اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران و خدمتی و باندش در شبکه کلمه در خدمت کفار و مرتدین

اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران و خدمتی و باندش در شبکه کلمه در خدمت کفار و مرتدین

به قلم: خالد سیف الله المسلول

دیشب و بعد از راهپیمائی عظیم و ملیونی مردم ایران، در میزگردی که خدمتی و ترشیده و کیانی در شبکه ی کلمه که از شبکه های «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید»است، کسی که کمترین شناختی از فقه اسلامی داشت متوجه می شد که این گروه و جمع، در مسیر خیانت به اهل سنت و جماعت و تمام اهل ایران و در مسیر خدمت به کفار اصلی محارب و اشغالگر و مرتدین داخلی قرار گرفته اند و از اعضای «جبهه» ی این کفار و مرتدین هستند.

این برنامه  با آنکه تنها یکی از نمونه های افشاگرایانه ی این جریان ارتدادی در میان اهل سنت و جماعت است با این وجود چهره ی حقیقی آنها را تنها در یک سوال بیننده ها مشخص و روشن کرد.

این افراد با توضیح در مورد اینکه ترامپ رئیس جمهور آمریکا وعده ی کمک به اغتشاشگران را داده و آنها را ناامید نمی کند و اینکه آمریکا و غربی ها از کسی حمایت می کنند که منافع آنها تامین کند و اینکه پهلوی فراخون داده و مردم نباید خیابانها را خالی کنند و خود مردم باید کاری انجام دهند و…. سعی در «التحریش» (تحریک مکارانه ی به شر) مردم و بخصوص اهل سنت ایران را داشتند که دسته هائی از این اهل سنت مخاطبین آنها هستند.  

با آنکه اهل سنت ایران در این اغتشاشات دی ۱۴۰۴ش به نداهای این افراد و امثال اینها در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و احزاب و افراد سکولار و مرتد داخلی و گروه منافقین بومی پاسخ مثبتی ندادند و این «جبهه ی شر» را ناامید کردند با این وجود تبلیغات آنها جهت تحریش مردم ادامه دارد.

در همین میزگرد، یکی از بیننده ها از آنها خواست که توضیح دهند آیا بر اساس دیدگاه ابن تیمیه و آلبانی (از محدثین معاصر) خروج بر علیه حاکم اسلامی جایز است یا خیر؟

خدمتی پاسخ داد بر اساس منهج اهل سنت و جماعت حاکم حتی اگر فاجر و فاسق باشد نباید بر علیه آن خروج کرد مگر اینکه کفر بواحی از او سر بزند و ادامه داد که حاکمیت ایران دیکتاتور است و ظلم می کند و مردم  باید به خیابانها بریزند.

همین پاسخ برای اهل فقه و درک و فهم کافی است که بدانند با چه موجودات دغل باز دین فروش خائنی طرفند.

چون به فرض صحبت سخنان این شخص، نه دیکتاتوری (ملکاً عاضاً) کفر بواح است نه ظلمی که این شخص نام برد؛ کفر بواح یعنی شخص را از اسلام خارج می کند و او را مرتد می گرداند.

خدمتی  در جبهه ی «جبهه ی شر» ی فعالیت دارد که صاحبکار و رهبر آن ترامپ است و صهیونیستها؛ و پیمانکاران این  صاحبکار هم احزاب سکولار و مرتد محلی و افرادی چون ربع پهلوی سکولار و مرتد خائن هستند و پادوهای تبلیغی آنها نیز افرادی چون خدمتی و ترشیده و کیانی و امثالهم.

آیا همین کافی نیست که اهل سنت و جماعت یک لگد جانانه به این «جبهه» ی کفار اصلی جنایتکار خارجی و مرتدین داخلی و دارودسته ی منافقین بومی بزنند؟

پیام تجلیل رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر آیت الله سید علی خامنه ای از ملت ایران در پی اجتماعات گسترده امروز ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ش

پیام تجلیل رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر آیت الله سید علی خامنه ای از ملت ایران در پی اجتماعات گسترده امروز ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ش

عالیقدر آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در پیامی ضمن تجلیل از کار بزرگ ملّت ایران در اجتماعات گسترده امروز و روز تاریخی‌ای که آفریده شد، تأکید کردند: ملّت ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید و این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران خطاب به ملّت ایران به این شرح‌ است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ملّت عظیم‌الشأن ایران!
امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.

ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.

ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمن‌شناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد.

خداوند رحمت خود را بر همه‌ی شما نازل کند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴

حاکمیت بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و «فرض عین» جهاد در دارالکفر طاری پاکستان

حاکمیت بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و «فرض عین» جهاد در دارالکفر طاری پاکستان

به قلم: محمد اسامه

بر اساس روایت حذیفه رضی الله عنه که از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل کرده است که می فرماید : تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ قَالَ فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ. [۱] بهترین گزینه پایبند شدن به حاکمیت بر دارالاسلام (جماعت مسلمین) و امام و رهبر این حاکمیت است و چنانچه حاکمیتی اسلامی بر دارالاسلام وجود نداشت و گروههای متفرقی بودند کناره گیری از تمام فرق متفرق سفارش می شود که معمولا به دلیل وجود فرقه ی ناجیه «لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ”.»[۲]و « “لَنْ يَبْرَحَ هَذَا الدِّينُ قَائِمًا يُقَاتِلُ عَلَيْهِ عِصَابَةٌ مِنْ الْمُسْلِمِينَ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ»[۳] در برابر جنگ همیشگی و تحمیلی سکولاریستها بر مسلمین: وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّي يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا(بقره/۲۱۷) چنین موقعیتی ممکن است مربوط به مکانهای استثنائی در روی زمین باشد که شخص توان هجرت به سمت این فرقه ی ناجیه را نداشته باشد و در میان فرق مختلفی گیر کرده باشد. چون سکولاریستها همیشه تا روز قیامت با ما می جنگند و تا روز قیامت هم آشکارا طائفه ای از مسلمین در برابر آنها می جنگند و همه آنها را می شناسند و اینها برحق هستند.

در اینجا باید نگاه کرد که کدام حاکمیت بر دارالاسلام است یا کدام طائفه از مومنین است که همین الان هم در حال قتال با کفار می باشد، این حاکمیت و فرقه جزو فرقه ی ناجیه است باذن الله؛ بخصوص الان که جهاد در بسیاری از سرزمینها «فرض عین» است و در انجام این «فرض عین» همچون انجام نماز نیازی به اذن کسی وجود ندارد.

با این وجود می بینیم که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به دلیل اعداد یا به دلایلی شرعی که دارد و به حکم ضرورت و اضطرار به مومنین ساکن در قلمرو تحت حاکمیتش امر می کند که « مبارزه در بیرون از مرزها بدون اذن امیر شرعی(امیرالمؤمنین) جایزه نیست » البته هماهنگ با این اعلام می کند که « هر کشوری که به افغانستان تعرض کند مبارزه با ان کشور جهاد مقدس است ».

چند وقت پیش و در کابل ۱۰۰۰ نفر از علمای افغانستان یک بیانیه مهم صادر کردند که این دو مورد دو بند حساس این بیانیه بود.

با آنکه این بیانیه و موقف های قبلی امارت اسلامی به وضوح مسئولیت مبارزات مسلحانه در پاکستان را از افغانستان سلب میکند و همچنین دفاع در مقابل هر تعرض پاکستان را جهاد مقدس تا رفع کامل فتنه و تعرض را مسئولیت شرعی قلمداد میکند، با این وجود زمانی که جهاد «فرض عین» می شود و یکی از مشخصه های فرقه ی ناجیه هم این است که «همیشه» در حال قتال با کفار است و بخصوص کفار اشغالگر و سکولار خارجی که سالهاست سرزمینهای اسلامی را به اشغال خود درآورده اند، لازم است امیر دارالاسلام روشن کند اگر مومنی بخواهد در مسیر فرقه ی ناجیه قرار بگیرد و به این «فرض عین» بر علیه کفار اشغالگر خارجی عمل کند باید چکار کند؟

البته گروه منافقین و همچنین سکولاریستهای مرتد نمی توانند به این تصمیم امارت اسلامی افغانستان ایراد بگیرند چون در کشورهای سکولاری که آنها طرفدارش هستند گاه قوانینی متناسب با وضع آن کشور تصویب می شود و همه به آن احترام می گذارند، به عنوان مثال در استرالیا قانونی تصویب شده که کودکان زیر ۱۶ سال را از شبکه های اجتماعی محروم میکند همچنین در اتریش نیز قانونی تصویب شده که دختران زیر ۱۴ سال حق داشتن حجاب را ندارند ودر کانادا نیز مصرف مواد مخدر برای ۱۸ سال به بالا آزاد است و فروشگاه‌ها رسما می‌توانند ان را بفروش برسانن.

کسی در دنیای سکولار تا کنون به این قوانین صدها قوانین ضد و نقیض سکولارها در کشورهای مختلف ایراد نگرفته است؛ دارالاسلام هم قوانین خودش را دارد.

البته دردارالاسلام ایران هم که بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکا و صهیونیستها جهاد و جنگ مسلحانه صورت می گیرد برای شهروندان داخل ایران (نه اعضای جبهه ی مقاومت) این امر تنها از کانال حاکمیت صورت می گیرد نه به صورت فردی و بدون اجازه ی حاکمیت بر جماعت مسلمین.


[۱] متفق علیه

[۲] مسلم (۱۹۲۳)

[۳] مسلم (۱۹۲۲)

مُلا عبدالرحمن فتاحی چرا هنوز در جبهه ی جولانی مرتد باقی مانده و لال شده است؟

مُلا عبدالرحمن فتاحی چرا هنوز در جبهه ی جولانی مرتد باقی مانده و لال شده است؟

به قلم: ابوخالد کُردستانی

بیشتر از ۱۲ سال است که با صدائی روشن و با دلیل بیان کرده ایم که جولانی فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها در حال جنگ است و از همان ابتدا اعلام کردیم که این جنگ جولانی و باندش وسایر مزدوران آل سعود و ترکیه و قطر و غیره صرفاً جنگ آمریکا و غرب و صهیونیستها با دشمنان این کفار محارب و اشغالگر است نه جنگ شیعه و سنی اما مُلا فتاحی خائن با همان ادعاهای تکراری علمای درباری آل سعود و اردن و سایر صهیونیستهای عرب ادعا می کرد که ای هاوار خون اهل سنت در سوریه ریخته می شود و ایران و حزب الله در حال کشتار اهل سنت هستند و…

با این خیمه شب بازی های عوام فریبانه و بازی با آیات و احادیث و آرای ائمه ی سلف بسیاری از جوانان را در راه آمریکا و غرب و صهیونیستها قربانی کرد در حالی که می دانست آنطرف جنگ، یعنی ارتش سکولار بشار اسد، بیشتر از ۹۰ درصد آنها سنی زاده هستند و مفتی بشار یعنی حسون از اهل سنت است و رمضان بوطی از کردهای اهل سنت بود که رئیس هیئت علمای سوریه را داشت و اصلاً جنگ شیعه سنی مطرح نبود بلکه جنگ بین دو جبهه بود : ۱- جبهه آمریکا و غرب و صهیونیستها ۲- جبهه ی مخالفین آمریکا وغرب و صهیونیستها که در آن هم کفار روسی وجود داشتند هم شیعیان ایران و حزب الله و هم اهل سنت شافعی یمن و حماس و جهاد اسلامی و هم زیدی های یمن و … همچنانکه در جبهه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم بر علیه کفار سکولار قریش هم مومنین وجودد داشتند هم کفار یهود اطراف مدینه و هم کفار سکولاربنی خزاعه و بنی ضمره و…

این واقعیت را عده ای در آن زمان نمی دیدند تا اینکه به تدریج جولانی مرتد ارتداد خودش را علنی کرد و با پیوستن رسمی به تحالف تحت پرچم آمریکا آنهم تحت شعار مبارزه با تروریسم که در واقع جنگ با تمام مخلصین اهل دعوت و جهاد و تمام دشمنان آمریکا و شرکای آمریکا از جمله رژیم صهیونیستی است بر این ارتداد خود مهر نهائی زد اما هنوز مُلا فتاحی خودش را یکی از سربازان این مرتد می داند.

اخیراً آمریکا و اسرائیل و جولانی مرتد با هم بیانیه ی مشترکی را نشر دادند که در آن آمده است:

  • سوریه و اسرائیل تصمیم به ایتجاد مکانیزم هماهنگ و مشترک گرفتند
  • هدف مکانیزم مشترک تبادل اطلاعات و کاهش تنش است
  • هدف مکنیزم مشترک تقویتتقویت فرصتهای تجاری تحت نظارت آمریکاست
  • واشنگتن متعهد به حمایت از اجرای تفاهمات بین سوریه و اسرائیل است .

البته دفتر نتانیابو هم اعلام کرد که” با حمایت آمریکا گفتگو با سوریه از سرگرفته شده  و در مذاکرات با سوریه بر تضمین امنیت خود و جلوگیری از تهدیدها و تقویت ثبات و امنیت و بر اهمیت پیشبرد همکاری اقتصادی مشترک تاکید کردیم “

آیا کفری مانده که جولانی سکولار و مرتد انجام نداده باشد؟ آیا کسی مانده که جبهه ی این خائن به دین و ملت و اهل دعوت و جهاد را هنوز تشخیص نداده باشد؟

اینهائی که ادعا می کردند بعد از دمشق می خواهند قدس را آزاد کنند و هزاران نفر را به این بهانه و به بهانه ی دروغین جنگ شیعه – سنی به کشتن دادند در نهایت و به صورت علنی سربازی از سربازان تحالف تحت پرچم آمریکا و مرزداری از مرزداران رژیم  صهیونیستی و متحد امنیتی این رژیم جنایتکار در جنگ با تمام دشمنان اسرائیل و آمریکا و غرب سکولار شدند.

آیا این ارتداد آشکار قابل پنهان کردن است؟ قطعاً خیر؛ پس چرا مُلا فتاحی هنوز با این مرتد مانده است اگر خودش هم یکی از این خائنین به دین و ملت و یکی از مزدوران آمریکا و غرب و صهیونیستها نیست؟

البته لازم است بدانیم که مُلا فتاحی از همان ابتدا با تمام خیانتها و مزدوری های جولانی خودش را سازگار و هماهنگ کرده و تقریباً می توان گفت «راهاتووه» عادت کرده است.

آنچه نزد رهبریت امارت اسلامی افغانستان معیار حاکمیت است و آنچه گروه اهل بغی «جم» یا جیش العدل سابق میان بلوچها بر آن است

آنچه نزد رهبریت امارت اسلامی افغانستان معیار حاکمیت است و آنچه گروه اهل بغی «جم» یا جیش العدل سابق میان بلوچها بر آن است

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

زمانی که رهبر امارت اسلامی افغانستان در سیمینار تدویر شده اصلاحی و آموزشی سه روزه برای مسئولین شمار زیادی از وزارتخانه ها در قندهار اشتراک و سخنرانی کرد تاکید سخنش بر این بود که: قوانین امارت اسلامی بر بنیاد شریعت و خدمت به خلق است.

یعنی: حاکمیت مطلق شریعت و اولویت خدمت‌رسانی به اقشار آسیب‌پذیر تأکید کرد.

بر این اساس است که تصریح کرد که فرامین و قوانین نظام، برآمده از آرای شخصی نیست، بلکه بر اساس احکام الهی تدوین شده است و در آغاز، بر حاکمیت مطلق شریعت اسلامی تأکید کرده و تصریح نمودند که اساس نظام امارت اسلامی، فرمان الهی، احکام شریعت و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم است و هیچ قانون یا فرمانی بر مبنای رأی شخصی یا خواست فردی صادر نمی‌گردد.

رهبر امارت اسلامی بیان داشتند که تمام فرامین و قوانین نظام، از قرآن کریم، سنت نبوی و فقه اسلامی اخذ شده و هدف اساسی آن‌ها:

  •  اقامهٔ دین،
  •  تعظیم شعایر و عبادات،
  • و تأمین خیر، عدالت و امنیت برای مردم می‌باشد.
  •  و هیچ فردی حق ندارد کسی را بدون حکم محکمهٔ شرعی مجازات نماید.

ایشان این اصل را از ارکان اساسی نظام اسلامی دانسته و مسئولان را به پایبندی کامل به قانون و محاکم شرعی توصیه نمودند.

این تمام آنچیزی است که امارت اسلامی افغانستان به عنوان حاکمیتی حنفی مذهب بر آن است و سعی دارد آنرا در جامعه پیاده کند؛ حالا گروه تازه تاسیس جم(جبهه مبارزین مردمی) یا همان جیش العدل که در میان بلوچهای حنفی مذهب اعلام موجودیت کرده و با مرتدین سکولار ایرانی هم جبهه ای شده است دنبال چیست؟

اکثریت مطلق اپوزیسیون ایرانی را سکولارهای مرتد میان شیعیان تشکیل می دهند و به دنبال آن عده ی قلیلی از احزاب سکولار و مرتد میان اهل سنت و جماعت هستند اما وجه مشترک همه ی این احزاب و گروهها این است که اینها تحت هیچ شرایطی حاضر به تطبیق شریعت الله نبوده و نیستند و دقیقاً جهت دشمنی با قوانین شریعت الله و هر حاکمیتی به وجود آومده اند که خواستار اجرائی کردن قوانین شریعت الله بر اساس هر مذهبی از مذاهب اسلامی باشد چه شیعه باشد چه سنی.

پس باید بدانیم که «جم» (جیش العدل سابق) بخشی از این جبهه ی مرتدین است و همچنانکه یک نظامی را در ایرانشهر به انتقام از کشته شده های میان اغتشاشگران اخیر میان شیعیان به قتل رساند نشان داد که ربطی به اهل سنت و جماعت و بخصوص بلوچهای حنفی ندارد و اهل سنت و جماعت و حتی حاکمیت ایران هم باید همان برخوردی را با این گروه مسلح میان حنفی مذهبها داشته باشد که با گروه رجوی میان شیعیان داشته است.

اهل سنت و جماعت از چنین گروه خائن و ضد اسلامی بری و بیزار است هر چند در بیانیه های خود از ادبیات شبه اسلامی هم استفاده کند و یا با دغل بازی قصد داشته باشد از کانال الرویبضه هائی چون مولوی عبدالغفار نقشبندی تحریشگر، بلوچهای حنفی مذهب را به بهانه های مذهبی یا قومیتی یا مشکلات اقتصادی و غیره به این جبهه ی کفر و ارتداد تشویق و ترغیب کند.

مجاهدین القاعده در جنوب یمن،غیبت پرسش‌برانگیز در برابر خیانت آل‌سعود و امارات

مجاهدین القاعده در جنوب یمن،غیبت پرسش‌برانگیز در برابر خیانت آل‌سعود و امارات

به قلم: خالد سیف الله المسلول

واقعیتی که امروز نمی‌توان از آن چشم پوشید این است که غیر از بخشهائی از آفریقا، مجاهدین القاعده عمدتاً در جنوب یمن فعالیت دارند؛ اما پرسش اساسی اینجاست که چرا در برابر نقش مستقیم آل‌سعود و امارات متحده صهیونیستی در ویرانی یمن، اشغال غیرمستقیم سرزمین‌های مسلمانان و تأمین امنیت منافع آمریکا و صهیونیسم، موضعی جدی و عملی دیده نمی‌شود؟

آل‌سعود و امارات، آشکارا به خوش‌خدمتی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی مشغول‌اند؛ از تضمین امنیت مسیرهای راهبردی گرفته تا مشارکت در محاصره، بمباران و تجزیه یمن. این اقدامات، نه دفاع از اسلام است و نه حمایت از امت، بلکه اجرای بی‌واسطه پروژه‌های بیگانه بر سرزمین‌های اسلامی است.

با این حال، تمرکز اصلی برخی جریان‌های مسلح، به‌جای مقابله با این خیانت‌های روشن، بر جنگ‌های مذهبی داخلی قرار گرفته است؛ جنگ‌هایی علیه اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا و دیگر فرقه‌های مسلمان که نتیجه‌ای جز فرسایش داخلی، تضعیف امت و فراهم‌کردن بستر برای نفوذ بیشتر آمریکا و صهیونیسم ندارد.

اهل سنت و جماعت حق دارند بپرسند چرا با اتحادی سراسری تمام مذاهب اسلامی تیرها به‌سوی عاملان اصلی ویرانی یمن نشانه نمی‌رود؟

چرا به‌جای مقابله با آل‌سعود و اماراتِ هم‌پیمان با صهیونیسم، انرژی‌ها صرف درگیری‌های فرقه‌ای می‌شود؟

این مسیر، ناخواسته یا آگاهانه، در خدمت دشمنان امت است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که جنگ مذهبی، بزرگ‌ترین هدیه به آمریکا و صهیونیسم است؛ زیرا توجه‌ها را از اشغال، خیانت و سلطه خارجی منحرف می‌کند.

روشنگری امروز یعنی تشخیص دشمن واقعی و تمرکز بر آن، پرهیز از افتادن در دام جنگ‌های مذهبی، و افشای نقش کسانی که امنیت دشمنان اسلام را بر سرزمین‌های مسلمانان تأمین می‌کنند؛ حتی اگر این خیانت با شعارهای دینی پوشانده شود.

پیمان ابراهیمی؛ نقابِ فریبکارانه ی سکولاریسم برای بلعیدن شریعتهای آسمانی

«پیمان ابراهیمی؛ نقابِ فریبکارانه ی سکولاریسم برای بلعیدن شریعتهای آسمانی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

پیمان ابراهیمی را به‌نام «همزیستیِ سه دین آسمانی» معرفی می‌کنند؛ اسلام، مسیحیت و یهودیت. اما حقیقت چیز دیگری است. این پیمان نه از آسمان آمده، نه ریشه در وحی دارد، و نه پیام آن دعوت به ایمان است.

این پیمان، یکی از ترفندهای ساخت ی سکولاریسم غربی است؛ همان دینی که خداوند در قرآن پیروانش را مشرک (سکولار) نامیده، زیرا قانون و داوری را از خدا گرفته و به خلق سپرده‌اند.

سکولاریسم امروز می‌خواهد با نقاب «شریعتهای آسمانی» وارد میدان شود؛ خود را در ردیف اسلام و یهودیت و مسیحیت جا بزند، در حالی که خود دشمن سرسخت همان ادیان آسمانی است.

نگاه کنید به غرب و آمریکا؛آیا آنها پیرو توراتند؟آیا به انجیل عمل می‌کنند؟ آیا از شریعت موسی و عیسی پیروی دارند؟

هرگز!

آنها پیرو دین سکولاریسم‌اند؛ قوانینی که صد درصد ساختهٔ انسان است و هیچ ربطی به هدایت الهی ندارد. هرچه هست ستیزه‌جویی با دین، جنگ با حیا، و مبارزه با توحید است.

امروز متأسفانه در بسیاری از سرزمین‌های اسلامی همین سکولاریسم بر گرده ی مردم حاکم است.

تنها استثناها اندک‌اند: افغانستان، ایران، بخش‌هایی از یمن، و مناطق محدودی در آفریقا که مجاهدان واقعی اداره می‌کنند.

در باقی کشورها، قوانین سکولار – نه قرآن، نه تورات، نه انجیل – حاکم بر مدارس، محاکم، سیاست و زندگی مردم است.

پیمان ابراهیمی نیز ادامهٔ همین پروژه است:

می‌خواهند مسلمانان را از عقیده ی اسلامی‌شان جدا کنند، خطوط حق و باطل را محو نمایند، دشمنی‌های اعتقادی را تبدیل به «وحدت مصنوعی» کنند، و در نهایت امت اسلام را در قالب یک دینِ ساختۀ بشر هضم و بی‌خاصیت سازند.

سکولاریسم می‌خواهد خود را «هم‌تراز شریعتهای آسمانی» معرفی کند، در حالی که ذاتاً دشمن همه ی آنهاست؛ دشمن اسلام، دشمن یهودیت، و دشمن مسیحیت.

این وظیفه ی ماست که فریب این نقاب‌ها را نخوریم.

امت اسلامی باید بداند آنچه امروز به نام «پیمان ادیان» تبلیغ می‌شود، در حقیقت «توطئه ی نابودی شریعتهای آسمانی» است.

دینی که نه از آسمان آمده و نه به آسمان می‌رود، نمی‌تواند زیر سایه ی اسم انبیا پنهان شود.

بیداری امروز، حفظ توحید فرداست.

پیام از سوی سرباز امارت اسلامی افغانستان و خطاب به مولوی عبدالحمید دربارهٔ اغتشاشات ۱۴۰۴ش ایران و شعب ابی‌طالب و دعوت او به سازش با آمریکا

پیام از سوی سرباز امارت اسلامی افغانستان و خطاب به مولوی عبدالحمید دربارهٔ اغتشاشات ۱۴۰۴ش ایران و شعب ابی‌طالب و دعوت او به سازش با آمریکا

کاتب: ابوهاجر خان آبادی

این روزها در ایران اغتشاشات سکولارهای اهل بغی در جریان است و اهل سنت و جماعت ایران در این فتنه مشارکت نکرد اما مولوی عبدالحمد و چند مولوی دیگر به بهانه حق قانونی اعتراضات سعی کردند اهل سنت را تحریک به مشارکت در این فتنه کنند در حالی که حتی اگر در مذهب اهل تشیع و قانون ایران  چنین حقی به مردم داده شود اما در مذهب اهل سنت و جماعت راهپیمائی برای امر به معروف و نهی از منکر کاملاً غیر شرعی است و اهل سنت در این زمینه قاعده و قانون خودش را دارد.

دلیل قوی دیگر بر غیر شرعی بودن تحریکات امثال مولوی عبدالحمید این است که مولوی عبدالحمید و امثال او می دانند که در ایران اعتراضات وجود ندارد بلکه بغی و بغاوت و فساد فی الارض وجود دارد که کاملاً غیر شرعی است و به هر بهانه ای اگر کسی را ترغیب به داخل شدن به آن کنند غیر شرعی و حرام است.

مبحث دوم اما خطاب به مولوی عبدالحمید است.

ای مولوی عبدالحمید!

اگر اندکی در سیرهٔ پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌اندیشیدی، درمی‌یافتی که داستان محاصرهٔ سه‌سالهٔ مسلمانان در شعب ابی‌طالب فقط یک واقعهٔ تاریخی نیست، بلکه درسی بزرگ برای همهٔ زمان‌هاست.

مسلمانان در میان دو کوه، در گرسنگی شدید، تحریم اقتصادی و طرد اجتماعی سه سال کامل ایستادگی کردند.

اگر آن‌گونه که تو امروز می‌گویی:سازش برای جلوگیری از تحریم بهتر است و مسلمانان نباید از تحریم ضرر ببینند و برای رفع فشار، باید با دشمنان مدارا کرد، پس چرا رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم این راه را انتخاب نکرد؟

اگر سازش با کفار برای رفع محاصره جایز و مشروع می‌بود، آیا پیامبر از عزت و استقلال اسلام چشم می‌پوشید؟

آیا سه سال رنج تبعید، تحریم و گرسنگی را تحمل می‌کرد؟ آیا به جای صبر و ثبات، با مشرکان معامله می‌کرد؟

خیر!

زیرا عزت اسلام با سازش حفظ نمی‌شود، و استقلال امت با دست‌دادن به دشمنان خدا باقی نمی‌ماند.

اما تو امروز در حالی که خود را پیرو امام ابوحنیفه رحمه‌الله معرفی می‌کنی سخنی می‌گویی که نه با سیرهٔ پیامبر موافق است و نه با اصول فقاهت و عزت اسلامی.

چگونه از پیامبری که ادعا می‌کنی پیرو او هستی، پیروی واقعی نمی‌کنی؟

چرا اوامر روشن او را ترک می‌کنی و مردم را دعوت به سازش با آمریکا می‌نمایی؟

چرا برخلاف منطق سیرهٔ نبوی، به مسلمانان می‌گویی که برای جلوگیری از تحریم، با دشمنان خدا مدارا کنند؟

حتی دارالاسلام ایران را نیز نصیحت می‌کنی که «برای جلوگیری از فشار اقتصادی، با آمریکا مدارا و سازش کند»!

و همین توصیه را به دیگر بلاد اسلامی و حتی امارت اسلامی افغانستان بیان می‌داری، که گویا راه نجات امت، در نرمش و سازش با دشمن است.

اما واقعیت تاریخی و دینی روشن است:

اگر تحریم قریش حجتی برای سازش می‌بود، پیامبر سه سال رنج و محاصره را تحمل نمی‌کرد!

اگر مدارا با دشمن راه نجات بود، شعب ابی‌طالب معنا نداشت!

اگر سازش درست بود، سیرهٔ نبوی دیگر حجت نبود!

پس چگونه امروز چیزی را بر امت تجویز می‌کنی که رسول‌الله آن را نپذیرفت؟

چگونه مسلمانان را به راهی دعوت می‌کنی که عزت و استقلال اسلام را قربانی می‌کند؟

و امروز هم چگونه با آنکه می دانی اغتشاش سکولارها با حمایت آمریکای جنایتکار و صهیونیستهای وحشی در ایران در جریان است به بهانه ی اعتراض سعی می کنی اهل سنت و جماعت را به تهلکه و فتنه ی این مفسدین فی الارض ترغیب کنی؟ اگر مشکلی برای اهل سنت و جماعت پیش بیاید مقصر اصلی تو و امثال هستید چون تا قبل از سخنان امثال تو اهل سنت و جماعت در این فتنه ۱۴۰۴ش مشارکت نکرده بود.

   مولوي عبدالحمید زاهداني  ته  خطاب او  پیغام د شعب ابی‌طالب د درې کلن محاصرې په رڼا کې د امریکا سره د سازش د نظریې رد

   مولوي عبدالحمید زاهداني  ته  خطاب او  پیغام د شعب ابی‌طالب د درې کلن محاصرې په رڼا کې د امریکا سره د سازش د نظریې رد

ای مولوي عبدالحمیده!

که لږ د رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم په سیرت کې فکر وکړې، پوه به شې چې د شعب ابی‌طالب درې کلنه اقتصادي او اجتماعي محاصره یوازې یو تاریخي کیسه نه وه، بلکې د امت لپاره د هر زمان ستر درس دی.

مسلمانانو درې کاله په سختو لوږو، تاوتریخوالي، اقتصادي محاصره او ټولنیز تبعید کې صبر وکړ.

که دا ستا د نن ورځې خبره سمه وای چې:

«د فشار د مخنیوي لپاره سازش ښه دی»،

«مسلمانان باید د تحریم له امله زیان و نه ویني»،

«له ستر قدرتونو سره مدارا او نرمش لازم دی»،

نو بیا رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم ولې دا آسانه لاره ونه منله؟

که د کفارو سره سازش د محاصرې د ختمېدو مشروعه او روا لار وای،

آیا رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم به د اسلام له عزت او استقلال نه تېرېده؟

آیا هغه به درې کاله لوږه، تودې شګې او سختې محاصرې زغملې؟

آیا د مشرکانو د غوښتنو منل به ورته اسانه نه وو؟

نه!

ځکه چې د اسلام عزت په سازش نه ساتل کېږي،

او د امت استقلال د دښمنانو په دروازه ټکولو نه پاتې کېږي.

خو ته—په داسې حال کې چې ځان د امام ابوحنیفه رحمه‌الله پیرو معرفي کوې—نن داسې خبرې کوې چې نه د رسول‌الله له منهجه سره سمون لري او نه د امت له عزت سره.

څنګه د هغه نبي اتباع ادعا کوې چې امرونه یې عملي نه کوې؟

ولې خلکو ته د امریکا سره د سازش فتواوې ورکوې؟

ولې مسلمانان دې دې ته هڅوې چې د اقتصادي فشار د وېرې له امله د کفارو لاسونونه ونیسي؟

ته خو آن دارالاسلام ایران ته هم همدا مشوره ورکوې چې ګواکې د اقتصادي تحریم د مخنیوي لپاره دې له امریکا سره نرمش وکړي!

او بیا دا مشوره ته امارت اسلامي افغانستان ته هم ورسوې چې ګواکې د فشار مخنیوی په سازش کې دی!

خو تاریخ او دین دواړه فریاد کوي:

که د قریشو تحریم د سازش دلیل وای، نو رسول‌الله به درې کاله محاصره نه تېراتله!

که نرمش د نجات لار وه، نو شعب ابی‌طالب به معنا نه لرله!

که سازش روا وای، د رسول‌الله سیرت به نور حجت نه و!

نو ته نن څنګه هغه خبره روا ګڼې چې رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم رد کړې وه؟

څنګه امت د داسې لارې طرف ته بیاوې چې د اسلام عزت او استقلال قرباني کوي؟

نصیحت و انتقادِ کلی نسبت به وضعیت برخی علمای اهل سنت ایرانی به نسبت اغتشاشات ۱۴۰۴ش سکولارهای جنایتکار

نصیحت و انتقادِ کلی نسبت به وضعیت برخی علمای اهل سنت ایرانی به نسبت اغتشاشات ۱۴۰۴ش سکولارهای جنایتکار

به قلم: فضل احمد هراتی

در ایران می بینیم که اهل بغی و سکولارها  دست به بغاوت زده اند و حتی جوانان مسلمان و قاضی محکمه را زنده زنده آتش زدند و به قتل رساندند و بیشتر از ۵۰ مسجد و مدرسه دینی با قرآنها را در آن آتش زدند و این غیر از چند عسکر حکومتی و چندین نفر از اهل بغاوت و حتی افراد فریب خورده و آتش زدن اتوبوسها و اموال عمومی و تخریبات دیگراست.

این را علمای مسلمان ایرانی و بخصوص علمای اهل سنت و جماعت می بینند اما فقط تماشاچی شده اند و حکم اهل بغی و فساد فی الارض را برای مردم روشن نمی کنند تا جوانان در مهلکه ای که سکولارها برایشان درست کرده اند و ترامپ و اسرائیل حامیان آن هستند نیافتند.

اگر این اتفاق هرزه های ایران در امارت اسلامی افغانستان اتفاق می افتاد اولا امارت اسلامی با بغاتگران بر اساس شریعت الله برخورد می کرد و باشدت آنها را سرکوب می کرد و اجاره ی ادامه ی خرابکرای به آنها برای یک روز هم نمی داد، و در ثانی، تمام علمای اهل سنت و جماعت فریاد بلند می کردند و مردم را انزار می دادند و اجازه نمی دادند این مفسدین بدون فشار اجتماعی به مفاسد خود در ضربه زدن به دارالاسلام به نفغ کفار محارب خارجی و جبهه ی اهل فساد داخلی ادامه دهند.

 بدون شک در هر جامعهٔ مسلمان، علما جایگاه ویژه و دو امانت بزرگ در دست دارند، امانتی در نگهداری دین، هدایت امت و حفاظت از حق و عدالت و امانت دیگر مومنین و بندگان الله هستند. این امانتها، تنها یک منصب علمی یا اجتماعی نیست؛ بلکه بار الهی و اخلاقی است که انجام آن نیازمند شجاعت، تقوا و وفاداری به حقیقت است.

متأسفانه مشاهده می‌شود که در ایران برخی از کسانی که عنوان علمای دین را یدک می‌کشند، در برابر کفار محارب خارجی و مفسدین سکولار داخلی سکوت می‌کنند یا حتی عده ای به صورت صریح و یا با کلی گوئی از آنها حمایت لفظی و عملی روا می‌دارند. چنین رفتاری پیامدهای خطرناکی دارد از جمله تضعیف مشروعیت دینی، سردرگمی مردم، و از همه مهم‌تر، خیانت به دارالاسلام و مظلومانی که به ناحق و در جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی خونشان ریخته می شود و انتظار یاری و صدای حق از سوی رهبران مذهبی خود دارند.

وظیفهٔ عالم، رعایت عدالت و حمایت از شریعت الله و جهاد با کفار محارب خارجی و مزدوران و غلامان داخلی آنها است حتی اگر حاکمان یا مسئولین حکومت اسلامی از مذهب آنها نباشند و یا حتی اگر فاجر هم باشند. عالم نباید دین را ابزار مصلحت‌های دنیوی کند یا در برابر ضربه خوردن شریعت الله و پیروزی و قدرت گیری کفار محارب خارجی و مرتدین محلی چشم بپوشد تا مقام یا امنیت دنیوی خود را حفظ کند.

هرگاه علمای دین در برابر ظلم به شریعت الله ساکت شوند یا با سیاست‌های کفار و اهل بغی داخلی همراهی کنند، عملاً از رسالت خدایی خود منحرف شده‌اند و زمینهٔ تفرقه و ضایع شدن حقوق امت را فراهم می‌آورند.

از علمای ایران و بخصوص علمای اهل سنت ایران انتظار می‌رود که با بیانی روشن و مستدل، مردم را از خطر حرکت در جبهه ی کفار خارجی و مرتدین و اهل بغاوت داخلی و وابستگی سیاسی و فرهنگی هشدار دهند، حقوق شرعی و اسلامی ساکنان دارالاسلام را بازگو کنند و از طریق فتوای علمی و اخلاقی، مسیر وحدت و استقلال امت را تقویت کنند. این روش، هم شجاعت دینی می‌طلبد و هم حکمت در گفتار و عمل.

در پایان، یادآوری می‌کنیم که مردم ایران به دنبال حقند، آنچه حق و عدالت است باید از زبان علما شنیده شود، نه اینکه دین به بهانهٔ مصلحت یا ترس از عوام فریب خورده، به نفع آمریکا و اسرائیل و خائنین داخلی و غلامان کفار خارجی و عوام زدگی کنار زده  شود.

هم اکنون و در این هرج و مرج و فتنه ای که در ایران اتفاق می افتد عالم واقعی کسی است که در کنار حاکمیت اسلامی بر ضد آمریکا و اسرائیل و مفسدین داخلی می‌ایستد و برای دفاع از اسلام و امت، هزینهٔ لازم را می‌پردازد.

این را هم بدانیم با توجه به شعارها و با توجه عمل مفسدین خیابانی می بینیم که اینها اصلاً به خاطر مساله ی گرانی دست به بغاوت نزده اند بلکه اینها اصل حکومت اسلامی را هدف گرفته اند و اصلاً برایشان مهم نیست این حاکمیت توسط اهل سنت و جماعت اداره شود یا توسط شیعه.

پس این جنگ، جنگ اهل سنت و جماعت هم هست، جنگ کل مسلمین است در برابر تمام کفار سکولار جهانی و محلی و نباید آنرا به جنگ شیعه با آمریکا و اسرائیل و غلامان داخلی آنها محدود کرد.

اهل سنت ایران و بخصوص علمای اهل سنت مواظب «جبهه»ی دشمنان باشید و نگاه کنید در کارنامه ی خود در این اغتشاشات ۱۴۰۴ش چه می نویسید؟