اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی بهنام مذهب و انحراف از مذهب (۳)
به قلم: ابوابراهیم هورامی
تا اینجا متوجه شدیم که دستور صریح تمام مذاهب اهل سنت و جماعت و جمهور علماء بر این است که باید موضع خودت را در برابر اهل بغی مشخص کنی و در کنار حاکمیت بر دارالاسلام بر علیه کفار اصلی اشغالگر و مزدوران داخلی آنها قرار بگیری؛ آیا این بی تحرکی ها به دلایل مذهبی در میان فرقه های معروف به اهل سنت و جماعت و یا در میان شیعیان به دلیل اینکه افرادی مسلمان در حاکمیت هستند که نظر اسلامی آنها مخالف نظر شماست باعث نگرانی و تلنگری برای بیداری و یکپارچگی بیشتر امت اسلامی نیست؟
آیا کفاری چون آمریکا و صهیونیستها و این اغتشاشگران وحشی مزدور برایشان مهم است که کدام یک از شما بر حاکمیت باشد؟ چرا متوجه نیستید اینها مخالف اجرائی شدن قوانین شریعت الله و تشکیل هر نوع حاکمیت اسلامی هستند و برایشان حاکمیت شیعه و سنی فرقی ندارد.
اسلام ۱۴۰۰ سال پیش، مرزهای قبیلهای، نژادی و سلطنتی را شکست و بهجای آن امت واحده را بنا نهاد و الله تعالی فرمود: «إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً» (انبیاء/ ۹۲) همانا این امتِ شما، امتی یگانه است.
اما امروز، همان مرزهایی که جاهلیت با قوم و قبیله و حتی مذهب ترسیم کرده است، میان مسلمانان دیوار خون و دشمنی ساخته است
.این مرزها اسلامی نیستند، قرآنی نیستند، و برخاسته از اراده ی امت نیستند؛ بلکه محصول جاهلیت هستند زمانی که مسلمان را تبدیل به تماشاچی می کند در حالی که برادر مسلمانش توسط دشمنان کافر داخلی و خارجی در حال صدمه دیدن است.
حتی کار به جائی رسیده است که همین کفار سکولار خارجی با آنکه به حاکمیتهای دست نشانده و احزاب سکولار محلی پرچمهای رنگارنگ دادند، اما عزت را زا آنها گرفتند، قانون سکولاریستی دادند، اما عدالت اسلایم را گرفتند و دولت ساختند، اما امت را نابود کردند.
سود این طرحهای خائنانه نه به مستضعف میرسد، نه به مؤمن، بلکه به همان کفار و به سکولارزدههای داخلی و نخبگان وابسته میرسد که با نام «وطن»، «ملت» و «حاکمیت»، وابستگی به همین کفار اشغالگر خارجی و ذلت و از دست رفتن استقلال حقیقی را توجیه میکنند.
در اینجا بزرگترین فاجعه آنجاست که برخی خطبا و علمای مذاهب مختلف اسلامی با نام اسلام، با شعار قومیت و با ادبیات مذهبی، همان کاری را میکنند که کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی انتظار حداقلی از این افراد دارند: تماشاچی نگه داشتن طرفدارانشان تا زمانی که نوبت به خودشان می رسد.
این خطباء و علماء مذاهب مختلف اسلامی که می بینند کفار سکولار و اشغالگر خارجی چون آمریکا و صهیونیستها و غربی های همسو با آنها به همراه مرتدین سکولار محلی با طراحی اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران در حال انجام چه جنایتی نبت به معترضین هستند و چه اهدافی در سر دارند اما سکوت می کنند و تماشاچی هستند اینها نه وارثان مذهب امام خود و عدالت اسلامیاند، نه نماینده ی کرامت انسان؛ بلکه صورتِ مذهبیِ همان دارودسته ی منافقین قدیمی هستند.
امروز در همه سرزمینهای اسلامی توسط این کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار محلی مستضعف زیر فشار است و قدرت در خدمت بیگانه.از این مرز تا آن مرز، زبانها فرق میکند، پرچمها عوض میشود، اما رنج یکی است. و دشمنان اسلام دقیقاً از همین تفرقه یمذهبی و قومیتی و جغرافیایی و سیاسی سود میبرند.
تعصبات کور قومیتی و مذهبی و قوانینی که امت را تکهتکه کرد، قوانینی که مسلمان را در برابر مسلمان قرار داد، و قوانینی که وفاداری به «فعلان مولوی و شیخ و آخوند و ماموستا» را بالاتر از وفاداری به «ایمان» نشاند، قوانین کفریاند؛ حتی اگر به دست مسلمان اجرا شوند.
تا وقتی مسلمان اسیر مرزهای تحمیلی مذهبی و قومیتی در برابر این دشمنان آشکار خارجی و داخلی است و مطیع علماء و خطبای مذهبینماست و از وحدت ایمانی فاصله گرفته، نه کرامت بازمیگردد، نه عزت، و نه آرامش.
این آگاهی، دعوت به فهم است؛ دعوت به بازشناسی ریشه ی رنجها.
امروز دارالاسلام ایران درگیر جنگ با جبهه ی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی است که این جبهه در برابر تمام مومنین جهان وجود دارد و نیاز به همسوئی مشترک بین تمام مومنین و بخصوص میان تمام اهل دعوت و جهان دارد.