
افشاگری دیگری از جولانی سوریه: اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز میکنند (۳)
ترجمه و ارائه دهنده: ابومحمود کندزی
من از مزدوران رسانهای هیئت و بردگان قدرت تعجبی ندارم؛ اینها بیش از ده سال است که به من فحاشی میکنند.
اما تعجبم از برخی روزنامهنگاران است؛ حتی کسانی که بهصورت خصوصی با من تماس گرفتند. بنابراین لازم دیدم نکات زیر را روشن کنم:
• حادثهٔ قصر، درگیری، مجروحان و زخمیشدن الشرع همگی رخ داده و پروندهاش بسته شده است. هر کسی که وارد هر مقرّی از مقرهای قدرت شود، این واقعیتها را دقیقاً میداند.
• تعارض کجاست بین وقوع حادثه و ظاهرشدن الشرع؟
او شش روز غایب بود؛ تو که روزنامهنگاری، آیا شش روز زمان کمی است برای درمان یک جراحت خفیف و بازگشت؟
حتی اگر برای جدل فرض کنیم اصلاً زخمی نشده، آیا این فرض، وقوع درگیری در قصر را نفی میکند؟
• از نظر منطقی، خود من نوشتم که او ظرف دو روز بازمیگردد؛ و این را قبل از توییتِ کبودیها نوشتم. پس چطور میتوانم خودم را دچار تناقض کنم میان «تا دو روز دیگر ظاهر میشود» و «کبودی دارد»؟
موضوع ساده است: بله، کبودیهای خفیف داشت و شش روز برای درمان پزشکیِ بدون آثار ظاهری کافی است؛ همانطور که شش روز برای درمان ترکشِ سینه نیز کفایت میکند.
پس تناقض کجاست؟
• من از ابتدا و مرحلهبهمرحله تذکر دادم:
• گفتم یک چهرهٔ سنگین هدف تلاش برای ترور قرار گرفته؛
• سپس اشاره و تلویح کردم که درگیری میان جبههالنصره و هیئت تحریرالشام رخ داده؛
• گفتم انس خطاب عملاً ادارهٔ سوریه را در دست دارد؛ یعنی الشرع مجروح است و درمان میشود؛
• وقتی خبر جراحتش پخش شد و دیدم فلول برای تحرک آماده میشوند، گفتم او حالاش خوب است، فقط عارضهٔ جسمی دارد و بازمیگردد؛
• و وقتی ظاهر شد، جزئیات دقیق را گفتم؛ چون دیگر خطری در گفتن آنها نبود.
• برای اطلاع: الشرع امروز وارد سوریه شد و خارج از کشور درمان شده بود. بعد از مدتی خواهید دید روزنامههای بزرگ دربارهٔ این ماجرا مینویسند؛ آن وقت طبق معمول، رویترز و واشنگتنپست و المجلة را باور خواهید کرد!
• یادآوری به بردگان قدرت: خودتان را برای شوک بزرگی آماده کنید؛ اینبار شوک از خودِ الشرع خواهد بود. آنوقت چون بردهاید، یا توجیهش میکنید یا بر ضدش میایستید.
• بدانید کسی که امروز به او شلیک کرد، ده سال پیش در ۲۰۱۴ دقیقاً مثل شما بود؛ آن زمان که من علیه جبههالنصره و ظلمش و اعلام «امارت اسلامی» مینوشتم، به من حمله میکردند و از او با تعصب دفاع میکردند.
امروز همانها میگویند او در محظورات شرعی بزرگ افتاده و به جایی رسیدهاند که تصمیم به ترورش گرفتهاند.
• چه بسا مدتی بعد شما هم بگویید در محظورات ملی خطرناک افتاده یا چیزی از وعدههایی که به شما داده تحقق نیافته؛ هرچند من مطمئنم برده، برده میماند و باز هم توجیه میکند.
• آیا این مطالبات به شما آسیب میزند؟
• مطالبهٔ حکمرانیِ نهادی، نه فردمحور؟
• مطالبهٔ دور کردن اعضای خانوادهاش از قدرت؟
• مطالبهٔ اجرای عدالت و محاکمهٔ جنایتکاران رژیم؟
• مطالبهٔ بهکارگیری شایستگان و کنارزدن وفاداریهای کور؟
• مطالبهٔ بازپسگیری مناطق قسد و نفت سوریه و عدمِ واگذاری جولان شیخ (جبلالشیخ) و غیره به اسرائیل؟
اگر از آسمان آزادی ببارد، بردگان برای خود چتر باز میکنند.