نکاتی از سخنان امروز ۲۷ دی ماه ۱۴۰۴ش رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر آیت الله سیدعلی خامنه ای: مستنداتی از دخالت آمریکا و رژیم صهیونیستی در فتنهٔ اخیر داریم، فتنه را خاموش کردیم اما این کافی نیست، ملت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست کمر فتنه گر را هم باید بشکنیم

نکاتی از سخنان امروز ۲۷ دی ماه ۱۴۰۴ش رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر آیت الله سیدعلی خامنه ای: مستنداتی از دخالت آمریکا و رژیم صهیونیستی در فتنهٔ اخیر داریم، فتنه را خاموش کردیم اما این کافی نیست، ملت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست کمر فتنه گر را هم باید بشکنیم

امروز ۲۷ دی ماه ۱۴۰۴ش رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر آیت الله سیدعلی خامنه ای در جمع کثیری از مردم انقلابی دارالاسلام ایران گفت:

  • رئیس‌جمهور آمریکا را به‌خاطر خسارت و تلفاتی که در فتنهٔ اخیر به کشورمان وارد کرد، مجرم می‌دانیم.
  • عوامل فتنه ۲ دسته بودند؛ دستهٔ اول لیدرهای آموزش‌دیده توسط دستگاه‌های جاسوسیِ آمریکا و اسرائیل و دستهٔ دوم افراد خام و هیجانی‌ای که با دستگاه‌های جاسوسی ارتباطی نداشتند.
  • عوامل ناآگاه در این فتنه با سردستگیِ عوامل آموزش‌دیده جنایت‌های بزرگی انجام دادند. ۲۵۰ مسجد توسط این افراد تخریب و به‌آتش کشیده شد.
  • وضع اقتصادی مردم حقیقتا مشکل دارد و مسئولین دولتی باید در این زمینه دو برابر کار کنند
  • عوامل فتنه دو دسته بودند؛ یک دسته دستگاه های آمریکایی و اسرائیل پیدا کردند آموزش دادند ( اغلب را)، یاد داده بودند چگونه ترس ایجاد کنید، تخریب کنید، البته پول حسابی هم داده‌بودند. یک عده این‌ها بودند که خودشان خود را لیدر معرفی کرده‌بودند. به حمدالله بسیاری از آن‌ها بازداشت شدند. نیروهای انتظامی ما به خوبی نقش آفرینی کردند و عده زیادی از آنها دستگیر شدند
  • دسته دوم کسانی بودند که با گروه خاص جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونی ارتباطی نداشتند؛نوجوانی خامی است حرف می‌زنند تحت تاثیر قرار می‌دهند برای او هیجان ایجاد می‌کنند ، نوجوان هم هیجانی است و وارد میدان می شوند کارهایی می‌کنند که نباید بکنند. این‌ها پیاده نظامند، ماموریت این ها حمله به خانه پاسگاه نظامی،بانک و .. است.آن سردسته، این‌ها را مجبور به این جنایات می‌کنند و آن‌ها هم انجام می‌دهند. در این فتنه جنایات زیاد واقع شد و این عوامل نادان و ناآگاه با سردستی این عوامل کارهایی کردند جنایات بزرگی انجام دادند، ۲۵۰ مسجد ، ۲۵۰ مراکز آموزشی و علمی را تخریب کردند. به صنعت برق، فروشگاه‌های های ارزاق آسیب زدند به مردم آسیب زدند. چند هزار نفر را به قتل رساندند بعضی ها را به شکل غیر انسانی حمله کردند.
  • ملت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست کمر فتنه گر را هم باید بشکنیم.
  • رئیس جمهور آمریکا، مجرم اصلی فتنه اخیر است.
  • بدتر از مجرمان داخلی، مجرمان بین‌المللی هستند که آن‌ها را هم رها نمی‌کنیم
  • عده محدود فتنه‌گر را در مطبوعات صهیونیست‌ها در دنیا، بزرگ کردند و گفتند اینها ملت ایران هستند
  • اما واقعیت غیر از این است؛ واقعیت چیزی است که به چشم خود می‌بینیم  همان جمعیت ۲۲ دی ماه در کوچه و خیابان و شهرهای شما
  • همه باید در دفاع از نظام اسلامی و ایران عزیز با هم و در کنار هم و یکی باشیم
  • مسئولان انتظامی، امنیتی، سپاه و بسیج در حادثهٔ اخیر جان‌فشانی کردند
  • مسئولان هم با نیروهای امنیتی همراهی کردند و ملت ایران حرف آخر را با وحدت زد.
  • دعواهای جناحی و سیاسی نباید بین مردم رواج پیدا کند و همه باید در دفاع از ایرانِ عزیز در کنار هم باشیم.
  • من اجازه نمی‌دهم در چنین شرایط حساسی به رؤسای قوا و مسئولان فعال اهانت بشود؛ من از شرایط سخت معیشتیِ مردم اطلاع دارم و مسئولان باید برای رفع آن دوبرابر کار کنند.
  • فتنه را خاموش کردیم اما این کافی نیست و آمریکا باید پاسخگو باشد.
  • ملت ایران بار دیگر مانند جنگ ۱۲ روزه آمریکا را شکست داد
  • ملت ایران ۲۲ دی را به یک روز تاریخی مثل ۲۲ بهمن تبدیل کرد
  • ملت ایران با یک حرکت میلیونی در تاریخ ۲۲ دی با جمعیت‌های انبوه در شهرهای مختلف مشت محکمی به دهانِ پُرگوی مدعیان زد.
  • مطبوعاتِ وابسته به صهیونیست‌ها افراد معدودِ فتنه‌گر را به‌جای «ملت ایران» جا زدند اما واقعیت همان چیزی است که همهٔ ما در خیابان‌ها دیدیم.
  • آمریکایی‌ها با مقدمات فراوان این فتنه را برای مقاصد خودشان راه انداخته بودند که ملت ایران مثل جنگ ۱۲ روزه آن‌ها را شکست داد اما این کافی نیست؛ آمریکا باید پاسخگو باشد.
  • ما نمی‌خواهیم کشور را به‌سوی جنگ ببریم، اما مجرمان داخلی را رها نمی‌کنیم.
  • وضع اقتصادی وضع خوبی نیست و معیشت مردم واقعاً مشکل دارد.
  • مسئولان دولتی باید در بعضی بخش‌ها همچون «تأمین کالاهای اساسی و نهاده‌های دامی» و تأمین ارزاق و کالای مورد نیاز مردم، با جدیت بیشتر و دو برابر همیشه کار کنند.

کمک در راه ترامپ برای اغتشاشگران دی ۱۴۹۴ش با تشکر از رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران

کمک در راه ترامپ برای اغتشاشگران دی ۱۴۹۴ش با تشکر از  رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران

ترامپ به آشوب طلبانی که با سوار شدن بر اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ آنرا تبدیل به جنگ شهری کرده بودند ابتدا وعده داد که در خیابان‌ها بمانید که کمک در راه است و پمپئو نیز گفت که افراد موساد در خیابان‌ها حضور دارند.
ترامپ به دنبال این از آشوب طلبان مسلح خواست که نهادهای حکومتی را تسخیر کنند و…
البته دیر گفت چون روز پنج شنبه و جمعه اکثریت لیدرهای خائن دستگیر شده بودند و مردم نیز با راهپیمائی ملیونی قدرت واقعی ایران را در پشت موشک‌ها و سایر قدرت نظامی خود نشان دادند.
ترامپ که این خائنین به وطن را فریب داده بود در تاتری سیاسی و جهت سرپوش گذاشتن بر وعده هایش اعلام کرده است :

من به شدت به این واقعیت احترام می‌گذارم که تمام اعدام‌های برنامه‌ریزی‌شده که قرار بود دیروز انجام شوند (بیش از ۸۰۰ مورد از آنها)، توسط رهبری ایران لغو شده‌اند. متشکرم!
دونالد جی. ترامپ
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا

تشکر ترامپ از  رهبر ایران، کمک به آشوب طلبانی است که موجودیت خود را به این شخص گره زده بودند.

در همین زمینه خبرنگار از ترامپ می پرسد : ‌«آیا رهبران کشورهای عربی و اسرائیل تو را قانع کردند به ایران حمله نکنی؟»

ترامپ: «کسی من رو قانع نکرده. خودم خودم رو قانع می‌کنم. قرار بود بیش از ۸۰۰ نفر رو دار بزنند. کسی رو دار نزدند. لغو کردند. خیلی تاثیرش زیاد بود.»

آیا آیندگان و خائنین به دین و وطن عبرت نمی گیرند؟

همه می‌دانند که ترامپ در وعده ی کمکی که به این خائنین داده بود ناتوان بود و از هر تهدیدی که کرد عقب نشینی کرد.

بر این اساس است که روزنامه صهونیستی اسرائیل هیوم با مطرح کردن سوال: «چه کسی پشت عقب‌نشینی آشکار ترامپ برابر ایران است؟»

نوشته است:
” احتمالاً ترامپ از گزینه‌هایی که در خصوص ایران به او ارائه کردند، اطمینان نداشته است. ممکن است ترکیبی از دلایل، شرایط و پیام‌هایی که به کاخ سفید رسیده، او را به این تصمیم رسانده باشد که علی‌رغم وعده قبلی‌اش اقدامی انجام ندهد.”

به عنوان ابزاری دنیوی، بعد از اتحاد و یکپارچگی مردم ایران باید گفت ” قدرت نظامی” دارالاسلام ایران تنها عامل بازدارنده در برابر این وحشی ضعیف بوده است و این هم ثمره ی عمل مسئولین دارالاسلام ایران به این دستور الله است که می فرماید:

وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ( انفال/۶۰) هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان‌]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‌شناسید و خدا آنها را می‌شناسد.

ترامپ اگر از این قدرت نمی ترسید تا کنون خیلی غلطها کرده بود.

پس در اینکه چه چیزی مانع از حمله آمریکا و شرکایش به دارالاسلام ایران شد دچار توهم و شک و تردید نشوید.

وحدت شرط نصرت؛ نگاهی قرآنی به وضعیت جهاد معاصر

وحدت شرط نصرت؛ نگاهی قرآنی به وضعیت جهاد معاصر

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

الله متعال راه نصرت و پیروزی مسلمانان را به‌روشنی در قرآن کریم و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم  بیان کرده است؛ همان‌گونه که راه شکست، ناکامی، فشل و زوال هیبت را نیز به‌صراحت مشخص فرموده است. این بیان الهی، مجمل و مبهم نیست؛ بلکه روشن، محکم و غیرقابل انکار است.

الله متعال می‌فرماید: إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (محمد/ ۷) اگر الله را یاری کنید، الله شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌سازد.

یکی از راههای یاری کردن الله ( که از یاری هر مخلوقی بی نیاز است) ایمان به دین او اطاعت از شریعتش است که یکی از قوانین شریعتش پرهیز از تفرق و چند دستگی و درگیری داخلی است چنانچه در هشدارى روشن می‌فرماید: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ (انفال/ ۴۶) با یکدیگر نزاع نکنید که سست می‌شوید و هیبت‌تان از میان می‌رود.

این آیه به‌صراحت نشان می‌دهد که فشل، ناکامی و از بین رفتن هیبت، نتیجهٔ مستقیم نزاع و تفرقه است، نه کمبود امکانات یا ضعف ظاهری.

می توانیم به صورت خاص بگوئیم که این سخن متوجه عامه ی مردم نیست بلکه خطاب آن به اهل دعوت و جهاد و جریان‌های شریعت‌گراست که در سرزمین‌های اسلامی علیه اشغالگران آمریکایی و مزدوران محلی آنان مبارزه می‌کنند.

امروز در بسیاری از بلاد اسلامی، شاهد آن هستیم که گروه‌های جهادیِ شریعت‌گرا، با وجود وحدت دشمن، متفرق، مجزا و بعضاً متنازع عمل می‌کنند؛ هرکدام با نام، پرچم و تشکیلاتی جداگانه که نمی توانند به صورت منسجم همدیگر را تقویت کنند همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیثی متفق علیه فرموده است: المؤمنُ للمؤمنِ كالبنيانِ يشدُّ بعضُه بعضًا . مؤمن نسبت به مؤمن همچون بنایی است که اجزایش یکدیگر را استوار می‌کنند.

بنابراین، هرگونه تعصّب تشکیلاتی، گروهی یا اسمی که به تفرقه ی صفوف اهل جهاد بینجامد، از نگاه شرع مردود است؛ هرچند با شعارهای دینی و جهادی توجیه شود.

پس وحدت بر محور توحید، شریعت و منهج صحیح، شرط تحقق نصرت الهی است و تفرقه، نزاع و چندپارگی، سبب محرومیت از نصرت و استمرار ضعف امت می‌گردد و هر دعوتی که به اختلاف در صفوف اهل شریعت دامن بزند، با سنت‌های الهی در تعارض است و بازگشت به وحدت، نه یک گزینه ی سیاسی، بلکه یک تکلیف شرعی است.

وحدت د نصرت شرط دی؛ د معاصر جهاد حالت ته قرآني نظر

وحدت د نصرت شرط دی؛ د معاصر جهاد حالت ته قرآني نظر

الله تعالی د مسلمانانو د نصرت او بریا لاره په ډېر روښانه ډول په قرآن کریم او د رسول الله ﷺ په سنت کې بیان کړې ده؛ لکه څنګه چې د شکست، ناکامۍ، فشل او د هیبت د زوال لاره یې هم په صراحت سره څرګنده کړې ده. دا الهي بیان مبهم او مجمل نه دی، بلکې روښانه، محکم او نه‌انکارېدونکی دی.

الله تعالی فرمایي:

«إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»

که تاسو د الله مرسته وکړئ، الله به ستاسو مرسته وکړي او ستاسو قدمونه به ټینګ کړي.

(محمد: ۷)

او په یوه روښانه خبرداري کې فرمایي:

«وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ»

یو له بل سره شخړه مه کوئ، که نه نو کمزوري به شئ او ستاسو هیبت به له منځه ولاړ شي.

(الأنفال: ۴۶)

دا آیت په ښکاره ډول څرګندوي چې فشل، ناکامي او د هیبت له منځه تلل د اختلاف او تفرقې مستقیمه پایله ده، نه د امکاناتو کموالی او نه هم ظاهري کمزوري.

اهلِ جهاد او شریعت‌پالو ته خطاب

دا وینا عامو خلکو ته نه ده؛ بلکې خطاب یې اهلِ جهاد او شریعت‌پالو جریانونو ته دی، هغو ته چې د اسلامي خاورو په بېلابېلو سیمو کې د امریکايي اشغالګرو او د هغوی د محلي مزدورانو پر ضد جهاد کوي.

نن په ډېرو اسلامي هېوادونو کې دا واقعیت وینو چې دښمن یو دی، خو جهادي شریعت‌پالې ډلې متفرقې، جلا او کله ناکله له یو بل سره متنازعې دي؛ هره ډله د خپل نوم، بیرغ او تشکیلاتو لاندې فعالیت کوي.

د وحدت الهي معیار

رسول الله ﷺ فرمایلي دي:

«المؤمنُ للمؤمنِ كالبنيانِ يشدُّ بعضُه بعضًا»

مؤمن د مؤمن لپاره د ودانۍ په شان دی، چې یوه برخه یې بله ټینګوي.

(بخاري او مسلم)

او همدارنګه یې فرمایلي دي:

«دَعُوهَا فَإِنَّهَا مُنْتِنَةٌ»

تعصب پرېږدئ، ځکه چې هغه ناولی او مردود دی.

(بخاري او مسلم)

نو هر ډول تشکیلاتي، گروهي یا اسمي تعصب چې د اهلِ جهاد د صفونو د تفرقې سبب شي، د شریعت له نظره مردود دی؛ که څه هم د دین او جهاد په شعارونو سره توجیه شي.

شرعي پایله

وحدت د توحید، شریعت او صحیح منهج پر محور د الهي نصرت د تحقق شرط دی؛

او تفرقه، نزاع او څوپارچګۍ د نصرت د محرومیت او د امت د دوامداره کمزورۍ لامل ګرځي.

هره بلنه چې د اهلِ شریعت په صفونو کې اختلاف زیاتوي، د الهي سنتونو پر خلاف ده؛

او وحدت ته بېرته راګرځېدل، یوازې سیاسي انتخاب نه، بلکې یو شرعي مکلفیت دی.

وقتی دشمن واحد است و در کمین، جنگ داخلی خیانت به امت است

وقتی دشمن واحد است و در کمین، جنگ داخلی خیانت به امت است

به قلم: خالد سیف الله مسلول

شاخه‌ای از تنظیم القاعده در یمن موسوم به «انصار الشریعه» در رساله‌ای اعلام کرده است که درگیری‌های جاری در ولایت‌های جنوبی، به‌ویژه «ابین» و «شبوه»، به‌طور مستقیم تحت مدیریت آمریکا و اسرائیل قرار دارد؛ و عربستان سعودی، امارات متحده عربی و نیروهای وابسته به آنان، مجریان میدانی این پروژه‌اند.

در این رساله همچنین به عملیات‌هایی چون «سهام الشرق» و «سهام الحق» اشاره شده و بر ادامه ی جنگ و احتمال گسترش نظامی تأکید گردیده است.

اگر این تحلیل را بپذیریم  که آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقه‌ای‌شان طراح و بهره‌بردار این بحران‌اند  آنگاه پرسش اساسیِ شرعی این است: آیا در چنین وضعیتی، قتال داخلی میان مسلمانان، جایز است یا حرام؟

اصل قرآنی به ما می گوید که نزاع داخلی  برابر است با از بین رفتن و زوال قدرت مومنین و به صراحت می گوید: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ (انفال/ ۴۶) نزاع نکنید که سست می‌شوید و هیبت شما از بین می‌رود.

بر این اساس و بر مبنای منهج صحیح اسلامی تمام فقهای امت اتفاق دارند که هرگاه دشمن متجاوز خارجی حضور دارد نزاع و جنگ داخلی میان مسلمانان موجب تقویت دشمن و تضعیف امت می‌شود و حرام است و اگر مسلمانان و در برابر اشغالگری و سلطه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی ایستاده‌اند، اصل بر حرمت خون، مال و عرض آنان است و فقه اسلامی اجازه نمی‌دهد که اختلاف در منهج یا اجتهاد، به مشروع‌سازی قتال داخلی منجر شود، آن هم در حالی که دشمنان اسلام آشکارا در حال مدیریت میدان‌اند.

در این میان یکی از بزرگ‌ترین آفات جنبش‌های اسلامی در قرن اخیر خطا در دشمن‌شناسی شرعی بوده است.

هرگاه دشمن اصلی (آمریکا، صهیونیسم، و بازوان منطقه‌ای‌شان) به حاشیه رانده شود و تمرکز سلاح به‌سوی مسلمانان دیگر برود، نتیجه همیشه یکسان بوده است، یعنی تداوم اشغالگری و فرسایش نیروهای اسلامی و ریختن خون مسلمان به سود دشمن.

این قاعده‌ای است که در افغانستان، عراق، سوریه، لیبی، سومالی و امروز در یمن بارها تکرار شده است.

پس  وحدت، یک تاکتیک نیست بلکه یک واجب شرعی است و وحدت امت، صرفاً مصلحت سیاسی نیست بلکه واجب شرعی است بخصوص وقتی دشمن واحد است و هر مسیری که به توقف قتال داخلی و کاهش تفرقه مذهبی و تمرکز بر دشمنان متجاوز خارجی بینجامد، به روح شریعت نزدیک‌تر است از هر راهی که اختلاف را تعمیق کند؛ حتی اگر با نام جهاد و توحید عرضه شود.

در این صورت حق است که بگوئیم  اگر آمریکا، اسرائیل، عربستان و امارات دشمنان واقعی یمن و امت اسلامی‌اند، جنگ مسلمان با مسلمان، تکفیر متقابل و چندپاره‌سازی جبهه ی اسلامی نه جهاد، بلکه خدمت ناخواسته به دشمن است.

و امت اسلامی تنها زمانی نفس راحت خواهد کشید که فقهِ اخوت، دشمن‌شناسی شرعی و اولویت امت، بر هیجان، تعصب و نزاع داخلی غلبه کند.

ما اهل سنت و جماعت ایران چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۲)

ما اهل سنت و جماعت چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۲)

به قلم: محمد اسامه

این فریاد اهل دعوت و جهاد بر سر این دسته از خطبای مساجد و علمای دارای تریبون و رسانه  از هوا نیامده است بلکه ریشه در قرن‌ها تفرقه، تحقیر، مرزبندی‌های تحمیلی و ظلم داخلی دارد که می خواهیم به این جریان تاریخی بگوئیم بس است؛ جبهه ی مشترک دشمنان کافر و محارب خارجی و مرتدین داخلی و دارودسته ی منافقین بومی را نگاه کنید و بس کنید اگر خودتان هم یکی از اعضای این جبهه نیستید.

ما اهل دعوت و جهاد حق داریم با بررسی تاریخ به این خروجی مهم برسیم که جریاناتی به نام مذهب و در هنگامی که امت به آنها نیاز داشتند یا مومنین را رها کردند یا بدتر از آن، به جانب کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی رفتند؛ آیا در زمان حمله ی مغولهای سکولار به سرزمینهای تحت حاکمیت خوارزمشاهیان و عباسیان ندیدیم؟ آیا در زمان حمله ی اروپائی های سکولار به سرزمینهای تحت حاکمیت عثمانی ها ندیدیم؟

در این اغتشاشات دی ۱۴۰۴ش و حتی در اغتشاشات هرزه های سکولار ۱۴۰۱ش ایران و قبل از آن هم، انتظار داشتن واکنشی متحد و صریح بر اساس منهج اهل سنت و جماعت از این دسته از خطباء و علماء میان اهل سنت و جماعت ایران در برابر این هرزه های سکولار و اجیر شده  انتظاری غیر شرعی و بالاتر از حد توان آنها نبوده و نیست؛ اما اینها در تمام این موارد مومنین اهل دعوت و جهاد و عوام مسلمین اهل سنت را که به روشنگری های آنها جهت محافظت از خود و فرزندان و دارالاسلام نیاز دارند را از خود ناامید کرده اند.

پس حق داریم بگوئیم که این دسته از خطبا و علماء به‌جای اصلاح امت، امت را می‌سوزانند، به‌جای یاد دهی دشمن‌شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و تمرکز بر دشمن اصلی،  مسلمین را به هم مشغول یا بی خیال می‌کنند، و به‌جای اتحاد و اقامه ی عدل، خون مسلمان را آگاهانه یا جاهلانه مباح می‌شمارند و این، دقیقاً همان چیزی است که دشمنِ اصلی امت می‌خواهد.

مگر ندیدیم که شیخ عزالدین حسینی در اوایل انقلاب اسلامی ایران چگونه حتی در کنار حزب کمونیست و مارکسیست لننیست کومله کُردستان بر علیه حاکمیت مذهبی ایران قرار گرفت و چه مصیبتهائی برای مردم آن دیار درست کرد و ندیدیم که چگونه مولوی عبدالغفار نقشبندی چگونه برای اهل سنت بلوچستان فتنه و مصیبت درست کرد و هم اکنون بخشی از جبهه ی اپوزیسیون مرتدین سکولار ایران شده است البته با شعارها و قیافه ای شبه اسلامی همچون شیخ عزالدین حسینی؟

اینها تنها نمونه هائی از این دسته از خائنین آشکار شده هستند که جبهه ی خود را روشن کرده و آشکارا به جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی پیوسته اند.

خطبای مساجد و علمای صاحب قلم و رسانه ی ما بدانند که عصر روشنگری و بالا رفتن آگاهی هاست و اهل دعوت و جهاد میان حنفی ها و شافعی ها و سایر مذاهب اسلامی کارنامه ی شماها را در دارالاسلام ایران نگاه می کنند، اگر به همین روش «عوام زدگی» ادامه دهید که منهج صحیح اسلامی در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را پنهان می کند و مومنین را از وظایف خود نسبت به دارالاسلام غافل نگه می دارد و حتی آنها را به سمت و سوی جبهه ی کفارخارجی و مرتدین داخلی سوق می دهد  بدانید که:این  انحرافات آشکار ناخواسته جوانان ناپخته و کم تجربه ی اهل دعوت و جهاد خشمگین را به‌سوی پروژه‌های انحرافی و ویرانگر بر علیه امثال شماها هل می‌دهد و این کار شما خیانت به امت است، نه حفظ آن.

اگر امروز شماها با بصیرتی شرعی به خود نیائید و این  ظلم آشکار خود را متوقف نکنید، فردا انحراف به‌نام عدالت، و افراد تکرو و یا گروههای خوارج صفت جهت اجرای عدالت خواهند آمد و آنگاه همه بازنده‌ایم جز آمریکا، صهیونیسم، و طاغوت‌های دست نشانده و مزدور منطقه.

پس قبل از آنکه مومنین آگاه به وضع شما و منهج اسلامی، همچون مصر و سایر سرزمینهای اسلامی شماها را همچون یک مانع در برابر حرکت رو به جلو مومنین به سمت حکومت اسلامی بر منهاج نبوت ببینند و خشم خود را بر شماها خالی کنند به خود بیائید و همچون امام احمد بن حنبل رحمه الله و ابن تیمیه رحمه الله و سایر بزرگان سلف این امت در برابر کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی موضعی شرعی و قاطع بگیرید هر چند توسط عوامی که با ماهواره های دشمنان سحر شده اند مورد انتقد قرار گیرید.

این را هرگز فراموش نکنید اگر مومن و اهل سنت و جماعت هستید که بیان منهج صحیح اسلامی مهمتر از منافع شخصی است.

ما اهل سنت و جماعت ایران چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۱)

ما اهل سنت و جماعت چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۱)

به قلم: محمد اسامه

اجازه دهید در همین ابتدای سخن از امام احمد بن حنبل رحمه الله شروع کنیم زمانی که بیشتر از ۱۵ سال از عمر خود را در زندانی حاکمیتهای معتزلی مامون و معتصم و واثق عباسی گذراند و در تحمل آنهمه شکنجه در دوران محنة شهره ی زمان خود و بعد از خود شده است.

آنهمه ظلم و بی عدالتی نسبت به این امام بزرگوار در چنین حاکمیت «ملکاً جبریاً» باعث نشد دست از منهج صحیح اسلامی بکشد، او در چگونه برخورد کردن با حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی که به دلیل انهدام خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به وجود آمده اند، مسیر صحیح را طی کرد و انتظاراتش از این حاکمیتهای بدیل اضطراری اسلامی هم در حد خودشان بود، به همین دلیل زمانی که دشمنان خارجی در کمین نشسته و تولید اغتشاش و هرج و مرج و فتنه ی داخلی توسط مرتدینی چون بابک خرمدین را می دید فوراً و بدون معطلی جانب این حاکمیت را می گیرد.

در زمان امام احمد بن حنبل رحمه الله و بعد از آن، موردی که به این حالت اضطرار بر می گردد و از یکپارچگی کنونی مسلمین محافظت می کند پاسخ به این سوال است که در حالتهائی میان یک یا چند امیر و رهبر صالح اما ضعیف با یک امیر و رهبر فاجر قوی، مسلمین گیر می کنند؛ باید از کدام یکی حمایت کنند؟

 کسانی چون امام احمد بن حنبل رحمه الله  سفارش می کنند که جانب امیر فاجر قوی را بگیریم و می گوید: «اما فرد فاجر قوتش برای مسلمانان و فجورش برای نفس خودش است و اما صالح ضعیف صلاحش برای نفسش و ضعفش برای مسلمانان است، پس باید به همراه قوی فاجر قتال نمود و پیامبر صلی­الله علیه وسلم فرموده­اند:«وَإِنَّ اللَّهَ يُؤَيِّدُ هَذَا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِر» «خداوند متعال این دین را با فرد فاجر نصرت می­بخشد.»[۱] 

بر این اساس نه تنها جانب این حاکمیت فاجر عباسی را می گیرد و صالحینی چون عبدالرحمن اشعث و قیام قراء را رها می کند بلکه زمانی که مرتدین طرفدار بابک خرمدین در بخشهائی از آذربایجان دست به شورش می زنند با فتوا و نامه نگاری به بزرگان مردمی و جهادی آن زمان مومنین را به جهاد با این مرتدین آنهم تحت پرچم حاکمیت معتزلی های ظالم و فاجر دعوت می کند و فتوای جهاد بر علیه این مرتدین می دهد.

زمانی هم بزرگانی چون جماعت قراء به رهبری عبدالرحمن اشعث قصد قیام بر علیه این حاکمیت را دارند با دلایلی روشن آنها را ازچنین اقدامی نهی می کند همچنانکه عبدالله بن عمر رضی الله عنهما اهل حرّه مدینه را از قیام نهی کرد و با آنها هم مسیر نشد در حالی که عبدالله بن عمر بزرگترین سردار جهادی آنزمان بود.  

چند روزی است که دارالاسلام ایران که اصلاً قابل مقایسه با حاکمیتهای «ملکاً عاضاً» و «ملکاً جبریاً» زمان عبدالله بن عمر و احمد بن حنبل نیست از سوی کفار محارب و اشغالگر خارجی مورد تهدید قرار می گیرد و مرتدین سکولار داخلی هم با هدایت و طبق نقشه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی دست به آشوب و جنگی شهر مسلحانه زدند که شاید بتوان گفت از فتنه ی بابک خرمدین در زمان احمد بن حنبل هم خطرناکتر و وحشیانه تر بود.

 چون با آنکه هرزه گری و فساد فکری و اخلاقی و جنسی سکولاریستهای کنونی بدتر از گروه بابک خرم دین است، اما علاوه بر این، روشهای قتل مسلمین توسط این سکولاریستها درچند روز گذشته، و تعداد مساجد و قرآنهائی که اینها آتش زدند بسیار بدتر و بیشتر از تمام مساجد و قرآنهائی است که در چند سال شورش بابک خرم دین صدمه دیدند.

با تمام این احوال ما از علما و خطبای خود انتظار داشتیم در برابر جبهه ی کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار محلی موضع گیریی شفاف و شرعی چون امام احمد بن حنبل رحمه الله داشته باشند، حتی اگر چون امام احمد به مدت ۱۵ سال هم توسط این حاکمیت زندانی و شکنجه شده باشند و یا چون ابن تیمیه در زندان این حاکمیت هم وفات کنند؛ چون بیان منهج بالاتر از مسائل فردی و شخصی است؛ اما ما از این خطبای اهل سنت و دسته هائی از آخوندهای میان شیعه، شاهد چنین موضع گیری شرعی نبودیم.

اینجاست که اگر بگوئیم مومنین اهل دعوت و جهاد امروز از چنین خطبای رسمی مساجد و صاحب تریبون خسته اند سخنی گزاف نگفته ایم، خسته ایم از این نان به نرخ روز خوری و عوام زدگی و غفلت از منهج صحیح اسلامی، خسته ایم از اینهمه سهل انگاری توجیه‌شده با نام مذهب، و خسته از سیاست‌هایی که به‌نام «مصلحت»، کرامت و عزت اهل سنت و جماعت را در برابر کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی له می‌کند.


[۱] (سنن دارمی ـ باب : «ان الله يؤيد هذا الدين بالرجل الفاجر» ـ صحفه ۳۱۴ ـ شماره ۲۵۱۷ 

درد دلی دلسوزانه برای رهبری دارالاسلام ایران و افغانستان به مناسبت جنگ شهری اخیر آشوب طلبان در ایران

درد دلی دلسوزانه برای رهبری دارالاسلام ایران و افغانستان به مناسبت جنگ شهری اخیر آشوب طلبان در ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

با آنکه در چند روز اخیر و در دارالاسلام ایران اعتراضات اقتصادی توسط عده ای و با حمایت باداران خارجی خود چون آمریکا و اسرائیل تبدیل به آشوب و جنگ شهری شد، با این وجود لازم است ما به زمینه های داخلی ابزار وجود این خائنین و غلامان نیز اشاراتی داشته باشیم .

در دارالاسلام (چه در امارت اسلامی افغانستان و چه در ایران) واقعیتی نگران‌کننده وجود دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت:

وجود دست‌ها و عناصر نفوذی که با پوشش مسئولیت‌های اداری، امنیتی یا اقتصادی، سیاست‌هایی را اجرا می‌کنند که برای مسلمانانِ تحت حاکمیت، سخت، فرساینده و غیرقابل‌تحمل است.

این سیاست‌ها غالباً با توجیه‌هایی مانند «شرایط بد اقتصادی منطقه ای» اعمال می‌شود، اما در عمل، مستضعفین را هدف می‌گیرد و به فشار، محدودیت‌های ناروا و روش‌های غیر اسلامی می‌انجامد، روش‌هایی که شباهت آشکاری به الگوهای غیرشرعی و حتی سکولار دارد.

در حالی که : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ  (نحل/ ۹۰) خداوند به عدالت و نیکوکاری فرمان می‌دهد؛ ریشه ی مسئله چیست؟

  •  فشار اقتصادی بی‌ضابطه بر طبقات ضعیف که علت اساسی آن ارثیه ی حاکمیتهای قبلی و محدودیتهای کنونی است که کفار جهانی بر دارالاسلام تحمیل کرده اند
  • عدم ارائه ی ایمان صحیح به مسلمین و عدم تولید مومنی که از او انتظار عمل مومنانه در انجام وطیفه و در برابر مشکلات داخلی و تهدیدات خارجی کفار محارب و اشغالگر داشت.
  • تصمیم‌گیری‌های اداری و اجرائی که اصول و مبانی حاکم بر نظام اسلامی را نادیده می‌گیرد
  • سهل انگاری در برابر مفاسد اجرائی و  ظلم بعضی از افراد با نام «مصلحت» و «امنیت»

این‌ها اگر مهار نشود، چهره ی دارالاسلام را مخدوش می‌کند و اعتماد عمومی را از بین می‌برد.

این مسئله باید بی‌واسطه و شفاف به حاکم دارالاسلام، شورای رهبری و دستگاه‌های نظارتی برسد. زیرا اگر ظلم به نام اسلام انجام شود، آسیب آن دوچندان است.

مومنین باید وارد میدان شوند چون گروه منافقین هم اکثراً با لباس دینی ظاهر می شوند و این منافقان همیشه با پرچم دشمن نمی‌آیند، گاه با لباس خدمت، امضای اداری و زبان توجیه‌گر وارد می‌شوند و با اعمال خود، مردم را از عدالت اسلامی دل‌زده می‌کنند.

این نفوذ دارودسته ی منافقین و مفاسد اجرائی اگر مهار نشود نارضایتی می‌آفریندو همچون چند روز گذشته در دارالاسلام ایران ممکن است همین گروه منافقین با حمایت کفار سکولار و اشغالگر خارجی این نارضایتی و اعتراض را تبدیل به آشوب و جنگ شهری کنند تا  جهت مداخله در کشور بهانه به دست دشمنان اسلام بدهند.

راه برون‌رفت از این مشکلات رسیدگی فوری به شکایات مستضعفین و بازبینی سیاست‌های اقتصادی و امنیتی با معیار شرع و برخورد قاطع با عناصر ظالم حتی اگر در ساختار  نظام باشند و بازگرداندن عدالت، رحمت و کرامت مؤمن به مرکز تصمیم‌گیریهاست.

پس بدانیم که دارالاسلام با قدرتِ نظامی صرف حفظ نمی‌شود بلکه با عدالت پایدار می‌ماند و اگر رهبری دارالاسلام از رنج مستضعفین آگاه شود و جلوِ ظلم را بگیرد این خود تقویت دارالاسلام و خشنودی خداوند است.

ای شیخ، مولوی، آخوند و ماموستا دست از آزارِ مستضعفین بردارید، امت، عدالت و وحدت می‌خواهد، نه همسوئی با کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را 

ای شیخ، مولوی، آخوند و ماموستا دست از آزارِ مستضعفین بردارید، امت، عدالت و وحدت می‌خواهد، نه همسوئی با کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را 

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

این روزها که ایران از سوی کالاس رئیس سیاست گذاری خارجی اتحادیه اروپا و از سوی ترامپ به صورت مستقیم تهدید به حمله نظامی و تغییر حاکمیت می شود، کلی گوئی و دوپهلو حرف زدنهای دسته هائی از شیخ و مولوی و آخونها نوعی اذیت و آزار مستضعفین منطقه و تمام اهل ایمان ایران است که نیاز به موضع گیری صریح آنها در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و آشوب طلبهای سکولار و مرتد داخلی دارند که این آشوب طلبها در جنگ شهری که به راه انداختند در خدمت به برنامه ها و سناریوهای کفار خارجی از هیچ جنایتی نسبت به ایرانی ها ( که هم وطنان خودشان هستند) دریغ نکردند.

پس حق خودمان است به دسته هائی از خطباء و حتی علماء بگوئیم: ای شیخ و مولوی و ماموستا و آخوند لطفاً دست از آزارِ مستضعفین بردارید؛ سکوت و بی طرفی شما همسوئی با این کفار خارجی و مزدوران داخلی است چه رسد به سخنان دوپهلو و کلی گوئی های شما که گاه یکی به میخ می زنید و یکی به نعل، و انسان خیال می کند با عده ای از دارودسته ی منافقین طرف است نه مدعیان منهج صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه و اهل بیت.

پس ای شیخ و مولوی و ماموستا و آخوند لطفاً دست از آزارِ مستضعفین بردارید؛ با کلی گوئی، سکوت، تماشاچی شدن، همسوئی خواسته یا ناخواسته با دشمنان خارجی و داخلی باعث تحقیر مومنین نشوید و ما را خسته نکنید.

امت اسلامی یک امت است و عدالت و حقیقت و رُک گوئی می‌خواهد، نه مشتی عوام زده که از ترس عوامی که توسط رسانه ها سحر شده اند جرئت بیان حق بر اساس مذهب خود را هم ندارند یا سکوت می کنند و تفرقه‌ساز شده اند.

جابر بن عبدالله  در تفسير آيه ي : لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. (الحدید/۲۵) با يكي از دستهايش قرآن (مصحف) را بر داشته و در دست ديگرش نيز شمشيري (سيف) داشت و مي فرمود: أمَرَنا رسول الله صلى الله عليه وسلم أن نَضرب بهذا من عَدِلَ عن هذا . يعني: پيامبر خدا (صلی الله علیه وسلم)  به ما دستور داده است كه با اين شمشير گردن كساني را بزنيم كه از اين قرآن  سرپيچي نمايند.[۱]

هم اکنون که اغتشاشگران و یا بهتر است بگوئیم آشوب طلبانی که در ایران جنگ شهری راه انداخته اند نه تنها از قرآن و قوانین شریعت الله سرپیچی می کنند بلکه قرآنها را نیز می سوزانند و مساجد را آتش می زنند و حاکمیتی سکولار می خواهند که در آن هیچ جایگاهی برای قانون شریعت الله وجود ندارد و علاوه بر آن کفار محارب و اشغالگر خارجی هم از این مرتدین حمایت می کنند؛ آیا سکوت امثال شما همسوئی با این دشمنان داخلی و خارجی و اذی و آزار مُسْتَضْعَفِين  و تمام مومنین نیست؟

ای شیخ و مولوی و ماموستا و آخوند می دانید که اسلام، امت را بر ایمان بنا کرد، نه بر نژاد و قومیت و مسائل اقتصادی و… و اعلام کرد: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ( حجرات/۱۰) تنها مؤمنان برادر یکدیگرند.

بدون شک اهل ایران همچون اهل افغانستان و سایر کشورهائی که قصد دارند استقلال خود را حفظ کنند با مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمهای کمر شکن کفار محارب و اشغالگر خارجی و عوامل داخلی دیگر مشکلات اقتصادی و حتی درمانی را تحمل می کنند، در اینجا نباید اجازه ی سوءاستفاده از دردِ مستضعفین را به دشمنان داد.

البته در داخل کشور هم زمانی که مشکلات اقتصادی و… وجود دارد دارودسته ی منافقین و برخی جریان‌های منتسب به اسلام در کنار مرتدین سکولار و کفار خارجی از رنجِ واقعی مردم سوءاستفاده ی فکری می‌کنند؛ با طرح شعارهایی کلی، اما با منهجی که به خنثی کردن و حتی همسو کردن مسلمانان با کفار خراجی و مرتدین محلی می‌انجامد.

 ای شیخ، مولوی، آخوند و ماوستا لطفاً دست از آزارِ مستضعفین و مومنین بردارید.


[۱] ابن تيمية ،  قواعد الملة و مقاصد الدين ، (ص۶۴۱) / باب تفسير اية لقد أرسلنا رسلنا بالبينات

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۴)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۴)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

اما بیایید به این نکته برگردیم که پیشروی تانک‌ها به داخل شهر بدون پشتیبانی کافی پیاده نظام یک اشتباه بود. شاید از نظر نظامی، واقعاً یک اشتباه بود. اما در عمل، ارتش سرخ همیشه با استقرار تانک‌ها، قیام‌های مردم فتح شده را سرکوب می‌کرد.

اینگونه بود که قیام مردمی در مجارستان در سال ۱۹۵۶ سرکوب شد. تانک‌های شوروی وارد بوداپست شدند و بدون هیچ تشریفاتی تظاهرکنندگان را سرکوب کردند. همانطور که شاهدان قتل عام توصیف کردند، با رسیدن به سواحل دانوب، خدمه تانک‌ها روده‌های انسان را از روی پاهای خود شستند. به همین ترتیب، تانک‌های شوروی در سال ۱۹۶۸ وارد چکسلواکی شدند و به اصطلاح “بهار پراگ” را در هم کوبیدند.

چند سال قبل از فروپاشی امپراتوری شوروی، موجی از قیام‌های مردمی سراسر کشور را فرا گرفت و حتی پس از فروپاشی نیز ادامه یافت. و مقامات کرملین تاکتیک چند دهه‌ای خود را رها نکردند: تانک‌ها به جلو. اینگونه بود که اعتراضات مردمی در اوش، فرغانه، تفلیس، باکو، ویلنیوس و اینگوشتیا سرکوب شد.

با دیدن تانک‌ها، مردم وحشت‌زده فرار کردند. در سال ۱۹۹۳، در مسکو، چهار تانک برای یلتسین و همدستانش کافی بود تا شورای عالی و کل ارتش ملی‌گرایان روس را پراکنده کنند.

بنابراین، برخلاف نظریه نظامی، ورود تانک‌ها به شهر در عمل توجیه‌پذیر بود. اما هنگام برنامه‌ریزی حمله به گروزنی، ژنرال‌های روسی فهمیدند که چهار تانک کافی نخواهد بود. و آنها چند صد تانک، بدون احتساب خودروهای زرهی سبک، سامانه‌های موشکی پرتاب چندگانه، توپخانه سنگین خودکششی، صدها و صدها توپ، خمپاره و هواپیما، مستقر کردند.

نه یک، بلکه بسیاری از هنگ‌های چترباز، هنگ‌های نیروهای ویژه نیروهای داخلی، تفنگداران دریایی، هنگ‌های تفنگدار موتوری و دیگران در این حمله مستقر شدند. در مجموع چند ده هزار سرباز.

تا این لحظه، کرملین در هیچ منطقه‌ای از فضای شوروی یا پس از شوروی چنین تعداد زیادی نیروی انسانی و تجهیزات مستقر نکرده بود. کرملین می‌خواست به هر قیمتی کنترل خود را در چچن دوباره به دست آورد، زیرا در چند سال گذشته، این منطقه به نمونه‌ای خطرناک از استقلال واقعی برای زندان ملت‌های روسیه تبدیل شده بود.

مسکو با استقرار کل این ناوگان، می‌خواست هرگونه اتفاق غیرمنتظره‌ای را منتفی کند.

و هیچ کس در مورد نتیجه این عملیات شک نداشت: ژنرال‌های روسی، روزنامه‌نگاران، به اصطلاح کارشناسان و به ویژه مردم روسیه. علاوه بر این، خود چچنی‌ها، اگرچه مصمم به جنگ بودند، اما انتظار چنین نتیجه‌ای را نداشتند.

جهان نظاره‌گر و منتظر نتیجه منطقی این رویارویی بود. در یک طرف، یک قدرت هسته‌ای قرار داشت که ارتش آن یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان محسوب می‌شود. از طرف دیگر، این یک جمهوری کوچک است، با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر.

و با این حال، وقایع به شکلی غیرمنتظره رخ دادند! آنقدر غیرمنتظره که رسانه‌ها برای لحظه‌ای خشکشان زد، و نتوانستند گزارش‌هایی را که دریافت می‌کردند باور کنند… سپس تصاویر تانک‌های سوخته روسی و اجساد سربازان روسی که در خیابان‌ها پخش شده بودند، در سراسر جهان پخش شد.