
چرا دارالاسلام امارت اسلامی باید در تدوین سیاست خارجی و در برابر کشورهای متخاصم قاطعتر عمل کند؟
به قلم: محمد اسامه
در نظام بینالملل، احترام به حاکمیت ملی تنها از مسیر «عمل متقابل» (Reciprocity) میگذرد. اگر کشوری مانند چین یا کشورهای غربی در تریبونهای بینالمللی علیه امنیت ملی افغانستان موضعگیری میکنند، تعاملِ یکجانبه و نرمش از سوی امارت اسلامی میتواند به عنوان “ضعف” تلقی شود. سیاست خارجی باید از حالت «واکنشی» به حالت «کنشگری فعال» تغییر یابد تا هزینهی بدعهدی برای طرف مقابل بالا برود.
یکی از دلایل عدم اتخاذ سیاست روشن، گره خوردن منافع اقتصادی به پروژههای نیمهتمام است. کشورهایی مثل چین با «گروگانگیری اقتصادی» و معطل نگه داشتن پروژههایی چون معدن مس عینک، سعی دارند از امارت اسلامی امتیازات سیاسی و امنیتی بگیرند.
راهکار متقابل هم تعیین ضربالاجل برای این پروژهها؛ اگر کشوری به تعهدات خود عمل نمیکند، قراردادها باید به کشورهای جایگزین واگذار شود تا اقتدار اقتصادی دارالسلام حفظ گردد.
تاکنون سیاست امارت اسلامی بر پایه «صبر استراتژیک» برای کسب مشروعیت بینالمللی بوده است. اما زمانی که کشورهای همسایه یا قدرتهای جهانی از این فضا برای مداخله در امور داخلی یا ایراد اتهامات ترهب گری استفاده میکنند، این صبر باید جای خود را به سیاستهای تنبیهی دیپلماتیک بدهد. محدود کردن دسترسیهای تجاری یا کاهش سطح روابط دیپلماتیک میتواند پیام روشنی به کشورهای متخاصم باشد.
چرا تاکنون این سیاست کاملاً روشن نبوده است؟
• فشارهای بینالمللی و انجماد داراییها: ترس از تشدید تحریمها و نیاز به تعامل برای آزادسازی پولهای بلوکه شده.
• نیاز به شناسایی رسمی: تلاش برای به رسمیت شناخته شدن گاهی باعث میشود حاکمیت در برابر برخوردهای دوگانه (مانند مواضع اخیر چین در سازمان ملل) با احتیاط بیش از حد عمل کند.
برای اینکه دارالاسلام در برابر کشورهای متخاصم سیاست روشنی داشته باشد، نیاز است:
• تعریف دقیق دشمن و رقیب: دستهبندی کشورها بر اساس میزان وفاداری به تعهداتشان.
• دیپلماسی رسانهای تهاجمی: پاسخ فوری و قاطع به هرگونه ادعای واهی در مجامع جهانی، پیش از آنکه به یک باور عمومی تبدیل شود.
به این شکل می توان گفت که اتخاذ یک سیاست خارجی مقتدرانه و متقابل، نه تنها باعث انزوای افغانستان نمیشود، بلکه به کشورهای متخاصم میفهماند که «دارالسلام» هزینهی هرگونه بدعهدی و اتهامزنی را به سختی بازپس خواهد گرفت. اقتدار ملی در گروِ این است که منافع ملی بر مصلحتسنجیهای موقت پیشی بگیرد.