
پاسخ قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴ (3)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
بر این اساس بیائید با هم از این زوایه به «خیانت» و آنچه احزاب سکولار کُرد جدا از مردم انجام می دهند نگاه کنیم و این حقیقت را روشن کنیم که مثلاً:
- زمانی که حزب سکولار و دمکرات بارزانی ها در سال ۱۳۵۸ و دهه شصت در سرزمینهای کردنشین ایران بر علیه احزاب سکولار کُرد ایرانی می جنگید در مقابلشهم حمایت بیشتر جمهوری اسلامی از جنبش خود را می خرید و کارش ربطی به «خیانت» به ملت مسلمان کُرد نداشت و تنها در پی منافع حزبی خودش بود که بعدها این منافع را در همکاری با آمریکا و صهیونیستها می دید.
- بارزانی ها در سال ١٣٤٧ با کشتن امثال سلیمان معینی و تحویل جنازه اش به شاه ایران، حمایت شاه از حزب خودش رامیخرید.
- بارزانی ها و اتحادیه میهنی طالبانی و کومله ها و دمکراتها نیز که نوبتی به صدام حسین سکولار پیوستند تنها برای خرید حمایت از حزب خودشان بود و ربطی به ملت مسلمان کُرد نداشت.
با آنکه این احزاب همیشه همدیگر و مخالفین خود را به «خیانت» به ملت کُرد و «جاشیگری» (مزدوری) برای دشمنان ملت کُرد متهم کرده اند اما اگر دقت کنیم اینها تنها مشغول حزب بازی خودشان بوده اند و تا جایی که به منافع مردم مسلمان کُرد مربوط می شود، اینها منافع مردم مسلمان کُرد را نمایندگی نکرده اند تا به آنها خیانت کرده باشند.
پس این الفاظی که امثال مصطفی هجری و یزدانپناه و مهتدی و دیگران برای مخالفین خود به کار می برند تنها مصرف داخلی برای احزاب سکولار خودشان دارد و ربطی به ملت مسلمان کُرد ندارد و اگر خیانتی به این ملت شده باشد (که شده) توسط علمای دینی و ماموستاهائی صورت گرفته که از این ملت هستند و ماهیت این دشمنان آشکار را بر اساس فقه مذهب خودشان برای آنها بیان نکرده اند.
پس بیائید همسوئی بارزانی ها با ترکیه و صهیونیستها و همسوئی اتحادیه ی میهنی با ایران را به بند و بست جهت تقویت و حفظ منافع حزبی آنها گره بزنیم و قبول کنیم که رفتارهای این احزاب ربطی به خواست ملت مسلمان کُرد ندارد.
نمونه ی دیگر را به یاد بیاوریم که پ.ک.ک مزدو روسیه بود و ترکیه یک هواپیمای روسی را سرنگون کرد و پ.ک.ک به دستور روسیه خیزش و اعتراض و قیام و جنگی سرتاسری را در منطقه جزیره بر علیه حاکمیت اردوغان سازمان داد تا به ترکیه فشار بیاورد و حمایت بیشتر روسیه را بخرد که بعد از کشته شدن آنهمه کُرد فریب خورده و با معامله ترکیه و روسیه و معذرتخواهی اردوغان قضیه خوابید و قضیه جنگ سرتاسری علیه دولت پوچ شد و حاصل این بازی تنها ویرانی بخشی از شهرک جزیره و کشتار و آوارگی مردمان بیدفاع آنجا بود.
همین حزب دمکرات کُردستان به رهبری قاسملو در اوایل انقلاب ۵۷ با آنکه در «هیات نمایندگی خلق کرد» با شرکت کومه له و سازمان فدایی تن دادند اما در طول تمام مذاکره اینها مشغول مذاکره مخفیانه با حاکمیت مرکزی برای بند و بست بودند و به هر خواست و خفتی تن دادند تا حمایت حکومت مرکزی را جلب و در قدرت محلی در کردستان جناح کُردی حکومت مرکزی شوند، که برایشان میسر نشد به همین دلیل در آن دوره یکی از تبلیغات حزب دمکرات متهم کردن کومله به جنگ افروزی علیه جمهوری اسلامی ایران بود و حتی توده ای های میان حزب دمکرات چون کریم حسامی تلاششان بر این بود چنانچه آیت الله خمینی آنها را در قدرت شریک کند اینها حساب کومله ها و سایر کمونیستها را خواهند رسید که داستان اسکورت نیروهای ارتش به پادگان مهاباد برای تقویت پادگان و آمادگی حکومت مرکزی برای حمله بعد از مذاکرات را همه می دانند اما زمانی که مورد قبول جمهوری اسلامی واقع نشد شروع کرد به جنگیدن و بعدها که نتوانست با جنگیدن به جائی برسد دوباره از در سازش برآمد که قاسملو سرش را در این مسیر داد اما باز سر مردم کُرد منت را هم گذاشتند که گویا قبول این پستی ها در راه تامین حقوق مردم بوده است نه حفظ منافع خودشان و حزبشان.
اگر حکومت مرکزی ایران این احزاب سکولار را به عنوان ابزار دست خود می پذیرفت هم اکنون آنها نیز مثل بارزانی ها و طالبانی ها در مناطق کُرد نشین غرب ایران صاحب قدرت و جمع آوری ثروت برای حزب خود بودند.
پس جنگ این حزب و آشتی و تمام کارهای احزاب سکولار تنها جهت حفظ منافع خودشان است و ربطی به ملت مسلمان کُرد ندارد و اجازه ندهیم با شعارهای اقتصادی و قومیتی و … با شعور جوانان احساسی و کم تجربه یما بازی کنند و آنها را خوراک اغتشاشی کنند که با زمینه های داخلی طراح اصلی آن آمریکا و صهیونیستها هستند و نفع اصلی هم به عنوان دلال و پادوی تولید این اغتشاش این احزاب مزدور خستند و هزینه ی اصلی آن را نیز تنها جوانان و مردم فریب خورده پرداخت می کنند .