مولوی عبدالحمید در مسیر تکرار کارنامه ی سیاه جریانات ارتدادی سرزمینهای اسلامی  

مولوی عبدالحمید در مسیر تکرار کارنامه ی سیاه جریانات ارتدادی سرزمینهای اسلامی  

به قلم: صلاح الدین مجاهد

سخنان مولوی عبدالحمید از ابتدا تا کنون تابع جریانات رایج سیاسی ایران و منطقه بوده به همین دلیل نمی توان او را تابع منهج ثابت اهل سنت و جماعت دانست که مسیر حرکتی آن ثابت و در « الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ » است.

مولوی عبدالحمید زمانی آیت الله خامنه ای را نه تنها رهبر شیعیان ایران بلکه رهبر تمام اهل سنت ایران و مسلمین جهان می دانست که باید برایش سمع و طاعه داشت و در تطبیق شریعت الله کمکش کرد و… اما ابتدا با طرفدارای از جریانات اصلاح طلبی چون رفسنجانی و خاتمی و روحانی و به دنبال آن کلاً در مسیر سکولاریسم و گروه منافقین قرار گرفته است.

بسیاری از دلسوزان دین و امت برایشان جای سوال است که آیا مسیر فکری و سیاسی مولوی عبدالحمید، به سمت سکولاریزه‌کردن زاهدان و الگوگیری از مدل‌هایی چون پاکستان و ترکیه و جولانی سوریه و سایر جماعتها و جریانات و حاکمیتهای ارتدادی پیش می‌رود؟

در سخنان اخیر مولوی عبدالحمید، که گفت اگر اکثریت بخواهند از حاکمیت اسلامی دست کشید باید تابع اکثریت شد و گفت من از اسلام دست می کشم! این معنا به‌روشنی القا می‌شود که اگر حاکمیت در اختیار او می‌بود، حکم‌رانی الزاماً بر پایه اسلام انجام نمی‌گرفت و امکان عبور از شریعت به‌سوی نظامی غیر اسلامی مطرح می‌شود.

برای بسیاری، این سخن نه یک اظهار نظر ساده، بلکه نشانه‌ای از پذیرش اصل حاکمیت غیر اسلامی و عبور از مبنای «اسلام به‌عنوان معیار حکومت» تلقی شده است.

 تجربه تلخ ترکیه دین‌زدایی با نقاب قومیت و آزادی بود که نمونه‌ای شناخته‌شده از جدایی دین از حاکمیت است؛جایی که به نام حقوق قومیت،حاکمیتی سکولار شکل گرفت و نتیجه آن، حاشیه‌رانی شریعت، عادی‌سازی فساد، و همسویی آشکار با پروژه‌های غربی بود.

به نظر شما آیا طرح برخی مفاهیم امروز در زاهدان، همان مسیری نیست که دیروز در پاکستان و ترکیه طی شد؟

تجربه منطقه نشان داده است که پروژه سکولارسازی، همیشه با چهره‌های آشکار غیر دینی پیش نرفته؛ بلکه اغلب با روحانی‌نماهایی جلو آمده که دین را از سیاست جدا کرده و رهبری جامعه را به سمت الگوهای سکولار و محلیِ وابسته سوق داده‌اند.

از پاکستان و ترکیه تا سوریه، و امروز زمزمه‌هایی مشابه در بلوچستان، کویته و زاهدان؛الگو یکی است، فقط جغرافیا تغییر کرده است.

نگرانی اصلی این است که با تضعیف گفتمان حاکمیت اسلامی و عادی‌سازی حکم‌کردن به غیر اسلام، راه برای سکولارسازی خزنده منطقه هموار شود؛ سکولارسازی‌ای که نه به نفع دین است و نه به نفع عزت اهل‌سنت و امت اسلام.

تجربه تمام سرزمینهای اسلامی که سکولاریستهای مرتد بر آن حاکمیت رانده اند پیشِ چشم ماست؛ و تاریخ بارها نشان داده است که عبور از شریعت، هرگز به آزادی واقعی نینجامیده بلکه دروازه‌ای به‌سوی ارتداد و وابستگی، تفرقه و استحاله بوده است.

مولوی عبدالحمید در حال حرکت جهت کسب تجربه ای تلخ دیگر توسط قوم مسلمان و شریعت گرای بلوچ است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *