مسکو در لبه پرتگاه: چین و کره شمالی در حال تقسیم شرق دور روسیه هستند

مسکو در لبه پرتگاه: چین و کره شمالی در حال تقسیم شرق دور روسیه هستند

به قلم: کارزان شکاک

در اکتبر ۲۰۲۵، اطلاعات اوکراین (GUR) گزارشی منتشر کرد که می‌توان آن را جنجالی دانست: روسیه که به شدت به حمایت متحدان خود برای ادامه جنگ در اوکراین نیاز دارد، عملاً کنترل شرق دور خود را واگذار می‌کند.

طبق این اطلاعات، مسکو که قادر به سرمایه‌گذاری در توسعه منطقه نیست، در را به روی گسترش اقتصادی، جمعیتی و نیروی کار چین و کره شمالی باز می‌کند.

این فقط یک فرضیه نیست – بلکه یک واقعیت است، جایی که ۴۰٪ از خاک روسیه (تقریباً ۷ میلیون کیلومتر مربع با جمعیت ۷.۹ میلیون نفر) در معرض خطر تبدیل شدن به عرصه‌ای برای جاه‌طلبی‌های خارجی قرار دارد.

مرکز بنیان جهاد علیه سکولاریسم این فرآیند را بر اساس گزارش اصلی و داده‌های تازه از سال ۲۰۲۵ که از منابع آزاد به دست آمده است، تجزیه و تحلیل کرد. با رکود اقتصاد روسیه تحت تحریم‌ها و جنگ که منابع را تحلیل می‌برد، خاور دور روسیه نه به یک منطقه پیرامونی، بلکه به میدان نبردی برای نفوذ تبدیل می‌شود.

چنگ اقتصادی چین: از تجارت تا وابستگی

چین مدت‌هاست که خاور دور روسیه را امتداد طبیعی منچوری «خالی» خود می‌داند، جایی که بحران جمعیتی و کمبود منابع، پکن را به سمت توسعه سوق می‌دهد.

پیش‌بینی می‌شود سرمایه‌گذاری چین در این منطقه تا سال ۲۰۲۵ به ۱ تریلیون روبل برسد، اما این سرمایه‌گذاری عمدتاً به شکل معاملات تجاری است نه پروژه‌های زیرساختی عظیم.

به گفته ویکتور کلاشینکف، سناتور منطقه خاباروفسک، گردش مالی تجارت بین روسیه و چین در سال ۲۰۲۴، ۵.۵ میلیون تن و در نیمه اول سال ۲۰۲۵، ۳۶ درصد افزایش یافته است.

چین در حال حاضر دو سوم از کل سرمایه‌گذاری خارجی در خاور دور روسیه را به خود اختصاص داده است که بر انرژی و کشاورزی متمرکز است و این منطقه را به منابع چین وابسته می‌کند.

اما فقط پول نیست – بلکه «چینی‌سازی» است، اصطلاحی که به طور فزاینده‌ای در رسانه‌های روسی و غربی شنیده می‌شود.

در سپتامبر ۲۰۲۵، بنیاد ساراتوگا کاهش شدید تجارت روسیه و چین را در مقایسه با اوج آن در سال‌های ۲۰۲۲-۲۰۲۴ مشاهده کرد، اما این امر نفوذ پکن را تضعیف نکرده است؛ برعکس، به دلیل مهاجرت افزایش یافته است.

ده‌ها هزار کارگر و تاجر چینی در مناطق مرزی مستقر شده‌اند و مناطقی را تشکیل داده‌اند که روس‌ها به سختی در اقتصاد آن مشارکت دارند.

تخمین زده می‌شود که تا ۲ میلیون چینی از ولادی وستوک تا اورال زندگی می‌کنند و تعداد آنها به لطف مناطق توسعه اولویت‌دار (PDA) و سفر بدون ویزا در حال افزایش است.

مفسران با استناد به تحلیل اخیر United24 Media خاطرنشان می‌کنند: «چین و کره شمالی به آرامی در حال تصرف خاور دور روسیه هستند».

از نظر تحلیلی، این شبیه «قدرت نرم» کلاسیک به نظر می‌رسد: پکن مشکلات داخلی خود – کاهش جمعیت در منچوری و کمبود مواد اولیه – را با هزینه روسیه حل می‌کند، که در ازای آن وام و کالا دریافت می‌کند.

اما هزینه آن بالاست: طبق ایده‌های انگلسبرگ، خاور دور روسیه با وجود تزریق‌های دولتی، از کاهش جمعیت، بازده ضعیف سرمایه‌گذاری و وابستگی فزاینده به چین رنج می‌برد.

در درازمدت، این می‌تواند منجر به از دست دادن نه تنها کنترل اقتصادی، بلکه کنترل سیاسی مسکو شود و منطقه را به «پایگاه مرزی چین» تبدیل کند.

«ارتش کارگری» کره شمالی: از نیروی ارزان تا ریسک استراتژیک

به موازات چین، مسکو برای «نیروی کار ارزان» به کره شمالی روی آورده است تا شکاف‌های ناشی از بسیج و مهاجرت را پر کند. در طول سال گذشته، بیش از ۱۵۰۰۰ کارگر کره شمالی رسماً به خاور دور روسیه رسیده‌اند، اما برآوردهای غیررسمی این تعداد را تا ۵۰۰۰۰ نفر تخمین زده‌اند.

شرکت‌های روسی درخواست ۱۵۰ هزار قرارداد دیگر کرده‌اند، در حالی که پیونگ‌یانگ سالانه تا ۵۰۰ میلیون دلار درآمد دارد و به کارگران حقوق ناچیزی می‌دهد.

در ژوئن ۲۰۲۵، کرملین رسماً اعزام ۵۰۰۰ کره شمالی را برای بازسازی مناطق جنگ‌زده هم‌مرز با اوکراین تأیید کرد.

تحقیقات جدید از سال ۲۰۲۵ تصویر تیره‌ای را ترسیم می‌کند: در ماه اوت، بی‌بی‌سی از کار کردن کره شمالی‌ها «مانند برده» در سایت‌های ساختمانی روسیه خبر داد، جایی که جنگ در اوکراین بازار کار را ویران کرده است.

ان‌کی نیوز در ماه سپتامبر این شرایط را «برده‌وار» توصیف کرد که با تحریم‌هایی که کره شمالی‌ها را استثمارگرتر کرده، تشدید شده است.

علاوه بر این، طبق گزارش کیودو نیوز، برخی از این کارگران در حال پیوستن به ارتش روسیه هستند و صدها نفر از آنها قبلاً به جبهه اعزام شده‌اند.

مفسران خاطرنشان می‌کنند که کره شمالی از روسیه برای اهداف خود استفاده می‌کند، سلاح و نیرو می‌فرستد و بر نقش پیونگ‌یانگ در «کار کثیف» مسکو تأکید می‌کند.

این فقط مهاجرت نیروی کار نیست: کره شمالی با بیکاری و کمبود ارز خارجی دست و پنجه نرم می‌کند، در حالی که روسیه با کمبود نیروی کار دست و پنجه نرم می‌کند. اما خطرات بسیار زیاد است. موسسه سجونگ تخمین می‌زند که تعداد کره شمالی‌ها در مرز اوکراین تا اواسط سال ۲۰۲۵ به ۱۵۰۰۰ نفر افزایش یابد و برنامه‌هایی برای ۶۰۰۰ نفر دیگر نیز وجود دارد.

در مثلث روسیه-چین-کره شمالی، مسکو در حال تبدیل شدن به شریک کوچکتر است: همانطور که آسیا تایمز می‌نویسد، پکن از انرژی ارزان روسیه و کره شمالی باثبات سود می‌برد، اما از اتحاد رسمی برای جلوگیری از تحریک واشنگتن اجتناب می‌کند.

موسسه تحقیقات سیاست خارجی در ماه مارس هشدار داد که همکاری عمیق روسیه با پیونگ یانگ می‌تواند منافع مسکو و پکن را در شرق آسیا تضعیف کند.

پیامدهای ژئوپلیتیکی: تضاد منافع و فروپاشی یک امپراتوری

فشار دوگانه از سوی چین و کره شمالی ترکیبی انفجاری ایجاد می‌کند. هر دو غول هسته‌ای در حال تقویت مواضع خود در خاک روسیه هستند: پکن از طریق اقتصاد، پیونگ یانگ از طریق نیروی کار خود. تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که در درازمدت، این می‌تواند باعث ایجاد تضاد منافع بین «شرکا» شود.

برای روسیه، این نه تنها از دست دادن ۴۰ درصد از خاک خود، بلکه یک شکست استراتژیک نیز هست: جنگ در اوکراین وابستگی آن به آسیا را افزایش داده و خاور دور را به پاشنه آشیل خود تبدیل کرده است.

روسیه اکنون «شریک کوچک» چین است و به کمک کره شمالی، یکی از فقیرترین کشورهای جهان، نیاز دارد.

این یک زنگ خطر برای امنیت جهانی است. در ماه اکتبر، CSIS از سرگیری دیپلماسی چین و کره شمالی را تجزیه و تحلیل کرد: سفر لی کیانگ به پیونگ یانگ در سال ۲۰۲۵ نه تنها نمادی از یک آیین، بلکه نمادی از یک آشتی واقعی است که می‌تواند آسیا را بی‌ثبات کند.

روسیه نیز به نوبه خود، نه تنها قلمرو خود، بلکه حاکمیت خود را نیز به خطر می‌اندازد – گزارش‌های GIS در سال ۲۰۲۴ هشدار داده بودند که حضور چین در خاور دور، اروپا را بیش از آسیا تحت تأثیر قرار خواهد داد.

روسیه نه تنها با تحریم‌ها، بلکه با بخش‌هایی از خاک خود، هزینه جنگ با اوکراین را می‌پردازد. در حالی که کرملین به «محور شرق» خود چسبیده است، چین و کره شمالی به طور روشمند نقشه نفوذ خود را از نو ترسیم می‌کنند.

برای مسکو، تنها راه خروج، سرمایه‌گذاری در خود منطقه است، اما جنگ و فساد این آرمان‌شهر را به یک آرمان‌شهر تبدیل می‌کند. در نهایت، خاور دور می‌تواند نه به پلی به آسیا، بلکه به گورستان امپراتوری روسیه تبدیل شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *