
تحلیل ترور اکرامالدین سریع ( ازخائنین و مزدوران تربیتشدهٔ امریکا)و پروژهٔ اتهامسازی علیه امارت اسلامی
به قلم: فضل احد هراتی
ترور اکرامالدین سریع در تهران امر عجیبی نیست. افرادی از این سنخ که طی بیست سال اشغال افغانستان در خدمت امریکا، ناتو و غرب بودند، با فرهنگ خشونت، قانونگریزی و فساد پرورش یافتند. اینان همان اربکیهای فاسد و مجرمیاند که در دوران اشغال، هر نوع مفاسدی—از فساد اخلاقی و بیبندوباری گرفته تا قماربازی و جنایت—از آنان سر میزد. اختلافات درونی، تسویهحسابهای شخصی و درگیری میان خودشان نیز امری شناختهشده در کارنامه این جریانهاست.
نگرانکنندهتر از خود حادثه، طرح فوری و هدفمند اتهامها علیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از سوی برخی محافل رسانهای مخالف است؛ اتهامهایی بیپایه که با هدف ایجاد تنش و اخلال در روابط دوجانبه طراحی شدهاند. در این فضاسازی، نقش وزیر سابق اطلاعات پاکستان (جان اچکزی) و رسانه صهیونیستی «اینترنشنال» در دامنزدن به اتهامها قابل تأمل است.
روابط میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران از اهمیت راهبردی برخوردار است. دو کشور برادر بر پایه اصول حسن همجواری، احترام متقابل و منافع مشترک ملتها، همکاریهای گستردهای داشتهاند؛ از جمله تبادل اطلاعات حساس امنیتی که نقش مؤثری در تقویت امنیت منطقهای و مقابله با تهدیدهای مشترک ایفا کرده است.
امارت اسلامی همواره بر حفظ و تقویت این روابط تأکید داشته و هیچگونه اقدامی مغایر با امنیت ملی دو کشور یا ثبات منطقهای انجام نمیدهد.
این رویداد در منطقهای مجهز به دوربینهای امنیتی رخ داده، با این حال گزارشهای اولیه حاوی تناقضات متعدد است. این امر شائبههایی را ایجاد میکند که حادثه میتواند مشابه ترور غلامی در مشهد باشد. در چنین شرایطی، موضعگیری شتابزده فاقد توجیه است و تحقیقات دقیق، جامع و شفاف ضرورت تام دارد.
دو ترور در ایران و یک ترور در افغانستان از جمله ترور حاجی رستم اجباری که عامل اصلی آن آقای علیزایی پس از ترور به ایران فرار کرد نشاندهنده وجود برنامهریزی و عملیات امنیتی با هدف ضربهزدن به روابط پایدار میان امارت اسلامی و ایران است. انتظار میرود مقامات ذیصلاح جمهوری اسلامی ایران با انجام تحقیقات جامع، عاملان واقعی این حوادث را شناسایی کرده و جزئیات را با مقامات مسئول افغانستان در میان بگذارند.
برای شناخت ماهیت واقعی این جریانهای مزدور، کافی است به کارنامه چهرههایی مانند عبدالرشید دوستم توجه شود؛ فردی که سالها بهعنوان بازوی میدانی امریکا و ناتو شناخته میشد و نامش با اتهامات سنگین نقض کرامت انسانی، خشونت سازمانیافته و رسواییهای اخلاقی گره خورده است. طرح اتهامات گسترده درباره آزار و تجاوز جنسی به مخالفان و زیردستان که در سطح بینالمللی نیز بازتاب یافت نماد روشنی از فروپاشی اخلاق و انسانیت در میان این ارازل تربیتشدهٔ اشغال است.
چنین کارنامهای نشان میدهد که این افراد نه در گذشته و نه امروز پایبندی به هیچ معیار دینی، انسانی یا اخلاقی نداشتهاند.
این خائنین و مزدوران که بیست سال در خدمت امریکا، غرب و ناتو بودند، امروز نیز حتی در دارالاسلام ایران با همان روحیه فاسد و اختلافات درونی، به شاخوشانهکشیدن علیه یکدیگر مشغولاند؛ همانگونه که در دوران اشغال افغانستان نیز چنین میکردند. واقعیت این است که ریشه ناامنیها، ماهیت فاسد این جریانهاست؛ نه امارت اسلامی که همواره بر امنیت، ثبات، حسن همجواری و روابط حسنه منطقهای تأکید کرده است.