روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

۳۰ سال از عملیات کیزلیار و نبرد پروومایسکویه می‌گذرد. در ۹ ژانویه، واحدهای چچنی به رهبری سلمان رادویف، خونکارپاشا اسرائیلوف و تورپال اتگیریف حمله‌ای غافلگیرانه به تأسیسات نظامی در کیزلیار، داغستان انجام دادند. در ۱۸ ژانویه ۱۹۹۶، مجاهدین محاصره را شکستند و راه خود را به چچن باز کردند.

وقایع‌نگاری لشکرکشی کیزلیار

۹ ژانویه ۱۹۹۶

صبح زود ۹ ژانویه ۱۹۹۶، دسته‌ای از جنگجویان چچنی به فرماندهی سلمان رادویف وارد شهر کیزلیار، داغستان شدند. این دسته شامل ۲۵۶ نفر بود. طبق اطلاعات اطلاعاتی چچن، یک پایگاه هلیکوپتر روسی در کیزلیار وجود داشت که مقدار زیادی سلاح در آن ذخیره شده بود.

هدف از لشکرکشی کیزلیار نابودی این پایگاه بود. با این حال، این اطلاعات تأیید نشد. نیروهای رادویف تنها چند هلیکوپتر بدون سوخت و جعبه‌های خالی سلاح را در فرودگاه کشف کردند. هلیکوپترها سوزانده شدند.

نبرد شدیدی با واحدهای روسی درگرفت که سپس عمداً “راهرویی” برای عقب‌نشینی گروه چچنی به بیمارستان و زایشگاه باقی گذاشتند.

واحد سلمان رادویف که تقریباً ۳۵ نفر را در خیابان‌های کیزلیار از دست داده بود، در بیمارستان موضع دفاعی گرفت. ساکنان خانه‌های اطراف نیز به آنجا آورده شدند. در مجموع ۳۷۰۰ نفر گروگان گرفته شدند.

گروگان‌گیری در طول لشکرکشی در کیزلیار برنامه‌ریزی نشده بود. رادویف طبق شرایط عمل کرد و تلاش کرد گروه را که در دام روسیه افتاده بود، نجات دهد. سلمان رادویف با سوءاستفاده از این موقعیت، از مسکو خواست که نیروهای خود را از چچن و قفقاز شمالی به طور کلی خارج کند.

۱۰ ژانویه ۱۹۹۶

سلمان رادویف موافقت کرد که بیشتر گروگان‌ها را آزاد کند و کیزلیار را ترک کند. مقامات روسی قول دادند که به گروه او اجازه ورود به چچن را بدهند.

گروه چچنی با بردن برخی از اجساد رفقای کشته شده و ۲۳۰ گروگان، صبح به سمت روستای پروومایسکویه در مرز با چچن حرکت کردند. کاروان عصر همان روز به روستا رسید.

در یک ایست بازرسی در نزدیکی پروومایسکویه، جنگجویان رادویف ۳۶ پلیس ضد شورش روسیه را اسیر کردند. با نزدیک شدن آنها به پل روی رودخانه ترک، یک هلیکوپتر روسی به کاروان شلیک کرد که پل را نیز با موشک منهدم کرد.

بنابراین، گروه دیگر نتوانست از پروومایسکویه به چچن عبور کند. سلمان رادویف خواستار مسیر جایگزین یا بازسازی پل شد که رد شد.

۱۱-۱۴ ژانویه ۱۹۹۶

نیروهای روسی، پروومایسکویه را مسدود کردند. نیروهای بیشتر و بیشتری دائماً به روستا می‌رسیدند. ساکنان پروومایسکویه روستا را ترک کردند.

پرسنل و رسانه‌های نظامی روسیه شروع به انتشار دروغ‌هایی در مورد اعدام گروگان‌ها توسط چچنی‌ها کردند. با این حال، جنگجویان رادویف گروگان‌ها را نه در کیزلیار و نه در پروومایسکویه اعدام نکردند.

در شب ۱۴-۱۵ ژانویه، تقریباً ۳۵ جنگجوی چچنی موفق شدند با جنگیدن راه خود را به چچن باز کنند. تنها ۱۸۵ جنگجو در پروومایسکویه باقی ماندند.

بین ۱۱ تا ۱۵ ژانویه، واحد سلمان رادویف، به رهبری فرماندهان چچنی آیدامیر آبالایف، خونکار-پاشا اسرافیلوف و تورپال اتگیریف، یک سیستم دفاعی بسیار حرفه‌ای را آماده کردند: در سراسر روستا سنگرهایی حفر شد و سنگرهایی ساخته شد. این واحد آماده جنگیدن تا پای جان شد. گروگان‌ها در حفر سنگرها کمک کردند.

۱۵ ژانویه ۱۹۹۶

مشخص شد که نیروهای روسی قصد حمله به پروومایسکویه را دارند. سلمان رادویف پیشنهاد داد که ارتش روسیه همه گروگان‌ها را از روستا خارج کند. رادویف اعلام کرد که واحد او دیگر به آنها نیازی ندارد: جنگجویان او آماده بودند تا همه را به جز زندانیان پلیس ضد شورش آزاد کنند و مانند مردان، بدون به خطر انداختن غیرنظامیان، شروع به جنگ کنند.

با این حال، ارتش روسیه این پیشنهاد را رد کرد. آنها به انتشار دروغ در مورد ادعای تیراندازی به گروگان‌ها ادامه دادند و اعلام کردند که تصمیم گرفته‌اند فوراً حمله – یعنی تیراندازی واقعی به گروگان‌ها – را آغاز کنند.

تا ۱۵ ژانویه، جنگجویان رادویف همه زنان را آزاد کردند. چندین نفر از زنان آزاد شده تصمیم گرفتند داوطلبانه در روستا بمانند و حاضر به ترک بستگان مرد خود نبودند. یکی از ژنرال‌های روسی گفت که او این زنان را “همدست تروریست‌ها” می‌داند و آنها “پاسخگوی این کار خواهند بود.”

جنگجویان چچنی نگهبانان گروگان‌ها را بیرون کشیدند و تصمیم گرفتند آنها را در گروه‌های کوچک آزاد کنند.

گروهی از ساکنان محلی در نزدیکی پروومایسکویه جمع شدند و خواستار عبور واحد رادویف به چچن شدند. ناگهان، هلیکوپترهای روسی ظاهر شدند و به سمت جمعیت شلیک کردند. چهار نفر کشته شدند.

ساعت ۶:۲۰ بعد از ظهر، واحدهای روسی حمله‌ای را به پروومایسکویه آغاز کردند. سه حمله دفع شد. نیروهای روسی ۳۴ نفر کشته شدند. هشت نفربر زرهی در روستا منهدم شد و چندین تانک T-72 در خارج از روستا مورد اصابت قرار گرفت. تلفات چچنی‌ها: هفت کشته و نه زخمی. پانزده گروگان کشته و ده‌ها نفر زخمی شدند.

یک واحد ۴۵ نفره مجاهدین از چچن، از حلقه بیرونی، تلاش کرد تا به پروومایسکویه نفوذ کند. این واحد با از دست دادن سه جنگجو، مجبور به عقب‌نشینی شد.

ساعت ۱۰ شب، آماده‌سازی توپخانه آغاز شد.

تقریباً ساعت ۱۱ شب، حمله جدیدی آغاز شد.

ای مولوی و شیخ و ماموستا ی مدّعی، در این روزِ امتحان و در برابر تهدیدات آمریکا و صهیونیستها علیه دارالاسلام ایران در کجا ایستاده ای؟

ای مولوی و شیخ و ماموستا ی مدّعی، در این روزِ امتحان و در برابر تهدیدات آمریکا و صهیونیستها علیه دارالاسلام ایران در کجا ایستاده ای؟

‌به قلم: صلاح الدین مجاهد

یکی از زیباترین واکنشهای اهل سنت را در سخنان علامه ماموستا کریکار امیر جماعت انصارالاسلام و از کُردها دیدم که زمانی از او سوال می شود اگر آمریکا به ایران حمله کند شما از کدام یک دفاع می کنید بدون مکث و فوراً جواب می دهد بدون شک ما از ایران در برابر آمریکا و هر کافر دیگری حمایت می کنیم.

الان که سروصدای جنگ روانی و «شبح جنگ» آمریکا بر علیه ایران وجود دارد ای مولوی، ای شیخ، ای ماموستایی که خود را اهل‌سنت و جماعت می‌نامید و نام امام اعظم ابوحنیفه و امام شافعی رحمهماالله را بر سینه می‌زنید امروز یک سؤال روشن و فرارناپذیر پیشِ روی شماست: اگر آمریکا به دارالسلام ایران حمله کند و آتش جنگ برافروزد، شما در کدام صف خواهید ایستاد؟

این سؤال از سرِ هوا و احساس نیست؛ از سرِ رفتار و سکوت خودِ شماست.

چون دیدیم در ماجرای قرآن‌سوزیِ اغتشاشگران در دی ماه ۱۴۰۴، سکوت کردید واهانت به کلام‌الله شد، اما بسیاری از شما لب فروبستیدو حتی دیدیم کسانی که لباس علم بر تن دارند، به‌جای دفاع صریح از قرآن، مواضع دوپهلو یا نادرست گرفتند

ای مدعیان علم، قرآن، خط قرمز همهٔ مذاهب اهل‌سنت است و سکوت در برابر اهانت به قرآن نه نشانه ی حکمت است نه فقه نه عقلانیت بلکه علامت فرو ریختن غیرت دینی است.

بی‌طرفی در این‌جا معنا ندارد در فقه اهل‌سنت، وقتی کفر علنی می‌شود و اهانت به مقدسات آشکار است و سرزمین اسلامی تهدید می‌گردد بی‌طرفی، یک موضع خنثی نیست؛ یک موضع مسئله‌دار است.

عالِمی که در چنین لحظه‌ای نه حق را روشن می‌کند و نه باطل را محکوم و نه مردم را آگاه می سازد خود را در مظانّ اتهامِ نفاق عملی و سستی ایمان قرار می‌دهد؛ نه با زبان ما، بلکه با معیارهای قرآن و سنت.

امروز وقت تعیین موضع است امروز وقتِ جمله‌های مبهم نیست، وقتِ «نه این، نه آن» نیست، وقتِ پنهان شدن پشتِ واژه ی «بیانیه ندادیم» نیست؛ یا حرمت قرآن را آشکارا محکوم می‌کنید و آشکارا در برابر جبهه ی کفار محارب اشغالگر خارجی و مرتدین محلی قرار می گیرید، یا سکوت‌تان به حساب رضایت نوشته می‌شود.

بله این درست است که علما وارثان انبیا هستند اما وارث پیامبران تماشاگر هتک قرآن نمی‌ماند و در جنگ بین کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی با مسلمین تماشاچی نیست.

اگر امروز قرآن سوزانده شود و عالم ساکت بماند و دشمن تهدید کند و شیخ و مولوی و ماموستا و آخوند خاموش بماند فردا امت از شما نخواهد پرسید «چرا نجنگیدی؟» بلکه خواهد پرسید چرا حق را نگفتی؟ چرا مرز را روشن نکردی؟ چرا غیرت دینی‌ات خاموش بود؟

پس ای مولوی‌ها، شیخ‌ها و ماموستاها، اگر خود را اهل‌سنت می‌دانید، اگر به قیامت ایمان دارید، اگر نام ابوحنیفه و شافعی را با صداقت می‌برید سکوت را بشکنید؛ قرآن‌سوزی را صریح محکوم کنید و موضع خود را در برابر تجاوز کفار محارب و اشغالگر خارجی و اهانت هرزه های داخلی، روشن و بی‌ابهام اعلام نمایید و این را بدانید که غیرتِ دینی، با سکوت زنده نمی‌ماند.

تکرار می کنیم که امروز دیگر جای ابهام و کلی‌گویی نیست، سؤال روشن است و پاسخ می‌خواهد، وقتی آمریکای کافر محارب و اشغالگر خارجی آشکارا برای تجاوز و جنگ علیه دارالاسلام ایران شاخ‌وشانه می‌کشد، و هم‌زمان در همین منطقه، اغتشاشگرانِ مورد حمایت رسانه‌ای و سیاسی غرب، قرآن کریم را می‌سوزانند و به کلام‌الله مجید اهانت می‌کنند شما در کدام صف ایستاده‌اید؟

سکوت شما اتفاقی نیست، شما در ماجرای قرآن‌سوزی نه بیانیه‌ای روشن صادر کردید، نه دفاع صریحی از حرمت قرآن انجام دادید، نه مرزی میان «اهل ایمان» و «اهانت‌کنندگان به کلام‌الله» کشیدید؛ این سکوت، سکوت علمی نیست بلکه سکوتی است که نتیجه ی آن، جری‌تر شدن دشمنان قرآن است.

قبلاً از سوی آمریکا برای رفع جنگ علیه ایران ۴ شرط بود الان شد یک شرط و آنهم سلاح هسته ای چرا؟ چون این نفهم وحشی فقط زبان زور را می فهمد.

قبلاً از سوی آمریکا برای رفع جنگ علیه ایران ۴ شرط بود الان شد یک شرط و آنهم سلاح هسته ای چرا؟ چون این نفهم وحشی فقط زبان زور را می فهمد.

به قلم: خالد سیف الله المسلول

ترامپ چند وقت پیش جهت پرهیز از جنگ برای این ۴ شرط قرار داده بود که در واقع دعوت ایران به تسلیم بود تا مذاکره، اما ایران نپذیرفت و با قدرت در برابر زیاده خواهی های آمریکا ایستاد.

اگر ایران کوتاه می آمد و بر اصول و مبانی خود سازش می کرد این کفار محارب هم فورا سازش می کردند چنانچه الله تعالی می فرماید: وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ (قلم/۹) ‏ایشان دوست می‌دارند که نرمش و سازش نشان دهی ، تا آنان هم نرمش و سازش کنند ( بدین امید که برخی از فرمانهای خدا را به خاطر آنان ترک کنی ، و در بعضی از مسائل با ایشان همگام و همآهنگ شوی )

ایران با تمرکز بر قدرت نظامی خود بر اصول خود ایستاد و آمریکا هم عقب نشست و ترامپ در پست جدیدش در شبکه Xدر مورد ایران نوشته است:

یک ناوگان عظیم در حال حرکت به‌سمت ایران است. این ناوگان با سرعت بالا، قدرت زیاد، انگیزه و هدف مشخص در حال پیشروی است. این یک ناوگان بزرگ‌تر از ناوگانی است که به ونزوئلا اعزام شد و در رأس آن ناو هواپیمابر بزرگ آبراهام لینکلن قرار دارد؛ مثل ماجرای ونزوئلا، این ناوگان آماده، مایل و کاملاً قادر است در صورت لزوم مأموریت خود را با سرعت و خشونت به‌طور سریع انجام دهد؛ امیدوارم ایران هرچه زودتر «پای میز مذاکره بیاید» و به یک توافق عادلانه و منصفانه برسد «بدون سلاح هسته‌ای» توافقی که به نفع همه طرف‌ها باشد.”

علی شمخانی، مشاور ارشد رهبر دارالاسلام ایران هم در شبکه X نوشت:

«ضربه محدود یک توهم است. هر اقدام نظامی از سوی آمریکا، از هر منبع و در هر سطحی، به عنوان آغاز جنگ تلقی خواهد شد و پاسخ فوراً و به شکلی بی‌سابقه خواهد بود — این پاسخ علیه متجاوز، به قلب تل‌آویو و علیه همه کسانی که از متجاوز حمایت می‌کنند، خواهد بود».

عراقچی وزیر خارجه دارالاسلام ایران هم گفت : نیروهای مسلح ما دست به ماشه اند به هر حمله‌ای پاسخ می‌دهیم.

این زبانی است که آمریکا آنرا می فهمد و الله تعالی بیشتر از ۱۴۰۰ سال قبل به مومنین امر کرده که این زبان را اینگونه یاد بگیرند: ‏ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/۶۰) ‏برای ( مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیرو و ( از جمله ) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی ) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید ، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

از عقبة بن عامر رضی الله عنه نیز روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ [انفال: ۶۰] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ.[۱] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است.

دارالاسلام ایران به این امر الله عمل کرده و با چنین قدرتی با این موجود صحبت کرده که تنها از قدرت نظامی می ترسد نه قدرت علمی و عقلی و فرهنگی و استدلال و…. .

حاکمیت بر دارالاسلام ایران را با اتحاد خود در برابر این دشمنان اسلام و مسلمین متشکل از کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی حمایت کنیم و حاکمیت بر دارالاسلام ایران هم با تهیه ی « قُوَّةٍ » از ملت خود محافظت کند. این فرمول ساده ی بین مردم و حاکمیت و قویترین زبان گفتمانی با این دشمنان خارجی و محلی است.


[۱]  مسلم ۱۹۱۷

قهرمانان خود را بشناسید. برادران ماسکیف

قهرمانان خود را بشناسید. برادران ماسکیف

به قلم: کارزان شکاک

لوم-علی ماسکیف، پدر پنج قهرمانی که جان خود را برای آزادی ایچکریا فدا کردند، درگذشت.

“به راستی که ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت!”

امروز، خبر غم‌انگیزی از ترکیه رسید: سفر زمینی لوم-علی ماسکیف به پایان رسید. او مردی است که نامش برای همیشه در تاریخ مردم ما به عنوان نمادی از شجاعت، ایمان و کرامت واقعی پدری باقی خواهد ماند.

لوم-علی فقط یک بزرگ نبود؛ او پدر پنج شهید بود، پنج پسری که مظهر شجاعت و وفاداری به سوگند خود شدند.

پسران او در سال ۱۹۹۱، زمانی که جمهوری چچن ایچکریا تحت رهبری اولین رئیس جمهور خود، جوهر دودایف، استقلال خود را اعلام کرد، در مسیر دفاع از عزت و آزادی مردم چچن گام نهادند.

راه پسران شایسته

برادران ماسکیف زندگی قهرمانانه‌ای را در نیروهای مسلح ایچکریا سپری کردند:

۱۹۹۴–۱۹۹۶: آنها در طول جنگ اول روسیه و چچن با افتخار جنگیدند و از سرزمین خود دفاع کردند.

دوره بین دو جنگ: آنها در گارد ریاست جمهوری اصلان مسخدوف خدمت کردند. برادر بزرگتر بخشی از گارد ریاست جمهوری تحت فرماندهی امیر افسانه‌ای احمد آدورخانوف بود.

از سال ۱۹۹۹: هر پنج برادر در جنگ دوم در دفاع از سرزمین مادری در کنار هم ایستادند. آنها به خدا، دولت و مردم وفادار ماندند و راه خود را تا انتها پیمودند و در راه آزادی به شهادت رسیدند (ان شاءالله).

شاهکار والدینشان

آنها می‌گویند درخت را از میوه‌اش می‌شناسند. لوم-علی ماسکیف و همسرش شیرهایی را پرورش دادند که برای آنها افتخار از خود زندگی گرانبهاتر بود.

بزرگ کردن پنج پسر و تقدیم همه آنها به راه خدا، برای دفاع از استقلال مردم، شاهکاری است که با معیارهای زمینی قابل سنجش نیست. چنین والدینی به اندازه فرزندانشان برای ما قهرمان هستند.

از خداوند متعال می‌خواهیم که لوم-علی را رحمت کند، گناهانش را ببخشد و بالاترین رتبه بهشت ​​- فردوس – را به او عطا کند، جایی که با فرزندان شایسته‌اش محشور شود.

خداوند همه نعمت‌های الهی را به ما عطا کند! خداوند همه نعمت‌های الهی را به ما عطا کند تا به ما قدرتی که نیاز داریم بدهد!

نبرد با مثلث خیانت و قطع بازوهای نفوذ در میان امت اسلامی

نبرد با مثلث خیانت و قطع بازوهای نفوذ در میان امت اسلامی

به قلم: خالد سیف الله السملول

آمریکا برای بقای خود در بلاد اسلامی، به تنهایی عمل نمی‌کند؛ بلکه بر تخت‌هایی تکیه زده است که توسط حکام دست‌نشانده و خائن حفظ می‌شوند که نزدیکترین خائن تولید شده را می توانید در جولانی حاکم بر سوریه ببینید.

این حکام دست نشانده در کنار مزدوری نظامی برای کفار محارب و اشغالگر خارجی، ثروت‌های امت اسلامی را به تاراج داده و حاکمیت شریعت و مصالح کلان امت را فدای بقای قدرت و خوش‌خدمتی به اربابان غربی خود کرده‌اند.

در این صورت مشروعیت‌زدایی و ضربه به ارکانِ قدرت این خائنین، اولین قدم برای بیرون راندن آمریکا است. تا زمانی که این سپر‌های انسانیِ استکبار در قلب امت وجود داشته باشند، دشمن اصلی در امان خواهد بود.

مزدورانی که در نهادهای امنیتی، نظامی و سیاسی علیه مصالح امت اسلامی کار می‌کنند، در واقع «پیاده‌نظامِ طاغوت» هستند. آن‌ها هستند که مجاهدین را تعقیب کرده و راه را برای نفوذ اطلاعاتی و نظامی آمریکا در خاک اسلام هموار می‌کنند.

واضح است که باید این شبکه‌ی مزدوری در تمام جغرافیای اسلام متلاشی شود تا آمریکا در سرزمین‌های ما احساس ناامنی کرده و هیچ «چشمِ بینا» و «دستِ اجرایی» برای پیشبرد نقشه‌هایش علیه مسلمین نداشته باشد.

با این وجود خطرناک‌ترین ضلع این مثلث، «علمای سوء» (علمای دین فروش) هستند. آن‌ها کسانی‌اند که با سوءاستفاده از آیات و احادیث، برای جنایات حکام خائن و تسلط کفار بر امت اسلامی، پوشش شرعی می‌سازند و روح جهاد را در میان جوانان می‌کُشند.

این جاعلانِ دین، قلب امت را مسموم می‌کنند. افشای چهره‌ی واقعی آن‌ها و طردشان از صفوف امت اسلامی، واجبی شرعی است. باید دانست که فتوایِ فروخته شده به دلارِ آمریکا، بزرگترین مانع در برابر بیداری و آزادی است.

هدف نهایی از هدف قرار دادن این سه گروه (حکام، مزدوران و علمای درباری)، منزوی کردن آمریکا در تمامی اراضی متعلق به امت اسلامی است. وقتی این «سپرهای داخلی» فرو بریزند آمریکا مجبور خواهد شد مستقیماً وارد میدان شود (که در آنجا با خشم برخاسته از ایمانِ امت روبرو خواهد گشت) و هزینه‌ی حضور استکبار در جغرافیای اسلام به شدت بالا خواهد رفت راه برای برپایی حاکمیت خالص الهی و آرامش واقعی امت هموار خواهد شد.

پس روشن می شود که پیروزی بر دشمن خارجی  چون آمریکا ممکن نیست مگر با پاکسازی صفوف امت اسلامی از «غده‌های سرطانی نفاق».

مجاهدین شریعت‌گرا باید با قاطعیت در برابر این مثلث خیانت بایستند تا هیچ پناهگاهی برای آمریکا در هیچ نقطه‌ای از جهان اسلام باقی نماند.

دوگانگی جهان سکولار؛ چرا قانون خودشان مقدس است و شریعت الهی نه؟

دوگانگی جهان سکولار؛ چرا قانون خودشان مقدس است و شریعت الهی نه؟

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

بیانیه وزارت عدلیه دارالسلام امارت اسلامی افغانستان، که تصریح می‌کند اعتراض به قوانین امارت اسلامی، اعتراض به شریعت الهی است، بار دیگر پرده از تناقض و دوگانگی جهان سکولار برداشت؛ جهانی که همواره با یک بام و دو هوا با مفهوم «قانون» برخورد می‌کند.

جهان سکولار کفری، برای قوانین کاملاً بشری و ساخته ذهن انسان، بالاترین سطح الزام و مجازات را قائل است.

در کشورهای مدعی دموکراسی:

• نقض قانون مالیاتی، امنیتی یا سیاسی می‌تواند به سال‌ها زندان سنگین منجر شود؛

• اعتراض عملی به ساختارهای حقوقی‌شان با برچسب «تهدید امنیت ملی» سرکوب می‌شود؛

• حتی تردید در برخی خطوط قرمز ایدئولوژیک، هزینه‌های اجتماعی و حقوقی سنگین دارد.

اما همین جهان سکولار، وقتی نوبت به قوانینی می‌رسد که بر اساس کتاب الله، سنت رسول الله ﷺ و فقه معتبر اسلامی تدوین شده‌اند، ناگهان زبان اعتراض می‌گشاید و آن را «غیرقابل قبول» می‌خواند.

سؤال روشن است:

چرا قانون بشر خط قرمز است، اما قانون خدا محل مناقشه؟

وزارت عدلیه دارالسلام  امارت اسلامی افغانستان با صراحت اعلام کرده است که:

• هیچ ماده و بندی بدون منبع شرعی معتبر تصویب نشده؛

• روند قانون‌گذاری تحت نظارت علما، نهادهای قضایی و فقه حنفی انجام می‌شود؛

• و اعتراض به چنین قوانینی، نه نقد علمی، بلکه مخالفت با اصل شریعت است.

این موضع‌گیری، نه افراط است و نه استبداد؛ بلکه تعریف روشن حاکمیت شریعت است.

همان‌گونه که دولت‌های سکولار از قوانین خود دفاع می‌کنند، یک حکومت اسلامی نیز حق و وظیفه دارد از قانون الهی دفاع کند.

این روشنگری یک پیام روشن دارد:

جهان سکولار با قانون مشکل ندارد؛

مشکل آن‌ها این است که قانون، الهی نباشد و فقط ساخته ذهن بشر باشد.

د سیکولر نړۍ دوه‌ګونتوب؛ ولې د هغوی قانون مقدس دی، خو د الله شریعت نه؟

د سیکولر نړۍ دوه‌ګونتوب؛ ولې د هغوی قانون مقدس دی، خو د الله شریعت نه؟

د دارالسلام  افغانستان د اسلامي امارت د عدلیې وزارت وروستۍ اعلامیه، چې پکې په څرګنده ویل شوي: د اسلامي امارت پر قوانینو اعتراض، د الهي شریعت پر ضد اعتراض دی—یو ځل بیا د سیکولر نړۍ نفاق او دوه‌ګونی معیار بربنډ کړ؛ هغه نړۍ چې د «قانون» په مفهوم کې تل په دوه مخۍ چلند کوي.

سیکولر کافره نړۍ، د انسان له ذهنه جوړو شوو قوانینو ته تر ټولو لوړه درجه د الزام، تقدس او سزا ورکوي.

په هغو هېوادونو کې چې ځانونه د «ډیموکراسۍ» مدعیان بولي:

• د مالیاتي، امنیتي یا سیاسي قوانینو سرغړونه د کلونو سخت بند سزا لري؛

• د هغوی پر حقوقي جوړښتونو عملي اعتراض د «ملي امنیت د ګواښ» تر نامه لاندې ځپل کېږي؛

• آن د ځینو ایډیولوژیکو سرو کرښو په اړه شک او پوښتنه، درانه ټولنیز او حقوقي لګښتونه لري.

خو همدا سیکولر نړۍ، کله چې خبره هغو قوانینو ته ورسېږي چې د کتاب الله، د رسول الله ﷺ د سنت، او معتبر اسلامي فقه پر بنسټ جوړ شوي وي—ناڅاپه د اعتراض ژبه پرانیزي او هغه «نه منل کېدونکي» بولي.

پوښتنه روښانه ده: ولې د بشر قانون سره کرښه ده، خو د الله قانون د لانجې وړ ګڼل کېږي؟

د دارالسلام  افغانستان د اسلامي امارت د عدلیې وزارت په صراحت اعلان کړی چې:

• هېڅ ماده او بند د معتبر شرعي دلیل پرته نه دی تصویب شوی؛

• د قانون جوړونې بهیر د علماوو، قضايي بنسټونو او د فقه حنفي د اصولو تر څار لاندې ترسره شوی؛

• او پر دغسې قوانینو اعتراض، علمي نقد نه دی، بلکې د شریعت له اصل سره مخالفت دی.

دا دریځ نه افراط دی او نه استبداد؛ بلکې د د شریعت د حاکمیت روښانه تعریف دی.

لکه څنګه چې سیکولر دولتونه د خپلو بشري قوانینو دفاع کوي، همدارنګه یو اسلامي حکومت حق او مکلفیت لري چې د الهي قانون دفاع وکړي.

دا روشنگري یو ښکاره پیغام لري: سیکولر نړۍ له قانونه سره ستونزه نه لري؛

اصلي ستونزه دا ده چې قانون الهي نه وي، یوازې د بشر د ذهن جوړښوی قانون وي.

چرا اتحادیه ی زیدی ها و شافعی‌های من جبهه ی جهاد را به جنوب نمی‌کشاند؟

چرا اتحادیه ی زیدی ها و شافعی‌های من جبهه ی جهاد را به جنوب نمی‌کشاند؟

به قلم: خالد سیف الله المسلول

عده ای می پرسنداگر رهبران مقاومت یمن مدافع مظلومان هستند، چرا جبهه عملیاتی آنها به جنوب کشیده نمی‌شود، جایی که حکومت‌های خودخوانده و مزدور آمریکا و پیاده نظام رژیم سعودی و امارات صهیونیستی فعالیت می‌کنند؟

پاسخ روشن است و با استراتژی دفاع و اتحاد داخلی ارتباط دارد:

۱٫ حفظ وحدت زیدی و شافعی‌ها:

یمن امروز نمونه‌ای بی‌نظیر از اتحاد زیدی و شافعی‌ها است. تمرکز نیروها بر دفاع از این وحدت و مناطق تحت کنترل، اولویت است. گسترش جبهه به جنوب ممکن است این توازن حساس را بر هم زند و خطر تفرقه یا آسیب به مردم و مقاومت را افزایش دهد.

۲٫ تمرکز بر دفاع و دستاوردهای داخلی:

پس از سال‌ها جنگ و محاصره، منابع محدود است. جبهه‌بندی هوشمندانه و دفاع متمرکز، بازدارندگی واقعی در برابر تجاوزگران را تضمین می‌کند و از تلفات غیرنظامیان جلوگیری می‌کند.

۳٫ پیچیدگی جغرافیایی و سیاسی جنوب:

جنوب تحت نفوذ شبکه‌های مزدور و حمایت خارجی است. ورود مستقیم به جنوب بدون آمادگی کامل، نه تنها دستاوردهای شمال و مرکز را به خطر می‌اندازد، بلکه می‌تواند جنگ داخلی جدیدی ایجاد کند.

۴٫ استراتژی طولانی‌مدت مقاومت:

رهبران یمن با برنامه‌ریزی دقیق و هوشمندانه، مسیر مقاومت مشروع و عزتمندانه را ادامه می‌دهند. این مسیر نشان می‌دهد که مقاومت یمن، نه صرفاً نظامی، بلکه استراتژیک، سیاسی و دینی است.

پس عدم حمله مستقیم به جنوب، کوتاهی یا ضعف نیست؛بلکه حمایت از وحدت زیدی و شافعی‌ها و تضمین امنیت ملت است.

یمن با این رویکرد، همچنان نماد ایستادگی امت اسلامی در برابر تجاوز و استکبار جهانی باقی می‌ماند.

ای اهل‌سنت ایران سکوت در برابر قرآن‌سوزی اغتشاشگران سکولار ایرانی تا کی؟

ای اهل‌سنت ایران سکوت در برابر قرآن‌سوزی اغتشاشگران سکولار ایرانی تا کی؟

به قلم:  سلیمان عبدالرحمن

ای اهل‌سنت ایران،ای کسانی که اکثریت شما خود را پیرو امامان اهل‌سنت؛ امام ابوحنیفه و امام شافعی می‌دانید، امروز حقّ قرآن بر گردن شماست که بپرسید:

  • چرا برخی مولوی‌نماها و شیخ نماها و ماموستا نماها و آخوند نماها و مدعیان رهبری دینی، در برابر قرآن‌سوزیِ اغتشاشگران سکولار ایرانی سکوت کردند؟
  • چرا در برابر بی‌حرمتی آشکار به کلام‌الله، زبانشان بسته شد؟

مگر الله تعالی نفرموده است : إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ  (احزاب/ ۵۷)

آیا توهین و هتک حرمت قرآن آزار الله و رسولش صلی الله علیه وسلم نیست؟ مگر قرآن کلام الله تعالی نیست؟ بله، هست؛ بر همین اساس است که علمای اهل سنت اجماع دارند که توهین به کلام الله توهین به الله و آزار الله جل جلاله است.

من به عنوان نصیحت می گویم همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده: الدِّينُ النَّصِيحَةُ (مسلم) بدانید سکوت در برابر توهین به قرآن، نه نصیحت است و نه دینداری؛ بلکه ترک غیرت دینی است.

پس ای جوان اهل سنت آیا اینقدر جاهل شده و تنفر و کینه ی جاهلی بر شما مسلط شده که خیال می کنید اگر از الله و کلام الله و شریعت الله دفاع کنید به نفع حکومت ایران تمام می شود و باید سکوت کرد؟ به صراحت بگویم یعنی آیا به این اندازه گمراه، بی‌غیرت و بی‌تفاوت شده‌اید که به این دلیل نفسانی و شیطانی در برابر سوزاندن قرآن، خاموش بمانید؟

چرا مثلاً در شش بهمن باید مردم شیعه تبریز به خاطر اهانت به قرآن تجمع اعتراضی داشته باشند اما اهل سنت و جماعت سکوت کنند و تماشاچی باشند؟

اگر امروز در برابر بی‌حرمتی به این کتاب عظیم الهی سکوت کنید، فردا با چه رویی ادعای اهل‌سنت بودن می‌کنید؟

اگر واقعاً به الله ایمان دارید و به روز قیامت باور دارید و به رسول‌الله صلی الله علیه وسلم که این قرآن را برای بشریت آورده محبت می‌ورزید پس حقّ قرآن را ادا کنید و بدانید سکوت در برابر هتک قرآن، رسوایی در دنیاست و ذلت در آخرت.

 اگر اینگونه جاهلانه الله را فراموش کنید باید منتظر این باشید که خودتان را هم فراموش کنید در حالی که الله فرموده: وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ (حشر/ ۱۹)

 قرآن، خط قرمز ایمان است و هرکه در برابر سوزاندن آن خاموش بماند، باید در ایمان خود تجدید نظر کند.

وظیفه ی ماست نه تنها خود بلکه تمام مومنین دنیا را از جنایاتی که این هرزه های سکولار در ایران نسبت به قرآن و مساجد انجام دادند باخبر کنیم و همه ی مومنین یکصدا خواستار مجازات شرعی این مجرمین باشیم.

اتحادِ استراتژیک و ضرورتِ صفِ واحدِ مجاهدین در یمن

اتحادِ استراتژیک و ضرورتِ صفِ واحدِ مجاهدین در یمن

به قلم: خالد سیف الله المسلول

برادران مجاهد در سرزمین یمن می دانند که امروز امت اسلام در برهه‌ای قرار دارد که بقای دین و سرزمین در گروی «بصیرت» است. دشمن ما، شیطان بزرگ (آمریکا) و رژیم صهیونیستی، فرقی میان زیدی و شافعی و سلفی و حنفی و جعفری و… قائل نیستند؛ هدف آن‌ها نابودیِ کلِ هویت اسلامی منطقه است. در این شرایط، تفرقه، بزرگترین خدمت به تروریسمِ واقعی (آمریکا و اسرائیل) است.

از احادیث صحیح رسول الله صل یالله علیه وسلم برداشت می شود که یمن همواره مهدِ ایمان بوده است. امروز ضرورت شرعی و استراتژیک ایجاب می‌کند که مجاهدین القاعده، با بصیرتی اسلامی و غیرتی دینی، در کنار برادران زیدی و برادران شافعی خود، جبهه‌ای مستحکم علیه متجاوزین تشکیل دهند. دشمن می‌خواهد با کلید زدنِ «جنگ‌های مذهبی»، توانِ رزمی شما را مستهلک کند تا خود با کمترین هزینه بر باب‌المندب مسلط شود. وحدت شما، نقشه‌ی پنتاگون و تل‌آویو را نقش بر آب می‌کند.

مجاهدین باید بدانند که امنیت یمن، امنیت کلِ جغرافیای مقاومت است. اگر در یمن صفوف متحد تشکیل نشود و استکبار بتواند نفوذ خود را بازگرداند، راه برای محاصره‌ی بیشتر دارالاسلام ایران و فشار مضاعف بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هموار خواهد شد. ضربات هماهنگ حوثی‌ها به کشتی‌های صهیونیستی و عملیات‌های مجاهدین علیه منافع آمریکا، دو بالِ یک پرواز برای آزادی قدس و حفظ کیانِ بلاد اسلامی است.

در فقهِ جهادی، زمانی که دشمنِ کافر به سرزمین‌های اسلامی هجوم می‌آورد، دفعِ این فتنه بر هر امر دیگری مقدم است. امروز آمریکا و اسرائیل صهیونیستی دشمنانی هستند که قصد ریشه‌کن کردن اسلام را دارند. مجاهدین القاعده در یمن باید با تعاملی هوشمندانه با نیروهای اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا، تمام سلاح‌ها را به سمتِ ناوگان‌های آمریکایی و منافع صهیونیست‌ها نشانه روند. هرگونه درگیری داخلی، هدر دادنِ خون‌هایی است که باید در راه آزادی اقصی ریخته شود.

البته جاسوسان و مزدورانِ بومیِ آمریکا در منطقه سعی دارند با شعارهای تفرقه‌انگیز، برادران را به جان هم بیندازند. بیداریِ مجاهدین در یمن و اتحادِ عملی با تمام جریانات ضد آمریکائی – صهیونی در جبهه‌های دریایی و زمینی، پیامی قاطع به واشینگتن است: «اینجا دیگر جولانگاهِ نفاق نیست؛ اینجا صفِ واحدِ امتِ محمد صلی الله علیه وسلم است.»

در این صورت ما از مجاهدین القائد در یمن می‌خواهیم که با درکِ حساسیتِ زمانه، دستِ برادری به سوی تمام کسانی که علیه آمریکا و اسرائیل می‌جنگند دراز کنند. بگذارید جهان ببیند که زیدی، شافعی و مجاهدینِ مخلص، زیر یک پرچم علیه استکبار جهانی متحد شده‌اند. این اتحاد، ضامنِ آن است که بگرام‌ها و پایگاه‌های آمریکا در منطقه دیگر هرگز احیا نشوند و راه برای تشکیلِ تمدنِ نوین اسلامی هموار گردد.