چرائی فتوای ارتداد حاکمیت جولانی ارباب مُلافتاحی بر سوریه از سوی شیخ ابومحمد المقدسی

چرائی فتوای ارتداد حاکمیت جولانی ارباب مُلافتاحی بر سوریه از سوی شیخ ابومحمد المقدسی

ترجمه : کارزان شکاک

شیخ ابومحمد المقدسی از کمک کننده ها و مویدین سابق دارودسته ی جولانی در سوریه طی فتوائی با عنوان «کمک به کفار علیه مسلمانان، ارتداد است» دلایل ارتداد احمد الشرع ( جولانی) ارباب مُلا عبدالرحمن فتاحی را که هم اکنون به صورت رسمی با شعار مبارزه با تروریسم به تحالف تحت پرچم آمریکا در آمده و کفار محار را بر علیه مسلمینی چون حماس و جهاد اسلامی و القاعده و تمام مخالفین آمریکا یاری می کنند اینگونه بیان کرده است:

هیچ عالم معتبر و موثقی، کمک به کفار علیه مسلمانان را مجاز ندانسته است؛ بلکه برعکس، همه علما به اتفاق آرا این کار را ارتداد و عملی خلاف اسلام می‌دانند.

تفاوت بین کمک به کفار علیه مسلمانان و کمک گرفتن از کفار با شرایطی که برخی در مذهب ضعیف خود وضع کرده‌اند، واضح است و نباید از یک فرد عاقل پنهان بماند.

کمک به کافر توسط یک مسلمان به این معنی است که مسلمان مانند سگ شکاری، خدمتکار، مأمور یا جاسوس کافر شود، همانطور که در مورد حاکمان مستبد مدرن و سربازان آنها صدق می‌کند.

در مورد درخواست کمک، در این مورد، کفار خدمتکار و سگ مسلمانان هستند، زیرا شرایطی که توسط کسانی که آن را مجاز دانسته‌اند (مثلاً حنفی‌ها) تعیین شده است، دقیقاً همین معنا را برای هر کسی که آنها را با دقت بررسی کند، القا می‌کند.

و آنچه امروز تحت عنوان «ائتلاف علیه تروریسم» می‌بینیم، اساساً به این معنی است که کشورهای ضعیف، نوکر، سگ و جاسوس کشورهای قویِ عضو این ائتلاف می‌شوند.

هر کسی که در عملیات این ائتلاف تأمل کند، به وضوح خواهد دید که نقش کشورهای مسلط در آن اساسی، فراگیر و نامحدود است، در حالی که نقش کشورهای ضعیف، نقش زیردستان، خدمتکاران و سگ‌های شکاری است که اهداف را شناسایی می‌کنند، آنها را محاصره می‌کنند تا ائتلاف بتواند به آنها حمله کند، یا به جاسوسی، انتقال اطلاعات، ترجمه و مواردی از این دست بپردازد، که کار «صحوات» تحقیرآمیز است.

همه اینها بیانگر خضوع، پستی و خیانت است که در زمره نقض ایمان، کمک و حمایت از کفار علیه مسلمانان قرار می‌گیرد.

البرزولی در فتواهای خود، «کتاب القضاء»، ذکر کرده است که امیر المرابطون علی بن یوسف بن تاشفین از علمای زمان خود خواست تا در مورد درخواست المعتدة بن عباد، حاکم اندلس، از فرانک‌ها برای کمک به او علیه خود ابن تاشفین، از ترس اینکه او را از قدرت محروم کند، حکم صادر کنند.

و اکثر علمای آن زمان حکم دادند که ابن عباد مرتکب ارتداد (ردة) و کفر شده است، زیرا از مسیحیان علیه مسلمانان کمک خواسته است.

اگرچه انگیزه ابن عباد ترس از ابن تاشفین بود، نه نفرت از اسلام یا عشق به دین مسیحیت.

او خود پیش از این، هنگامی که برای اولین بار از تشکیل اتحاد با آنها علیه یوسف بن تاشفین خودداری کرد، گفته بود: «برای من بهتر است که برای ابن تاشفین شتر چرانی کنم تا اینکه برای آلفونسو خوک چرانی کنم.»

این فتوا توسط محمد بن جعفر القطانی در کتابش «ارشاد اهل اسلام در مورد چگونگی دفع بیماری کفار شرور» نقل شده و او آن را به عنوان مدرک ذکر کرده است.

پیش از او، فقهای مغرب هنگام عزل سلطان محمد الشیخ السعدی و حمایت از عمویش عبدالملک السعدی به آن استناد کردند، زیرا اولی برای کمک به کفار پرتغالی روی آورده بود و آنها به همین دلیل او را مرتد اعلام کرده بودند.

آنها علمایی نبودند که امتیاز بدهند و احکام شریعت را با چاپلوسی و تحریف جایگزین نکردند.

و به راستی، در تاریخ درس عبرتی وجود دارد.

شیخ ابومحمد مقدسی

صحبت‌های اسحاق دار وزیر خارجه رژیم نظامی دارالکفر طاری پاکستان دربارهٔ TTP دروغ محض است

صحبت‌های اسحاق دار وزیر خارجه رژیم نظامی دارالکفر طاری پاکستان دربارهٔ TTP دروغ محض است

به قلم: ابومحمود کندزی

صحبت‌های اسحاق دار، وزیر خارجهٔ رژیم نظامی دارالکفر طاری پاکستان، در خصوص دستگیری و تحویل ۱۰۰ نفر از اعضای TTP، دروغ محض و بی‌پایه است.

این افراد در خاک افغانستان حضور و فعالیت ندارند که دولت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان مسئول دستگیری یا تحویل آن‌ها باشد.

این اظهارات صرفاً یک سناریوی رسانه‌ای و تبلیغاتی از سوی دارالکفر طاری پاکستان است تا ناکامی‌های امنیتی، ضعف‌های داخلی ارتش و مشکلات مرزی خود را پشت پرده پنهان کند و مسئولیت شکست‌های خود را به دیگران نسبت دهد.

در واقع، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچ نقشی در دستگیری یا تحویل افراد خیالی TTP ندارد و امنیت افغانستان کاملاً مستقل از ناکامی‌ها و بحران‌های داخلی پاکستان است.

دارالکفر طاری پاکستان با سیاست‌های اشتباه، دخالت در گروه‌های مزدور، ناتوانی در مدیریت مرزها و مشکلات داخلی، خود را در وضعیت بحرانی قرار داده است، اما تلاش می‌کند با دروغ و اتهام‌زنی به افغانستان، افکار عمومی را فریب دهد.

امارت اسلامی افغانستان هیچ گاه مسئول اقدامات ساخته و پرداختهٔ رژیم پاکستان نبوده و نخواهد بود، و این حقیقت روشن است که ناکامی‌های امنیتی، ترورها، و مشکلات داخلی پاکستان هیچ ارتباطی با خاک و مدیریت افغانستان ندارد.

در نتیجه، این ادعاها چیزی جز پوشاندن ضعف‌ها و نمایش رسانه‌ای ناکامی‌های دارالکفر پاکستان نیست، و مردم منطقه کاملاً واقعیت را می‌دانند: افغانستان امن است و امارت اسلامی با قدرت و استقلال خود، هیچ دخالتی در گروه‌های خیالی یا فعالیت‌های TTP ندارد.

  ستر فریب: په شام کې ځینې ډلې قسد او اقلیتونه د اصلي دښمن په نوم تعقیبوي؛ خو لوبه د امريکا او صهیونیستي اسرائیل په لاس کې ده

  ستر فریب: په شام کې ځینې ډلې قسد او اقلیتونه د اصلي دښمن په نوم تعقیبوي؛ خو لوبه د امريکا او صهیونیستي اسرائیل په لاس کې ده

په شام کې ځينې کسان تر هغه اندازې په خیالاتو او اوهامو کې بند دي چې فکر کوي ډېر ژر به «قسد»، «درزيان» او «علویان» مات کړي او لوی بری به ترلاسه کړي!

خو د حقیقت صحنه بل رنګ لري—

اصلی دښمن هغه کوچني ډلې نه دي، بلکې:

⚡ امریکا چې په شمال او ختیځ سوریه کې د خپلو اډو له لارې ټول سناریو کنټرولوي

⚡ صهیونیستي اسرائیل چې هره اونۍ پر شام بریدونه کوي

⚡ غرب چې د دې جګړې اصلي اتاقِ عملیات دی

دا ټول قوتونه په قصد سره داسې ډګر جوړ کړی چې خلک د کورنیو جګړو په دوو کې بوخت پاتې شي.

او د دې ککړې لوبې پایله څه ده؟

🔻 د شام د مقاومت د ریښو پرېکول

🔻 د مجاهدینو او مخلصو مهاجرینو کمزوري او له منځه وړل

🔻 د ځواکمنو لارو چارو ورکول

🔻 خلک په فرعي دښمنانو بوختول، څو اصلي دښمن پټ پاتې شي

دا ټول د یوې سترې پروژې برخه ده:

یو پلان چې د شام د جهاد روحیه مړه کړي، د مقاومت کرښه فلج کړي، او هغه مجاهدین ستړي او کمزوري کړي چې کلونه یې د ظلم خلاف مبارزه کړې ده.

کله چې اصلي دښمن امریکا او صهیونیستي اسرائیل وي،

نو د کوچنیو ډلو تعقیب یوازې د همدې اصلي دښمن په نقشه کې لوبېدل دي.