اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی به‌نام مذهب و انحراف از مذهب (۱)

اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی به‌نام مذهب و انحراف از مذهب (۱)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

اگر به اتفاقات چند روز اخیر جنایتکاران سکولار و وحشی آموزش دیده ای که اعتراضات مسالمت آمیز دی ۱۴۰۴ش  بازاری ها و دسته هائی از مردم شهرهای شیعه نشین ایران به دلیل نوسانات قیمتهای ارز و قیمت کالا و مشکلات اقتصادی و معیشتی را به اغتشاش و کشتارگاهی بی رحمانه از معترضین جهت فشار بیشتر بر حاکمیت تبدیل کردند نگاه کنیم با تراژدی وحشتناکی روبرو هستیم که تنها از انسانهای پست و خائن به مردم و وطن برمی آید.

با دیدن این اتفاقات، اگر بگوئیم از یک جنبه مومنین خسته‌اند سخن بیراهی نگفته ایم؛ خسته از خطبا و علمای دینی که به نام مذهب سخن می‌گویند اما به روش و بر اساس میل و برنامه های دشمنان اسلام و مسلمین عمل می‌کنند، خسته از مرزهایی که با نام مذهب دور مسلمین کشده اند و امت واحده را تکه‌تکه کرده‌اند، و خسته از سکوت خفت بار آنها در برابر دشمنان خارجی و مزدوران داخلی آنها که مومنین را با شبهات و تبلیغات فریبنده ی خود در مسیر پیاده کردن نقشه ها و برنامه های خود قرار داده اند و باعث تحقیر و رنج آنها شده اند.

چند روزی است که ایران درگیر اغتشاشات این وحشی های سکولار همسو با آمریکا و صهیونیستها است، آیا به صورت عام و یکپارچه و به عنوان وظیفه ای دینی در برابر کفار خارجی و اهل بغی داخلی واکنشی صریح و انقلابی بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله از مولوی ها و آخندهای حنفی مذهب بلوچ و ترکمن ایران دیدیم؟ آیا به همان شکل واکنشی صریح بر اساس مذهب امام شافعی رحمه الله از ماموستاو شیخها و مُلاهای شافعی مذهب طالشی و اردبیلی و جنوبی و کُرد ایرانی دیدیم؟ آیا از اهل سنت خارج از ایران به صورت عام حمایتی از حاکمیت ایران بر علیه جبهه ی مشترک آمریکا و صهیونیستها و مرتدین سکولار داخلی که دشمنان آنها نیز هستند دیدیم؟ آیا از سوی شیعیان داخل و خارج ایران که خود را انقلابی و مستقل می دانند واکنشی فراگیر و انقلابی دیدیم در حالی که خود را ادامه دهنده ی مسیر حسین بن علی رضی الله عنهما می دانند؟

در اینجا به ذکر چند دلیل در برخورد با اهل بغی، ( آنهم زمانی که این اهل بغی مومن باشند نه مرتد) اشاره می کنیم تا بدانیم دسته هائی از خطبا و علمای مذاهب اسلامی تا چه اندازه نسبت به خود و دارالاسلام ایران و اهل آن غدر و کوتاهی می کنند.

امام ابوبکر رازی حنفی معروف به جصاص ( وفات۳۷۰ق) در مورد آیه ی: وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللهِ (حجرات/ ۹) ‏هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند، در میان آنان صلح برقرار سازید. اگر یکی از آنان در حق دیگری سرکشی و بغی و ستم کند، با آن دسته‌ای که سرکشی و بغی و ستم می‌کند بجنگید تا زمانی که به سوی اطاعت از فرمان الله برمی‌گردد و حکم او را پذیرا می‌شود. توضیحاتی داده است که به صورت مختصر بخشی از این دیدگاه شرعی ایشان را خدمت شما عرض می کنم.

امام جصاص می گوید: ظاهر آیه جنگ با گروه سرکش و اهل بغی را می رساند تا اینکه به حکم الله برگردد، و این در سایر موارد جنگ هم عمومی است، اگر با عصا و لنگه کفش و دمپایی به سوی حق برگشت دیگر از چیز دیگری (مثل شمشیر و غیره) استفاده نمی شود؛ اما اگر این اندازه کافی نبود با اسلحه و شمشیر با او جنگ می شود تا مفاد ظاهر آیه محقق شود، و برای هیچ کسی جایز نیست در حالی که شخص اهل بغی بر سرکشی خود اصرار دارد و به سوی حکم الله برنمی گردد تنها به جنگیدن با عصا و لنگه کفش اکتفا کند و اسلحه را کنار بگذارد؛ این یکی از مراحل امر به معروف و نهی از منکر است و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: مَن رَأَى مِنكُم مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بيَدِهِ، فإنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسانِهِ، فإنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وذلكَ أضْعَفُ الإيمانِ. هرکس از شما منکری را مشاهده نمود، با دستش، تغییر دهد. اگر توانایی آنرا نداشت، با زبانش تغییر دهد. و اگر این را هم نتوانست، با قلبش، تغییر دهد (مبارزه منفی کند) و این، ضعیف‌ترین مرحله‌ی ایمان است.[۱]

پس رسول الله صلی الله علیه وسلم به نابودی و پاک کردن منکر با دست دستور داده است، و ظاهر حدیث پاک کردن و نابودی منکر با هر چیز ممکنی را می رساند… بعضی از انسانهای حقیر و فرومایه بر این باورند که جنگ با اهل بغی و سرکشان تنها با عصا و لنگه دمپایی است نه با اسلحه، و با اسلحه نمی جنگند، و در این زمینه به سبب نزول آیه استناد می کنند که بر قومی اهل بغی ناز شده که با عصا و لنگه دمپایی می جنگیدند.

این در مورد کسانی صدق می کند که بدون اسلحه بجنگند، الله تعالی به جنگ با اهل بغی و سرکشان دستور داده و جنگ ما را به عدم استفاده از اسلحه محدود نکرده است (اگر با عصا و دمپائی جنگیدند ما هم با همان وسیله با انها می جنگیم و زیاده روی نمی کنیم و اگر با اسلحه با ما جنگیدند ما هم با اسلحه با آنها خواهیم جنگید) همچنین علی ابن ابی طالب با گروه اهل بغی با اسلحه جنگید و به همراه او بزرگان صحابه و اهل بدر و کسانی که جایگاه آنها شناخته شده است بودند؛ و اینها در جنگ با اهل بغی صاحب حق بودند و حق با اینها بود و کسی با این سخن مخالفتی نکرده مگر همین گروه سرکشی که با علی جنگیدند و پیروان و طرفداران این گروه اهل بغی و سرکش.[۲]


[۱] مسلم۴۹

[۲]  الجصاص، أحكام القرآن ج۳ ص۳۹۹ و ۴۰۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *