
به بهانه ی بیثباتی اقتصادی نباید به آغوش ویرانی و اغتشاش و حرکت در مسیر آمریکا و صهیونیستها و خائنین داخلی رفت
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
من همیشه خودم را مدافع کلیت نظم و ساختار اداری کشور ایران دانستهام، چون آنرا دارالاسلام می دانیم و هر مومنی که «اهل جماعت» باشد در برابر دارالاسلام وظایفی دارد که باید انجام دهد، اما هرگز از شیوههای نادرست اداری بعضی از مسئولین اجرائی آن دفاع نکردهام.
با این حال، یک نکته حیاتی را باید روشن گفت که شما نگرانید که امشب بخوابید و فردا دلار چند هزار تومان گرانتر یا ارزانتر شود، اما سؤال اینجاست که آیا برای فرار از این بیثباتی اقتصادی میخواهید سرنوشت کشور را به بیثباتی ناشی از اغتشاشات داخلی و مداخلات دشمنان جنایتکاری چون آمریکا و صهیونیستها و جنگ داخلی و اشغال و تخریب بسپارید؟
تجربههای تاریخی، هشداری واضح است:
عراق پس از اشغال (۲۰۰۳):
روزانه چندین نفر کشته میشدند، جسدهای گمنام پیدا میشدند، قاتلان هرگز شناسایی نمیشدند، زیرساختها نابود شده بود و امنیت مردم به صفر رسیده بود.
یمن پس از اشغال:
جنگ داخلی باعث کشتار مسلمین بی گناه و ویرانی شهرها، کشتار هزاران غیرنظامی و مهاجرت میلیونها نفر شده است و سیستم آموزشی، درمانی و برق و آب کشور فروپاشیده و هزینه بازسازی چند ده میلیارد دلار برآورد شده است.
لیبی و سودان و سومالی پس از اشغال و جنگ داخلی نیابتی های خائن داخلی:
به چندین گروه مسلح تقسیم شد ه است و امنیت عمومی نابود شده و حتی بازسازی حداقل زیرساختها دهها سال طول خواهد کشید و میلیاردها دلار هزینه خواهد داشت.
حالا سؤال روشن است آیا منطقی است که از بیثباتی قیمت دلار فرار کنیم و به بیثباتی ناشی از جنگ، اشغالگری و فروپاشی اجتماعی و تقسیم کشور پناه ببریم؟ چون همه می دانیم که دشمنان خارجی برای کُردها و آذری ها و بلوچها و عربها و ترکمنها چه خوابهائی دیده اند و ما برای چند سال وجود چندین گروه را تجربه کرده ایم که در نهایت به دامان صدام حسین و سایر طاغوتها پناه بردند.
حالا می توان یک پرسش کلیدیت مطرح کرد که هزینه تلاش برای اصلاح وضع موجود چقدر است در برابر هزینه ساختن یک کشور ویرانشده پس از جنگ داخلی و اشغال شده؟
اجزه دهید مثالی ساده بزنیم، اگر شبکه برق کشور تخریب شود، فقط بازسازی نیروگاهها (بدون احتساب زمان و خسارات جانبی) چه هزینهای دارد؟
طبق قیمتهای سال ۱۳۹۷، ساخت هر هزار مگاوات نیروگاه برق حدود ۶۰۰ میلیون یورو هزینه دارد. ایران امروز حدود ۹۰ هزار مگاوات ظرفیت برق دارد؛ یعنی چیزی حدود ۵۴ تا ۶۰ میلیارد یورو فقط برای بازسازی برق.
این پول قرار است از کجا بیاید؟ آیا کسی در دنیا میآید برای ما کشور بسازد؟
در کنار این، تاریخ را هم فراموش نکنیم، اشغال ایران در جنگ جهانی اول و دوم، حمله مغولان، و ویرانیهای متعدد تاریخی همگی ثابت کردهاند که اشغال، تخریب و جنگ، شر مطلق هستند و نباید از آن استقبال کرد و نباید آن را عادیسازی کرد و به نام «خواست مردم» فروخت.
صداهایی که امروز در فضای مجازی مردم را به جنگ داخلی و فروپاشی تشویق میکنند اغلب از آنسوی مرزها هدایت میشوند و به دنبال منافع خارجیاند، نه آینده این سرزمین.
به این یک واقعیت است که مسیر اصلاح، سخت است؛ اما جنگ داخلی و ورود اشغالگران خارجی و ویرانی گاه جبرانناپذیر است.
تجربه های افغانستان و عراق، سوریه و لیبی و سودان و سومالی و یمن و …به ما هشدار میدهد بیثباتی اقتصادی قابل تحمل است اما بیثباتی ناشی از جنگ داخلی و اشغالگری خارجی یک فاجعه انسانی و ملی است که گاه هیچ تلاشی برای جبران آن کافی نخواهد بود.
ملت ایران به صورت عام و اهل سنت و جماعت ایران به صورت خاص حق دارد در این اعتراضی که تبدیل به اغتشاش شده و این اغتشاش هم هم اکنون در کنترل سکولاریستهای خائن هدایت شده توسط آمریکا و صهیونیستهاست مشارکت داشته باشند.
این خیانت محض به دین و ملت و سرزمین و خدمت آشکار به دشمنان آشکار است.