
نمونه ی یمن و مزدوری آلسعود و امارات صهیونیستی و جنگهای ساختگی در خدمت آمریکا و اسرائیل
به قلم: خالد سیف الله المسلول
آنچه امروز در یمن، سودان و دیگر سرزمینهای اسلامی جریان دارد، نه جنگهایی برای دفاع از ملتهای مسلمان، بلکه درگیریهای مهندسیشده و ساختگی در چارچوب پروژههای آمریکا و رژیم صهیونیستی است. آلسعود و امارات متحده عربیِ همپیمان با صهیونیسم، نقش بازوی اجرایی این پروژهها را بر عهده دارند؛ پروژههایی که هدفشان تخریب، مشغولسازی مسلمین به هم و کنترل گذرگاهها و مسیرهای راهبردی منطقه است.
تقسیم کشورهای مسلمان نشین منطقه، ایجاد و حمایت از نیروها و موجودیتهای وابسته، و شعلهور نگهداشتن بحرانها، سیاستی است که مستقیماً امنیت اسرائیل و منافع آمریکا را تأمین میکند. این سیاست نهتنها به مسلمین عوام، بلکه حتی به دولتهای منطقه حتی دولتهای مستبد نیز آسیب میزند و منطقه را در چرخهای پایانناپذیر از بیثباتی نگه میدارد.
در یمن، آلسعود و امارات با محاصره، بمباران و جنگ نیابتی، عملاً در خدمت نقشههای آمریکا و صهیونیسم عمل کردهاند. در چنین شرایطی لازم است اهل دعوت و جهاد از خود بپرسند که جریان القاعده ای که خود را ادامه دهنده یمنهج جهادی اسامه بن لادن می داند کجاست و چرا در برابر این توطئهها نقشی بازدارنده ایفا نکرده است؟ چرا القاعده در جنوب یمن ناکام ماند؟
در حالی که دو مذهب زیدی و شافعی با وجود اختلافات اعتقادی توانستند ساختار قدرت و حاکمیت ایجاد کنند، القاعده در جنوب یمن نتوانست به موفقیتی مشابه دست یابد. این ناکامی را باید در چند عامل اساسی جستوجو کرد:
• نبود پروژه سیاسی–اجتماعی فراگیر: تمرکز صرف بر درگیری نظامی، بدون ارائه طرح حکمرانی قابل قبول برای جامعه.
• نزاعهای درونامت و مذهبی: بهجای تمرکز بر دشمن خارجی (آلسعود، امارات، آمریکا و صهیونیسم)، با تمرکز بر تفکرات نجدیت که قباله یتفرق و جنگ داخلی در میان مسلمین است انرژیها صرف اختلافات داخلی شد.
• ناتوانی در ائتلافسازی بومی: عدم پیوند و اتحاد با شافعیها و زیدیها که میتوانست جبههای اسلامی برای دفاع از یمن در برابر تجاوز خارجی شکل دهد.
بدون شک زیدی ها و شافعی های یمن در بسیاری از مسائل از صوفی های افغانستان و پاکستان که شیخ اسامه بن لادن با آنها متحد شد به ادله الفقه مذاهب اسلالمی نزدیکترند اما می یبینم که تفکر نجدیت چنین اجازه ای را به القاعده ی یمن نمی دهد که با این شافعی ها و زیدی ها در برابر کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی متحد یا حداقل «هم جبهه ای» شود در حالی که شیخ اسامه بن لادن تقبله الله با تفکرات اخوانی سید قطب تقبله الله با تمام اهل قبله بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی متحد و هم جبهه ای شد.
اگر در یمن اتحاد بومی میان شافعیها و زیدیها شکل میگرفت، امکان سدّ کردن توطئههای آلسعود، امارات، آمریکا و صهیونیسم بسیار بیشتر بود. تجربه منطقه نشان میدهد هرجا اتحاد و یا وحدت اسلامی شکل گرفته، پروژههای خارجی عقبنشینی کردهاند؛ و هرجا تفرقه و جنگ مذهبی غلبه یافته، میدان بهراحتی به نیروهای وابسته واگذار شده است.
در این صورت و با در نظر گرفتن مشکلات داخلی میان مسلمین می توانیم بگوئیم که جنگهای امروز سرزمینهای اسلامی، بیش از آنکه جنگ ملتها باشد، جنگ پروژههاست. آلسعود و امارات صهیونیستی با جنگهای ساختگی در یمن، سودان و دیگر سرزمینهای اسلامی، عملاً امنیت اسرائیل و منافع آمریکا را تأمین میکنند.
راه برونرفت، نه در تکرار نزاعهای مذهبی، بلکه در اتحاد یا وحدت اسلامی، دشمنشناسی دقیق، و افشای نقش مزدوران منطقهای است. بدون این سه، هر جریانی حتی با شعارهای بزرگ جهادی در نهایت میدان را به پروژههای آمریکائی – صهیونیستی واگذار خواهد کرد.