پیام از سوی سرباز امارت اسلامی افغانستان و خطاب به مولوی عبدالحمید دربارهٔ اغتشاشات ۱۴۰۴ش ایران و شعب ابی‌طالب و دعوت او به سازش با آمریکا

پیام از سوی سرباز امارت اسلامی افغانستان و خطاب به مولوی عبدالحمید دربارهٔ اغتشاشات ۱۴۰۴ش ایران و شعب ابی‌طالب و دعوت او به سازش با آمریکا

کاتب: ابوهاجر خان آبادی

این روزها در ایران اغتشاشات سکولارهای اهل بغی در جریان است و اهل سنت و جماعت ایران در این فتنه مشارکت نکرد اما مولوی عبدالحمد و چند مولوی دیگر به بهانه حق قانونی اعتراضات سعی کردند اهل سنت را تحریک به مشارکت در این فتنه کنند در حالی که حتی اگر در مذهب اهل تشیع و قانون ایران  چنین حقی به مردم داده شود اما در مذهب اهل سنت و جماعت راهپیمائی برای امر به معروف و نهی از منکر کاملاً غیر شرعی است و اهل سنت در این زمینه قاعده و قانون خودش را دارد.

دلیل قوی دیگر بر غیر شرعی بودن تحریکات امثال مولوی عبدالحمید این است که مولوی عبدالحمید و امثال او می دانند که در ایران اعتراضات وجود ندارد بلکه بغی و بغاوت و فساد فی الارض وجود دارد که کاملاً غیر شرعی است و به هر بهانه ای اگر کسی را ترغیب به داخل شدن به آن کنند غیر شرعی و حرام است.

مبحث دوم اما خطاب به مولوی عبدالحمید است.

ای مولوی عبدالحمید!

اگر اندکی در سیرهٔ پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌اندیشیدی، درمی‌یافتی که داستان محاصرهٔ سه‌سالهٔ مسلمانان در شعب ابی‌طالب فقط یک واقعهٔ تاریخی نیست، بلکه درسی بزرگ برای همهٔ زمان‌هاست.

مسلمانان در میان دو کوه، در گرسنگی شدید، تحریم اقتصادی و طرد اجتماعی سه سال کامل ایستادگی کردند.

اگر آن‌گونه که تو امروز می‌گویی:سازش برای جلوگیری از تحریم بهتر است و مسلمانان نباید از تحریم ضرر ببینند و برای رفع فشار، باید با دشمنان مدارا کرد، پس چرا رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم این راه را انتخاب نکرد؟

اگر سازش با کفار برای رفع محاصره جایز و مشروع می‌بود، آیا پیامبر از عزت و استقلال اسلام چشم می‌پوشید؟

آیا سه سال رنج تبعید، تحریم و گرسنگی را تحمل می‌کرد؟ آیا به جای صبر و ثبات، با مشرکان معامله می‌کرد؟

خیر!

زیرا عزت اسلام با سازش حفظ نمی‌شود، و استقلال امت با دست‌دادن به دشمنان خدا باقی نمی‌ماند.

اما تو امروز در حالی که خود را پیرو امام ابوحنیفه رحمه‌الله معرفی می‌کنی سخنی می‌گویی که نه با سیرهٔ پیامبر موافق است و نه با اصول فقاهت و عزت اسلامی.

چگونه از پیامبری که ادعا می‌کنی پیرو او هستی، پیروی واقعی نمی‌کنی؟

چرا اوامر روشن او را ترک می‌کنی و مردم را دعوت به سازش با آمریکا می‌نمایی؟

چرا برخلاف منطق سیرهٔ نبوی، به مسلمانان می‌گویی که برای جلوگیری از تحریم، با دشمنان خدا مدارا کنند؟

حتی دارالاسلام ایران را نیز نصیحت می‌کنی که «برای جلوگیری از فشار اقتصادی، با آمریکا مدارا و سازش کند»!

و همین توصیه را به دیگر بلاد اسلامی و حتی امارت اسلامی افغانستان بیان می‌داری، که گویا راه نجات امت، در نرمش و سازش با دشمن است.

اما واقعیت تاریخی و دینی روشن است:

اگر تحریم قریش حجتی برای سازش می‌بود، پیامبر سه سال رنج و محاصره را تحمل نمی‌کرد!

اگر مدارا با دشمن راه نجات بود، شعب ابی‌طالب معنا نداشت!

اگر سازش درست بود، سیرهٔ نبوی دیگر حجت نبود!

پس چگونه امروز چیزی را بر امت تجویز می‌کنی که رسول‌الله آن را نپذیرفت؟

چگونه مسلمانان را به راهی دعوت می‌کنی که عزت و استقلال اسلام را قربانی می‌کند؟

و امروز هم چگونه با آنکه می دانی اغتشاش سکولارها با حمایت آمریکای جنایتکار و صهیونیستهای وحشی در ایران در جریان است به بهانه ی اعتراض سعی می کنی اهل سنت و جماعت را به تهلکه و فتنه ی این مفسدین فی الارض ترغیب کنی؟ اگر مشکلی برای اهل سنت و جماعت پیش بیاید مقصر اصلی تو و امثال هستید چون تا قبل از سخنان امثال تو اهل سنت و جماعت در این فتنه ۱۴۰۴ش مشارکت نکرده بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *