
تاریخ خود را بشناسید. 31 دسامبر ۱۹۹۴. شکست نیروهای روسی. نبرد برای پایتخت چچن
به قلم: کارزان شکاک
در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۴، ناوگان زرهی روسیه حمله خود را به پایتخت چچن آغاز کرد.
یک نیروی متجاوز ۹۰ هزار نفری، با پشتیبانی ۶۰۰۰ خودروی زرهی سنگین و سبک، توپخانه، موشکانداز و تجهیزات پشتیبانی، تحت پوشش هوایی مداوم و حملات هوایی گسترده، از سه طرف وارد گروزنی (جوخار) شد.
به دستور فرماندهی چچن، ستونهایی از خودروهای زرهی روسی، همانطور که در ۲۶ اکتبر در جریان حمله به گروزنی (جوخار فعلی) توسط مخالفان طرفدار مسکو انجام داده بودند، اجازه ورود به مرکز شهر را یافتند. سپس ضد حمله معروف چچن آغاز شد.
در طول روز، واحدهای پیشرو و خودروهای زرهی نیروهای روسی که وارد شهر شده بودند، نابود شدند.
نبرد شدیدی مستقیماً در مقابل کاخ ریاست جمهوری درگرفت. گروههای سیار مجاهدین چچنی و شبهنظامیان روستایی با نارنجکانداز به تانکها و خودروهای جنگی پیادهنظام شلیک میکردند (ویدئو).
چندین تانک چچنی به طور دورهای وارد مرکز شهر شده و به دشمن حمله میکردند. با این حال، تا روز سوم نبرد، فرماندهی چچن مجبور شد استفاده از تانکها در مرکز شهر را کنار بگذارد، زیرا شبهنظامیان روستایی بارها به خودروهای زرهی شلیک میکردند و آنها را با خودروهای دشمن اشتباه میگرفتند.
صلیمخان یانداربیف، معاون رئیس جمهور چچن، که فرماندهی کل را در زمین بر عهده داشت، و اصلان مسخدوف، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا، که مستقیماً بر دفاع از شهر نظارت داشت، در کاخ ریاست جمهوری حضور داشتند.
جوهر دودایف در ستاد ذخیره در روستای آلدی در غرب گروزنی بود و اقدامات نیروهای مسلح چچن را هماهنگ میکرد.
در نبرد ۳۱ دسامبر ۱۹۹۴ و روزهای بعد از آن در ژانویه ۱۹۹۵، مجاهدین چچنی، که عمدتاً از شبهنظامیان روستایی تشکیل شده بودند، ناوگانی از نیروهای روسی را کاملاً شکست دادند. حملات متعدد دیگری نیز در پی آن رخ داد که در آنها جنگجویان و شبهنظامیان چچنی اراده و شجاعت تزلزلناپذیری را نشان دادند.
صدها خودروی زرهی و هزاران جسد از مهاجمان نابود شده، خیابانهای پایتخت چچن را پوشانده بود. در آن نبردهای بیسابقه، کل هنگها و تیپها شکست خوردند. صدها اشغالگر اسیر شدند.
نبرد گروزنی ۲.۵ ماه طول کشید. کل تلفات روسیه در نبرد گروزنی بین ۱۸۰۰۰ تا ۲۲۰۰۰ سرباز و افسر بود. بیش از ۱۲۰۰ خودروی زرهی توسط نارنجکاندازهای چچنی منهدم شد.
نبرد ایستگاه راهآهن، جایی که تیپ موتوری مایکوپ به طور کامل نابود شد، به طور گسترده شناخته شد.
تنها در اواسط مارس ۱۹۹۵ بود که آخرین واحدهای بزرگ نیروهای چچنی پایتخت را ترک کردند و به دستور شامیل باسایف یک برج تلویزیونی را منفجر کردند.
تبلیغات روسی هنوز هم تلاش میکند تا موفقیت نظامی بیچون و چرای مجاهدین را که تقریباً ۹۰٪ آنها شبهنظامیان عادی بودند و در آن روزها برای اولین بار مسلسل به دست گرفته بودند، کماهمیت جلوه دهد یا آن وقایع مهم را کاملاً مسکوت بگذارد.
ژنرالها و تبلیغات روسی کوهی از دروغها را در مورد “جویبارها و سنگرهای دودایف” که وجود خارجی نداشتند، “خطوط دفاعی” چند لایه که باید “به قیمت تلاشهای باورنکردنی و قهرمانی سربازان روسی بر آنها غلبه میشد”، مزدوران حرفهای افسانهای، مزدوران افغان و تکتیراندازان زن دوآتشه بالتیک که روزانه ۱۰۰۰ دلار از دودایف دریافت میکردند، انباشتهاند.
نویسنده این سطور، به عنوان شاهد مستقیم آن وقایع، میتواند با مسئولیت کامل شهادت دهد که برای مثال، لشکر روخلین به مدت چند هفته توسط چند ده جنگجوی چچنی (این یک اشتباه تایپی نیست – چند ده نفر) که از مواضع در امتداد خط – خانه پیشگامان، کمیته منطقهای قدیمی، شورای وزیران و هتل قفقاز – دفاع میکردند، عقب رانده شد.
تنها مانع غیرقابل عبور در مقابل ناوگان روسیه، یک روستایی ساده چچنی بود که مسلسل برداشت و به کمک و رحمت خداوند توکل کرد.