرده میشود، پس با شجاعت کامل احکام شرعی را صادر کنید و تحت تأثیر هیچکس حتی من قرار نگیرید. هر کسی که مسئولیت صدور فتوی را بر عهده دارد باید نهایت احتیاط را رعایت کند، به اصول افتاء توجه داشته باشد، با علمای دیگر مشورت نماید و نظرات آنان را جویا شود. سعی کنید که منبع اصلی فتاوای شما کتابهای علمای متقدمین باشد و فتاوای علمای متأخرین را به عنوان مرجع ممد و فرعی استفاده کنید.
عالیقدر حفظهالله تعالی در بخش دیگری از سخنان خود علما را متوجه ساختند که در حلقات درسی به مسأله مهم امامت کبری (امارت) توجه کنند تا طالبان و عموم مسلمانان از اهمیت مسئولیت امامت (امارت) شرعی و ارزش بزرگ اسلامی آن آگاه شوند، زیرا وجود امام شرعی و نظام اسلامی قرنها از امت اسلامی مفقود بود و اکنون که الله تعالی نظام اسلامی را برپا ساخته، باید مسلمانان خاص و عام از آن آگاه گردند.
همچنین عالیقدر حفظهالله تعالی از حمایت و همکاری علمای کرام و عموم مسلمانان در برپایی نظام اسلامی، تطبیق شریعت و اجرای اوامر اسلامی قدردانی کردند.
در بخش پایانی نشست، عالیقدر حفظهالله تعالی شخصاً برای فاضلان درس کتاب معتبر فقه حنفی رد المحتار علی الدر المختار را تدریس نمودند. پس از این لحظه مبارک، همه علما و فاضلان با تجدید بیعت، ابراز وفاداری نمودند.
محفل با دعای عالیقدر امیردارالسلام امارت اسلامی افغانستان حفظهالله تعالی در حالی خاتمه یافت که چشمان تمام علما و فضلا از اشک شوق و احترام و تشکری پر بود. والسلام.
تاریخ جنایات کفار سکولار در حق امت اسلامی را بشناسید. قتل عام اینگوش(۵)
از خاطرات ساکن اینگوشتیا، آ.-م. گاتیف
ترجمه: کارزان شکاک
در ۴ نوامبر، اوستیاییها چندین زن و کودک را با این ادعا که آنها را مبادله میکنند، بردند. در ۵ نوامبر، پنج مرد جوان از سالن ورزشی ما انتخاب و برای اعدام برده شدند. همان شب، یک مقام عالی رتبه از مسکو از سالن ورزشی بازدید کرد. به یاد دارم که او خود را رئیس کمیسیونی نامید و در مورد شرایط بازداشت ما پرسید.
پس از رفتن او، اوستیاییهای مسلح به داخل سالن ورزشی هجوم بردند و ده مرد جوان، از جمله دانشآموزی از اوردژونیکیدزه به نام بارکینخویف، را با خود بردند. آنها تیرباران شدند و نگهبانان ما به مافوق خود شکایت کردند که گروگانها بدون اطلاع برخی از فرماندهان ارشد گرفته و اعدام میشوند، که همانطور که فهمیدم، همه آنها به او گزارش میدادند.
برای من، جهنم در ۶ نوامبر به پایان رسید. آن روز، همه زنان و کودکان را از مدرسه بیرون بردند و سوار اتوبوسی کردند که مخصوصاً از نازران آورده شده بود. سپس یک پلیس وارد شد و شروع به انتخاب گروگانهای بیشتری برای سوار کردن در اتوبوس کرد. با وجود اعتراضات من، مردان مرا انتخاب کردند، چون من را جوان میدانستند، و من جزو آزادشدگان بودم. حدود ۷۰-۸۰ گروگان هنوز در سالن ورزشی بودند که من آنجا را ترک کردم. اتوبوس ما را به نازران، به میدان مرکزی، برد.
از آن زمان زمان زیادی گذشت. و من محل اسارت وحشتناک خود را در سپتامبر ۲۰۰۴ دیدم. شهر بسلان. مدرسه شماره ۱٫ سالن ورزشی. همان جایی که من و صدها گروگان اینگوشی دیگر جهنمی واقعی را تجربه کردیم…
«از مخفیگاهم، اوستیاییها را دیدم که اجساد اینگوش را با بنزین میمالیدند و میسوزاندند.» «یکی از کسانی که خانهام را ویران کرد، مردی بود که دو سال در افغانستان با او خدمت کردم و آخرین نان و نمکم را با او تقسیم کردم… چهار برادر، چهار خواهر، یک پدر و یک مادر. من الان ۳۳ ساله هستم؛ از ۱۲ سالگی سخت کار میکنم و حقوق میگیرم.»
ما در قزاقستان زندگی میکردیم، جایی که والدینمان تبعید شده بودند. در سال ۱۹۶۲، به روستایمان بازگشتیم. خانهای که زمانی والدینم در آن زندگی میکردند، از قبل توسط اوستیاییها اشغال شده بود: ما اجازه ورود به آن را نداشتیم. از سال ۱۹۶۲ به بعد، پدرم همه جا نامه مینوشت و درخواست اجازه برای ساخت خانه میکرد.
تنها کسی که پاسخ داد، ترشکووا بود. به درخواست او، در دهه ۱۹۷۰، به من اجازه دادند خانهای بسازم… بعد از آن خونریزی، بعد از اینکه مادرم را بعد از قتل عام پیدا کردم، بعد از اینکه او را از طریق مسیرهای کوهستانی به اینگوشتیا از پرتگاه عبور دادم – مادرم نزدیک بود خودش را به آن پرتگاه بیندازد: او نمیتوانست بیشتر از این ادامه دهد. و او گفت: اگر تو با من نبودی، یا اگر میدانستم که با من هستی اما دنبالم نمیآمدی، خودم را به آن پرتگاه میانداختم. همانطور که مادرم را از گذرگاه عبور میدادم، جمعیتی از مردم در مسیرهای کوهستانی به سمت اینگوشتیا راه میرفتند.
مادرم، همسر جوان کسی، در کنار من راه میرفت و دوقلوهایی را حمل میکرد. یکی از آغوشش به درون پرتگاه افتاد. مادرم از سال ۱۹۲۴ زنده بوده است؛ اکنون میتوان به او ۱۰۰ سال عمر داد… بعد از آن صحنه وحشتناک، چه بخششی میتواند وجود داشته باشد؟ اینجا همیشه همینطور بوده است: اگر خواهری برادر خود را بیآبرو کند، او یا او را میکشد یا خودش را. و حالا، درست جلوی چشمان برادران و پدرانشان، اوستیاییها دختران اینگوش ۱۳ تا ۱۶ ساله را میکشند و به آنها تجاوز میکنند. آیا یک مرد میتواند این را فراموش کند یا ببخشد؟
من سیاستمدار نیستم، من یک شهروند ساده جمهوری خودم، روسیه هستم، اما نظر من این است: اگر اجازه نمیدهید اینجا زندگی کنم، به من فرصت دهید تا در جای دیگری به روشی که میخواهم زندگی کنم. اگر کار کنم، زحمت بکشم، با تمام وجودم روی باتلاق خانهای بسازم، سعی کنم به این خانه آسایش بیاورم، و بعد از این همه زحمت، وقتی بالاخره هم خانه دارم و هم آسایش، آن خانه را از شما میگیرند، و چگونه آن را از شما میگیرند؟ آن را جلوی چشمانتان آتش میزنند، زنان و کودکان را با تانک له میکنند… چگونه میتوانید این را فراموش کنید؟ هرگز فراموش نخواهد شد.
آمریکا و پروژهٔ انتقام از دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از مسیر مزدوران منطقهای
به قلم: محمد اسامه
دارالاسلام امارت اسلامی که به جای حاکمیت کمونیستهای شوروی و مزدورانش و احزاب قدرت طلب و جنایتکار به ظاهر اسلامگرا در افغانستان برپا گردید و پرچم برپائی شریعت بار دیگر برافراشته شد، دشمنان دیرینه ی اسلام در صددِ انتقامگیری از این نعمت الهی برآمدهاند. آنان که در میدان جنگ شکست خوردند، اکنون تلاش میکنند از مسیر مزدوران منطقهای، نفوذ اطلاعاتی و فتنههای نیابتی، ثبات دارالاسلام ا.ا.افغانستان را تضعیف نمایند.
آمریکا و همپیمانانش پس از ۲۰ سال جهاد مستمر مجاهدین با آنها و خروج خفت بار از سرزمین اسلامی افغانستان، هرگز از اهداف و روحیهٔ سلطهجویانهٔ خود دست نکشیدهاند. اینک دیده میشود که تلاش دارند از راه مزدوران و گروههای وابسته در کشورهای همسایه، فتنه و آشوب برپا کنند تا بدین وسیله انتقام خفت و شکست خویش را از اهل ایمان بگیرند.
امت اسلام باید بداند که این فتنهها نه نزاع قومی است، نه اختلاف سیاسی؛ بلکه ادامهٔ همان نبرد دیرینهٔ حق و باطل است. دارالاسلامهای کوچک و بزرگی که در ایران و یمن و سومالی و مالی و افغانستان و سایر نقاط جهان تشکیل شده اند در برابر دشمنان دین، سنگر نخست امت هستند، و بر همهٔ علما، طلاب، مجاهدان و مؤمنان واجب است که با بصیرت و هوشیاری از این سنگرها دفاع کنند و نگذارند دشمن از راه تفرقه و نیابت، اهداف خود را تحقق بخشد.
در چنین وضیعتی امت باید به خطر نفوذ مزدوران آگاه باشد و در برابر هرگونه تبلیغات و شایعات دشمن، صبر، تحقیق و انسجام را پیشه کند و علما و خطیبان نیز مسئولاند مردم را نسبت به اهداف پنهان دشمنان آگاه سازند و صف مؤمنان را از اهل نفاق جدا نمایند.
دارالاسلامهای ایران و ا.ا.افغانستان که مردم ما بیشتر با آنها سروکار دارند باید با تقویت اعتماد درونی، مراقبت از مرزها و هوشیاری اطلاعاتی، هر راه نفوذ بیگانه را مسدود سازند و نشان دهند هر کس به دشمنان اسلام خدمت کند یا وسیلهٔ اجرای اهداف آنان گردد، در حکم خائن به امت و همدستِ کفار است، و بر مسلمانان واجب است از چنین اشخاصی بیزاری جویند و دارالاسلام نیز شر این موجودات خائن را از مردم دور کند و اجازه ندهند که سیاستهای بیگانگان با چهرهٔ دینی یا قومی در میان مسلمانان نفوذ کند. فتنهٔ نیابتی بزرگترین سلاح دشمن است.
در پایان، اهل ایمان را به تقوا، اتحاد و صبر دعوت میکنیم؛ زیرا دارالاسلام امانتِ بزرگ الهی است و حفظ آن بر گردن هر مسلمان فرض است.
اللهم احفظ دارالاسلام من کید الکافرین والمنافقین، و اجعل کلمتک هی العلیا، و انصر عبادک المجاهدین.
امریکا او د هغې متحدین د افغانستان له وتلو وروسته هم له خپل سلطهګر روح څخه لاس نه دی اخیستی. اوس ښکاري چې غواړي د مزدورانو او په ګاونډیو هیوادونو کې د تړاوونو له لارې فتنه او بېثباتي جوړې کړي، څو د خپلو شرمو او ماتو انتقام له مؤمنانو څخه واخلي.
امت باید پوه شي چې دا فتنه قومي شخړه نه ده او نه هم ساده سیاسي اختلاف؛ دا د حق او باطل هغه پخوانۍ جګړه ده چې دوام لري. دارالاسلام د امت لومړنی قلعه ده او پر ټولو عالمانو، طلابو، مجاهدینو او مؤمنانو فرض دی چې په بصیرت او هوښیارۍ دغه قلعه وساتي او د دښمن د تفرېق او نیابتي پلانونو په مقابل کې صفونه کلک وساتي.
توصیې او ټینګارونه:
۱. امت باید د مزدورانو د نفوذ خطر وپیژني او په دښمنۍ تبلیغاتو او افواهو کې په زغم، تحقیق او اتفاق عمل وکړي.
۲. علما او خطیبان مکلف دي خلک د دښمن له پټو موخو سره وروشنا کړي او د مؤمنانو صف له اهل نفاق څخه جلا کړي.
۳. دارالاسلام باید د داخلي اعتماد په پیاوړتیا، د سرحدونو په مراقبت او استخباراتي هوښیارۍ سره هر ننهتېرېدونکی لاره وتړي.
۴. هر هغه څوک چې د دښمن په خدمت کې راښکته شي یا د دوی اهداف پلې کړي، د امت خیانتکار بلل کېږي او مسلمانانو ته فرض دي چې له داسې کسانو بیزار شي.
تاریخ جنایات کفار سکولار در حق امت اسلامی را بشناسید. قتل عام مسلمین اینگوش (۴)
از خاطرات ساکن اینگوشتیا، آ.-م. گاتیف
ترجمه: کارزان شکاک
روز بعد، اتفاقات وحشتناکتری شروع شد، اتفاقاتی که هرگز از خاطرم پاک نخواهند شد. صبح، گروههایی از مردم آشفته شروع به حمله به سالن ورزشی کردند؛ آنها خود را شبهنظامیان و نگهبانان معرفی کردند. آنها سالن ورزشی را غارت کردند، مردان را بیرون کشیدند و وحشیانه کتک زدند. آنها مردان جوان و قوی را انتخاب کردند. آنها تیمور را به شدت کتک زدند، به خصوص به سرش ضربه محکمی زدند. سپس، حدود پنج نفر را انتخاب کردند – به یاد دارم یکی از آنها یاندیف بود، همان کسی که در فرودگاه گروگان گرفته بودند – و آنها را بیرون بردند. صدای شلیک گلوله آمد. آنها اعدام شدند.
من نزدیک تیمور و لیلا، زن اتوبوسمان، ماندم و به او در نگه داشتن نوزاد کمک میکردم. و وقتی دو اوستیایی با مسلسل به تیمور نزدیک شدند تا او را برای تیرباران ببرند (آنها فریاد میزدند که یکی از اوستیاییها را کشتهاند و باید به دیگری شلیک کنند)، من با مشت به سمت آنها حمله کردم و با قنداق تفنگ محکم به سرم کوبیده شد. مردان دیگر نیز شروع به حمله به اوستیاییهای مسلح کردند. سپس آنها شروع به تیراندازی مستقیم به ما کردند. آنها تیمور و دو مرد دیگر را کشتند و یک مرد مسن اینگوشی به نام باگاودین را زخمی کردند.
اوستیاییها سه جسد را بیرون بردند و باگاودین را که از ناحیه سر و سینه زخمی شده بود، روی زمین رها کردند. من نمیتوانستم به او نگاه کنم، زیرا هرگز در زندگیام خون یا جسد ندیده بودم. گروگانهای دیگر به باگاودین کمک کردند و زخم او را بستند و از پیراهنهای خودشان به عنوان باند استفاده کردند.
ضربهای که با قنداق تفنگ به سرم خورد، باعث شد حالت تهوع شدیدی داشته باشم. از یکی از نگهبانان که اسمش تایموراز بود خواستم اجازه دهد به راهرو بروم تا روی زمین بالا نیاورم. او مرا تا دستشویی همراهی کرد. آنجا، از هوش رفتم. در سالن ورزشی به هوش آمدم. به نظر میرسید مدت زیادی گذشته است، اما معلوم شد که فقط یک ساعت از تیراندازی در سالن گذشته است. باگاودین زخمی مرده بود. دختر نوزاد لیلا شروع به مردن کرده بود.
اوستیها درخواستهای خشمگین بزرگان اینگوش برای آزادی لیلا را نادیده گرفتند. یکی از آنها به طور خاص طعنه میزد و پیشنهاد میکرد که دختر را خفه کنند – این کار باعث میشود راحتتر بمیرد.
من هنوز از قتل چهار مرد اینگوشی، از جمله همدردم، تیمور، که مدتها بود نتوانسته بود بهبود یابد، در شوک بودم. ۱۷ کودک در سالن ورزشی بودند که سن آنها از ۵ ماه تا ۱۱ سال بود. لازم به ذکر است که به جز کوچکترین آنها که گریه میکرد، بقیه شجاعانه رفتار کردند.
به تدریج با نگهبان، تیموراز، که دو سال از من بزرگتر بود، تماس گرفتم. او به من گفت که اینگوشها به اوستیاییها حمله کردهاند، جنگی در جریان است و غیره. در حالی که با او صحبت میکردم، پنج یا شش اوستیایی مسلح به مسلسل دوباره وارد اتاق شدند، فریاد میزدند و فحش میدادند. آنها با عجله شروع به انتخاب مردان از میان گروگانها کردند و دستهایشان را بستند. دو نفر از آنها به من نزدیک شدند و مرا به سمت گروه مردان انتخاب شده هل دادند. تیموراز از من حمایت کرد و توضیح داد که من هنوز جوان هستم. آنها شروع به فحش دادن به یکدیگر به زبان اوستیایی کردند، اما تیموراز موفق شد با من مبارزه کند. آن سه مرد را بیرون بردند و دیگر هرگز برنگرداندند. تیموراز گفت که آنها را برای تیرباران میبرند و او جان مرا نجات داده است.
برای دومین شب نتوانستم بخوابم. صبح، نالههای لیلا و سپس فریادهای زنان دیگر را شنیدم. کم کم دلیل جیغها برایم روشن شد: دختر کوچک لیلا مرده بود و زنان در سراسر سالن ورزشی شیون میکردند. مردان بالغ نیز گریه میکردند و از یکدیگر روی برمیگرداندند. من هیچ قدرتی برای واکنش به آنچه اتفاق افتاده بود، نداشتم. بلند شدم و به دنبال تیموراز رفتم. نگهبانان دیگر در حال انجام وظیفه بودند و من دیگر هرگز تیموراز را ندیدم. لیلا، مادر دختر مرده، از هوش رفته بود. آن صبح وحشتناک، برای اولین بار ۲۰ قرص نان به سالن ورزشی آورده و روی زمین ریخته شد. آب تا نزدیک ناهار – سه سطل – آورده نشد. جسد لیلا و دختر کوچک را به جایی بردند و از آن زمان او را ندیدهایم.
از ممدانی تا خلیلزاد تا جولانی: خائنین بومی در خدمت اهداف کفار محارب و اشغالگر جهانی
به قلم: ابومحمود کندزی
پیروزی زهران ممدانی بهعنوان شهردار نیویورک و فعالیتهای زلمی خلیلزاد، افغانتباری که در مسیر تحقق اهداف آمریکا بیش از بسیاری از خودِ آمریکاییها کوشید، فریبنده است. برخی گمان میکنند که این نشان از نرمش آمریکا نسبت به مسلمانان دارد، اما این ظاهر فریبنده، حقیقت رنج و جنایات آمریکا را پنهان نمیکند.
ایالات متحده در طول دههها، با دخالت نظامی، کودتا، حمایت از رژیمهای سرکوبگر و بمباران غیرنظامیان، ملتهای مسلمان را در افغانستان، عراق، سوریه، لیبی، یمن، سومالی، سودان، فلسطین، لبنان، مصر، پاکستان، الجزایر، مراکش، تونس، مالی، نیجر، چاد، بورکینافاسو، نیجریه و دیگر سرزمینهای اسلامی به خاک و خون کشیده است. نمونهها عبارتاند از:
افغانستان (۲۰۰۱–۲۰۲۱): حمله نظامی گسترده، ویرانی شهرها و زیرساختها، کشته و زخمی شدن صدها هزار نفر، آوارگی میلیونها نفر.
عراق (۲۰۰۳–۲۰۱۱): اشغال کشور، جنگ شهری، کشتار غیرنظامیان، فروپاشی زیرساختها و بحران انسانی طولانی.
سوریه (۲۰۱۱ تاکنون): حمایت از گروههای مسلح، ترورهای هدفمند اهل دعوت و جهاد، ویرانی گسترده و آوارگی میلیونها نفر.
لیبی (۲۰۱۱): سرنگونی دولت ، ورود مزدوران و گروههای مسلح، آوارگی و فاجعه انسانی.
یمن (۲۰۱۵ تاکنون): حمایت از ائتلاف سعودی، بمباران بیمارستانها و مدارس، قحطی و بیماری گسترده، میلیونها قربانی غیرنظامی.
سومالی و مالی: عملیات نظامی، حمایت از دولتها و گروههای مسلح، جنگ و قحطی، نابودی جامعه مسلمانان.
فلسطین و لبنان: حمایت سیاسی و نظامی از اسرائیل، سرکوب مقاومت، تجاوز و محدود کردن حقوق مردم مسلمان.
نمونههای تاریخی نشان میدهد کسانی مانند خلیلزاد و ممدانی، فارغ از ظاهر انسانی یا موفقیتهای ظاهری، در مسیر تحقق اهداف آمریکا عمل کردهاند و نه تنها به امت خدمت نکردهاند، بلکه شریک در ظلم و تجاوز علیه مسلمانان بودهاند.
اسلام به صراحت اعلام کرده است: کسی که در حکومت کفار خدمت کند و اهداف آنها را پیش ببرد، از دایرهٔ دین اسلام خارج میشود و مرتد است. بر این اساس، کسانی که در مسیر اهداف استکبار جهانی حرکت میکنند، هرچقدر هم مقام یا شهرت داشته باشند، مشروعیت دینی و اخلاقی ندارند.
قدرتهای جهانی هرچقدر هم چهرهٔ انسانی و دوستانه نشان دهند، منافع خود را بر هر چیز مقدم میدارند. هیچ پیروزی ظاهری و هیچ مقام سیاسی نمیتواند واقعیت خیانت به امت و دین را بپوشاند.
امت مسلمان باید آگاه باشد، بیدار بماند و نسبت به کسانی که در خدمت اهداف استکبار جهانی حرکت میکنند، هوشیار و پاسخگو باشد.
که څوک نن د ابومحمد جولاني (احمد الشرع) حکومت د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان څخه برتر ګڼي، نو بايد په رښتينې ايمان او ښکاره دليل سره ځواب ووايي — دا برتري په کوم ميدان کې ده؟
ايا دا په توحيد او د الله تعالی د خالص عبادت کې ده؟
ايا دا په د شريعت د احکامو د تطبيق او د الهي قانون په حاکميت کې ده؟
ايا دا په له طاغوته او له کفارو څخه په خپلواکۍ او بېنيازۍ کې ده؟
ايا دا په د استکبار او د لوېديځ فشارونو پر وړاندې په ټينګ ولاړتيا کې ده؟
ايا دا په د امت په خدمت، د مسلمانانو د عزت او د دوی د حقونو په ساتنه کې ده؟
که څوک وايي چې د جولاني اداره له اسلامي پلوه برتره ده، نو بايد روښانه دليل او شرعي شاهد وړاندې کړي؛ ځکه په اسلام کې بېدليله خبره ارزښت نه لري.
او که برعکس، دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان د توحيد، استقلال، او د شريعت د حاکميت پر بنسټ ولاړ نظام دی، نو ايمان او انصاف دواړه دا حکم کوي چې حق د حقلرونکي ته وسپارل شي او نوم «دارالاسلام» په رښتيا ورسره تړلی وي.
راځئ چې د احساس او عاطفې پر ځای د قرآن او سنت په رڼا کې قضاوت وکړو؛
ځکه د قيامت په ورځ به له موږ نه دا نه پوښتل کېږي چې د کوم نوم، ډلې يا تنظيم سره تړلي وو،
بلکې دا به پوښتل کېږي: ايا تاسې د حق په صف کې ولاړ واست که نه؟
فکر وکړئ، ځواب ورکړئ، او حق ووايئ، که څه هم تريخ وي؛
د جولاني د حکومت او د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان تر منځ ريښتينی توپير
که نن موږ وينو چې امريکا، لوېديځ او سکولاريستي کافري هېوادونه د جولاني حکومت مني، ورسره ناسته کوي او د ده د ادارې ملاتړ کوي، خو دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان يې نه مني، تحريم او محاصره کوي — نو دا پخپله تر ټولو لوی دليل دی چې د دغو دوو لارو ترمنځ ژور او بنسټيز توپير شته.
دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان د خالص توحيد، جهاد في سبيلالله او د طاغوت د رد پر بنسټ ولاړ نظام دی. دا نظام نه د ديموکراسۍ پر وړاندې سجده وکړه، نه يې د ملګرو ملتونو بيرغ ته تعظيم وکړ، او نه يې کفارو او د هغوی سفارتونو ته دا اجازه ورکړه چې د مسلمانانو په برخليک واکمن شي. له همدې امله کفار دا نظام خپل ريښتنی دښمن ګڼي او د هغه مشروعيت نه مني.
خو بل لور ته، د جولاني حکومت په شام (سوريا) کې له جهاد څخه لرې او لرې شو. هغه څوک چې يو وخت يې ځان مجاهد باله، نن د هغو کسانو په صف کې ولاړ دی چې له امريکا، ترکيې او لوېديځ استخباراتي شبکو سره همکاري کوي. د اسلام د دښمنانو لپاره دا خبره روښانه ده چې جولاني نور د دوی لپاره خطر نه دی، بلکې د يوې دېوال په څېر د هغو مخلصو مجاهدينو پر وړاندې ولاړ دی چې لا هم د «لا إله إلا الله» ريښتینی مانا فريادوي.
که کفار جولاني مني، دا د مينې له مخې نه ده، بلکې ځکه چې هغه بېخطر، تسليم شوی او تابع شوی دی. خو که دوی دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان نه مني، دا د شخصي دښمنۍ له مخې نه ده، بلکې د هغه الهي نظام له ويرې ده چې رښتيا هم اسلامي دی — داسې نظام چې قانون يې قرآن دی، دښمن يې طاغوت دی، او هدف يې د الله تعالی رضا ده.