وقتی «دارایی‌های راهبردی» آمریکا با برتری پهپادی دارالاسلام ایران به اهداف آسیب‌پذیر تبدیل می‌شوند

خطرناک, رادارگریز و  از مرگ‌بارترین پهپادهای ایرانی
خطرناک, رادارگریز و از مرگ‌بارترین پهپادهای ایرانی

وقتی «دارایی‌های راهبردی» آمریکا با برتری پهپادی دارالاسلام ایران به اهداف آسیب‌پذیر تبدیل می‌شوند

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

در یک اعتراف کم‌سابقه، شبکه فاکس‌نیوز ـ که از رسانه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و نظامی ایالات متحده به شمار می‌رود ـ صراحتاً اعلام کرده است که حملات همزمان و پرتعداد پهپادهای ایرانی، تهدیدی جدی برای ناوهای هواپیمابر آمریکا از جمله «آبراهام لینکلن» محسوب می‌شود.

این تحلیل، نه از موضع تبلیغاتی، بلکه بر پایه ارزیابی کارشناسان دفاعی غرب ارائه شده و چند نکته کلیدی را روشن می‌کند:

۱. فروپاشی افسانه مصونیت ناوهای هواپیمابر

کارشناسان آمریکایی اذعان دارند که ناوهای هواپیمابر ـ که گران‌ترین و نمادین‌ترین دارایی‌های نیروی دریایی آمریکا هستند ـ در برابر دکترین پهپادی ایران با آسیب‌پذیری جدی مواجه‌اند. این یعنی ستون اصلی قدرت‌نمایی دریایی آمریکا، دیگر مصون و دست‌نیافتنی نیست.

۲. برتری «کمیت هوشمند» بر «تکنولوژی پرهزینه»

قدرت پهپادی دارالاسلام ایران نه در سامانه‌های فوق‌گران، بلکه در پهپادهای پرتعداد، کم‌هزینه و هماهنگ نهفته است. فاکس‌نیوز تصریح می‌کند که در صورت پرتاب همزمان صدها پهپاد، سامانه‌های دفاعی سنتی ناوها دچار اشباع می‌شوند و عبور بخشی از پهپادها تقریباً اجتناب‌ناپذیر است.

۳. حمله اشباعی؛ نقطه ضعف ساختاری آمریکا

سامانه‌های پدافندی ناوهای آمریکایی برای مقابله با تهدیدهای محدود طراحی شده‌اند، نه موج‌های متراکم و پی‌درپی. دکترین حمله اشباعی پهپادی ایران دقیقاً بر همین ضعف ساختاری انگشت می‌گذارد و معادله دفاع دریایی را به زیان آمریکا تغییر می‌دهد.

۴. پهپادهای انتحاری؛ ابزار بازدارندگی نامتقارن

فاکس‌نیوز به‌طور خاص به پهپادهای انتحاری اشاره می‌کند؛ پهپادهایی که برای برخورد مستقیم با هدف طراحی شده‌اند و نسبت هزینه به اثرگذاری آن‌ها، توازن نظامی را به‌هم زده است. این یعنی ایران بدون ورود به رقابت پرهزینه تسلیحاتی، بازدارندگی مؤثر ایجاد کرده است.

در این صورت اعتراف رسانه‌ای چون فاکس‌نیوز نشان می‌دهد که قدرت پهپادی دارالاسلام ایران دیگر یک ادعا یا تهدید لفظی نیست، بلکه یک واقعیت پذیرفته‌شده در محاسبات دفاعی غرب است.

در چنین شرایطی، حضور ناوهای آمریکایی در منطقه بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، به یک ریسک راهبردی تبدیل شده است.

و این ثمره  یعمل به این دستور الله است که می فرماید: وَأَعِدّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ و… (انفال/ ۶۰)

بیانیه ی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان مبنی بر تطبیق شریعت الله مشت محکمی بر دهان علمای سوء

بیانیه ی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان مبنی بر تطبیق شریعت الله مشت محکمی بر دهان علمای سوء

کاتب: ابومحمود کندزی

بیانیه وزارت عدلیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، که تصریح کرده است: تمامی قوانین حکومت مطابق شریعت حنفی تدوین شده و هرگونه اعتراض به آن، اعتراض به شریعت است، در واقع مشت محکمی بر دهن علما سو است که اکنون چهره واقعی علما سو و جریان‌های سازش‌گر را برملا می‌کند.

این علما سو که همواره با سازش و کوتاه آمدن در برابر دشمنان اسلام تلاش کرده‌اند، حالا با واقعیت اجرای شریعت و وحدت مجاهدین شریعت‌گرا مواجه شده‌اند؛ واقعیتی که نمی‌توان آن را تحریف کرد یا زیر سؤال برد. کسانی که پیش‌تر از اغتشاشگران سکولار و مزدوران خارجی حمایت کرده و اجرای حدود الهی را «غیر انسانی» یا «غیر اسلامی» می‌خواندند، اکنون با مشت محکمی از سوی دارالاسلام امارت اسلامی روبرو شده‌اند.

بیانیه وزارت عدلیه پیام روشنی به همه مسلمانان می‌دهد:

• شریعت خط قرمز امت است و هیچ فشار سیاسی، رسانه‌ای یا جناحی نمی‌تواند آن را کم‌ارزش کند.

• مجاهدین شریعت‌گرا، تنها سپر واقعی در برابر دشمنان اسلام و مزدوران آمریکا و صهیونیست‌ها هستند.

• کسانی که با تردید، سازش و حمایت از اغتشاشگران، اسلام را تضعیف می‌کنند، خود را در مسیر دشمن قرار داده‌اند.

این بیانیه نشان می‌دهد که قدرت امت در پایبندی به شریعت و مجاهدت مجاهدین شریعت‌گرا نهفته است، و هرگونه تلاش برای تضعیف آن، خیانت آشکار به اسلام و مسلمانان است.

علما سو و جریان‌های سازش‌گر باید بدانند که هیچ نصیحت و دلجویی نمی‌تواند جای شریعت و اجرای عدالت الهی را بگیرد.

این بیانیه، نه فقط پاسخ صریح به ادعاهای علما سو است، بلکه پیام روشنی به همه امت می‌دهد که شریعت الهی تنها با تردید و سازش ضعیف نمی‌شود، بلکه با مجاهدت، هوشیاری و پیروی از نصوص قرآن و سنت است که پابرجا می‌ماند.

تابوت شناور آمریکا در خلیج فارس، وقتی خلیج فارس برای ناوهای آمریکا جهنم می‌شود

تابوت شناور آمریکا در خلیج فارس، وقتی خلیج فارس برای ناوهای آمریکا جهنم می‌شود

به قلم: کیوان مریوانی

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

وَأَعِدّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ (انفال/ ۶۰)

تحولات ژئوپلیتیک اخیر در غرب آسیا نشان می‌دهد که الگوهای کلاسیک قدرت دریایی، که بر سیطره ناوگان‌های عظیم و ناوهای هواپیمابر بنا شده بود، دیگر کارایی پیشین را ندارد. اعزام ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به منطقه، اگرچه در ظاهر تلاشی برای نمایش قدرت و بازدارندگی است، اما در واقع نشانه‌ای از پافشاری بر دکترین‌های فرسوده و محاسبه‌ای نادرست در میدانی دگرگون‌شده است.

خلیج فارس دیگر میدان مانور امن برای ناوهای بیگانه نیست؛ این جغرافیا به تله‌ای راهبردی بدل شده که هر نیروی متجاوز را با هزینه‌ای سنگین مواجه می‌کند.

دورانی که ناوهای هواپیمابر نماد بلامنازع «پرتاب قدرت» بودند، به سر آمده است. این سازه‌های عظیم، در برابر دکترین دفاع نامتقارن، به اهدافی بزرگ، کند و آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند. پیشرفت‌های چشمگیر جمهوری اسلامی ایران در حوزه موشکی و پهپادی، معادلات سنتی برتری دریایی را دگرگون کرده است.

در آبراه تنگ خلیج فارس، قدرت مانور این شناورها به‌شدت محدود می‌شود و آن‌ها به اهدافی آشکار بدل می‌گردند؛ وضعیتی که برتری روانی و عملیاتی را از نیروی متجاوز سلب می‌کند.

امروز نیروهای مسلح دارالاسلام ایران، با تکیه بر توان بومی، تجربه میدانی و اشراف کامل اطلاعاتی، خلیج فارس را به محیطی بازدارنده برای هر کشتی متخاصم تبدیل کرده‌اند. این بازدارندگی نه بر ادعا، بلکه بر توان واقعی استوار است.

تمامی پایگاه‌ها و نقاط حساس دشمن در منطقه، در تیررس دقیق قرار دارند و حضور ناوهای بیگانه بیش از آنکه تهدیدی عملیاتی باشد، نمایشی تبلیغاتی برای پوشاندن ضعف‌های ساختاری است.

کارنامه حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس سرشار از ناکامی‌ها و تحقیرهاست؛ از ناتوانی در برابر قایق‌های تندرو گرفته تا حوادثی که نشان داد اراده و شناخت دقیقی از میدان ندارند. این پیشینه ثابت می‌کند که نمایش ناوهای عظیم، جایگزین فهم واقعیت‌های میدانی نمی‌شود.

واضح است که معادله امروز تنها به یک نقطه محدود نیست؛ شبکه بازدارندگی منطقه‌ای، هر ماجراجویی علیه ایران را به بحرانی فراگیر بدل می‌کند. هر اقدام نسنجیده، پیامدهایی زنجیره‌ای خواهد داشت که مهار آن از توان متجاوز خارج است. فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ (حشر/ ۲)

پس خلیج فارس دیگر صحنه قدرت‌نمایی یک‌طرفه ی آمریکا و غربی ها نیست. برای ناوهای متخاصم، این آبراه می‌تواند به جهنمی راهبردی بدل شود؛ جهنمی که نه با شعار، بلکه با واقعیت‌های میدانی ساخته شده است.

ناوهایی که روزی نماد هیبت بودند، امروز بیش از هر چیز ابزار تشریفات سیاسی‌اند؛ زیرا در لحظه رویارویی واقعی، موازنه به سود مدافعان این سرزمین رقم خواهد خورد.

بگذار دنیای کفر و ارتداد از صراحت گوئی و قاطعیت عمل امارت اسلامی افغانستان در تطبیق شریعت الله بر خورد بلزرد

بگذار دنیای کفر و ارتداد از صراحت گوئی و قاطعیت عمل امارت اسلامی افغانستان در تطبیق شریعت الله بر خورد بلزرد

کاتب: ابومحمود کندزی

مجامع سکولاریستی به اصطلاح حقوق بشری از بیاینه ی وزارت عدلیه امارت اسلامی افغانستان به لرزه در آمده اند و چون قاطعیت را در امارت اسلامی افغانستان دیده اند می دانند زمانی که امارت اسلامی می گوید: اسناد تقنینی امارت اسلامی افغانستان کاملاً مطابق شریعت اسلامی بوده و اعتراض بر آن‌ها، اعتراض بر شریعت است، یعنی چه؟

وزارت عدلیه امارت اسلامی افغانستان در این اعلامیه‌ می گوید، این اسناد تقنینی توسط هيأت‌های متعدد از علما در سطح هر وزارت و اداره مربوطه، وزارت عدلیه، ستره محکمه و دفتر عالیقدر امیرالمؤمنین حفظه‌الله با استفاده از کتاب الله، سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و کتب مستند فقه حنفی تدوین و تخریج می‌شوند.

در این اعلامیه ی وزارت عدلیه آمده است که “در اسناد تقنینی امارت اسلامی هیچ ماده، فقره، جز، بند و حکمی وجود ندارد که مطابق با شریعت اسلامی نباشد و منبع شرعی نداشته باشد… و اعتراضات بر این قوانین، اساس شرعی و علمی نداشته؛ بلکه از روی جهل صورت می‌گیرد؛ بنابراین شرعاً جرم است و افراد معترض آن جهت پیگرد قانونی به ارگان‌های عدلی و قضایی معرفی خواهند شد.”

این صراحت گوئی با آنکه انتظارات مجامع سکولاریستی را به تمسخر گرفته است بیشتر از آن نمادی از استقلال شریعت الله در برابر قوانین کفری سکولاریستی است و اینکه اسلام و مسلمین خط قرمزهائی دارند که هر کسی از آنها عبور کند باید بهای این جرم خود را بپردازد.

در کنار این، این پیامی به امثال مولوی عبدالحمید زاهدانی است که با نام مذهب امام ابوحنیفه در حال رقصیدن به ساز غربی های سکولار است و تمام تلاش آن برای این است که این کفار غربی و بخصوص آمریکا را از خود راضی کند.

ما ثمره ی سخنان مولوی عبدالحمید را در هرج و مرج ماه گذشته در ایران دیدیم که نه تنها بر مساجد و قرآنها اسائه ادب شد بلکه به قوانین شریعت الله نیز توهین شد و این مجرمین خواستار حکومتی سکولار و دموکراسی سکولاریستی بودند که بالکل قوانین شریعت را کنار می زنند.

پس بگذار بار دیگر کفار این ندای « لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ »  (کافرون/۶) را از زبان امارت اسلامی افغانستان بشنوند تا بدانند برای یک مسلمان اساس قوانین شریعت الله است نه هیچ قانون دیگری و حاکمیت بدون قانون شریعت الله حاکمیتی کفری است که باید از سرزمینهای اسلامی جارو و بیرون کرده شود. 

سنگری واحد و اینکه چرا دفاع از «دارالاسلام ایران»، صیانت از جغرافیای «امارت اسلامی» است؟

سنگری واحد و اینکه چرا دفاع از «دارالاسلام ایران»، صیانت از جغرافیای «امارت اسلامی» است؟

به قلم: فضل احمد هراتی

شکست مفتضحانه آمریکا در افغانستان و خروج لرزان آن‌ها از پایگاه راهبردی «بگرام»، پایانِ کارِ شیطان بزرگ در منطقه نبود؛ بلکه آغازِ فازِ جدیدی از جنگ‌های نیابتی و فتنه‌های مذهبی است. امروز مقامات «امارت اسلامی افغانستان» و مجاهدین غیور باید بدانند که جغرافیای «دارالاسلام» در این منطقه، از کابل تا تهران، یک پیکر واحد است. آمریکا اگر امروز دارالاسلام ایران را هدف گرفته، در واقع به دنبال بریدنِ بازوی قدرتمندِ منطقه است تا دوباره مسیر بازگشت خود به بگرام و کابل را هموار کند. پس آمریکا نرفته است، تغییر چهره داده است

فراموش نکنیم که آمریکا میلیاردها دالر تجهیزات و سال‌ها اعتبار بین‌المللی خود را در خاک افغانستان دفن کرد. آن‌ها هرگز با این شکست کنار نخواهند آمد. هدفِ نهایی واشنگتن از فشار بر ایران، تضعیف جبهه مقاومت است تا در خلأ قدرتِ منطقه‌ای، بار دیگر مزدوران خود را بر سرنوشت ملت‌های مسلمان حاکم کند. جنگ با ایران، مقدمه‌ی بازپس‌گیری «بگرام» و انتقام از شکستی است که در قندهار و هلمند متحمل شدند.

در این میان، بزرگترین خطر، دشمنِ بیرونی نیست؛ بلکه «منافقین» و مزدوران محلی هستند که در هر دو سرزمین در کمین ایستاده‌اند. کسانی که در افغانستان به دنبال ایجاد آشوب و ناامنی هستند و کسانی که در ایران سودای وابستگی به غرب را دارند، از یک منبع تغذیه می‌شوند. این منافقین ماموریت دارند تا با ایجاد تنش میان دو دارالاسلام، تمرکز مجاهدین را از دشمن اصلی (آمریکا) منحرف کرده و جبهه اسلام را به درگیری‌های داخلی مشغول کنند.

واضح است که هشیاری سیاسی و شرعی حکم می‌کند که بدانیم مرزهای جغرافیایی نباید مانع از درک «سنگر واحد» شود. امروز ایرانِ تشیع، هدفِ همان گلوله‌هایی است که ۲۰ سال سینه جوانانِ حنفی افغان را می‌درید. تضعیف ایران در برابر آمریکا، به معنای چراغ سبز به تروریسمِ تحت حمایت غرب برای نفوذ به قلب افغانستان است. هرگونه تعرض به دارالاسلام ایران، مستقیماً امنیتِ ملی و بقای دارالاسلام افغانستان را به خطر می‌اندازد.

امروز وقتِ آن است که نخبگان و رهبران امارت اسلامی با نگاهی عمیق به تحولات منطقه، صف خود را در کنار برادرانِ مجاهد خود در ایران مستحکم کنند. دشمن‌شناسیِ صحیح یعنی تشخیص دهیم که آمریکا و صهیونیسم، دشمنِ «اسلام» هستند، نه فقط دشمنِ یک مذهب یا یک کشور. حمایت از ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا، در حقیقت دفاع از دستاوردهای جهاد مردم افغانستان است.

آمریکا با به‌جا گذاشتن تجهیزات در افغانستان، به دنبال ایجاد فتنه‌ای بود تا مسلمانان را با سلاح‌های خودشان به جان هم بیندازد. ما نباید در این تله بیفتیم. باید با صلابت اعلام کرد که: «هر خشتی که از دیوار دارالاسلام ایران بیفتد، رخنه‌ای در دیواره‌ی امنیت افغانستان خواهد بود.» مجاهدینِ هر دو سرزمین باید پشت به پشت هم، سنگر مقاومت را حفظ کنند تا رویای بازگشت آمریکا به این منطقه برای همیشه به کابوس تبدیل شود.

عبرتِ «حِطّین» و تلبیسِ نفاق، چرا مدعیان جهاد، آدرسِ دشمن را گم کرده‌اند؟

عبرتِ «حِطّین» و تلبیسِ نفاق، چرا مدعیان جهاد، آدرسِ دشمن را گم کرده‌اند؟

به قلم: خالد سیف الله المسلول

در قرن ششم هجری، زمانی که صلیبیان بر بیت‌المقدس چیره شده و خون مسلمانان را مباح کرده بودند، جهان اسلام گرفتار تفرقه میان خلافت فاطمی در مصر (شیعه فاطمی) و سلجوقیان و زنگیان در شام (سنی حنفی) بود. «صلاح‌الدین ایوبی» (سنی شافعی) با درک درست از «دشمن‌شناسی»، فهمید که تا زمانی که جبهه داخلی اسلام تکه‌تکه باشد، قدس آزاد نخواهد شد. او با وجود اختلافات مذهبی، قدرتِ مصرِ فاطمی را با شام پیوند داد. او نه برای حذف مذهب، بلکه برای ایجاد «صفِ واحد» علیه اشغالگران صلیبی، جبهه‌ای بزرگ تشکیل داد که در نهایت منجر به پیروزی در نبرد «حطین» و آزادی قدس شد. او می‌دانست که خطرِ صلیب، موجودیتِ کل اسلام را تهدید می‌کند، نه یک مذهب خاص را.

امروز، سوال بزرگ اینجاست: «اهل جهاد» کجا هستند؟ کسانی که برای نبردهای داخلی و تکفیر برادران خود به راحتی سلاح به دست می‌گیرند، چرا در برابر آمریکایی که به صراحت از نابودی ایران و سایر سرزمین‌های اسلامی سخن می‌گوید، سکوت کرده‌اند؟ حقیقت تلخ این است که بسیاری از مدعیان جهاد، «بصیرت» را فدای «تعصب» کرده‌اند. آن‌ها دشمن اصلی (آمریکا و صهیونیسم) را رها کرده و به آدرس‌های غلطی که سازمان‌های جاسوسی غرب برایشان ترسیم کرده‌اند، یورش می‌برند.

چگونه است که صلاح‌الدین ایوبی برای مقابله با صلیبی‌ها، همکاری و انسجام میان بخش‌های مختلف امت اسلام (از مصر تا شام) را واجب می‌دید، اما امروز برخی مدعیان جهاد، حمایت از ایران متشکیل از اکثریتی شیعه جعفری و اقلیتی حنفی و شافعی و حنبلی را که در خط مقدم نبرد با «صانعانِ اسرائیل» ایستاده است، بر نمی‌تابند؟

 دشمن‌شناسی حکم می‌کند که هر کس در برابر آمریکا و صهیونیسم بایستد، هم‌سنگر ماست. انفعال در برابر تجاوزات آمریکا به حریم کشورهای اسلامی و تنها گذاشتن ایران در این کارزار، نشان‌دهنده آن است که ادعای جهادِ این گروه‌ها، نه برای اعتلای کلمه الله، بلکه در راستای پروژه‌های استکباری است.

صلاح‌الدین ایوبی اگر زنده بود، کسانی را که به نام دین، شکاف میان سنی و شیعه را عمق می‌دهند تا آمریکا با خیال راحت ثروت‌های مسلمین را غارت کند، «خائن به آرمان قدس» می‌نامید. امروز آمریکا با نقابِ حمایت از حقوق بشر و در واقع با خویِ مغولی، به دنبال تکه‌تکه کردن ایران، افغانستان، عراق، سوریه و یمن و سمالی و… است. هر «مجاهدی» که در این لحظه تاریخی، صف خود را از جبهه مقاومت ضدآمریکایی جدا کند، دانسته یا نادسته، در زمینِ دشمن بازی کرده است.

وقت آن رسیده است که اهل جهاد از خود بپرسند: آیا سلاح ما به نفعِ اعتلای اسلام می‌چرخد یا به نفعِ امنیتِ واشنگتن؟ سکوت در برابر آمریکا و هم‌زمان مدعی جهاد بودن، پارادوکسی مضحک است. اگر صلاح‌الدین برای نجات قدس، از اختلافات گذشت، مدعیان امروز نیز باید بدانند که حمایت از ایران و محور مقاومت، نه یک انتخاب مذهبی، بلکه یک «ضرورت راهبردی و شرعی» برای حفظ کیان اسلام در برابر یورش نوینِ غرب است.

بعدها اگر جهانی باقی مانده باشد نسلهای مومن ما خواهند خواهند که در روزگارِ هجومِ همه‌جانبه‌ی مغولان قرن بیست و یکم، چه کسانی «مردِ میدان» بودند و چه کسانی با توجیهاتِ فرقه‌ای، پشتِ جبهه حق را خالی کردند. دشمن‌شناسی یعنی بدانی که امروز، لوله‌ی تفنگِ هر مجاهدِ واقعی، باید سینه ی آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها را نشانه برود، نه برادرِ مسلمانش را.

عملیات جهانی آتش‌زدن بر پیکر آمریکا ببر کاغذی و سقوط فرعون زمان

عملیات جهانی آتش‌زدن بر پیکر آمریکا ببر کاغذی و سقوط فرعون زمان

به قلم: صلاح الدین مجاهد

امروز بر تمامی مجاهدین شریعت‌گرا و بیداردلان امت فرض است که میدان نبرد را گسترش دهند. نبرد با دشمن مستکبر نباید به مرزهای جغرافیایی خاصی محدود شود؛ بلکه منافع «آمریکای متجاوز» در سراسر جهان چه در بلاد اسلامی و چه در دیگر نقاط باید به بانک اهداف مجاهدین تبدیل شود. هر پایگاه، هر مرکز اقتصادی و هر شریان حیاتی متعلق به این طاغوت، هدفی مشروع برای درهم‌کوبیدن هیمنه استکبار است.

آمریکا دهه‌هاست که با ابزار ارعاب و تبلیغات، خود را قدرتی شکست‌ناپذیر جلوه داده است. اما حقیقت این است که این قدرت، تنها یک «ببر کاغذی» است که با جرقه‌ی ایمان و ضربات کوبنده مجاهدین، به سرعت آتش می‌گیرد. وارد آوردن ضربات پی‌درپی بر منافع جهانی این دشمن، پوشالی بودن این قدرت را به جهانیان ثابت خواهد کرد و نقاب ترس را از چهره ملت‌های مظلوم بر خواهد داشت.

هدف از این حملات هدفمند، تنها خسارت مادی به دشمن نیست؛ بلکه هدف والاتر، تزریق خون تازه در رگ‌های امت اسلامی است. هنگامی که مسلمین شاهد سقوط ابهت آمریکا در نقاط مختلف جهان باشند روحیه مقاومت و شجاعت در میان جوانان بیدار خواهد شد و طلسم ترس از نظام‌های فرعونی و طاغوتی شکسته می‌شود و امید به پیروزی نهایی جایگزین یأس و ناامیدی خواهد گشت.

نجات از چنگال این «طاغوت فرعونی» که جهان را به بند کشیده است، تنها با زبانِ زور و جهاد میسر است. با بیرون راندن اشغالگران و برچیدن سلطه آمریکا، راه برای استقرار عدالت واقعی و آرامش پایدار هموار خواهد شد. این تنها مسیر برای پایان دادن به قرن‌ها ظلم و استثمار و بازگشت عزت به سرزمین‌های اسلامی است.

پس بدانیم که زمان انتظار به پایان رسیده است. امروز جهان صحنه‌ی تقابل حق و باطل است. با سوزاندن ریشه‌های نفوذ آمریکا در هر گوشه از کره زمین، مقدمات سقوط کامل این بت مدرن فراهم می‌شود تا امت اسلامی در پناه شریعت و استقلال، به آرامش و تمدن اصیل خود بازگردد.

غروب قدرت پوشالی آمریکا و مانورهای رسانه ای آمریکا در پوشش اعزام ناوهواپیمابر «آبراهام لینکلن» و استقرار جنگنده‌های پیشرفته در پایگاه‌های منطقه

غروب قدرت پوشالی آمریکا و مانورهای رسانه ای آمریکا در پوشش اعزام ناوهواپیمابر «آبراهام لینکلن» و استقرار جنگنده‌های پیشرفته در پایگاه‌های منطقه

به قلم: مسعود سنه ای

اعزام ناوهواپیمابر «آبراهام لینکلن» و استقرار جنگنده‌های پیشرفته در پایگاه‌های منطقه، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، گویای وحشتِ عمیق و ریشه‌دار در اتاق‌های فکر واشنگتن است.

آمریکا که روزگاری خود را قدرت بلامنازع جهان می‌پنداشت، امروز به نقطه‌ای از استیصال رسیده است که برای حفظ بقای هژمونیِ در حال فروپاشی خود، ناچار است تمام توان نظامی‌اش را به میدان بیاورد؛ غافل از آنکه زوال یک امپراتوری استکباری، با آهن و پول متوقف نخواهد شد.

تحرکات اخیر نظامی آمریکا در منطقه، نه یک اقدام تهاجمی از روی اقتدار، بلکه نمایش قدرت برای کتمان فروپاشی درونی و واکنشی دفاعی و انفعالی برای نجات از گرداب فروپاشی است. تاریخ گواهی می‌دهد که فرعون‌ها دقیقاً در لحظاتی که احساس نابودی می‌کنند، به لشکرکشی و ارعاب روی می‌آورند تا اینکه در نیلها غرق می گردند.

 آمریکا امروز به مثابه «طبل توخالی» است که می‌کوشد با صدای ناهنجارِ ناوها و موشک‌های تاماهاک، ترک‌های عمیق بدنه حاکمیت خود و شکست‌های پی‌درپی راهبردی‌اش را پنهان کند.

در این میان، شرم‌آورترین بخش ماجرا، نقش‌آفرینی حاکمان خائن و فاسدی است که خاک کشورهای اسلامی را به جولانگاه شیطان بزرگ تبدیل کرده‌اند. این حاکمان دست‌نشانده، به همراه «علمای سوء» و درباری که دین را به دنیای فرعون فروخته‌اند، به جای تکیه بر قدرت الهی و اراده ملت‌های خود، به ریسمان پوسیده استکبار چنگ زده‌اند. این مزدوران منطقه‌ای که در خدمت اهداف صهیونیسم و آمریکا هستند، بدانند که سرنوشت آن‌ها با اربابانشان گره خورده و همگی در آتش خشم ملت‌ها خواهند سوخت.

در مقابل این جبهه کفر و استکبار، «دارالاسلام ایران» به عنوان لنگرگاه ثبات و عزت در منطقه، با صلابت ایستاده است. دارالاسلام ایران با الگوگیری از مکتب جهادی و به صورت فرامذهبی و منطقه ای، توانسته است برخلاف میل آمریکا «سرافعی»، یک «جبهه متحد و نفوذناپذیر» از نیروهای مخلص و مقاومت ایجاد کند. این جبهه متحد، امروز نه تنها نقشه‌های آمریکا را در نطفه خفه کرده، بلکه معادله قدرت را به نفع مظلومان تغییر داده است.

پس آمریکا باید بداند که دورانِ «بزن و دررو» به پایان رسیده است. ورود ناوهای جنگی به خاورمیانه، تنها روند اخراج آن‌ها از منطقه را تسریع خواهد کرد. جبهه مقاومت به رهبری ایران مقتدر، بیدارتر از همیشه است و هرگونه خطای محاسباتی شیطان بزرگ، آخرین میخ را بر تابوت حضور منحوس آن‌ها در این جغرافیا خواهد کوبید. نصرت الهی نزدیک است و باطل، همان‌گونه که وعده داده شده، رفتنی است.

اتحاد شیعیان زیدی و شافعی های یمن را الگوئی در حرکت عزتمندانه و جهاد با آمریکا بدانیم

اتحاد شیعیان زیدی و شافعی های یمن را الگوئی در حرکت عزتمندانه و جهاد با آمریکا بدانیم

به قلم: مسعود سنه ای

در همسایگی ما، در کشور افغانستان که هم اکنون توسط امارت اسلامی افغانستان و بر اساس ۱- قرآن ۲- سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم ۳- فقه مستند مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله اداره می شود، آمریکا و بیشتر از ۴۶ کشور هم پیمان با آن ذلیلانه و بعد از ۲۰ سال اشغالگری از افغانستان اخراج شدند و به این شکل امارت اسلامی با اتحاد و یکپارچگی خود به دنیا نشان داد که در قدرت ایمان و اتحاد چه نیروی بزرگی نهفته است هر چند قدرت نظامی دشمن بارها از مجاهدین مبارز بیشتر باشد.

هم اکنون و در یمن نیز باز ما شاهد تکرار چنین سناریویی هستیم؛ در سایه‌ی اتحاد تاریخی و عزتمند زیدی‌ها و شافعی‌های یمن، صنعا بار دیگر پیام روشنی به دشمنان ملت یمن مخابره کرد: یمن، یکپارچه و استوار، در بالاترین سطح آمادگی نظامی قرار دارد و در برابر تجاوز، عقب‌نشینی نخواهد کرد.

هم‌زمان با ورود ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن آمریکا به منطقه، مقامات یمنی هشدار دادند که از نزدیک‌شدن کشتی‌های جنگی آمریکا جلوگیری خواهند کرد و اجازه نخواهند داد امنیت دریای سرخ و دریای عرب به بازیچه‌ی سیاست‌های تجاوزکارانه واشنگتن تبدیل شود.

سرتیپ عزیز راشد، کارشناس نظامی نزدیک به جنبش انصارالله، تأکید کرد:

نیروی دریایی یمن تحرکات دشمن را در دریای سرخ و دریای عرب به‌صورت دقیق زیر نظر دارد و برای خنثی‌سازی هرگونه تلاش آمریکا جهت تثبیت حضور نظامی خود از طریق استقرار ناو آبراهام لینکلن، آمادگی کامل دارد.

وی افزود:

یمنی‌ها پیش از این نیز بارها همین ناو هواپیمابر آمریکا را که در چارچوب تجاوزات این کشور علیه یمن در منطقه مستقر شده بود، هدف قرار داده‌اند و ثابت کرده‌اند که دوران بی‌هزینه‌بودن تجاوز به یمن پایان یافته است.

این هشدار در حالی صادر می‌شود که آمریکا، به‌عنوان شیطان بزرگ، تلاش دارد با حضور نظامی خود معادلات منطقه را به نفع رژیم صهیونیستی تغییر دهد؛ اما اتحاد زیدی و شافعی یمن نشان داده است که مومنین تمام سرزمینهای اسلامی با تکیه بر ایمان، وحدت و عزت، در برابر هر تجاوزی ایستادگی خواهند کرد ان شاء الله.

این یکی از الگوی های زنده ی ماست که با وجود تسلحیات ناچیزی که دارد بارها آمریکا و صهیونیستها را با ذلت مواجه کرده است و کشور بزرگ و قدرتمند ایران که قدرتی به مراتب بالاتر از اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن دارد بدون شک در صورت درگیر شدن با آمریکائی ها، نه تنها ابهت پوشالی آمریکا را نابود خواهد کرد بلکه دریا و پایگاههای منطقه ای آنها را به گورستانی برایشان تبدیل خواهد کرد. باذن الله.

پیام مقاومت امت اسلامی در مورد حضور نیروهای آمریکای اشغالگر در اطراف دارالاسلام ایران

پیام مقاومت امت اسلامی در مورد حضور نیروهای آمریکای اشغالگر در اطراف دارالاسلام ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

امت اسلامی می داند که دارالاسلام ایرانِ امروز، ایرانِ دیروزِ محاصره‌شده و تنها نیست.

دارالاسلام ایران، با اتحاد عزتمند و فرامذهبی با تمام مومنین مجاهد منطقه، به نماد بیداری، کرامت و ایستادگی در برابر استکبار جهانی بدل شده است.

هم‌زمان با تلاش آمریکا برای تحمیل حضور نظامی از طریق ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، دارالاسلام ایران پیام روشنی مخابره کرد:

ایران در بالاترین سطح آمادگی قرار دارد و اجازه نخواهد داد آب‌های منطقه به میدان نمایش قدرتِ شیطان بزرگ تبدیل شود.

این پیام، پیام یک حزب یا یک جریان نیست بلکه پیام یک امت و ملتِ متحد است که ایمان را بر تهدید، و عزت را بر تسلیم ترجیح داده است.

نیروی دریایی دارالاسلام ایران، تحرکات دشمن را در خلیج فارس و دریای عمان به‌دقت زیر نظر دارد و نشان داده است که تجاوز، بی‌هزینه نخواهد بود.

امت اسلامی باید آگاه باشد که حضور نظامی آمریکا در منطقه، نه برای امنیت ملت‌ها،بلکه برای حمایت از رژیم صهیونیستی و تداوم جنگ‌افروزی و بی‌ثبات‌سازی است.

دارالاسلام ایران، با وحدت فرامذهبی اسلامی، ثابت کرده است که اختلافات مذهبی می‌تواند به نقطه قوت مقاومت بدل شود؛ وقتی هدف، دفاع از اسلام، کرامت انسان و استقلال سرزمین‌هاست.

این پیام کنونی دارالاسلام ایران است به امت اسلامی که «راه عزت، از وحدت می‌گذرد؛راه امنیت، از ایستادگی می‌گذرد؛ و راه رهایی، از نه گفتنِ صریح به آمریکا و پروژه‌های صهیونیستی.»