سقوط پهپادهای جاسوسی و آمادگی دفاعی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

سقوط پهپادهای جاسوسی و آمادگی دفاعی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

زمانی که منابع محلی از سقوط یک پهپاد جاسوسی در ولایت وردک خبر دادند برای مومنین نشان از زنگ خطری بزرگ از جانب آمریکا در افغانستان بود.

بر اساس اطلاعات موجود، این پهپاد پس از اقدام نیروهای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان دچار اختلال در سیستم هدایت و کنترول شده و سقوط کرده است. این رویداد، دومین سقوط پهپاد هوایی مدرن در مدت کوتاه به‌شمار می‌رود.

این تحولات نشان می‌دهد که آسمان دارالاسلام به‌صورت پیوسته زیر نظر قرار دارد و هرگونه فعالیت مشکوک، با واکنش مواجه می‌شود.

در کنار این رویدادها، گزارش‌ها حاکی از آن است که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در مسیر تقویت ساختارهای دفاعی و امنیتی گام برداشته است. این روند شامل:

• آموزش منظم نیروها در بخش‌های مختلف

• ارتقای توانایی‌های فنی و دفاعی

• افزایش آمادگی در برابر تهدیدات هوایی و اطلاعاتی

هدف از این اقدامات، حفاظت از حاکمیت، امنیت و ثبات دارالاسلام عنوان می‌شود.

با بررسی این تحولات می توانیم بگوئیم که سقوط پهپادهای جاسوسی نشان می‌دهد که پروازهای شناسایی بدون پاسخ دیگر امکان‌پذیر نیست و معادلات گذشته در حال تغییر است و مجموعه این تحولات بیانگر آن است که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در حالت آمادگی قرار دارد و با تقویت آموزش و توان دفاعی، اجازه نخواهد داد امنیت و حاکمیت آن مورد تعرض قرار گیرد.

همکاری دو دارالاسلام ایران و افغانستان برای عزت کار و کرامت معیشت

همکاری دو دارالاسلام ایران و افغانستان برای عزت کار و کرامت معیشت

به قلم: فضل احمد هراتی

در اخبار دیدیم که ملا عبدالمنان عمری، وزیر کار و امور اجتماعی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در دیدار با سید مالک حسینی، معاون وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی دارالاسلام ایران، درباره‌ی تقویت روابط دوجانبه کاری و اقتصادی، تبادل نیروی کار، و گسترش آموزش‌های فن و حرفه‌ای گفت‌وگو کرد.

در این دیدار، وزیر کار امارت اسلامی بر ضرورت همکاری مشترک برای صدور مجوزهای کاری قانونی برای مهاجران افغان و تضمین حقوق انسانی و شغلی کارگران—به‌ویژه در زمینه‌ی پرداخت عادلانه دست‌مزدها—تأکید نمود.

در مقابل، سید مالک حسینی اعلام کرد که ایران آمادگی دارد تا در:

 ▪️ اجرای پروژه‌های مشترک کاری

▪️ تبادل کارگران ماهر

▪️ انتقال منظم و قانونی نیروی کار

▪️ راه‌اندازی برنامه‌های آموزش فن و حرفه

با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان همکاری گسترده داشته باشد.

وی همچنین از وزیر کار و امور اجتماعی افغانستان برای سفر رسمی به ایران و پیگیری موضوعات دوجانبه دعوت کرد.

این اتفاق مبارکی است اما دو دارالاسلام باید بکوشند تا:

▪️ کار و معیشت شرافتمندانه برای قشر مستضعفین فراهم شود

▪️ نیروی کار مسلمان با کرامت، امنیت و حقوق عادلانه فعالیت کند

▪️ فقر و بی‌عدالتی به ابزار فشار دشمنان تبدیل نشود

زیرا مستضعفینِ برخوردار از کار و عدالت، پشتوانه‌ی واقعی دارالاسلام‌اند، نه باری بر دوش آن.

این همکاری دو دارالاسلام ایران و افغانستان نشان داد که کار یکی از اسباب عزت مومنین و عدالت از اسباب مهم ثبات در دارالاسلامها و میان مومنین و همکاری اسلامی در نهایت و باذن الله به قدرت امت اسلامی منجر خواهد شد.

وقتی حاکمیت اسلامی واقعی حاکم باشد، به تدریج باید از شعب ابی طالب و اصحاب صفه عبور کند و ثمره‌اش باید در امنیت معیشت و کرامت نیروی کار دیده شود.

در این صورت همکاری وزارت‌های کار دو دارالاسلام افغانستان و ایران،

گامی در مسیرحمایت از مستضعفین و تقویت عدالت اجتماعی و تحکیم پیوندهای امت اسلامی است؛ مسیری که به سرافرازی مردم و استحکام دارالاسلام‌ها می‌انجامد. باذن الله.

از ایران تا افغانستان؛ رد پای نفوذ صهیونیستی در فتنه‌ها و  هوشیاری درباره خائنان داخلی و شبکه‌های نفوذ

از ایران تا افغانستان؛ رد پای نفوذ صهیونیستی در فتنه‌ها و  هوشیاری درباره خائنان داخلی و شبکه‌های نفوذ

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

خبرگزاری های ایران گزارش دادند که نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران موفق به دستگیری یک جاسوس صهیونیستی در میان مظاهره‌چیان شده‌اند.

به گفته منابع رسمی، این فرد در پوشش اعتراضات مردمی فعالیت می‌کرده و مأموریت او هدایت، تشدید و منحرف‌سازی تحرکات به‌سوی بی‌ثباتی بوده است.

این رخداد بار دیگر حقیقتی را آشکار می‌سازد که در تجربه‌های گذشته نیز تکرار شده است و آنهم اینکه پشت بسیاری از فتنه‌ها، آشوب‌ها و پروژه‌های تجزیه‌طلبانه، شبکه‌های نفوذ صهیونیستی و حامیان غربی آنان قرار دارند؛ شبکه‌هایی که با سوءاستفاده از مطالبات واقعی مردم، مسیر اعتراض را به اغتشاش و ناامنی سوق می‌دهند.

در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان نیز، تجربه تلخ دوران حاکمیت حکومت‌های مزدور امریکا نشان داد که چگونه عناصر خارجی و وابسته، در کنار مهره‌های داخلی عمل می‌کردند.

در همان دوره، برنارد-آنری لِوی، چهره شناخته‌شده یهودی و وابسته به محافل صهیونیستی، در کنار مسعود پدر و سپس احمد مسعود پسر در صحنه‌های سیاسی و میدانی دیده شد؛ حضوری که ماهیت آن چیزی جز نقش‌آفرینی اطلاعاتی و پروژه‌ای در چارچوب منافع امریکا و صهیونیسم نبود.

حضور چنین چهره‌هایی در کنار جریان‌های مسلح و شورشی، نه تصادفی بود و نه فرهنگی؛ بلکه بخشی از طرح نفوذ و بی‌ثبات‌سازی علیه دارالاسلام و حاکمیت اسلامی به‌شمار می‌رفت.

در این صورت تجربه ایران و افغانستان نشان می‌دهد که دشمن خارجی بدون خائنان داخلی قادر به پیشبرد فتنه نیست و جاسوسان صهیونیستی همواره در پوشش «حقوق بشر»، «اعتراض مردمی» یا «مبارزه سیاسی» وارد میدان می‌شوند و هوشیاری امنیتی و بصیرت مردمی، مهم‌ترین سد در برابر این پروژه‌هاست.

دارالاسلام، چه در ایران و چه در افغانستان، زمانی امن می‌ماند که نفوذی ها شناسایی شودند، خائن افشا گردد و فتنه در نطفه خفه شود.

به عنوان مجاهد امارت اسلامی افغانستان به تمام برادران و خواهران اهل سنت خود می گوئیم هرگز با این اغتشاگران و فتنه چی های میان شیعه ها و فتنه چی های میان سنی ها که همگی شان سکولار و خائن به دین وملت هستند هم قدم نشوید که خسران دنیا و آخرت در آن است.

اهل سنت و جماعت برای اعتراض به حق خود راه و منهج روشن دارد که در قواعد «امر به معروف و نهی از منکر» به روشنی بیان شده است، هوشیار باشیم که بر اساس نقشه های کفار اشغالگر خارجی و نفوذی ها و خائنین داخلی حرکت نکنیم.

این حقیقت را فراموش نکنیم که امروز دارالاسلام ایران هر ضربه ی امنیتی یا اقتصادی بخورد سودش مکمل و بالکل به جیب اسرائیل و آمریکا می رود و ضررش به مردم ایران و منطقه می رسد.

پاسخ دارالاسلام به اتهام‌زنی دارالکفر طاری پاکستان، تروریزم واقعی؛ کارنامهٔ جنرالان مزدور و دولت وابسته

پاسخ دارالاسلام به اتهام‌زنی دارالکفر طاری پاکستان، تروریزم واقعی؛ کارنامهٔ جنرالان مزدور و دولت وابسته

به قلم: فضل احمد هراتی

اظهارات سخنگوی ارتش پاکستان مبنی بر این‌که «افغانستان به پایگاه تروریزم تبدیل شده است»، نه یک تحلیل امنیتی، بلکه فرار رو به جلو و پوشاندن جنایت‌های ساختاری دولت و ارتش پاکستان است.

حقیقتی که اسلام‌آباد پنهان می‌کند: اگر قرار باشد از تروریزم سخن گفته شود، باید با صراحت گفت:

▪️ تروریزمِ سازمان‌یافته و دولتی، محصول مستقیم سیاست‌های امریکا و مزدوران محلی آن در پاکستان است

▪️ جنرالان پاکستان دهه‌هاست که به‌عنوان بازوی اجرایی واشنگتن، جنگ نیابتی را بر مردم منطقه تحمیل کرده‌اند

▪️ ناامنی امروز پاکستان، نتیجهٔ سرویس‌دهی استخباراتی به امریکا، ناتو و پروژه‌های صهیونیستی است، نه همسایهٔ مسلمان

دارالکفر طاری پاکستان؛ کارخانهٔ بی‌ثبات‌سازی منطقه

ارتش و استخبارات پاکستان:

• گروه می‌سازند، گروه می‌شکنند

• جنگ را مدیریت می‌کنند، سپس نقش قربانی می‌گیرند

• تروریزم را ابزار سیاست خارجی کرده‌اند

همین نهادها بودند که:

▪️ افغانستان را سال‌ها میدان جنگ نیابتی کردند

▪️ خون افغان و پاکستانی را در پای منافع امریکا ریختند

▪️ امروز نیز می‌خواهند شکست داخلی خود را به دارالاسلام افغانستان نسبت دهند

واقعیت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان:

 ▪️ پس از دهه‌ها اشغال، امنیت سراسری را تأمین کرده است

▪️ اجازه نمی‌دهد خاک افغانستان ابزار پروژه‌های بیگانه شود

▪️ خود قربانی تروریزم دولتی، بمباران، تحریم و اشغال بوده است

🔹 ناامنی از خاک آزادشدهٔ افغانستان صادر نمی‌شود.

🔹 تروریزم، محصول دولت‌های مزدور و ارتش‌های وابسته است.

🔹 آیندهٔ منطقه، با افشای این دروغ‌ها و بریدن دست امریکا و مزدورانش رقم خواهد خورد.

بلکه پاکستانِ وابسته به امریکا است که آتش را در منطقه زنده نگه داشته.

مردم پاکستان؛ قربانیان اصلی

مردم مظلوم پاکستان: ▪️ قربانی بازی‌های استخباراتی جنرالان‌اند

▪️ هزینهٔ مزدوری ارتش برای امریکا را با خون و ناامنی می‌پردازند

▪️ نه دشمن افغانستان‌اند و نه دشمن اسلام

دشمن واقعی آنان:

ژنرالان خودفروخته، دولت‌های دست‌نشانده و سیاست‌های امریکایی هستند.

در این صورت اتهام‌زنی به افغانستان، پاک‌کردن صورت‌مسئله است.

تروریزم واقعی:

• لباس رسمی دارد

• بودجه دولتی می‌گیرد

• و از اتاق‌های فکر واشنگتن و راولپندی هدایت می‌شود

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ملت‌های مسلمان منطقه،

قربانی خیانت مزدوران محلی‌اند، نه عامل ناامنی.

د دارالاسلام ځواب د دارالکفر پاکستان پر تورلګونو . رښتینی تروریزم؛ د مزدورو جنرالانو او تابع دولت تور تاریخ

د دارالاسلام ځواب د دارالکفر پاکستان پر تورلګونو . رښتینی تروریزم؛ د مزدورو جنرالانو او تابع دولت تور تاریخ

د پاکستان د پوځ د ویاند هغه ادعا چې وایي:

«افغانستان د تروریزم په مرکز بدل شوی»،

نه امنیتي تحلیل دی او نه حقیقت؛

بلکې مخ ته تېښته او د پاکستاني دولت او پوځ د جوړښتي جنایتونو پټول دي.

هغه حقیقت چې اسلام‌اباد یې پټوي

که د تروریزم خبره کېږي، نو باید په ښکاره وویل شي:

▪️ منظم او دولتي تروریزم، د امریکا او د هغې د محلي مزدورانو مستقیم محصول دی

▪️ د پاکستان جنرالان له لسیزو راهیسې د واشنګټن د اجرایي بازو په توګه، پر سیمه جګړه تحمیلوي

▪️ د نن ورځې ناامني په پاکستان کې، د امریکا، ناټو او صهیونیستي پروژو ته د استخباراتي خدمت پایله ده، نه د یوه مسلمان ګاونډي کار

دارالکفر پاکستان؛ د سیمې د بې‌ثباتۍ فابریکه

د پاکستان پوځ او استخبارات:

• ډلې جوړوي، بیا یې ماتوي

• جګړه تنظیموي، بیا د قرباني رول لوبوي

• تروریزم یې د بهرني سیاست وسیله ګرځولې

همدوی وو چې:

▪️ افغانستان یې کلونه د نیابتي جګړې ډګر ګرځولی

▪️ د افغان او پاکستاني ولس وینه یې د امریکا د ګټو لپاره توی کړه

▪️ او نن غواړي خپله کورنۍ ماتې پر دارالاسلام افغانستان واچوي

د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان حقیقت

دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان:

▪️ له لسیزو اشغال وروسته یې سرتاسري امنیت ټینګ کړی

▪️ اجازه نه ورکوي چې د افغانستان خاوره د پردیو دسیسو ته وکارول شي

▪️ پخپله د دولتي تروریزم، بمبار، بندیزونو او اشغال قرباني پاتې شوی

  •  ناامني د ازاد شوي افغانستان له خاورې نه صادریږي
  •  تروریزم د مزدورو دولتونو او تابع پوځونو محصول دی
  •  د سیمې راتلونکی د امریکا او د هغې د مزدورانو د لاس پرېکولو سره روښانه کېږي

بلکې دا د امریکا تابع پاکستان دی چې لا هم د سیمې اور بل ساتلی.

د پاکستان ولس؛ اصلي قربانیان

مظلوم پاکستاني ولس:

▪️ د خپلو جنرالانو د استخباراتي لوبو قرباني دی

▪️ د پوځ د مزدورۍ بیه په وینه او ناامني ورکوي

▪️ نه د افغانستان دښمن دی او نه د اسلام

د هغوی اصلي دښمنان دا دي:

ځان‌پلورلي جنرالان، لاسپوڅي حکومتونه او امریکایي سیاستونه

پر افغانستان تور لګول، د ستونزې پټول دي.

رښتینی تروریزم:

• رسمي یونیفورم لري

• دولتي بودجه اخلي

• او د واشنګټن او راولپندي له فکرخونو هدایت کېږي

دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان او د سیمې مسلمان ملتونه،

د محلي مزدورانو د خیانت قربانیان دي، نه د ناامني عاملین.

خیانت آل‌سعود و سکوت علمای درباری ؛ بمباران یمن هم‌صدایی با صهیونیسم

خیانت آل‌سعود و سکوت علمای درباری ؛ بمباران یمن هم‌صدایی با صهیونیسم

به قلم: ابوبکر خراسانی

ببینید به کجا رسیده است کار آل‌سعود و علمای درباریِ وابسته به آنان؛ سرزمین وحی، سرزمینی که باید پناه امت باشد، امروز به پایگاه بمباران مسلمانان یمن تبدیل شده است.

هواپیماهای جنگی سعودی، شهرها و روستاهای یمن را هدف قرار می‌دهند؛ زن و کودک، پیر و جوان مسلمان را به خاک و خون می‌کشند؛ درست همان‌گونه که صهیونیست‌های اشغالگر در غزه جنایت می‌کنند.

مومنین حق دارند بپرسند که این همه تانک، موشک، توپ و جنگنده برای چه ساخته شده است؟ برای دفاع از امت؟ یا برای کشتن مسلمانان مظلوم؟

آل‌سعود امروز در عمل نشان داده است که دشمن را اشتباه گرفته است؛ دشمن، ملت مظلوم یمن نیست بلکه دشمن، صهیونیسم اشغالگر است که قبلهٔ اول مسلمانان را در اشغال دارد

اما در دو سال گذشته که رژیم صهیونیستی غزه را با خاک یکسان کرد و بیش از ۷۰ هزار مسلمان را به شهادت رساند و زنان و کودکان را زنده‌زنده زیر آوار دفن کرد کجایند این علما‌ی درباری؟ کجاست صدای خاندان آل‌شیخ؟

کدام یک از این مفتیانِ درباری، آل‌سعود را به خاطر حمایت عملی و سکوت ننگینش در برابر جنایات اسرائیل بازخواست کرد؟

این سکوت، سکوت عادی نیست؛ این همدستی با ظلم است.

علمایی که بمباران یمن را توجیه می‌کنند و در برابر کشتار غزه لال می‌شوند و طاغوت سعودی را «ولی‌امر» می‌نامند، این‌ها علمای اسلام نیستند این‌ها علمای سوء، خائنان به دین، امت و سرزمین وحی هستند.

اسرائیل صهیونیستیِ سکولار اشغالگر و قاتل مسلمین است، نه مردم مظلوم یمن که سال‌هاست زیر محاصره، گرسنگی و بمباران زندگی می‌کنند.

این علمای سوء باید بدانند که مردم دارند می بینند که چه کسانی در کنار مظلوم ایستادند و چه کسانی با لباس دین، در خدمت طاغوت و صهیونیسم قرار گرفته اند.

پاسخ دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به ادبیات تهدیدآمیز دارالکفر طاری پاکستان

پاسخ دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به ادبیات تهدیدآمیز دارالکفر طاری پاکستان

به قلم: ابومحمود کندزی

ادبیات تهدید علیه افغانستان پذیرفتنی نیست

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با صدور بیانیه‌ای، اظهارات اخیر سخنگوی ارتش پاکستان را به‌شدت محکوم کرد و آن را غیرواقعی، تحریک‌آمیز و خارج از صلاحیت یک نهاد نظامی دانست.

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی، تأکید کرد اظهارات مطرح‌شده در کنفرانس خبری ارتش پاکستان درباره ساختار حکومتی و اجتماعی افغانستان:

• فاقد واقعیت میدانی است

• جنبهٔ تحریک رسانه‌ای و سیاسی دارد

• با معیارهای یک ارتش مسئول و حرفه‌ای در تعارض است

امارت اسلامی تصریح کرد که چنین مواضعی:

• به روابط دوجانبه کمکی نمی‌کند

• موجب تشدید تنش‌های رسانه‌ای و سیاسی می‌شود

• و نشانه‌ای از فرافکنی بحران‌های داخلی پاکستان است

هشدار روشن به دارالکفر پاکستان

در این بیانیه، از نهادهای حاکم در دارالکفر پاکستان خواسته شد:

• از مداخله در امور داخلی افغانستان خودداری کنند

• تمرکز خود را بر حل ناامنی‌ها و بحران‌های داخلی‌شان قرار دهند

• و از ادبیات تهدیدآمیز و تنش‌زا علیه ملت افغانستان پرهیز نمایند

امارت اسلامی با صراحت اعلام کرد:

«ادبیات تهدیدآمیز یا مداخله‌جویانه، برای ملت افغانستان قابل پذیرش نیست.»

موضع اصولی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان:

• مسئول امنیت و حاکمیت سرزمین خود است

• اجازه نمی‌دهد از خاک افغانستان علیه هیچ کشوری سوءاستفاده شود

• و در عین حال، اتهام‌زنی، فشار رسانه‌ای و فرافکنی امنیتی را تحمل نخواهد کرد

افغانستان امروز:

• کشوری مستقل و دارای حاکمیت است

• نه میدان تسویه‌حساب‌های استخباراتی

• و نه ابزار توجیه شکست‌ها و بحران‌های دیگران

جمع‌بندی

اتهام‌زنی و ادبیات تهدید از سوی ارتش پاکستان:

• نشانهٔ مسئولیت‌پذیری نیست

• کمکی به امنیت منطقه نمی‌کند

• و صرفاً شکاف‌ها و بی‌اعتمادی‌ها را عمیق‌تر می‌سازد

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، بر احترام متقابل، عدم مداخله و رویکرد مسئولانه تأکید دارد و هرگونه عبور از این چارچوب را مردود می‌داند.

د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان ځواب د دارالکفر پاکستان ګواښمنې ادبیاتې ته

د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان ځواب د دارالکفر پاکستان ګواښمنې ادبیاتې ته

د افغانستان پر ضد ګواښمنه ژبه د منلو وړ نه ده

دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان د یوې اعلامیې په خپرولو سره د پاکستان د پوځ د ویاند وروستۍ څرګندونې په کلکه وغندلې او هغه یې له واقعیتونو لرې، پاروونکې او د یوې پوځي ادارې له صلاحیتونو وتلې وبللې.

د امارت اسلامي ویاند، ذبیح‌الله مجاهد، ټینګار وکړ چې د پاکستان د پوځ په خبري کنفرانس کې د افغانستان د حکومتي او ټولنیز جوړښت په اړه شوې څرګندونې:

• له میداني واقعیتونو سره هېڅ سمون نه لري

• رسنیز او سیاسي پاروونکی بُعد لري

• د یوه مسوول او مسلکي پوځ له معیارونو سره په ټکر کې دي

امارت اسلامي څرګنده کړه چې دا ډول دریځونه:

• د دواړو هېوادونو اړیکو ته ګټه نه رسوي

• رسنیزې او سیاسي ترینګلتیاوې زیاتوي

• او د پاکستان د کورنیو بحرانونو د پټولو هڅه ده

دارالکفر پاکستان ته څرګند خبرداری

په دې اعلامیه کې، د دارالکفر پاکستان له واکمنو بنسټونو وغوښتل شول چې:

• د افغانستان په کورنیو چارو کې له لاسوهنې ډډه وکړي

• خپل تمرکز د خپلو داخلي ناامنیو او بحرانونو پر حل واړوي

• او د افغان ملت پر ضد له ګواښمنې او ترینګلتیا رامنځته کوونکې ژبې ډډه وکړي

امارت اسلامي په ښکاره ډول وویل:

«ګواښمنه او مداخله‌کوونکې ژبه د افغانستان د ملت لپاره د منلو وړ نه ده.»

د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان اصولي دریځ

دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان:

• د خپلې خاورې د امنیت او حاکمیت مسوولیت پر غاړه لري

• اجازه نه ورکوي چې د افغانستان خاوره د هېڅ هېواد پر ضد وکارول شي

• او په عین حال کې، بې‌بنسټه تورونه، رسنیز فشار او امنیتي فرافکني نه زغمي

نننی افغانستان:

• یو خپلواک او حاکم هېواد دی

• نه د استخباراتي حساب‌کتابونو ډګر

• او نه د نورو د ناکامیو او بحرانونو د توجیه وسیله

پایله

د پاکستان د پوځ له لوري تورونه او ګواښمنه ژبه:

• د مسوولیت نښه نه ده

• د سیمې امنیت ته ګټه نه رسوي

• بلکې بې‌باوري او واټنونه لا ژوروي

دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان

پر متقابل درناوي، نه لاسوهنې او مسوولانه چلند ټینګار لري

او له دې چوکاټ څخه هر ډول سرغړونه ردوي.

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (۴)

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (4)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

 تا اینجا و بر اساس آنچه خودشان از «خیانت» تعریف کرده اند ما می توانیم این احزاب سکولار کُرد را خائن به سایر احزاب هم قطار و پیروان حزبی خودشان بدانیم و برای ما مسلمین تنها «جاش»هائی هستند که جهت ضربه زدن به عقاید و فرهنگ و موجودیت و جان و مال و ناموس کُردهای مسلمان و تنها جهت حفظ منافع حزبی خودشان با هر دشمنی چون صدام حسین و صهیونیستها و … نیز هم مسیر شدند.

با این وجود اگر به تاریخ روابط این احزاب سکولار با حکومتهای دارای قدرت جهانی و منطقه ای نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که در تمام دنیا هیچ حزب و نیروی سیاسی مثل این احزاب متنوع سکولار میان کُردهای مسلمان عقیم نبوده اند.

اما جالب است بدانید که این احزاب سکولار به نفع هر حکومتی شروع به حرکت دادن مردمان فریب خورده کرده اند آخر سر شکست شان را هم به پای همان دولت های حامی نوشته اند.

یعنی اینها اصلا نمی خواهند بپذیرند که ابزار دست حکومتها بوده اند و در معرض معامله قرار گرفته و تنها قربانی آندسته از مردم کُرد بوده اند که فریب اینها را خورده اند.

اینها به جای اینکه بگویند که قاضی محمد بنیانگذار حزب سکولار دمکرات کردستان ابزار دست بوده و … و به مردم مسلمان کُرد خیانت کرده و مردم کُرو او را رها کردند و ….  فورا می گویند شوروی به قاضی محمد خیانت کرد و شکست خورد، یا می گویند شاه ایران به مصطفی بارزانی خیانت کرد و شکست خورد، یا می گویند این دفعه هم همه دنیا به مسعود بارزانی خیانت کرد و شکست خورد.

این احزاب سکولار دغل باز می خواهند مثلاً استالین را پاسخگوی خیانت به قاضی محمد کنند یا صدام حسین را پاسخگوی خیانت به کومله ها و دمکراتها و بارزاین ها و طالبانی ها کنند، یا آمریکا را پاسخگوی خیانت به بارزانی کنند و در اغتشاشات ۱۴۰۱ش هم می خواستند آمریکا و اسرائیل و آنهمه کشور اروپائی را پاسخگوی خیانتشان به اغتشاشگران کنند و در این اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هم که باز عده ای به تحریک این احزاب سکولار (به عنوان پیمانکار) و با وعده های آمریکا و صهیونیستها وارد خیابانها شده اند زمانی که داستانهای قبلی با آنهمه صذمات جانی و مالی و … که بر روی دست فریب خورده می گذارد تکرار شد باز می خواهند آمریکا و صهیونیستها را پاسخگو کنند.

این سرانجام عده ای احمق است که قصد ندارند دست از حماقت و مزدوری و حفظ منافع حزبی خود حتی به قیمت فروش و نابودی مردم بکشند به همین دلیل هم اکنون که مثلاً بارزانی ها ( و احزاب سکولار همسو با آن ) با آل سعود و صهیونیستها و آمریکا هم مسیر شده اند و بخشهایی از پ.ک.ک و اتحادیه میهنی هم در جبهه ی ایران قرار دارند اگر بین ایران و عربستان معامله ای صورت گرفت و اینها مورد معامله قرار گرفته و واگذار شدند لابد از امروز ایران و عربستان مسئول به حساب می آیند.

کُردهای مسلمان باید حساب خود را از این احزاب تماماً خائن و مزدوری که تنها منافع حزبی خودشان برایشان مهم است اما با نام مردم صحبت می کنند دوری کنند و اجازه ندهند پروژه هایی چون تولید اغتشاش و … که این پیمانکارها از صاحبکارهائی چون آمریکا و صهیونیستها گرفته اند با موفقیت در جامعه پیاده شود.

ملت مسلمان کُرد با تمام مشکلاتی که دارد و باید از کانال صحیح آن و توسط دلسوزانش حل و فصل شوند، باید لگد جانانه ای به این احزاب سکولار پیمانکاری بزند که برایشان نه دین و جان و ناموس کُردها مهم است نه حتی خاک کُردها که زمانی جهت اشغال آن با صدام حسین هم مسیر شده بودند و الان هم در اجازه ی صهیونیستها و آمریکا هستند.

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (۳)

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (3)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

بر این اساس بیائید با هم از این زوایه به «خیانت» و آنچه احزاب سکولار کُرد جدا از مردم انجام می دهند نگاه کنیم و این حقیقت را روشن کنیم که مثلاً:

  • زمانی که حزب سکولار و دمکرات بارزانی ها در سال ۱۳۵۸ و دهه شصت در سرزمینهای کردنشین ایران بر علیه احزاب سکولار کُرد ایرانی می جنگید در مقابلشهم حمایت بیشتر جمهوری اسلامی از جنبش خود را می خرید و کارش ربطی به «خیانت» به ملت مسلمان کُرد نداشت و تنها در پی منافع حزبی خودش بود که بعدها این منافع را در همکاری با آمریکا و صهیونیستها می دید.
  • بارزانی ها  در سال ١٣٤٧ با کشتن امثال سلیمان معینی و تحویل جنازه اش به شاه ایران، حمایت شاه از حزب خودش رامیخرید.
  • بارزانی ها و اتحادیه میهنی طالبانی و کومله ها و دمکراتها نیز که نوبتی به صدام حسین سکولار پیوستند تنها برای خرید حمایت از حزب خودشان بود و ربطی به ملت مسلمان کُرد نداشت.

با آنکه این احزاب همیشه همدیگر و مخالفین خود را به «خیانت» به ملت کُرد و «جاشیگری» (مزدوری) برای دشمنان ملت کُرد متهم کرده اند اما اگر دقت کنیم اینها تنها مشغول حزب بازی خودشان بوده اند و تا جایی که به منافع مردم مسلمان کُرد مربوط می شود، اینها منافع مردم مسلمان کُرد را نمایندگی نکرده اند تا به آنها خیانت کرده باشند.

پس این الفاظی که امثال مصطفی هجری و یزدانپناه و مهتدی و دیگران برای مخالفین خود به کار می برند تنها مصرف داخلی برای احزاب سکولار خودشان دارد و ربطی به ملت مسلمان کُرد ندارد و اگر خیانتی به این ملت شده باشد (که شده) توسط علمای دینی و ماموستاهائی صورت گرفته که از این ملت هستند و ماهیت این دشمنان آشکار را  بر اساس فقه مذهب خودشان برای آنها بیان نکرده اند.

پس بیائید همسوئی بارزانی ها با ترکیه و صهیونیستها و همسوئی اتحادیه ی میهنی با ایران را به بند و بست جهت تقویت و حفظ منافع حزبی آنها گره بزنیم و قبول کنیم که رفتارهای این احزاب ربطی به خواست ملت مسلمان کُرد ندارد.

نمونه ی دیگر را به یاد بیاوریم که پ.ک.ک مزدو روسیه بود و ترکیه یک هواپیمای روسی را سرنگون کرد و پ.ک.ک به دستور روسیه خیزش و اعتراض و قیام و جنگی سرتاسری را در منطقه جزیره بر علیه حاکمیت اردوغان سازمان داد تا به ترکیه فشار بیاورد و حمایت بیشتر روسیه را بخرد که  بعد از کشته شدن آنهمه کُرد فریب خورده و با معامله ترکیه و روسیه و معذرتخواهی اردوغان قضیه خوابید و قضیه جنگ سرتاسری علیه دولت پوچ شد و حاصل این بازی تنها ویرانی بخشی از شهرک جزیره و کشتار و آوارگی مردمان بیدفاع آنجا بود.

همین حزب دمکرات کُردستان به رهبری قاسملو در اوایل انقلاب ۵۷ با آنکه در «هیات نمایندگی خلق کرد» با شرکت کومه له و سازمان فدایی تن دادند اما در طول تمام مذاکره اینها مشغول مذاکره مخفیانه با حاکمیت مرکزی برای بند و بست بودند و به هر خواست و خفتی تن دادند تا حمایت حکومت مرکزی را جلب و در قدرت محلی در کردستان جناح کُردی حکومت مرکزی شوند، که برایشان میسر نشد به همین دلیل در آن دوره یکی از تبلیغات حزب دمکرات متهم کردن کومله به جنگ افروزی علیه جمهوری اسلامی ایران بود و حتی توده ای های میان حزب دمکرات چون کریم حسامی تلاششان بر این بود چنانچه آیت الله خمینی آنها را در قدرت شریک کند اینها حساب کومله ها و سایر کمونیستها را خواهند رسید که داستان اسکورت نیروهای ارتش به پادگان مهاباد برای تقویت پادگان و آمادگی حکومت مرکزی برای حمله بعد از مذاکرات را همه می دانند اما زمانی که مورد قبول جمهوری اسلامی واقع نشد شروع کرد به جنگیدن و بعدها که نتوانست با جنگیدن به جائی برسد دوباره از در سازش برآمد که قاسملو سرش را در این مسیر داد اما باز سر مردم کُرد منت را هم گذاشتند که گویا قبول این پستی ها در راه تامین حقوق مردم بوده است نه حفظ منافع خودشان و حزبشان.

اگر حکومت مرکزی ایران این احزاب سکولار را به عنوان ابزار دست خود می پذیرفت هم اکنون آنها نیز مثل بارزانی ها و طالبانی ها در مناطق کُرد نشین غرب ایران صاحب قدرت و جمع آوری ثروت برای حزب خود بودند.

پس جنگ این حزب و آشتی و تمام کارهای احزاب سکولار تنها جهت حفظ منافع خودشان است و ربطی به ملت مسلمان کُرد ندارد و اجازه ندهیم با شعارهای اقتصادی و قومیتی و … با شعور جوانان احساسی و کم تجربه  یما بازی کنند و آنها را خوراک اغتشاشی کنند که با زمینه های داخلی طراح اصلی آن آمریکا و صهیونیستها هستند و نفع اصلی هم به عنوان دلال و پادوی تولید این اغتشاش این احزاب مزدور خستند و هزینه ی اصلی آن را نیز تنها جوانان و مردم فریب خورده پرداخت می کنند .