نکاتی از سخنان عالیقدر آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران در مورد جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات و اغتشاشات دی ۱۴۰۴ش

نکاتی از سخنان عالیقدر آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران در مورد جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات و اغتشاشات دی ۱۴۰۴ش

  • عاملی که موجب شد دشمن (در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه) درخواست توقف جنگ کند و پس از آن نیز پیغام بدهد که نمی‌خواهیم با شما جنگ کنیم، قدرت و توانایی ملت ایران است؛ البته ما به حرف دشمن خبیث، فریبکار و دروغگو، اعتمادی نداریم.
  • مردم در جنگ ۱۲ روزه خودشان واقعیت امریکا را دیدند. حتی کسانی که راه‌حل مشکلات کشور را مذاکره با او  می‌دانستند، فهمیدند که وسط مذاکره، دولت آمریکا مشغول آماده کردن نقشه جنگ بوده است.
  • هدف دشمن ضعیف کردن کشور و بهم زدن اتحاد معجزه‌آفرین ملت در جنگ ۱۲ روزه است. بنابراین مهمترین مسئله، توجه به دشمنیِ دشمن و اتحاد و اتفاق درونی و به تعبیر قرآن «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» است.
  • بازار و بازاری جزو وفادارترین اقشار به نظام و انقلاب اسلامی هستند و ما آن ها را خوب می‌شناسیم. بنابراین نمی‌توان به اسم بازار و بازاری با جمهوری اسلامی مقابله کرد.
  • کاسب راست می‌گوید که با این شرایط نمی‌تواند کاسبی کند؛ این موضوع را مسئولان کشور هم قبول دارند و رئیس‌جمهور محترم و دیگر مسئولان ارشد درصدد علاج این مشکلند.
  • البته در این مشکل هم دست دشمن در کار است و بی‌ثباتی و بالا رفتن بی‌حساب و کتاب قیمت ارز خارجی که باعث بلاتکلیفی کسبه می‌شود، طبیعی نیست و با تدابیر گوناگون باید جلوی آن گرفته شود که مسئولان در این زمینه مشغول تلاش هستند.
  • اما آنچه غیرقابل قبول است ایستادن عده‌ای تحریک‌شده یا مزدور دشمن پشت بازاری‌ها و طرح شعارهای ضد اسلام و ضد ایران و جمهوری اسلامی است.
  • «اعتراض بجا است اما اعتراض غیر از اغتشاش است»، مسئولان باید با معترض حرف بزنند اما حرف زدن با اغتشاشگر فایده‌ای ندارد بلکه باید او را سر جای خود نشاند.
  • اینکه عده‌ای تحت عناوین و نام‌های گوناگون به قصد تخریب و ناامنی کشور پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و با سوء استفاده از اعتراض آنها، اغتشاش کنند، مطلقاً قابل قبول نیست.
  • ما در برابر دشمن کوتاه نمی‌آییم و با اتکاء به پروردگار و اطمینان به همراهی مردم، دشمن را به زانو درخواهیم آورد.

به بهانه ی بی‌ثباتی اقتصادی نباید به آغوش ویرانی و اغتشاش و حرکت در مسیر آمریکا و صهیونیستها و خائنین داخلی رفت

به بهانه ی بی‌ثباتی اقتصادی نباید به آغوش ویرانی و اغتشاش و حرکت در مسیر آمریکا و صهیونیستها و خائنین داخلی رفت

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

من همیشه خودم را مدافع کلیت نظم و ساختار اداری کشور ایران دانسته‌ام، چون آنرا دارالاسلام می دانیم و هر مومنی که «اهل جماعت» باشد در برابر دارالاسلام وظایفی دارد که باید انجام دهد، اما هرگز از شیوه‌های نادرست اداری بعضی از مسئولین اجرائی آن دفاع نکرده‌ام.

با این حال، یک نکته حیاتی را باید روشن گفت که شما نگرانید که امشب بخوابید و فردا دلار چند هزار تومان گرانتر یا ارزانتر شود، اما سؤال اینجاست که آیا برای فرار از این بی‌ثباتی اقتصادی می‌خواهید سرنوشت کشور را به بی‌ثباتی ناشی از اغتشاشات داخلی و مداخلات دشمنان جنایتکاری چون آمریکا و صهیونیستها و جنگ داخلی و اشغال و تخریب بسپارید؟

تجربه‌های تاریخی، هشداری واضح است:

عراق پس از اشغال (۲۰۰۳):

روزانه چندین نفر کشته می‌شدند، جسدهای گمنام پیدا می‌شدند، قاتلان هرگز شناسایی نمی‌شدند، زیرساخت‌ها نابود شده بود و امنیت مردم به صفر رسیده بود.

یمن پس از اشغال:

جنگ داخلی باعث کشتار مسلمین بی گناه و ویرانی شهرها، کشتار هزاران غیرنظامی و مهاجرت میلیون‌ها نفر شده است و سیستم آموزشی، درمانی و برق و آب کشور فروپاشیده و هزینه بازسازی چند ده میلیارد دلار برآورد شده است.

لیبی و سودان و سومالی پس از اشغال و جنگ داخلی نیابتی های خائن داخلی:

به چندین گروه مسلح تقسیم شد ه است و امنیت عمومی نابود شده و حتی بازسازی حداقل زیرساخت‌ها ده‌ها سال طول خواهد کشید و میلیاردها دلار هزینه خواهد داشت.

حالا سؤال روشن است آیا منطقی است که از بی‌ثباتی قیمت دلار فرار کنیم و به بی‌ثباتی ناشی از جنگ، اشغالگری و فروپاشی اجتماعی و تقسیم کشور  پناه ببریم؟ چون همه می دانیم که دشمنان خارجی برای کُردها و آذری ها و بلوچها و عربها و ترکمنها چه خوابهائی دیده اند و ما برای چند سال وجود چندین گروه را تجربه کرده ایم که در نهایت به دامان صدام حسین و سایر طاغوتها پناه بردند.

حالا می توان یک پرسش کلیدی‌ت مطرح کرد که هزینه تلاش برای اصلاح وضع موجود چقدر است در برابر هزینه ساختن یک کشور ویران‌شده پس از جنگ داخلی و اشغال شده؟

اجزه دهید مثالی ساده بزنیم، اگر شبکه برق کشور تخریب شود، فقط بازسازی نیروگاه‌ها (بدون احتساب زمان و خسارات جانبی) چه هزینه‌ای دارد؟

طبق قیمت‌های سال ۱۳۹۷، ساخت هر هزار مگاوات نیروگاه برق حدود ۶۰۰ میلیون یورو هزینه دارد. ایران امروز حدود ۹۰ هزار مگاوات ظرفیت برق دارد؛ یعنی چیزی حدود ۵۴ تا ۶۰ میلیارد یورو فقط برای بازسازی برق.

این پول قرار است از کجا بیاید؟ آیا کسی در دنیا می‌آید برای ما کشور بسازد؟

در کنار این،  تاریخ را هم فراموش نکنیم، اشغال ایران در جنگ جهانی اول و دوم، حمله مغولان، و ویرانی‌های متعدد تاریخی همگی ثابت کرده‌اند که اشغال، تخریب و جنگ، شر مطلق هستند و نباید از آن استقبال کرد و نباید آن را عادی‌سازی کرد و به نام «خواست مردم» فروخت.

صداهایی که امروز در فضای مجازی مردم را به جنگ داخلی و فروپاشی تشویق می‌کنند اغلب از آن‌سوی مرزها هدایت می‌شوند و به دنبال منافع خارجی‌اند، نه آینده این سرزمین.

به این یک واقعیت است که مسیر اصلاح، سخت است؛ اما جنگ داخلی و ورود اشغالگران خارجی و ویرانی گاه جبران‌ناپذیر است.

تجربه  های افغانستان و عراق، سوریه و لیبی و سودان و سومالی و یمن و …به ما هشدار می‌دهد بی‌ثباتی اقتصادی قابل تحمل است اما بی‌ثباتی ناشی از جنگ داخلی و اشغالگری خارجی یک فاجعه انسانی و ملی است که گاه هیچ تلاشی برای جبران آن کافی نخواهد بود.

ملت ایران به صورت عام و اهل سنت و جماعت ایران به صورت خاص حق دارد در این اعتراضی که تبدیل به اغتشاش شده و این اغتشاش هم هم اکنون در کنترل سکولاریستهای خائن هدایت شده توسط آمریکا و صهیونیستهاست مشارکت داشته باشند.

این خیانت محض به دین و ملت و سرزمین و خدمت آشکار به دشمنان آشکار است.

امروز جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ش ترامپ و صهیونیستها جبهه و آینده ی اغتشاشگران ایران را آشکار کرند، تو هنوز گیجی و در توهم؟  

امروز جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ش ترامپ و صهیونیستها جبهه و آینده ی اغتشاشگران ایران را آشکار کرند، تو هنوز گیجی و در توهم؟  

به قلم: محمد اسامه

بدون شک در هر کشوری نارسایی هایی وجود دارد و مردم نیز بر اساس عقاید و افکاری که دارند جهت اصلاح این منکرات و نارسایی ها اقدام می کنند و اسلام نیز مومنین را اینگونه دستور به اصلاح منکرات و نارسایی ها داده است چنانچه از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: ‌مَنْ ‌رَأَى ‌مِنْكُمْ ‌مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ (مسلم۴۹) هریک از شما که منکری دید آن را با دستش تغییر دهد، پس اگر نتوانست با زبانش آن را تغییر دهد و اگر نتوانست با دلش آن را (بد بداند)، و آن ضعیف‌ترین (مرتبه‌ی) ایمان است.

در این صورت تلاش جهت اصلاح در جامعه برای مومنین به ایمانش گره خورده است و مساله ای ایمانی و وظیفه ای شرعی است به همین دلیل جهت امر به معروف و نهی از منکر هم در فقه اسلامی قواعد و روشهای خاصی تعریف شده است که ربطی به اغتشاش و هرج مرج طلبی که هم اکنون در ایران به بهانه ی مسایل اقتصادی در جریان است ندارد.

 آنچه هم اکنون توسط اغتشاشگران تماما سکولار در جریان است حرکتی حمایت شده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی جهت ضربه زدن به اصل اسلام و حاکمیت بر ایران و مردم ایران است که در سخنان سران آمریکا و رژیم صهیونیستی آشکار شد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بامداد امروز جمعه ۱۲دی ۱۴۰۴ش در اقدامی مداخله جویانه گفت که «اگر ایران به معترضان آرام شلیک کنه و اونا رو به‌طور خشونت‌آمیز بکشه، که برای‌شون عادته، آمریکا به کمک‌شون میاد. ما آماده و مسلحیم و حاضریم وارد عمل بشیم.»

یورونیوز نیز فاش کرد که: سازمان اطلاعاتی اسرائیل، موساد، با صدور فراخوانی مستقیم از ایرانیان خواست به اعتراضات خود ادامه دهند و اعلام کرد که «در میدان» از آن‌ها حمایت می‌کند.

رادیو ارتش رژیم صهیونیستی نیز اعلام کرد که موساد در حساب کاربری فارسی‌زبان خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «با هم به خیابان‌ها بیایید. وقتش رسیده. ما همراه شما هستیم».

ایتامار بن گویر وزیر امنیتی ملی رژیم صهیونیستی نیز خطاب به اغتشاشگران اعلام کرد: ما در کنار شما هستیم.

آیا با همین اعترافات سران آمریکا و رژیم صهیونیستی برایت روشن نشده است که این اغشاشگران در چه جبهه ای و برای چه کسانی به حاکمیت و کشور و ملت خود خیانت کرده و ضربه می زنند؟

این واضح است که آمریکا و رژیم صهیونیستی که در جنگ ۱۲ روزه به ناکامی رسیدند در کمین تولید هر فتنه ای جهت جبران این شکست آشکار خود بوده اند که هم اکنون توسط عده ی قلیلی لیدر خاین وطن فروش به بهانه ی نوسانات قیمتها در بازار در حال اجرا است.

اما نکته ی اساسی این است که آمریکا و صهیونیستها به کئردهای اقلیم کردستان عراق نیز وعده دادند که ما در کنار شما هستیم و زمانی که کردها همه پرسی را برگذار کردند و حشد شعبی به آنها حمله کرد آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها تماشاچی بودند و در عرض چند ساعت حشد شعبی ۵۱درصد خاک تحت کنترل کردها از جمله خانقین را از آنها گرفت.

به کردهای سوریه هم همین وعده را دادند اما زمانی که ترکیه به این کردهای مزدور حزک کارگران کردستان حمله کرد آمریکا و صهیونیستها فقط تماشاچی بوند و ترکیه از عفرین تا رسیکانی را در چند ساعت از این کردها گرفت.

می خواهم بگویم که این کفار تنها در فکر تحریک دیگران و قربانی کردن فریب خورده ها در راستای منافع خود هستند؛ البته در برابر قدرتی چون ایران می دانند که قادر به هیچ غلطی نیستند و گرنه انجام می دادند به همین دلیل بعد از این هارت و پورتهایی که کرده اند روزنامه معاریو گزارش می‌دهد که اسرائیل نگران است که ناآرامی‌ها علیه جمهوری اسلامی، تهران را به حمله به اسرائیل سوق دهد.

متوجه شدید چه شد؟

همین برای کسی که ذره ای عقل در سرش باشد کافی است تا بداند این اغتشاشگران چگونه اسباب بازی دست رسانه های آمریکا و صهیونیستها هستند و چگونه گوشت دم توپشان کرده اند.

تاریخ خود را بشناسید.  ۳۱ دسامبر ۱۹۹۴. شکست نیروهای روسی. نبرد برای پایتخت چچن

تاریخ خود را بشناسید.  31 دسامبر ۱۹۹۴. شکست نیروهای روسی. نبرد برای پایتخت چچن

به قلم: کارزان شکاک

در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۴، ناوگان زرهی روسیه حمله خود را به پایتخت چچن آغاز کرد.

یک نیروی متجاوز ۹۰ هزار نفری، با پشتیبانی ۶۰۰۰ خودروی زرهی سنگین و سبک، توپخانه، موشک‌انداز و تجهیزات پشتیبانی، تحت پوشش هوایی مداوم و حملات هوایی گسترده، از سه طرف وارد گروزنی (جوخار) شد.

به دستور فرماندهی چچن، ستون‌هایی از خودروهای زرهی روسی، همانطور که در ۲۶ اکتبر در جریان حمله به گروزنی (جوخار فعلی) توسط مخالفان طرفدار مسکو انجام داده بودند، اجازه ورود به مرکز شهر را یافتند. سپس ضد حمله معروف چچن آغاز شد.

در طول روز، واحدهای پیشرو و خودروهای زرهی نیروهای روسی که وارد شهر شده بودند، نابود شدند.

نبرد شدیدی مستقیماً در مقابل کاخ ریاست جمهوری درگرفت. گروه‌های سیار مجاهدین چچنی و شبه‌نظامیان روستایی با نارنجک‌انداز به تانک‌ها و خودروهای جنگی پیاده‌نظام شلیک می‌کردند (ویدئو).

چندین تانک چچنی به طور دوره‌ای وارد مرکز شهر شده و به دشمن حمله می‌کردند. با این حال، تا روز سوم نبرد، فرماندهی چچن مجبور شد استفاده از تانک‌ها در مرکز شهر را کنار بگذارد، زیرا شبه‌نظامیان روستایی بارها به خودروهای زرهی شلیک می‌کردند و آنها را با خودروهای دشمن اشتباه می‌گرفتند.

صلیم‌خان یانداربیف، معاون رئیس جمهور چچن، که فرماندهی کل را در زمین بر عهده داشت، و اصلان مسخدوف، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا، که مستقیماً بر دفاع از شهر نظارت داشت، در کاخ ریاست جمهوری حضور داشتند.

جوهر دودایف در ستاد ذخیره در روستای آلدی در غرب گروزنی بود و اقدامات نیروهای مسلح چچن را هماهنگ می‌کرد.

در نبرد ۳۱ دسامبر ۱۹۹۴ و روزهای بعد از آن در ژانویه ۱۹۹۵، مجاهدین چچنی، که عمدتاً از شبه‌نظامیان روستایی تشکیل شده بودند، ناوگانی از نیروهای روسی را کاملاً شکست دادند. حملات متعدد دیگری نیز در پی آن رخ داد که در آنها جنگجویان و شبه‌نظامیان چچنی اراده و شجاعت تزلزل‌ناپذیری را نشان دادند.

صدها خودروی زرهی و هزاران جسد از مهاجمان نابود شده، خیابان‌های پایتخت چچن را پوشانده بود. در آن نبردهای بی‌سابقه، کل هنگ‌ها و تیپ‌ها شکست خوردند. صدها اشغالگر اسیر شدند.

نبرد گروزنی ۲.۵ ماه طول کشید. کل تلفات روسیه در نبرد گروزنی بین ۱۸۰۰۰ تا ۲۲۰۰۰ سرباز و افسر بود. بیش از ۱۲۰۰ خودروی زرهی توسط نارنجک‌اندازهای چچنی منهدم شد.

نبرد ایستگاه راه‌آهن، جایی که تیپ موتوری مایکوپ به طور کامل نابود شد، به طور گسترده شناخته شد.

تنها در اواسط مارس ۱۹۹۵ بود که آخرین واحدهای بزرگ نیروهای چچنی پایتخت را ترک کردند و به دستور شامیل باسایف یک برج تلویزیونی را منفجر کردند.

تبلیغات روسی هنوز هم تلاش می‌کند تا موفقیت نظامی بی‌چون و چرای مجاهدین را که تقریباً ۹۰٪ آنها شبه‌نظامیان عادی بودند و در آن روزها برای اولین بار مسلسل به دست گرفته بودند، کم‌اهمیت جلوه دهد یا آن وقایع مهم را کاملاً مسکوت بگذارد.

ژنرال‌ها و تبلیغات روسی کوهی از دروغ‌ها را در مورد “جویبارها و سنگرهای دودایف” که وجود خارجی نداشتند، “خطوط دفاعی” چند لایه که باید “به قیمت تلاش‌های باورنکردنی و قهرمانی سربازان روسی بر آنها غلبه می‌شد”، مزدوران حرفه‌ای افسانه‌ای، مزدوران افغان و تک‌تیراندازان زن دوآتشه بالتیک که روزانه ۱۰۰۰ دلار از دودایف دریافت می‌کردند، انباشته‌اند.

نویسنده این سطور، به عنوان شاهد مستقیم آن وقایع، می‌تواند با مسئولیت کامل شهادت دهد که برای مثال، لشکر روخلین به مدت چند هفته توسط چند ده جنگجوی چچنی (این یک اشتباه تایپی نیست – چند ده نفر) که از مواضع در امتداد خط – خانه پیشگامان، کمیته منطقه‌ای قدیمی، شورای وزیران و هتل قفقاز – دفاع می‌کردند، عقب رانده شد.

تنها مانع غیرقابل عبور در مقابل ناوگان روسیه، یک روستایی ساده چچنی بود که مسلسل برداشت و به کمک و رحمت خداوند توکل کرد.

دیدگاه مذاهب و علمای اهل سنت و جماعت در مورد حکم جشن گرفتن، تبریک گفتن و تبادل هدیه برای کریسمس و سال نو مسیحی ها

دیدگاه مذاهب و علمای اهل سنت و جماعت در مورد حکم جشن گرفتن، تبریک گفتن و تبادل هدیه برای کریسمس و سال نو مسیحی ها

به قلم: شیخ عبدالرزاق المهدی

ترجمه: ابوعبدالله جاف جوانرو

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: من تشبَّهَ بقومٍ فهوَ منهم (ابوداود۴۰۳۱- احمد ۵۱۱۴). هر که خود را به قومی شبیه کند، از آنهاست.

علما به اتفاق آرا اتفاق نظر دارند که مسلمانان مجاز به جشن گرفتن یا شرکت در اعیاد مشرکان نیستند، و همچنین تبریک گفتن به آنها یا تبادل هدیه و شیرینی، زیرا اینها اعیاد مذهبی خاص قوم خود هستند.

برخی از مردم ممکن است سهل‌انگار باشند و متوجه میزان تخلف نباشند!

پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در مورد الگوبرداری و تقلید از آنها هشدار داد و فرمود: «شما به راستی از راه و روش کسانی که پیش از شما بودند، وجب به وجب، و ذراع به ذراع، پیروی خواهید کرد، تا جایی که اگر آنها وارد سوراخ سوسماری شدند، شما نیز وارد آن خواهید شد.» (روایت ابوسعید خدری).

احمد، ابوداود و ابن حبان با سند معتبر از ابن عمر روایت کرده‌اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر کس خود را به قومی شبیه کند، از آن قوم است.»

عمر (رضی الله عنه) فرمود: «از دشمنان خدا در ایام عیدشان دوری کنید.» این روایت را بیهقی در السنن (۱۸۸۶۲) با سند معتبر روایت کرده است.

هدیه دادن به کسانی که این اعیاد و رویدادها را جشن می‌گیرند نیز جایز نیست؛ در واقع، برخی از علمای حنفی تا آنجا پیش رفته‌اند که این کار را کفر می‌دانند.

اینها نظرات چهار مذهب فکری است:

مذهب حنفی:

فقیه زیلعی در تبین الحقائق (۶/۲۲۸) گفته است: «صدقه دادن به مناسبت نوروز و سایر اعیاد ایرانی جایز نیست، بلکه کفر است.»

ابوحفص گفت: «اگر کسی ۵۰ سال خدا را عبادت کند، اما در نوروز (سال نو ایرانی) به مشرکان تخم مرغ بدهد و آن روز را بزرگ بشمارد، کفر ورزیده و اعمالش هدر رفته است.»

مذهب مالکی:

ابن الحاج در کتاب خود «المدخل» (۲/۴۷-۴۸) از ابن القاسم نقل می‌کند که گفته است:

«مسلمانان مجاز نیستند چیزی مربوط به اعیاد مسیحیان، نه گوشت، نه غذا، نه لباس، به آنها بفروشند، نه حیواناتی به آنها قرض دهند و نه در هیچ چیز مربوط به دینشان به آنها کمک کنند، زیرا این کار شرک آنها را بزرگ جلوه می‌دهد و کفر آنها را ترویج می‌دهد. حاکمان باید مسلمانان را از انجام این کار منع کنند. این نظر مالک و دیگران است. من کسی را نمی‌شناسم که با این مخالف باشد.»

مکتب شافعی:

مغنی المحتاج (۵/۵۲۶) چنین می‌گوید:

«و او کسی را که در اعیادشان با کافران موافقت کند… و کسی را که به غیرمسلمان بگوید «ای حاجی» و کسی را که عیدش را به او تبریک بگوید، عذاب خواهد کرد.» پایان نقل قول.

مکتب حنبلی:

در کتاب الاقنا آمده است: «شرکت در اعیاد یهود و نصاری، فروش کالا به آنها در این اعیاد و دادن هدیه به آنها در این اعیاد حرام است.»

شیخ ابن تیمیه گفته است:

«همانطور که نباید در اعیادشان از یهودیان، مسیحیان و مشرکان تقلید کرد، نباید به مسلمانی که در این مورد از آنها تقلید می‌کند، کمک کرد، بلکه باید از او منع کرد…»

هیچ مسلمانی نباید در این اعیاد صرفاً به خاطر عید یا چیزی شبیه به آن هدیه بدهد، زیرا این کار به منزله کمک به اعمال ناشایست است.

ابن قیم در کتاب «احکام اهل ذمه» ۱/۱۴۴ می‌گوید:

«اما تبریک گفتن به آنها به خاطر شعائر خاص کفرشان، به اتفاق آرا حرام است، مانند تبریک گفتن اعیاد به آنها با گفتن «عید شما مبارک» و مانند آن. اگر گوینده این جمله کافر نباشد، از جمله حرام‌هاست.»

دیدار امیرخان متقی با زلمی خلیل‌زاد و ضرورت هوشیاری در برابر سیاست‌های آمریکا

دیدار امیرخان متقی با زلمی خلیل‌زاد و ضرورت هوشیاری در برابر سیاست‌های آمریکا

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

مولوی امیرخان متقی، وزیر امور خارجه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با زلمی خلیل‌زاد، نماینده پیشین ویژه ایالات متحده آمریکا در امور افغانستان، دیدار و گفتگو کرد.

در این دیدار، دو طرف پیرامون وضعیت کنونی، فرصت‌ها و چالش‌های موجود، و شیوه‌های تعامل در چارچوب روابط سیاسی رایج میان کشورها تبادل نظر نمودند.

وزیر امور خارجه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در این نشست تصریح کرد که با خروج نیروهای خارجی و پایان جنگ، وضعیت افغانستان وارد مرحله‌ای جدید شده و گفتگوها می‌تواند در چارچوب تعاملات سیاسی و دیپلماتیک مورد بحث قرار گیرد.

از سوی دیگر، زلمی خلیل‌زاد با اشاره به وضعیت امنیتی و روند بازسازی افغانستان، بر اهمیت تداوم گفتگوها در مورد موضوعات مورد علاقه طرفین تأکید کرد.

یادداشت تحلیلی | ضرورت هوشیاری در برابر سیاست‌های آمریکا

آنچه در ادامه می‌آید، تحلیل و دیدگاه نویسنده است و به‌عنوان موضع رسمی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان تلقی نمی‌گردد.

با توجه به تجربه تاریخی، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید با نهایت هوشیاری، زیرکی و احتیاط در برابر سیاست‌های ایالات متحده آمریکا برخورد نماید؛ چرا که آمریکا در تاریخ معاصر، کارنامه‌ای آکنده از اشغال، مداخله، غارت منابع و کشتار ملت‌های مسلمان دارد.

افغانستان امروز هیچ‌گونه وابستگی اقتصادی، نظامی یا راهبردی به آمریکا و حتی قاره آمریکا ندارد و هرگونه تماس، تنها در سطح گفتگوهای محدود سیاسیِ متعارف در نظام بین‌الملل قابل تصور است، نه فراتر از آن.

روشنگری تاریخی: آمریکا و غارت منابع ملت‌ها

تجربه کشورهای اسلامی نشان می‌دهد که آمریکا همواره از ابزار جنگ، تحریم، مذاکره و نفوذ سیاسی برای چپاول منابع ملت‌ها استفاده کرده است.

از عراق، سوریه و لیبی گرفته تا کشورهای حوزه خلیج، و نیز افغانستان، حضور و دخالت آمریکا با غارت نفت، گاز، معادن و ثروت‌های امت اسلامی همراه بوده است.

در افغانستان نیز طی بیست سال اشغال، آمریکا نه امنیت پایدار آورد و نه رفاه، بلکه با تخریب، کشتار و انتقال منابع، کشوری زخمی برجای گذاشت و در نهایت با شکست، عقب‌نشینی کرد.

بر پایه این واقعیت‌ها:

• حذر از دشمن، یک اصل عقلانی و شرعی است؛ و قرآن کریم نیز تصریح می‌کند:

«إنّ الشیطان لکم عدوٌّ فاتّخذوه عدوّاً»

(شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید.)

• اعتماد به آمریکا تجربه‌ای شکست‌خورده است؛

• تعامل، اگر باشد، باید محدود، حساب‌شده و بدون خوش‌بینی باشد؛

• استقلال سیاسی و اقتصادی، خط قرمز ملت افغانستان است.

امارت اسلامی افغانستان با تکیه بر استقلال، شریعت اسلامی و اراده ملت، مسیر خود را بدون وابستگی به قدرت‌های استکباری ادامه می‌دهد.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان: تعیینات جدید در وزارت ارتش دارالسلام بر اساس حکم عالیقدر رهبر دارالاسلام

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان: تعیینات جدید در وزارت ارتش دارالسلام بر اساس حکم عالیقدر رهبر دارالاسلام

رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، به منظور تقویت تشکیلات وزارت ارتش دارالاسلام و بهبود مدیریت نیروهای نظامی، حکم به انجام تعیینات ذیل صادر کرد:

۱٫ مولوی محمدظریف مظفر – والی پیشین ولایت سرپل؛

→ تعیین شد به‌حیث قومندان قول‌اردوی ۲۰۵ البدر.

۲٫ ملا عتیق‌الله حبیب – معاون پیشین لوای فوق‌العاده ولایت پنجشیر؛

→ تعیین شد به‌حیث معاون قول‌اردوی ۲۰۵ البدر.

۳٫ مولوی عبدالرحمن عمر یاسر – قومندان پیشین لوای سرحدی اولِ قول‌اردوی ۲۰۱ خالد بن ولید؛

→ تعیین شد به‌حیث رئیس ارکان قول‌اردوی ۲۰۳ منصوری.

۴٫ قاری محمدشفیق وثیق – رئیس ارکان پیشین قول‌اردوی ۲۱۷ عمری؛

→ تعیین شد به‌حیث رئیس ارکان قول‌اردوی ۲۰۱ خالد بن ولید.

۵٫ ملا نثاراحمد نصرت – معین پیشین انکشاف دهاتِ وزارت احیا و انکشاف دهات؛

→ تعیین شد به‌حیث رئیس ارکان قول‌اردوی ۲۱۷ عمری.

۶٫ ملا بسم‌الله فرهادی – قومندان پیشین لوای سرحدی هفتمِ قول‌اردوی ۲۱۵ العزم؛

→ تعیین شد به‌حیث رئیس ارکان همان قول‌اردو.

۷٫ ملا محب‌الله حکمت – قومندان پیشین لوای پیاده دومِ قول‌اردوی ۲۰۹ الفتح؛

→ تعیین شد به‌حیث قومندان لوای سرحدی اولِ قول‌اردوی ۲۰۱ خالد بن ولید.

۸٫ سید عبدالجبار آغا – معاون پیشین قول‌اردوی ۲۰۵ البدر؛

→ تعیین شد به‌حیث قومندان لوای پیاده اولِ قول‌اردوی مرکزی ۳۱۳.

۹٫ ملا عبدالشکور بریالی – قومندان پیشین لوای پیاده دومِ قول‌اردوی ۲۰۵ البدر؛

→ تعیین شد به‌حیث قومندان لوای سرحدی هفتمِ قول‌اردوی ۲۱۵ العزم.

۱۰٫ ملا محمدنعیم معتمد – رئیس پیشین مسکن و شهرسازی ولایت هلمند؛

→ تعیین شد به‌حیث قومندان لوای پیاده دومِ قول‌اردوی ۲۰۵ البدر.

۱۱٫ حاجی محمدعثمان ایوبی – قومندان امنیه پیشین ولایت کاپیسا؛

→ تعیین شد به‌حیث قومندان لوای پیاده اولِ قول‌اردوی ۲۱۷ عمری.

۱۲٫ ملا بسم‌الله کرامت – قومندان پیشین کندک سومِ لوای فوق‌العاده پنجشیر؛

→ تعیین شد به‌حیث قومندان لوای سرحدی سومِ قول‌اردوی ۲۰۳ منصوری.

۱۳٫ مولوی محمدآصف ذاکر – قومندان پیشین لوای سرحدی سومِ قول‌اردوی ۲۰۳ منصوری؛

→ تعیین شد به‌حیث قومندان لوای پیاده اولِ همان قول‌اردو.

۱۴٫ قاری عبدالباقی حسن – قومندان پیشین لوای پیاده اولِ قول‌اردوی ۲۰۳ منصوری؛

→ تعیین شد به‌حیث قومندان لوای پیاده دومِ قول‌اردوی ۲۰۹ الفتح.

۱۵٫ ملا نصیب‌الله زبیر – رئیس ارکان پیشین قول‌اردوی ۲۱۵ العزم؛

→ تعیین شد به‌حیث رئیس ریاست خدمات وزارت جنگ.

این تعیینات، بر اساس حکم عالیقدر رهبر دارالاسلام حفظه‌الله انجام شده و نشان‌دهندهٔ تقویت تشکیلات نظامی و اجرای اصول حاکمیت شریعت الله در ساختار وزارت ارتش دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان است.

ابتکار دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان؛ تجلی حاکمیت شریعت و عدل اسلامی

ابتکار دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان؛ تجلی حاکمیت شریعت و عدل اسلامی

مولوی ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی امارت اسلامی، اعلام کرد که در سال گذشته، وزارت امور شهدا و معلولین برای بیش از ۶۰۰ هزار یتیم، معلول و بیوه در سراسر افغانستان، حدود ۱۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون افغانی اختصاص داده است.

به گفتهٔ وی، بر اساس این برنامه، هر یتیم و بیوه به‌صورت ماهوار مبلغ ۲ هزار افغانی دریافت می‌کند.

این اقدام ابتکار دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان است که از زمان استقرار حاکمیت، توجه ویژه‌ای به خانواده‌های آسیب‌پذیر داشته است و نشان‌دهندهٔ پایبندی به شریعت الله و اجرای عدل اسلامی در جامعه می‌باشد.

این برنامه، نمونه‌ای روشن از حاکمیت اسلامی مبتنی بر عدالت، شفقت و حمایت از مستضعفان است که امارت اسلامی به‌طور مستمر در دستور کار خود قرار داده است.

آب، امنیت و پروژه ی فتنه میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

آب، امنیت و پروژه ی فتنه میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

۱. آب؛ ملک امت، نه ابزار فشار

در منطق اسلام، آب در سرزمین‌های اسلامی ملک شخص یا دولت نیست، بلکه نعمتی عمومی برای امت است. اگر آب در این‌سو جریان دارد، به آن‌سو نیز خواهد رسید؛ و اگر کاهش می‌یابد، ریشه‌اش طبیعی و اقلیمی است، نه سیاسی.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچ‌گاه قصد دریغ‌کردن آب از برادران مسلمان خود را ندارد؛ زیرا تقسیم آب در میان مسلمانان نه امتیازدهی است و نه لطف، بلکه حکم شرعی اخوت اسلامی است.

کشاندن مسئلهٔ آب به ادبیات تهدید و «فشار همه‌جانبه»، دقیقاً همان مسیری است که دشمنان امت می‌خواهند تا دو دارالاسلام را به نزاع فرسایشی مشغول کنند.

۲. پناهجو یا عنصر نفوذی؟ تفکیک ضروری

اسلام، پناه دادن به مظلوم را واجب می‌داند؛ اما اعتماد امنیتی به عناصر وابسته به اشغال، هرگز واجب و حتی جایز نیست.

افرادی که:

• در ساختارهای آمریکا و ناتو پرورش یافته‌اند،

• یا با شبکه‌های استخباراتی غربی ارتباط داشته‌اند،

• یا هنوز معیشت و پیوند فکری‌شان به غرب وصل است،

برای هیچ دارالاسلامی قابل اعتماد نیستند؛ نه برای افغانستان، نه برای ایران.

دادن پناه انسانی یک چیز است؛ دادن حاشیهٔ امن امنیتی به مزدوران سابق، چیز دیگر.

۳. قتل‌ها؛ حادثه یا پروژه؟

کشته‌شدن افراد وابسته به ساختارهای پیشین اشغال، نباید ساده‌انگارانه تحلیل شود.

تجربهٔ منطقه نشان داده است که استخبارات آمریکا و صهیونیسم بارها با حذف هدفمند یا صحنه‌سازی امنیتی، اختلاف میان کشورهای اسلامی را شعله‌ور کرده‌اند.

هدف روشن است:

• تخریب اعتماد متقابل،

• متهم‌سازی متقابل،

• و کشاندن دو دارالاسلام به تنش مصنوعی.

این‌گونه حوادث، بیش از آنکه «موضوع جنایی» باشند، پروندهٔ امنیتی و استخباراتی‌اند.

۴. ضرورت پالایش امنیتی

امروز وظیفهٔ هر دارالاسلام روشن است:

• پالایش ساختارهای امنیتی از نفوذی‌ها،

• بستن راه بازگشت شبکه‌های وابسته به غرب،

• و جلوگیری از استفادهٔ مزدوران از خاک اسلامی برای فتنه‌سازی.

اختلاف میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ایران، نه به نفع اسلام است و نه به نفع امت؛ تنها آمریکا و هم‌پیمانانش از آن سود می‌برند.

استخبارات دارالکفر طاری پاکستان پشت ترور اربکی‌های افغانستان در دارالاسلام ایران

استخبارات دارالکفر طاری پاکستان پشت ترور اربکی‌های افغانستان در دارالاسلام ایران

به قلم: ابومحمود کندزی

پروژهٔ فتنه‌افکنی میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران با محوریت احمد مسعود و باند خائن او مدتهاست در دستور کار دشمنان امارت اسلامی افغانستان و ایران قرار گرفته است.

بر اساس اطلاعات و تحلیل‌های امنیتی، سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) پس از آن‌که در جذب و به‌کارگیری عساکر، افسران و جنرالان پیشین جمهوریت افغانستان ناکام ماند، به گزینهٔ حذف فیزیکی و ترور هدفمند روی آورده است؛ ترورهایی که هدف اصلی آن‌ها نه افراد، بلکه ایجاد فتنه، بی‌اعتمادی و تنش میان دو دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران است.

ترور قوماندان اکرام‌الدین سریع در تهران

در روز چهارشنبه، سوم ماه جدی سال ۱۴۰۴، در ساحهٔ امام حسین شهر تهران، قوماندان اکرام‌الدین سریع همراه با فردی به‌نام الماس در یک حمله مسلحانه کشته شد و یک تن دیگر زخمی گردید.

بلافاصله پس از این رویداد، گروه موسوم به مقاومت به رهبری احمد مسعود و شماری از چهره‌های فراری، بدون هیچ تحقیق رسمی، امارت اسلامی افغانستان را متهم کردند؛ اقدامی شتاب‌زده که خود پرسش‌های جدی را برمی‌انگیزد:

• این اطلاعات چگونه در چنین زمان کوتاهی به‌دست آمد؟

• چه کسی از پیش آمادهٔ فضاسازی رسانه‌ای بود؟

• چرا انگشت اتهام فوراً به‌سوی افغانستان نشانه رفت؟

نقش آی‌اس‌آی و پروژهٔ جذب افسران جمهوریت

بر پایهٔ منابع آگاه در ایران، قوماندان اکرام‌الدین سریع با قرارگاه انصار وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در چارچوب رسیدگی به وضعیت افسران نظامی دورهٔ جمهوریت همکاری داشت و تلاش می‌کرد این افراد در ایران سازمان‌دهی شوند.

در مقابل، سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) پروژهٔ موازی‌ای را آغاز کرده بود تا جنرالان و افسران پیشین جمهوریت را به پاکستان منتقل و تحت مدیریت خود قرار دهد. در این پروژه، جنرال عبدالمتین حسین‌خیل و جنرال جرأت نقش کلیدی دارند. هدف این طرح:

• اخلال در امنیت افغانستان،

• جاسوسی در میان مهاجران،

• و استفاده ابزاری از بقایای جمهوریت برای اهداف منطقه‌ای پاکستان است.

قوماندان اکرام‌الدین سریع مانع جدی این پروژهٔ آی‌اس‌آی بود و اجازه نمی‌داد افسران مقیم ایران به پاکستان منتقل شوند. همین مخالفت، او را به هدف مستقیم آی‌اس‌آی تبدیل کرد. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که آی‌اس‌آی با استفاده از اختلافات داخلی، زمینهٔ ترور او را فراهم کرده و هم‌زمان، سناریوی اتهام‌زنی به افغانستان را از پیش طراحی نموده بود.

تأیید رسمی: امارت اسلامی دخالتی ندارد

یک منبع در حکومت افغانستان به رسانهٔ «المرصاد» تأیید کرده است:

• این حمله توسط افرادی از حلقهٔ وابسته به خود قوماندان سریع و گروه احمد مسعود که با او اختلاف داخلی داشتند، انجام شده است.

• امارت اسلامی افغانستان هیچ‌گونه برنامهٔ ترور برون‌مرزی ندارد؛ نه در دوران جهاد بیست‌ساله و نه اکنون.

• امارت اسلامی به عفو عمومی پایبند است و هر فردی که احساس خطر می‌کند، می‌تواند به افغانستان بازگردد و در امنیت زندگی کند.

پروندهٔ غلام معروف در مشهد

در مورد قتل غلام معروف (معروف لَنگ) در مشهد نیز منابع امنیتی اعلام کرده‌اند که عامل آن فردی به‌نام جاوید، عضو گروه احمد مسعود و باشندۀ ولسوالی کوهسان هرات بوده است.

سوابق این فرد شامل:

• عضویت در باند احمد مسعود،

• دست‌داشتن در پرتاب نارنجک در داخل افغانستان،

• ارتکاب قتل، اختطاف و سرقت‌های مسلحانه،

• اختطاف احمد سدیس و مطالبهٔ ۱۰۰ هزار دالر فدیه.

جاوید پس از کشته‌شدن برادرش در عملیات نهادهای امنیتی امارت اسلامی، به ایران فرار کرده و در آن‌جا پنهان شده بود. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که قتل غلام معروف ریشه در اختلافات داخلی همین باندهای وابسته دارد.

دامن‌زدن آی‌اس‌آی به جنگ داخلی میان اربکی‌ها

اسناد نشان می‌دهد که آی‌اس‌آی به‌طور سیستماتیک در حال دامن‌زدن به اختلاف و درگیری میان قوماندانان نظام پیشین در خارج از افغانستان است.

نمونهٔ روشن آن، درگیری شدید فزیکی در ۲۳ قوس ۱۴۰۴ میان دو گروه از قوماندانان جمهوریت مقیم ایران است که با چاقو و سلاح سرد انجام شد و هدف آن ترور قوماندان رحیم‌الله خان بود.

تحلیل‌ها نشان می‌دهد:

• قوماندان هاشم ریگوال از طریق ولی‌جان (مقیم کویته) با آی‌اس‌آی ارتباط مستقیم دارد.

• خانوادهٔ جنرال رازق اخیراً به خواسته‌های پاکستان پاسخ منفی داده‌اند.

• تلاش برای ترور رحیم‌الله خان، پاسخ آی‌اس‌آی به این نافرمانی بوده است.

هدف نهایی: تخریب روابط ایران و افغانستان

جمع‌بندی این اطلاعات نشان می‌دهد که:

• آی‌اس‌آی می‌کوشد از طریق عناصر وابسته‌اش، عملیات تخریبی را از خاک افغانستان یا در داخل ایران انجام دهد؛

• ترور در تهران و مشهد و تبلیغات پیرامون آن، پروژه‌ای برای ایجاد بی‌اعتمادی میان ایران و افغانستان است؛

• احمد مسعود و باند خائن او آگاهانه یا ناآگاهانه، ابزار رسانه‌ای و میدانی این پروژه شده‌اند.

پیام روشن

رژیم پنجاب بداند:

ما شما را می‌بینیم.

فتنه‌هایی که امروز با ترور، دروغ و عملیات استخباراتی می‌سازید، می‌تواند در یک شب و در یک چشم‌به‌هم‌زدن فرو بریزد.

دارالاسلام‌ها دشمن مشترک دارند و این دشمن، استخبارات دارالکفر و مزدوران داخلی آن است، نه یکدیگر.