
اختلافِ نمایشیِ آلسعود و امارات دریمن و درسهای برای مومنین اهل دعوت و جهاد
به قلم: صلاح الدین مجاهد
مدتی است که شاهد بازیِ قدیمیِ مزدوران برای اجرای سناریوی آمریکا در یمن هستیم و آنچه امروز در یمن بهعنوان «اختلاف میان عربستان و امارات» نمایش داده میشود، نه نزاعی واقعی است و نه تعارضی راهبردی؛بلکه تقسیم نقشِ حسابشده ی دو بازوی آمریکا برای بازطراحی نفوذ، یارگیری میدانی و تثبیت پروژه ی غرب است.
اختلاف یا تقسیم کار؟
عربستان با خروج و بازاستقرار «درعالوطن» ژست عقبنشینی میگیرد؛امارات با شورای انتقالی جنوب پیشروی میکند؛ رسانهها از «تنش ریاض–ابوظبی» مینویسند، اما هدف واحد است:کنترل منابع، مرزها، بنادر و ساختن نظم دلخواه آمریکا در یمن.
این همان «اختلافی» است که هرگز به قطع همکاری امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی نمیرسد؛چون هر دو، در یک اتاق فرمان تصمیم میگیرند.
در کنار این مهندسی نظامی–سیاسی، بار دیگر علما و نهادهای دینیِ وابسته به میدان آورده میشوند و «هیئت افتا» ساخته میشود، فتوای سفارشی تولید میگردد، و دین به ابزار مشروعسازی اشغال و تجزیه تبدیل میشود.
این الگوی تکراری است وقتی توپخانه ی نظامی کافی نیست، توپخانه ی دینیِ تحریفشده وارد میدان میشود.
در سوی دیگر، واقعیتی انکارناپذیر وجود دارد و آن اینکه مردم مؤمن یمن – از شافعی تا زیدی در برابر پروژه ی آمریکایی–صهیونیستی ایستادهاند.
اتحاد بومیِ ضد اشغال، توانسته است طرحهای ریاض و ابوظبی را بارها به بنبست بکشاند.
معیار حق، نه برچسبها و نه اختلافات فقهی است بلکه معیار، موضع در برابر اشغالگری، استعمار و طاغوت است.
در این معادله ی روشن، یک انحراف جدی خودنمایی میکند و آن اینکه هر جریانی که نام «جهاد» را بر خود میگذارد اما بهجای تمرکز بر دشمنِ اصلی (آمریکا، آلسعود، امارات وابسته و شبکهٔ مزدوران محلی) شمشیر را بهسوی مسلمانان بومیِ ضد اشغالگران میچرخاند،خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی کرده است.
اختلافات مذهبی یا فقهی،هرگز مجوز نادیدهگرفتن دشمنِ صائلِ امت نبوده است.
تجربه ی دههها نشان میدهد که جنگهای درونامت همواره به سود آمریکا و متحدان منطقهایاش تمام شده است.
اگر ادعای جهاد صادقانه باشد، نخستین گام، تصحیح دشمنشناسی شرعی است، دشمنِ اصلی همان است که اشغال میکند، محاصره میکند و با دست آلسعود و امارات، یمن را میسوزاند.
در این میان نه عربستان بازنده است و نه امارات؛ برندهٔ اصلی آمریکا و غرباند که بدون هزینه ی مستقیم، با مزدوران منطقهای، و با فرسایش مسلمان به دست مسلمان، نقشه ی خود را پیش میبرند.
پس این صحنه، صحنه ی «اختلاف» نیست بلکه صحنه ی فریب سازمانیافته است.
هرکس این بازی را نفهمد، یا جاهل به معادلات طاغوتی زمانه است، یا آگاهانه در همان مسیر حرکت میکند.