
شورای موسوم به علمای پاکستان یا علمای شیطان و بلعمهای باعورایی در خدمت دارالکفرطاری پاکستان؟
به قلم: فضل احمد هراتی
اظهارات اخیر «طاهر اشرفی» رئیس شورای موسوم به علمای پاکستان دربارهٔ نسبتدادن ناامنیهای بلوچستان به افغانستان، نه از سر دلسوزی برای امت، بلکه در امتداد پروژهٔ تبرئهٔ حکومت سکولار و مزدور پاکستان و فرافکنی آشکار است.
حمایت از چه کسی؟ دین یا نظام سکولار؟ بله باید پاسخ دهد که این شورا دقیقاً از چه چیزی حمایت میکند؟ از قرآن و حق؟ یا از ارتش و حکومت سکولاری که سالها ابزار امریکا بوده است؟
وقتی علما، بهجای نصیحت حاکمان ظالم، در کنار قدرت سیاسی وابسته میایستند و همه ی تقصیرها را به بیرون نسبت میدهند، دیگر نام این کار «علم» نیست؛ تلبیس و دینفروشی است.
اینگونه مواضع، یادآور علمای درباری در تاریخ است. کسانی که حق را میشناختند اما کتمان کردند و آیات قرآن را میدانستند اما بر آن سرپوش گذاشتند و به نفع فرعونِ زمان خود فتوا و روایت ساختند
قرآن بهصراحت هشدار داده است درباره ی کسانی که آیات الهی را به بهای اندک میفروشند؛ این خطر، خطرِ عالمِ بیعمل و عالمِ وابسته است.
حکومت سکولار پاکستان در حال فرافکنی بهجای اعتراف به حقیقت است. چون مثلا ناامنی در ایالت بلوچستانپاکستان، ریشه در ظلم ساختاری سکولاریستهای پایتخت نشین و مزدوران سکولار آنها در کویته و تبعیض تاریخی و سرکوب سیاسی و وابستگی امنیتی به امریکا دارد؛ نه در افغانستان.
اما برای حکومت سکولار پاکستان، مقصرسازی خارجی آسانتر از پذیرش حقیقت است، و اینجاست که شورای موسوم به علما، به ابزار تبلیغاتی تبدیل میشود.
بدون شک اتهامزنی به امارت اسلامی افغانستان همصدایی با امریکاست و اتهام «بیتوجهی به تروریسم» علیه امارت اسلامی افغانستان، همان ادبیاتی است که سالها از زبان واشنگتن و ناتو شنیدهایم.
وقتی عالمِ مدعی دین، همان واژگان و تحلیلهای دشمنان اسلام را تکرار میکند، باید پرسید: این صدا، صدای دین است یا صدای اتاقهای فکر کفار سکولار غربی؟
حمایت کورکورانه ی دسته هایی از مولوی ها و خطبای مساجد از نیروهای امنیتیِ یک نظام سکولار، بدون امر به معروف و نهی از منکر،نه وحدت میسازد و نه امنیت بلکه خیانت به امت و تحریف دین است.
شورای موسوم به علمای پاکستان، اگر در کنار حکومت سکولار و سیاستهای امریکا و سرکوب حقیقت میایستد، باید بداند که نام عالم، پوشش خیانت نمیشود.
امت اسلامی باید آگاه باشد که خطر عالمِ مزدور، زیاتر و بیشتر از سیاستمدار مزدور است.