
جولانی و باندش در سوریه را از زبان نزدیکانش بشناس (۲)
به قلم: ابوخالد کُردستانی
از این زاویه ی داخلی و نزدیک به جولانی و باندش این خائن آزمایش شده را دیده بودید؟
جولانی با ارتداد خود و خیانت به اهل دعوت و جهاد و فروش جهاد و اهداف و اهل آن، ننگی را بر تاریخ امت اسلامی و بعد بر تاریخ سوریه گذاشت که تنها با بهره گیری از تجربه ی تلخی که برجای گذاشته با پناه بردن به «شورا» و ادامه ی جهاد می توان این لکه را از تاریخ مسلمین پاک گرد.
پس از یک نگاه می توان گفت که داستان منبر، خلاصه ی شخصیت جولانی است:
- رؤیاهای بیمارگونه بهجای واقعیت نظامی
- شخصیتسازی خیالی بهجای تواضع مجاهدانه
- دنبالهروی از غرب بهجای ثبات بر مبانی
- مصادره ی خون مجاهدین دیگر بهجای صداقت و حقگویی
- خیانت به انقلاب شام بهجای حفظ امانت امت
بله، از «منبر مهدی» تا «منبر جوناتان پاول» سفر یک مرد بود از خیالپردازی مذهبی تا وابستگی امنیتی کامل.
ای اهل دعوت و جهاد و بخصوص ای کسانی که به وساطه ی خائنینی چون مُلا عبدالرحمن فتاحی در مسیر این خائن مرتد قرار گرفتید بدانید که این داستان تنها یک روایت تاریخی نیست، بلکه هشدار است.
جولانی امروز خطرناکتر از گذشته است نه بهخاطر قدرت، بلکه بهخاطر پیوندهای امنیتی با غرب و تسلط کامل بر بخشهای زیادی از سوریه و اهل سنت سوریه و به خاطر خفقان و سرکوب و دشمنی عمیق با هر صدای آزاد و حذف هر جریان جهادی واقعی
بدانید که این مسیر، سرنوشت شام را به «سقوط سیاسی» و «تجزیه ی اخلاقی» هم میکشاند.
اما حقیقتی که سالها برای عده ای در پرده بود، امروز روشنتر از همیشه است که جولانی نه ادامهدهنده ی مسیر جهاد است و نه حافظ خون شهدا بلکه او پروژهای امنیتی است که از رؤیای فتح دمشق به دفتر خدمات اطلاعات غرب ختم شد.
آیا دنباله روهای مُلافتاحی هنوز متوجه نیستند اینهمه سال در کنار چه مرتدی و برای چه اهدافی جنگیده اند؟