پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (۲)

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (2)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در اینجا و در مورد عدم توجه قوم کُرد و بخصوص اهل سنت به فراخوانهای متعدد و انبوهی از بیانیه های احزاب سکولار میان خود جهت پیوستن به اغتشاشگران سکولار داخل ایران، اجازه دهید سراغ تجربیات تاریخی و حافظه ی تاریخی و میزان شعور و درک سیاسی و عقیدتی این قوم در مورد «خیانت»  و «جاشیگری» (مزدوری) برویم.

اگر خیانت را بر اساس تعریف خود این احزاب به معنی پشت کردن به منافع خودی هایی که همگی منافع مشترک و واحدی دارند را بپذیریم لازم است از خودمان بپرسیم این احزاب سکولار کُرد و حتی غیر کُردی چون دارودسته ی رجوی و پس مانده ی پهلوی ها و… به کدام خودی خیانت کرده است؟

این احزاب سکولار قومیت گرا و سوسیالیست مانند همه ی مشابهین خود در دنیا، خود را جنبش همه مردم  و نماینده ی همه ی مردم معرفی می کنند و مثلاً می گویند حزب دمکرات «کُردستان»، حزب کومله زحمتکشان «کردستان»، حزب آزادی «کُردستان» و…  این حقه بازی و عوام فریبی یکی از سرچشمه های پیدایش تئوری «خیانت» در حق مردم است.

کافی است تصور کنید که مثلاً یک حزب مثل حزب دمکرات کُردستان به دستور استالین و از کانال باقراف و توسط قاضی محمد با کودتا بر علیه ژ-ک که حزبی اسلامگرا بود تاسیس می شود و کمونیستهای شوروی منافع سیاسی طبقاتی خود را در تأسیس این حزب و حزب پیشوری در آذربایجان می دید.

حالا زمانی که استالین بعد از برآورده شدن منافع سیاسی خودش از کانال دیگری، قاضی محمد را واگذار و رها می کند و حزب دمکرات چنین نشان می دهد که شوروی های کمونیست که با او هم منفعت بودند از این زاویه به او و اهداف سیاسی او «خیانت» کرده است.

مشکل تنها به این احزاب ختم نمی شود بلکه به پیروان آنها نیز سرایت می کند تا جائی که خیال می کنند یک مسلمان کُرد زبان که خود را به حزبی ناچیز در برابر قدرت حکومتی دشمنان دین و عقایدش به خاطر منافع مشترک چسبانده و این کشور عملاً اختیار حزب او را در اختیار دارد و هر آن با پیدا شدن منافع بالاتری قادر به رها کرد و فروش و معامله بر سر آن است می تواند به آن اعتماد کند و اگر این قدرت خارجی به خاطر منافع خودش جای دیگری کالایش را خرید و از این خرید نکرد پس به او خیانت کرده است.

واقعیت این است که در تمام طول تاریخ بشریت منافع مومنینی که دارای قدرت برتر حکومتی نبوده اند با منافع سکولاریستها در تضاد بوده است و پیشروی هرکدام از این دسته ها به معنی عقب نشینی طرف دیگر است.

هر جائی که قدرت حاکمیت سکولاریستها مستحکمتر شده است، این مومن است که از بسیاری از قوانین شریعت الله دست کشیده است، و هر جائی که حاکمیت اسلامی بر منهاج نبوت برقرار است، بر خلاف یهودی ها و مسیحی ها و زرتشی ها و مندائیان که آزادی های مشخص و تعریف شده با زندگی مسالمیت آمیزی که در دارالاسلام دارند، این سکولاریستها هستند که در بدترین مضیقه ها و عقب نشینی ها قرار می گیرند و حتی در صورت نداشتن پیمان و جهت ادامه زندگی با مسلمین مجبور به تشکیل گروه منافقین می شوند.

بر این اساس، رابطه ی این دو دسته که بر اساس قدرت هر یک از آنها سنجیده می شود رابطه ی دو دشمن در برابر هم است و اگر منافعی هم وجود داشته باشد تنها در حد برآورده شدن این مافع باقی می ماند و از آنجائی که سکولاریستها نسبت به مومنین صاحب هیچ عهد و پیمان قابل اعتمادی نیستند هر جای دیگری منافعشان تامین شود به سادگی مومنین و حتی احزاب سکولار و کشورهای سکولار مثل خود را نیز رها می کنند یا آنها را در معرض فروش قرار می دهند.

پس زمانی که مصطفی هجری در این پیام ۱۶ دی و حسین یزدان‌پناه و عبدالله مهتدی و امثالهم که در این روزهای اغتشاشات دی ماه ایران گرد و خاک بیشتری به راه انداخته و کُردهای اهل سنت را به همسوئی با منافع مشترک احزاب سکولاری چون خودشان و سکولاریستهای جهانی چون آمریکا و صهیونیستها و … فرا می خوانند یک درخواست بی پایه، عوامفریبانه و حقه بازانه است.

کُردهای مسلمان با این سکولاریستهای بومی و خارجی به جز دشمنی به منافع هم، مطلقا هیچ منفعت مشترکی ندارند بلکه اگر منفعتی هست تنها بین این سکولاریستها با هم است.

اینجاست که می توانیم به این نتیجه برسیم که این احزاب سکولار میان کُردها در معامله و بند و بست خود با دولت های سکولار معینی چون شوروی ها و صدام حسین و صهیونیستها و آمریکا و انگلیس و …. به کُردهای مسلمان و مردم ایران خیانتی نکرده اند، چون جدای از مردم ما بوده اند و یکراست سراغ منافع سیاسی و اقتصادی و حزبی خود رفته اند و اگر در این وسط و در برهه ای از تاریخ و با سوء استفاده از مسائل مذهبی و قومیتی و اقتصادی و … سر کُردها  توسط این احزاب سکولار کلاهی رفته است، مشکل به آگاهی های عقیدتی آنها و بخصوص به عدم کفر به طاغوت این کُردها و عدم برائت آنها از سکولاریستها(مشرکین) که به ایمان آنها گره خورده است بر می گردد و اینهم متاسفانه بیشتر آن به جهل و سهل انگاری و حتی غدر و خیانت دسته هائی از ماموستاها و علمای دینی چون شیخ عزالدین حسینی و شیخ مرشد غزنوی و امثالهم بر می گردد.

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (۱)

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (1)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

قبل از ورود به بحث اصلی لازم است توضیحاتی مختصر ارائه شود، از جمله اینکه چرا ابتدا گفته شد احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران؟ چون تمام احزاب سکولاری که در میان کُردهای شیعه و علی اللهی و اهل سنت ایران وجود دارند همگی از میان لهجه ی سوران شافعی مذهب بیرون زده اند و اگر در میان این احزاب سکولار افرادی از هورامی ها یا لکها و کلهرها و اردلانی ها و علی اللهی ها و … وجود دارند همگی سرباز و در رده های پائین قرار دارند و این احزاب برای آنها حکم غیر بومی دارند.

این هفت حزب سکولار هم که دعوت به اغتشاش و بخصوص اعتصاب روز پنج شنبه ۱۸دی ۱۴۰۴ش  و پیوستن به اغتشاشگران سکولار داخل ایران داده اند و رهبران آنها از جمله مصطفی هجری با لفظ «جاش» تهدیداتی هم نثار کُردهای اهل سنت و شیعه و علی اللهی ای نموده اند که به دلایل عقیدتی، یا به دلایل خیانتهائی که از این احزاب دیده اند از این احزاب فاصله گرفته اند، مسیری را می روند که از قاضی محمد شوروی تا کنون طی کرده اند.

 علاوه بر این، تمام این احزاب، مردم کُرد را بر «انسجام، همبستگی و پرهیز از تقابل‌های درونی» دعوت کرده اند و این عین مسخره کردن شعور کُردهای اهل درک و فهم و بخصوص مخاطبین خودشان است، چون به عنوان مثال قبلاً تنها یک حزب کومله وجود داشت و در یک اردوگاه نتوانستند این به اصطلاح «انسجام، همبستگی و پرهیز از تقابل‌های درونی» را در میان آن چند نفر موجود در اردوگاه «زرگویز» رعایت کنند و یک گروه چند نفره تبدیل شد به چندین حزب مختلف با چندین رهبر جداگانه؛ همین حزب دمکرات مصطفی هجری هم به چندین گروه مجزا تقسیم شد، حالا بماند حکمتیستها و … که از این احزاب جدا شده و مستقلاً ساز خود را می زنند.

مورد دیگر اینکه، تمام این احزاب سکولار کُردها و از جمله مصطفی هجری کُردها را به هم مسیری و اتحاد با اغتشاشات داخلی ایران دعوت می کنند و می گویند با هم متحد شویم و «خواستار شکل‌گیری ایرانی نو هستیم… جایی که چند هویتی و حقوق همه ملل طبق قانون به رسمیت شناخته شو».

این سخنان در حالی گفته می شود که در ایران هیچ مشکل قومیتی وجود ندارد و در اسکله ی حاکمیت ایران از تمام قومیتهای تُرک و کُرد و بلوچ و … وجود دارد و اگر در مناصبی چون رهبریت و رئیس جمهوری محدودیتی وجود دارد برای قومیتها نیست، بلکه تنها برای غیر شیعیان جعفری است. البته سکولاریستها چه شیعه زاده باشند یا سنی زاده یا … جایگاهی در حاکمیت ایران ندارند، پس این دغل بازی و دروغگوئی افرادی چون هجری انگار قرار نیست روزی خاتمه یابد.

نکته ی دیگر اینکه، این احزاب سکولار زمانی کُردها را به «اتحاد و انسجام» با اغتشاشگران از میان افکار و مذاهب و قومیتهای مختلف فرا می خوانند که بیشتر از ۴۵ سال است چند گروه و حزب سکولار در خارج از ایران با نام «اپوزیسیون» خارج نشین و تحت مدیریت مستقیم آمریکا و شرکای آمریکا به سر می برند اما هنوز نتوانسته اند خودشان متحد شوند، یعنی همین الان هم طرفداران ربع پهلوی و دارودسته ی رجوی سایه ی هم را می زنند و کومله ها و دمکراتهای مختلف با هم و با پ.ک.ک دشمنان دیرین هم هستند، آنوقت این چند نفر نتوانسته اند با هم یکی شوند و در کمال پرروئی چنین درخواستی از مشتی اغتشاشگر فریب خورده ی داخلی و ملت آگاه و باشرف کُرد و سایر قومیتهای ایرانی دارند.

با این مقدمه سراغ موردی می رویم که این احزاب سعی دارند با سوار شدن بر موج رسانه‌ای و اغتشاش و با برچسب زنی و ترور شخصیتی تمام کسانی که همراه آنها نیستند و یا در برابر آنها ایستاده اند، آنچه در خودشان از دشمنی با کُرد هست را به مخالفین خود در ایران نسبت دهند و آنهم «خیانت» است که با لفظ «جاش»[۱] بیان می کنند.

 این احزاب سکولار زمانی مخالفین خود را با لفظ «جاش» خطاب می کنند و با عبارت «از همه آن افراد می‌خواهیم که دست از خدمت به دشمنان کوردستان بردارند و به آغوش میهن بازگردند.» انگار همه ی آنها که از ابتدا در آغوش صدام حسین سکولار- سوسیالیست و بعد از آن در آغوش آمریکا و شرکای آمریکا و شریک تمام کشتارها و جنایات و ترورهای آنها از هم میهنان خود بوده اند در آغوش میهن بوده اند، یا صدام حسین و آمریکا، دوستان قوم کُرد و سایر قومیتهای ایرانی بوده و اینها آغوش را صحیح رفته اند و کسانی که با اینها نیستند آغوش اشتباهی رفته اند.


[۱]  جاش در لغت یعنی کره خر، و در اصطلاح یعنی مزدور و کسی که بر علیه ملت و قوم و مذاهب خودش در اختیار دشمنان ملت و قوم و مذهب خودش قرار گرفته است.

هشداری فقهی و نقدی بر مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی در زمان فتنه

هشداری فقهی و نقدی بر مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی در زمان فتنه

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ أَجْمَعِينَ

منبر در شریعت، جای امانت است نه میدان آزمون سخنان بی‌محاسبه. اهل‌سنت و جماعت، در گفتار و کردار، به فقه مآلات پایبندند؛ یعنی سنجش پیامد سخن پیش از اظهار آن. از این رو هر سخنی که در روزگار التهاب و آشوب به تضعیف قوانسن شریعت الله و دارالاسلام، شکستن صف امت و تقویت اهل فتنه و دارالکفرها بینجامد، هرچند در ظاهر حق نماید، از دیدگاه شریعت مردود است.

در این زمینه، اهل سنت و جماعت دارای قواعد مشخصی است ازجمله اینکه:

  1. دفع فساد بر جلب منفعت مقدم است

این قاعده نزد فقهای اهل‌سنت قطعی است.

امام نووی رحمه‌الله می‌فرماید اگر نهی از منکر به منکری بزرگ‌تر بینجامد جایز نیست.

امام غزالی رحمه‌الله تصریح می‌کند هر عملی که مفسده آن غالب باشد ترک آن واجب است هرچند در اصل پنداشته شود مصلحتی در آن هست.

بر این اساس، بیان سخنانی که در شرایط ملتهب مردم را به میدان آشوب بکشاند و بخصوص اغتشاشی که توسط مرتدین سکولار محلی و با حمایت کفار سکولار و اشغالگر خارجی چون آمریکا و صهیونیستها به وجود آمده باشد که اصل قوانین شریعت الله و حاکمیت بر دارالاسلام را مورد هدف قرار داده باشد، نقض آشکار این قاعده است.

  •  تمایز امر به معروف از تحریک فتنه

امر به معروف دعوتی است آمیخته با علم، حلم و سنجش پیامدها.

شیخ‌الاسلام ابن تیمیه رحمه‌الله می‌گوید امر به معروف زمانی مشروع است که مصلحت آن غالب باشد و به شر بزرگ‌تر نیانجامد.

تحریک احساسات عمومی در هنگامه‌ای که آشوب به هتک حرمت قرآن، ریختن خون بی‌گناهان و تخریب امنیت می‌انجامد، امر به معروف نیست؛ بلکه تحریش و افساد است و در منهج اهل‌سنت مردود.

  • وظیفه عالم هنگام آشکار شدن صف‌ها

وقتی دشمنان شناخته‌شده امت از آشوبی پشتیبانی می‌کنند و همان آشوب به اهانت به مقدسات و شکستن حرمت دین می‌رسد، صف‌ها آشکار شده است. خدای متعال فرمود کافران هرگز خیر مؤمنان را نمی‌خواهند.

در چنین وضعی، عالم حق ندارد با سخن کلی و مبهم، مردم را به مسیری بکشاند که پایان آن تقویت دشمنان دین و سستی ایمان است.

  • سکوت حکیمانه عین دیانت است

در سیره سلف نمونه‌های فراوان است که اهل علم از گفتن سخنی خودداری کردند؛ نه از بیم، بلکه از حکمت. فقها تصریح کرده‌اند اگر گفتن حق به ظلمی بزرگ‌تر بینجامد ترک آن واجب است. این سکوت کتمان حقیقت نیست، بلکه پاسداری از دین و جان مسلمانان است.

بر پایه این اصول روشن فقهی، مواضعی که در زمان فتنه با تعبیرهایی کلی درباره اعتراض بیان می‌شود، بی‌آنکه خطر افساد و سوءاستفاده دشمنان به‌صراحت تبیین گردد، خلاف منهج اهل‌سنت و جماعت است.

مولوی عبدالحمید زاهدانی باید بداند که منبر جای بیان گزاره‌های کلیِ بی‌قید نیست؛ بلکه جای هدایت مردم در بستر واقعیت و با سنجش پیامدهاست. سخنی که حتی ناخواسته به تحریک جمعی محدود و گشوده شدن باب آشوب بینجامد، مسئولیت شرعی دارد.

  • معیشت بهانه فروش دین نیست

هیچ تنگنای اقتصادی مجوز هتک حرمت قرآن، شکستن حرمت خون مسلمان و هم‌صدایی با دشمنان آشکار امت نیست.

امام ابوحنیفه رحمه‌الله بر حفظ جماعت و پرهیز از فتنه تأکید داشت و هر حرکتی را که به خون‌ریزی و آشوب بینجامد مردود می‌دانست.

با این توضیحات مختصر می توانیم بگوئیم که بر اهل منبر واجب است مردم را از افتادن در فتنه بازدارند نه آنکه آتش آن را شعله‌ور سازند؛ پیامد سخن را بسنجند؛ و در نزاع آشکار میان ایمان و دشمنی با دین، جانب حفظ دین، امنیت و وحدت امت را بگیرند. هر سخنی که چراغ راه فتنه شود در پیشگاه خداوند مسئولیت دارد و هر دعوتی که مردم را به آشوب بکشاند از منهج اهل‌سنت و جماعت بیرون است.

وَآخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

  اشغال ترکستان شرقی؛ جنایتی فراموش‌شده

  اشغال ترکستان شرقی؛ جنایتی فراموش‌شده

به قلم: کیوان مریوانی

چین در سال ۱۹۴۹ میلادی منطقه‌ی کاملاً مسلمان‌نشین ترکستان شرقی را به اشغال خود درآورد؛ درست یک سال پس از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی اسرائیل.

این سرزمین که ساکنان اصلی آن را اویغورها، قزاق‌ها، قرقیزها و دیگر اقوام مسلمان تشکیل می‌دهند، از سوی دولت کمونیستی چین با نام تحمیلی «سین‌کیانگ» (به‌معنای مرزهای جدید) نام‌گذاری شد؛ نامی که خود بیانگر نگاه استعمارگرانه‌ی پکن به این سرزمین است.

▪ پروژه‌ی سیستماتیک نابودی هویت اسلامی

رژیم کمونیستی چین طی دهه‌ها، سیاستی هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده برای حذف هویت دینی، فرهنگی و تاریخی مسلمانان ترکستان شرقی در پیش گرفته است؛

سیاستی که امروز به یکی از گسترده‌ترین نمونه‌های سرکوب مذهبی سازمان‌یافته در جهان معاصر تبدیل شده است.

▪ از سال ۲۰۰۸ تاکنون؛ سرکوب سازمان‌یافته

از سال ۲۰۰۸ میلادی، دولت چین با شدتی بی‌سابقه اقدام به موارد زیر کرده است:

• بازداشت‌های گسترده و بدون محاکمه

• کنترل و تجسس عقیدتی، مذهبی و سیاسی

• سرکوب خشن اقوام مسلمان اویغور، قزاق و دیگر گروه‌ها

تمام این اقدامات صرفاً به دلیل مسلمان بودن انجام می‌شود.

▪ اردوگاه‌های «بازآموزی»؛ زندان‌های عقیدتی

میلیون‌ها مسلمان به اردوگاه‌هایی منتقل شده‌اند که حکومت چین آن‌ها را «مراکز آموزش شغلی» می‌نامد، اما در واقع:

• زندان‌های عقیدتی هستند

• محل شست‌وشوی مغزی اجباری

• اجبار به ترک اسلام و تمجید از حزب کمونیست

• همراه با شکنجه‌های روانی، جسمی و کار اجباری

▪ جرم: مسلمان بودن

در ترکستان شرقی، این امور جرم محسوب می‌شوند:

• نماز خواندن

• روزه گرفتن

• حجاب اسلامی

• بلند بودن ریش

• ترک مشروبات الکلی

• مطالعه قرآن و کتاب‌های اسلامی

دولت چین همه‌ی این موارد را «نشانه‌های افراط‌گرایی» می‌داند.

▪ سکوت معنادار جهان اسلام

با وجود گستردگی و مستند بودن این جنایات،

سکوتی سنگین و نگران‌کننده بر بخش بزرگی از جهان اسلام حاکم است؛

سکوتی که بیش از آن‌که ناشی از ناآگاهی باشد، ریشه در مصلحت‌طلبی سیاسی و وابستگی‌های اقتصادی به چین دارد.

در این صورت مسئله‌ی ترکستان شرقی،نه یک موضوع داخلی چین است،نه صرفاً یک پرونده‌ی حقوق بشری؛ بلکه مسئله‌ی هویت، کرامت و آزادی مسلمانان است که عمداً به حاشیه رانده شده است.

  همکاری دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان برای تقویت اقتصاد و رفاه ساکنان دارالاسلام

  همکاری دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان برای تقویت اقتصاد و رفاه ساکنان دارالاسلام

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

در اخبار امروز دیدیم که امارت اسلامی افغانستان تسهیلات ویژه ای برای سرمایه‌گذاری دارالاسلام ایران در بخش زراعت امارت اسلامی افغانستان قرار داده است .

باز محمد فیضان، معاون آب و منابع طبیعی وزارت زراعت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در جریان سفر رسمی به دارالاسلام ایران با صفدر نیازی شهرکی، معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی ایران دیدار و گفت‌وگو کرد.

در این دیدار، دو طرف بر گسترش همکاری‌های فنی، تبادل تجربیات تخصصی و مدیریت مؤثر منابع آب تأکید کردند.

محورهای اصلی گفت‌وگوی این دو مسول بر این موارد بود:

▪️ استفاده از سیستم‌های نوین آبیاری قطره‌ای و بارانی به‌منظور صرفه‌جویی در منابع آب

▪️ افزایش بهره‌وری زراعت و پایداری تولیدات کشاورزی

▪️ فراهم‌سازی تسهیلات ویژه برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی دارالاسلام ایران در حوزه زراعت و دامداری افغانستان

▪️ بررسی راه‌های بازاریابی و عرضه محصولات زراعتی و دامداری افغانستان در بازار ایران

دو دارالاسلام باید با تکیه بر برادری ایمانی، منافع مشترک و استقلال اقتصادی، برای تقویت بنیه اقتصادی امت اسلامی تلاش کنند؛ زیرا:

▪️ ضعف اقتصادی و زراعتی همواره یکی از ابزارهای فشار دشمنان دارالاسلام بوده است

▪️ خودکفایی در زراعت، مالداری و منابع حیاتی، سپر مستحکم در برابر توطئه‌هاست

▪️ همکاری‌های اقتصادی سالم، دشمن را از سوءاستفاده از فقر و وابستگی ناتوان می‌سازد

این تعاملات باید:

 ▪️ موجب بالندگی اقتصادی شود

▪️ به رفاه و عزت مردم دارالاسلام‌ها بینجامد

▪️ استقلال، ثبات و سرافرازی امت اسلامی را تقویت کند

▪️ الگویی از همکاری اسلامیِ به‌دور از سلطه بیگانگان ارائه دهد

در این صورت همکاری میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران در عرصه زراعت، گامی مهم در مسیر:

  •  خودکفایی
  • همبستگی اسلامی
  • مصون‌سازی امت در برابر فشار دشمنان است؛ مسیری که ثمره آن، عزت و پیشرفت ملت‌های مسلمان خواهد بود.

تحریم کفار و خیانت منافقان؛ دو لبهٔ یک فتنه

تحریم کفار و خیانت منافقان؛ دو لبهٔ یک فتنه

به قلم: مجاهد دین

نگه‌داشتن اسلام در روزگار آخرالزمان همان است که پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را گرفتن اخگری سوزان در دست تشبیه فرموده‌اند؛ اخگری که تنها اهل ایمان راستین توان نگه‌داشتنش را دارند:

«يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ، الصَّابِرُ فِيهِمْ عَلَى دِينِهِ، كَالْقَابِضِ عَلَى الْجَمْرِ» (سنن ترمذی، ۲۲۶۰)

ترجمه: «زمانی بر مردم خواهد آمد که صبرکننده بر دین خود، همانند کسی است که اخگری سوزان را در دست نگه داشته است.»

این حدیث، راه مؤمن در روزگار فتنه را آشکار می‌سازد؛ راهی که آسایش و رفاه همیشگی ندارد، بلکه راه ابتلاء، صبر، سوختن و هزینه‌دادن برای خداست.

اصل نخست: صبر در برابر فشار و فتنه

خداوند بندگانش را با فشار، تنگنا و سختی معیشت می‌آزماید تا صف مؤمنان صادق از منافقان و ناپاکان جدا شود:

«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ» (سوره عنکبوت، آیه ۲)

ترجمه: «آیا مردم گمان کرده‌اند همین که گفتند ایمان آوردیم، رها می‌شوند و آزموده نخواهند شد؟»

در این دوران، هر کس بخواهد اخگر ایمان را در دست نگاه دارد، باید بهای آن را بپردازد؛ بهایی که صبر، تحمل سختی، تنهایی و پایداری در راه خداست.

اصل دوم: جنگ نان در برابر ایمان

وضعیت اقتصادی سخت، تحریم، گرانی و فشار معیشت، بخشی از فتنه‌ای حساب‌شده است. دجال‌صفتان با ابزار تحریم و محاصره اقتصادی، مسلمانان را به زانو درآورده‌اند تا ایمانشان را معامله کنند.

پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند:

«الدَّجَّالُ أَعْوَرُ العَيْنِ الْيُسْرَى، جُفَالُ الشَّعَرِ، مَعَهُ جَنَّةٌ وَنَارٌ، فَنَارُهُ جَنَّةٌ، وَجَنَّتُهُ نَارٌ» (صحیح مسلم، ۲۹۳۴)

ترجمه: «دجال چشم چپش کور است، موهای ژولیده دارد، و با خود بهشت و آتشی می‌آورد؛ اما آتش او در حقیقت بهشت است و بهشت او آتش.»

مسلمان باید گرسنگی در راه خدا را تحمل کند، اما ایمان خود را نفروشد. سختی معیشت در مسیر خدا، شرافت دارد بر رفاه در مسیر دشمنان دین.

اصل سوم: عبرت از تاریخ صدر اسلام

همان‌گونه که پیامبر صلی الله علیه و سلم و صحابه در شعب ابی‌طالب تحریم اقتصادی شدند، امروز ملت مسلمان ایران با نسخه‌ای مدرن از همان محاصره روبه‌روست.

• دیروز محاصره بازار مکه، امروز تحریم بانک، غذا، دارو و انرژی

• دیروز فشار برای رها کردن پیامبر صلی الله علیه و سلم، امروز فشار برای رها کردن اسلام و مقاومت

صحابه بزرگ مانند علی بن ابی‌طالب و زبیر بن عوام نشان دادند که صبر و پایداری در برابر تحریم و فشار، ارزشمندتر از کوتاه آمدن از دین است.

اصل چهارم: مقابله با منافقان و اصلاح درونی

مؤمن آگاه، صبر در برابر دشمن بیرونی را به معنای سکوت در برابر فساد درونی و خیانت منافقان نمی‌داند.

مطالبۀ عدالت، افشای دزدان و مقابله با نفوذ داخلی، بخشی از جهاد در راه خداست.

پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند:

«مَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّدًا فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ» (صحیح بخاری، ۱۰۵)

کسی که دین و حقیقت را تحریف یا سوءاستفاده کند، در پیشگاه خدا مسئول است. منافقان داخلی بدتر از دشمن خارجی ضربه می‌زنند و فتنه را سنگین‌تر می‌کنند.

جمع‌بندی

راه برون‌رفت از مشکلات اقتصادی، اغتشاش و هم‌صف‌شدن با دشمنان اسلام نیست.

راه آن اصلاح از درون، تقوا، مسئولیت‌پذیری خواص و برخورد قاطع با فساد است.

مسلمان باید اخگر ایمان را در دست نگاه دارد، صبر کند و صفوف امت را از فتنه جدا نگه دارد.

حمایت ترامپ از اغتشاشگران ایران، نشانه تهدید علیه دارالاسلام افغانستان

حمایت ترامپ از اغتشاشگران ایران، نشانه تهدید علیه دارالاسلام افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حق دارد و لازم است از سخنان ترامپ کافر شرابی انتقاد کند، که حمایت آشکار خود را از اغتشاشگران داخلی ایران اعلام کرد.

این حمایت آشکار، تنها یک نمونه از روش‌های قدیمی و تکراری استعمار آمریکا و غرب است چون از زمان تشکیل آمریکا که بر کشتار ملیونها بومی سرخپوست تاسیس شد و بعد از  تشکیل امپراتوری اقتصادی و نظامی، سیاست آمریکا همواره بر پایه دخالت، اغتشاش و براندازی حکومت‌های اسلامی و مستقل بوده است.

فقط کافی است نگاهی به قرن بیستم بیاندازیم که استعمار غرب و آمریکا با کودتاها، ترور و حمایت از گروه‌های خاین داخلی، قصد تخریب و تضعیف کشورهای اسلامی را داشته که دارالاسلام ایران نمونه ی نزدیک و همسایه ی ماست که قصد تضعیف آنرا داشته است تا بتواند در فرصت مناسب به اصل حاکمیت آن صدمه بزند اما در زمان حاکمیت عمر سوم رحمه الله در امارت اسلامی افغانستان چون قدرت بازدارندگی همچون قدرت بازدارندگی ایران را نداشت کل حاکمیت را با کمک خیانتکاران داخلی از بین برد و این غیر از نابودی حاکمیتهای سکولاری چون عراق و لیبی و تونس و مصر و یمن و… است که زمانی از مزدوران و غلامان خودش بودند.

اما نمونه اخیر و خیلی مهم برای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، حمایت ترامپ و کاخ سفید و صهیونیستها از اغتشاشگران ایرانی است که نشان می‌دهد دشمن هیچ خط قرمزی برای دخالت در امور اسلامی و ملی ندارد.

پیام آشکار برای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان این است که فردا همان حربه ممکن است علیه شما نیز به کار گرفته شود که شامل اغتشاش، فشار اقتصادی، جنگ روانی و حمایت از مزدوران داخلی خواهد بود.

مسلمانان با چنین حیوان وحشی طرف هستند و باید هشیار باشند که دشمنان اسلامی، هرجا موفق شوند، به سرعت به سرزمین‌های دیگر اسلامی چشم دوخته و سیاست‌های یکسان خود را اعمال می‌کنند و تکیه بر دشمنان و اعتماد به آمریکا و غرب، جز ذلت و خیانت برای امت اسلامی نخواهد داشت و تاریخ معاصر نشان داده که هر کشوری که به این وعده‌های ظاهری اعتماد کرده، مانند عراق، لیبی، سوریه و یمن، به آشوب، ویرانی و تضعیف شدید ملت خود دچار شده است.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید از همان ابتدا هوشیار، متحد و مستقل باشد و صفوف امت را از فتنه و مزدوران داخلی جدا کند.

همکاری و تنازل هر طیفی از داخل دارالاسلام با دشمن، حتی در ظاهر و به نام مردم، خیانت آشکار است و باید با آن مقابله شود.

به بهانه ی ربودن مادورو در جهان سکولار بی قانون؛ واکنش ا.ا.افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم  

به بهانه ی ربودن مادورو در جهان سکولار بی قانون؛ واکنش ا.ا.افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم  

به قلم: ابومحمود کندزی

عبدالله عزام، رئیس دفتر معاون اقتصادی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با انتشار پیامی هشداردهنده تأکید کرد که جهان امروز به جنگلی بی‌قانون تبدیل شده است؛ جایی که قانون، احترام به انسان، حقوق بشر و احترام به مرزها، چیزی جز شعارهای فریب‌کارانه قدرت‌های متجاوز نیست.

او نوشت: «اگر شیر نشوی، شغال‌ها تو را خواهند خورد»؛ و ونزوئلا را نمونه‌ی تازه‌ای از این واقعیت تلخ دانست.»

این پیام مسپول اقتصادی ا.ا.افغانستان به ما می گوید ما در جهانی زندگی می کنیم که امریکا، غرب و صهیونیسم و مشابهین آنها تنها زبان قدرت را می‌فهمند و هر ملتی که ضعیف، وابسته و بی‌دفاع باشد، هدف تجاوز و تحقیر قرار می‌گیرد و شعارهای حقوق بشر و قانون بین‌الملل، ابزار توجیه جنایت و اشغال هستند.

اگر به واقعیت جهان سکولار امروز نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که در این جهان سکولار بی‌رحم نه قانون حافظ ملت‌هاست ، نه سازمان‌های بین‌المللی پناه مظلومان‌اند، نه تعهدات جهانی مانع تجاوز می‌شود، بلکه تنها اقتدار، ایستادگی و آمادگی است که دشمن را متوقف می‌کند.

امت اسلامی به صورت عام و دو دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان باید بداند که امنیت بدون قدرت، توهم است و استقلال بدون آمادگی، شعار است و عزت بدون ایستادگی، محال است.

دارالاسلامی که می‌خواهد بماند، باید قوی، هوشیار و آماده باشد؛ وگرنه قربانی پروژه‌های تجاوزکارانه امریکا و هم‌پیمانان سکولارش خواهد شد.

پس هشدار ا.ا.افغانستان از کانال عبدالله عزام، یک پیام ساده نیست بلکه این زنگ خطر برای همه ملت‌های آزاده است که یا در این جهانِ سکولار گرگ‌ صفت اهل اقتدار و مقاومت می‌شوی، یا طعمه‌ی شغال‌های متجاوز.

امثال مولوی عبدالحمید در ایران هم بدانند و هوشیار شوند که قدرت بازدارندگی نظامی ایران است که مانع زیاده خواهی های آمریکا و صهیونیستها و سیار شرکای آنها شده است نه علم و تقوا و ادب و احترام و نصیحتهای مادرانه و….

امثال مولوی عبدالحمید زاهدان بدانند که هر گونه اعتراضی که باعث شود به اقدار دارالاسلام ایران ضربه وارد شود و جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها را تقویت کند خیانت محض است به دارالاسلام و مومنین حالا چه رسد به اینکه افرادی دچار اغتشاش شوند که مفسد فی الارض هستند و باید بر اساس فقه اسلامی مجازات شوند.

امثال مولوی عبدالحمید باید مواظب کلماتی باشند که بر زبان می آورند و بدانند در این جنگلی که سکولاریستهایی چون آمریکا و صهیونیستها فعال هستند تنها قدرت بازدارندگی در خدمت امور نظامی است که مومنین و دارالاسلام را از توحش آنها محافظت می کند .

بې‌قانون نړۍ؛ د امریکا، لوېدیځ او صهیونیزم د تجاوزاتو پر وړاندې خبرداری

بې‌قانون نړۍ؛ د امریکا، لوېدیځ او صهیونیزم د تجاوزاتو پر وړاندې خبرداری

عبدالله عزام، د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان د اقتصادي مرستیال د دفتر رئیس، په خپل خبرداروونکي پیغام کې ټینګار کړی چې نننۍ نړۍ په یو بې‌قانون ځنګل بدله شوې ده؛ داسې ځای چې قانون، انسانیت، بشري حقونه او د سرحدونو درناوی یوازې د متجاوزو قدرتونو فریبنده شعارونه دي.

هغه لیکلي دي: «که ته زمری نه شې، شغالان به دې وخوري»؛ او ونزویلا یې د دې ترخې واقعیت تازه بېلګه بللې ده.

د دې خبرداري روښانه پیغام

▪️ امریکا، لوېدیځ او نړیوال صهیونیزم یوازې د قدرت ژبه درک کوي

▪️ هر ملت چې کمزوری، وابسته او بې‌دفاع وي، د تجاوز او سپکاوي هدف ګرځي

▪️ د بشري حقونو او نړیوال قانون شعارونه د اشغال او جنایت د توجیه وسیلې دي

د نننۍ نړۍ حقیقت

په دې بې‌رحمه نړۍ کې:

• نه قانون د ملتونو ساتونکی دی

• نه نړیوال سازمانونه د مظلومانو پناه دي

• نه نړیوال تعهدات د تجاوز مخه نیسي

یوازې اقتدار، ټینګ دریځ او چمتووالی دي چې د دښمن مخه نیولی شي.

ملتونو او اسلامي امت ته پیغام

اسلامي امت باید وپوهېږي: ▪️ امنیت بې له قوته، یوازې توهم دی

▪️ خپلواکي بې له چمتووالي، تش شعار دی

▪️ او عزت بې له ټینګ دریځه، ناممکن دی

هغه دارالاسلام چې غواړي پاتې شي، باید قوي، هوښیار او چمتو وي؛

کنه د امریکا او د هغې د ملګرو د تجاوزي پروژو قرباني به شي.

د عبدالله عزام خبرداری یو عادي پیغام نه دی؛دا د ټولو ازادو ملتونو لپاره د خطر زنګ دی:یا به په دې د لېوانو نړۍ کې د اقتدار او ټینګښت لاره نیسې، او یا به د متجاوزو شغالانو ښکار ګرځې.

کاغذي پړانګ. امریکا یوازې د سیمه‌ییزو مزدورانو په لاس کې ځواکمنه ښکاري

کاغذي پړانګ. امریکا یوازې د سیمه‌ییزو مزدورانو په لاس کې ځواکمنه ښکاري

د امریکا ولسمشر ډونالد ټرمپ د وینزویلا د ولسمشر نیکولاس مادورو نیول د امریکا له افغانستان څخه د وتلو سره پرتله کړي او ادعا یې کړې چې امریکا نور د نړۍ د ملنډو وړ نه ده.

خو دا خبرې د حقیقت ښکاره تحریف دی.

په افغانستان کې د امریکا تاریخي ماته

امریکا افغانستان ته: ▪️ د نړۍ له تر ټولو پرمختللو وسلو سره راغله

▪️ له ناټو او لسګونو متحدینو سره یو ځای شوه

▪️ شل کاله یې جګړه وکړه

خو پایله دا شوه:

ماته

تښتېدل

د اډو پرېښودل

د لاسپوڅي رژیم څو ورځو کې سقوط

دا ماته:

 پوځي وه

سیاسي وه

حیثیتي وه

او هېڅکله د تبلیغاتو په پرده نه پټېږي.

امریکا بې له مزدورانو هېڅ نه ده

حقیقت دا دی:

امریکا د ځمکنۍ اشغال ځواک نه لري

د هغې پوځ بې له داخلي ملاتړ ناتوان دی

د امریکا اصلي ځواک: د عسکرو په مېړانه کې نه دی بلکې په:

 داخلي خاینانو

فاسدو سیاستوالو

لاسپوڅو پوځونو

پلورل شویو نخبګانو

کې دی.

هر ځای چې دا مزدوران وي، امریکا زړوره کېږي؛او هر ځای چې دا زنځیر پرې شي، امریکا تښتي.

افغانستان؛ د امریکا د تلپاتې رسوایۍ نښه

په افغانستان کې:

 مزدوران ونړېدل

د ملت اراده ونه ماته شوه

د امارت اسلامي مجاهدین ودرېدل

پایله روښانه ده: 🇦🇫 اشغالګر وشړل شول

د امریکا هیبت ختم شو

د «نه ماتېدونکي پوځ» افسانه مړه شوه

دا زخم به د امریکا له سیاسي حافظې هېڅکله ونه وځي.

ځواک که رواني ترمیم؟

د امریکا دا ډول اقدامات:

محدود بهرني عملیات

نمایشي نیونې

رسنیز تبلیغات

د ځواک نښه نه ده؛

بلکې د یوې ړنګېدونکې امپراتورۍ د رواني ځانغولونې هڅه ده.

امریکا:

کاغذي پړانګ دی

ځواک یې د مزدورانو په تار تړلی

چې تار پرې شي، سقوط کوي

افغانستان دا ثابته کړه:

اشغال بې له مزدورانو نه کېږي

تجاوز بې له داخلي خیانته نه دوام کوي

او امریکا، بې له خاینانو هېڅ نه ده