
آیا گذار از شریعت به سکولاریسم و پروژه «اربیلسازی» در زاهدان در حال اجراست؟
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
در اقلیم کُردستان عراق و ابتدای انتفاضه و ورود نیروهای کُرد به عراق، نیروهای حرکت اسلامی کُردستان عراق ( بزوتنه وه) قویترین و مهمترین قدرت میان کُردها بود اما به تدریج توسط دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها به چنان درجه ای از ذلت تبدیل شده است که ابتدا حاکمیت در سلیمانیه و اربیل به احزاب سکولار و مرتد سپرده شد و بعد اینها همچون بوگیرهای چنین دستشویی که درست شده بود در حد چند نماینده به انجام وظیفه پرداخته اند و به همین سادگی ما شاهد گذار از شریعت به سکولاریسم در این بخش از سرزمینهای اسلامی بودیم که اسناد اسبین نیز نشان می دهد از این منطقه کُرد نشین عراق دخترانی را به آن جزیره ی شیطانی سکولاریستها منتقل کرده اند.
در سیستان و بلوچستان هم ما مدتهاست شاهد این چرخش گفتمانی از دارالعلوم تا دکترین سکولار توسط مولوی عبدالحمید هستیم.
به همین دلیل می توانیم بگوئیم که مواضع سکولاریستی اخیر مولوی عبدالحمید نشاندهنده یک گسست جدی از مبانی سنتی فقهی و حرکت به سمت حاکمیتی سکولار است. اظهارات وی مبنی بر اینکه در صورت رسیدن به قدرت، لزوماً بر اساس احکام اسلامی حکم نخواهد کرد، پرسشهای عمیقی را در میان جامعه مذهبی ایجاد کرده است. این رویکرد، تداعیکننده مسیر جریانات سکولار کُرد است که هویت قومی و سکولار را بر هویت دینی مقدم شمردند.
هم اکنون بسیاری از تحلیلگران اهل سنت و جماعت کُردستان ایران معتقدند که گفتار سیاسی کنونی در زاهدان، کپیبرداری از مدل «اربیل» در کردستان عراق و ناسیونالیسم سکولار کُردهاست. در این الگو، دین به حاشیه رانده شده و ساختارهای سیاسی بر پایه ملیگرایی سکولار و همکاری با جریانهای فرامنطقهای بنا میشود. شباهت میان شعارهای اخیر در سیستان و بلوچستان با جریانهای سکولار کُرد، این شائبه را تقویت میکند که هدفی فراتر از حقوق مذهبی، یعنی ایجاد یک واحد سیاسی مستقل و سکولار در حال پیگیری است، بخصوص اگر به پیوند میان جریانهای سکولار کُرد و بلوچ (از کویته تا اربیل) دقت داشته باشیم.
ارتباط فکری و سیاسی میان جریانات سکولار و قومیت گرای بلوچ در کویته (سرمچارها) و مدلهای حکمرانی سکولار در کردستان عراق و سوریه، نشاندهنده یک استراتژی واحد است. این جریانها با بهرهگیری از ادبیات دموکراسیخواهی و حقوق بشر سکولاریستی، به دنبال حذف مرجعیت اسلام از حاکمیت هستند.
آگاهان اهل سنت و جماعت کُردستان ایران بر این باورند که برخی چهرههای مذهبی میان بلوچها همچون سایر قومیتهای جهان با «دینفروشی» و عدول از اصول اسلامی، در حال هموار کردن جاده برای جریانهایی هستند که اساساً با حاکمیت دین مرزبندی دارند.
ادعای حاکمیت بر اساس چیزی غیر از اسلام، برای شخصی در جایگاه مولوی، به معنای نادیده گرفتن هویت تاریخی و مذهبی مردم منطقه است. این تغییر جهت، نه تنها تضعیفکننده جایگاه شریعت است، بلکه فضا را برای نفوذ تفکرات الحادی و سکولار فراهم میکند که پیشتر در مناطق کردنشین امتحان شده و منجر به شکافهای عمیق اجتماعی و عقیدتی شده است.
پس آنچه امروز تحت عنوان مطالبات مدنی سکولاریستی مطرح میشود، در لایههای زیرین خود حامل بذرهای سکولاریسم و مدلهای ارتدادی و حتی تجزیهطلبانه مشابه اربیل است.
هشدار نسبت به این تغییر ماهیت، وظیفه نخبگانی است که نگران حفظ اصالت دینی و حرکت به سوی حکومت اسلامی بر منهاج نبوت و تطبیق شریعت الله هستند.
اهل سنت و جماعت بلوچستان باید بدانند که هم اکنون مولوی عبدالحمید با نقاب دلسوزی و نصحیت گری همچون یک دشمن داخلی برای آنها عمل می کند چون ایمان آنها را هدف گرفته است که هم دنیا و هم قیامتشان را ضایع می کند پناه بر الله.
در این صورت سخن الله را گوش دهید و هر کسی که در مسیری غیر از حرکت به سوی تطبیق بهتر و کاملتر شریعت الله در حرکت بود و شما را به مسیرهای کفری و ارتدادی سکولاریستی دعوت کرد همچون یک دشمن به او نگاه کنید همچنانکه الله فرموده: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ (منافقون/۴) آنان دشمنان بشمارمی روند و از ایشان برحذر باش . خدایشان بکُشاد ! چگونه ( از حق ) برگردانده میشوند ( و منحرف میگردند ؟ ! ) .