قهرمانان خود را بشناسید. اومالت داشائف چچنی: نبردهایی برای خانکالا

قهرمانان خود را بشناسید. اومالت داشائف چچنی: نبردهایی برای خانکالا

بقلم: روسلان سینباریگوف

مترجم: کارزان شکاک

در ۱ دسامبر ۱۹۹۴، هواپیماهای روسی مجموعه‌ای از حملات هوایی فشرده را به پایگاه نظامی شوروی سابق در خانکالا انجام دادند.

این روستا در حومه جوخار واقع شده و یک مکان استراتژیک کلیدی را اشغال می‌کند.

حتی در قرون وسطی، برج‌های دیده‌بانی چچنی در اینجا قرار داشتند که بخشی از سیستم برج‌های سیگنالی بودند که به کوه‌های چچن امتداد داشتند.

هدف آنها هشدار دادن به جوامع چچنی در مورد خطر در صورت تهاجم خارجی بود.

در طول جنگ روسیه و قفقاز، تمام برج‌های خانکالا نابود شدند. با توجه به موقعیت استراتژیک آن، روس‌ها در ابتدا خانکالا را برای پایگاه‌های نظامی خود انتخاب کردند.

در ۲۵ دسامبر ۱۹۹۴، واحدهای بزرگی از نیروهای روسی از موزدوک به خانکالا نزدیک شدند. حمله به خانقلعه در ۲۶ دسامبر آغاز شد.

متجاوزان روسی بیش از ۴۰ تانک را در این نبرد مستقر کردند، بدون احتساب سایر خودروهای زرهی مانند خودروهای جنگی پیاده نظام و نفربرهای زرهی.

گردان بورز، به فرماندهی اومالت داشایف، برای مقابله با دشمن پیشروی کرد. این گردان شامل کمی بیش از ۱۰۰ سرباز ارتش چچن بود. دو تانک (T-۷۲)، دو خودروی جنگی پیاده نظام و دو نفربر زرهی برای پشتیبانی از جنگجویان چچنی اختصاص داده شده بودند. گزارش‌های روسی، نیروهای زرهی چچن را متشکل از شش تانک ذکر کرده‌اند.

در روز اول نبرد، ۲۶ دسامبر، تانک‌های چچنی موفق شدند چندین تانک دشمن را از کار بیندازند و مهاجمان روسی را دفع کنند.

در ۲۷ دسامبر، روس‌ها نیروهای بیشتری را به این نبرد اعزام کردند و هواپیما و هلیکوپتر به کار گرفتند. در طول نبرد، گردان چچنی یک تانک و یک خودروی جنگی پیاده نظام را از دست داد.

لازم به ذکر است که این نبرد در یک میدان باز انجام شد. نویسنده این سطور شهادت می‌دهد که جنگجویان چچنی با خودروهای زرهی روسی که در ارتفاع کامل ایستاده بودند و از فاصله نزدیک به دشمن نارنجک‌انداز شلیک می‌کردند، روبرو شدند.

چندین خودروی زرهی چچنی نیز تا جایی که می‌توانستند به دشمن حمله کردند. در طول نبرد، هلیکوپترهای روسی موفق شدند دو خودروی زرهی دیگر را منهدم کنند.

امالت داشایف با مثال شخصی خود، الهام‌بخش جنگجویان چچنی بود. همانطور که کسانی که بعداً در نبرد شرکت داشتند، تعریف کردند، او برای مقابله با هر تانک بیرون می‌رفت و با آرپی‌جی از فاصله نزدیک به آن شلیک می‌کرد.

خندق‌ها و سنگرها فقط تا حدی حفر شده بودند؛ نبرد در فضای باز رخ داد. خود امالت داشایف به طور دوره‌ای وضعیت میدان نبرد را از طریق رادیو به اصلان مسخدوف گزارش می‌داد.

در یک پخش رادیویی اعلام شد که داشایف زخمی شده است. بعداً مشخص شد که او در آن روز چندین بار زخمی شده است، اما او همچنان در نبرد شرکت می‌کرد و فرماندهی جنگجویان چچنی را بر عهده داشت.

دشمن واحدهای بیشتری را به حمله فرستاد و تانک‌ها، هلیکوپترها و هواپیماها را به میدان نبرد پرتاب کرد.

در ۲۸ دسامبر، طی حمله‌ای دیگر، وقتی اومالت داشف، با حمل یک نارنجک‌انداز، به سمت چندین تانک پیشروی کرد و توانست یکی را هدف قرار دهد، توسط گلوله تانک کشته شد.

در شب ۲۸-۲۹ دسامبر، گردان بورز به دستور اصلان مسخدوف، رئیس ستاد نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا، از خانقلعه عقب‌نشینی کرد و در محدوده شهر گروزنی (جوخار) مواضع دفاعی گرفت.

حمله ننگین ۳۱ دسامبر و شکست نیروهای روسی در پیش بود.

اومالت داشایف یک فرمانده چچنی است. از همکاران جوهر دودایف، اصلان مسخدوف، شامیل باسایف، حمزت گلایف و حمزت خانکاروف.

او در گردان داوطلب چچنی در آبخازیا جنگید. او چشم راست خود را در آبخازیا از دست داد.

او در عملیات نظامی علیه باند مسلح طرفدار مسکو آوتورخانوف در ناحیه نادرچنی چچن شرکت کرد.

او در عملیات نظامی علیه باند مسلح طرفدار مسکو لابازانوف شرکت کرد.

او در عملیات نظامی علیه باند مسلح طرفدار مسکو گانتمیروف در اوروس-مارتان شرکت کرد.

او در شکست باندهای مسلح مخالفان طرفدار مسکو و واحدهای تانک روسی لشکرهای کانتمیروف و تامان در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۴ شرکت کرد. واحد او در نزدیکی میدان مینوتکا با یکی از ستون‌های مبارزان مسلح “مخالف” و تانک‌های روسی روبرو شد.

پس از شلیک به ستون از توپ مستقر در میدان دایره‌ای، واحد بورز به دشمن حمله کرد و آنها را مجبور به عقب‌نشینی فراتر از محدوده شهر کرد.

قبل از انتقال به خانقلا در ۲۵ دسامبر، یکی از واحدهای گردان اومالت داشایف، پیشروی روس‌ها را در جهت پتروپاولوفسک در حومه پایتخت چچن متوقف کرد.

همانطور که همه کسانی که اومالت داشایف را می‌شناختند، از جمله این نویسنده، شهادت می‌دهند، او مردی با شجاعت و استقامت فوق‌العاده بود. او هرگز صدایش را بالا نمی‌برد و حتی در بحرانی‌ترین شرایط آرام بود. او همیشه در خط مقدم هر نبرد و درگیری که در آن شرکت می‌کرد، بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *