
چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۴)
به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ
مترجم: کارزان شکاک
اما بیایید به این نکته برگردیم که پیشروی تانکها به داخل شهر بدون پشتیبانی کافی پیاده نظام یک اشتباه بود. شاید از نظر نظامی، واقعاً یک اشتباه بود. اما در عمل، ارتش سرخ همیشه با استقرار تانکها، قیامهای مردم فتح شده را سرکوب میکرد.
اینگونه بود که قیام مردمی در مجارستان در سال ۱۹۵۶ سرکوب شد. تانکهای شوروی وارد بوداپست شدند و بدون هیچ تشریفاتی تظاهرکنندگان را سرکوب کردند. همانطور که شاهدان قتل عام توصیف کردند، با رسیدن به سواحل دانوب، خدمه تانکها رودههای انسان را از روی پاهای خود شستند. به همین ترتیب، تانکهای شوروی در سال ۱۹۶۸ وارد چکسلواکی شدند و به اصطلاح “بهار پراگ” را در هم کوبیدند.
چند سال قبل از فروپاشی امپراتوری شوروی، موجی از قیامهای مردمی سراسر کشور را فرا گرفت و حتی پس از فروپاشی نیز ادامه یافت. و مقامات کرملین تاکتیک چند دههای خود را رها نکردند: تانکها به جلو. اینگونه بود که اعتراضات مردمی در اوش، فرغانه، تفلیس، باکو، ویلنیوس و اینگوشتیا سرکوب شد.
با دیدن تانکها، مردم وحشتزده فرار کردند. در سال ۱۹۹۳، در مسکو، چهار تانک برای یلتسین و همدستانش کافی بود تا شورای عالی و کل ارتش ملیگرایان روس را پراکنده کنند.
بنابراین، برخلاف نظریه نظامی، ورود تانکها به شهر در عمل توجیهپذیر بود. اما هنگام برنامهریزی حمله به گروزنی، ژنرالهای روسی فهمیدند که چهار تانک کافی نخواهد بود. و آنها چند صد تانک، بدون احتساب خودروهای زرهی سبک، سامانههای موشکی پرتاب چندگانه، توپخانه سنگین خودکششی، صدها و صدها توپ، خمپاره و هواپیما، مستقر کردند.
نه یک، بلکه بسیاری از هنگهای چترباز، هنگهای نیروهای ویژه نیروهای داخلی، تفنگداران دریایی، هنگهای تفنگدار موتوری و دیگران در این حمله مستقر شدند. در مجموع چند ده هزار سرباز.
تا این لحظه، کرملین در هیچ منطقهای از فضای شوروی یا پس از شوروی چنین تعداد زیادی نیروی انسانی و تجهیزات مستقر نکرده بود. کرملین میخواست به هر قیمتی کنترل خود را در چچن دوباره به دست آورد، زیرا در چند سال گذشته، این منطقه به نمونهای خطرناک از استقلال واقعی برای زندان ملتهای روسیه تبدیل شده بود.
مسکو با استقرار کل این ناوگان، میخواست هرگونه اتفاق غیرمنتظرهای را منتفی کند.
و هیچ کس در مورد نتیجه این عملیات شک نداشت: ژنرالهای روسی، روزنامهنگاران، به اصطلاح کارشناسان و به ویژه مردم روسیه. علاوه بر این، خود چچنیها، اگرچه مصمم به جنگ بودند، اما انتظار چنین نتیجهای را نداشتند.
جهان نظارهگر و منتظر نتیجه منطقی این رویارویی بود. در یک طرف، یک قدرت هستهای قرار داشت که ارتش آن یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان محسوب میشود. از طرف دیگر، این یک جمهوری کوچک است، با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر.
و با این حال، وقایع به شکلی غیرمنتظره رخ دادند! آنقدر غیرمنتظره که رسانهها برای لحظهای خشکشان زد، و نتوانستند گزارشهایی را که دریافت میکردند باور کنند… سپس تصاویر تانکهای سوخته روسی و اجساد سربازان روسی که در خیابانها پخش شده بودند، در سراسر جهان پخش شد.