نقد و واکاوی بیانیه سازمان القاعده؛ ضرورت بازگشت به سیاست وحدت‌گرا و عبور از تفکر نجدی

نقد و واکاوی بیانیه سازمان القاعده؛ ضرورت بازگشت به سیاست وحدت‌گرا و عبور از تفکر نجدی

به قلم: خالد سیف الله المسلول

سازمان مرکزی القاعده ی الشیخ ایمن الظواهری تقبله الله اخیرا بیانیه ای نشر داده که در آن با تمرکز جهاد بر آمریکا و هشدار در مورد سرازیر شدن ناوگانهای نظامی و تجهیزات آمریکا و شرکایش در خاور میانه، مومنین را به آمادگی و انسجام در جهاد با این «سر افعی» دعوت می کند.

این حرکت، در واقع نوعی بازگشت به منهج القاعده ی الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله است اما بدون رها کردن منهج محدود بین و اشتباه نجدیت الشیخ ایمن الظواهری و عدم بازگشت به منهج سید قطبی الشیخ اسامه بن لادن نمی توان به آن جامه ی عمل پوشاند و در نقدی استراتژیک می توان گفت چنین جبهه ی واحدی علیه اشغالگران شکل نمی‌گیرد.

در حالی که القاعده ی الشیخ ایمن الظواهری در بیانیه خود از خطر «صلیبی‌ها و صهیونیست‌ها» و ناوهای هواپیمابر سخن می‌گوید، پرسش اساسی اینجاست: چرا در میدان عمل یمن، پتانسیل‌های موجود برای اخراج متجاوزان هماهنگ نمی‌شود؟

اگر دشمن اصلی آمریکا، اسرائیل و حامیان منطقه‌ای آن‌ها (سعودی و امارات) هستند، تداوم درگیری با نیروهای انقلابی داخلی یمن (اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا) تنها به سود واشنگتن و تل‌آویو است. برای قطع دست صهیونیسم از دریای سرخ و شبه‌جزیره، لزوم یک «اتحاد تاکتیکی» برای ضربه زدن به منافع آمریکا و سقوط حکام وابسته به غرب، بیش از هر زمانی احساس می‌شود.

یکی از دلایل اصلی بن‌بست کنونی القاعده، چرخش از اندیشه‌های منهجی-انقلابی اهل سنت و جماعت به سمت انحصارگرائی بر تفکر مخرب نجدیت است که همین نجدیت خودش قابله ی تفرق و جنگ داخلی میان خودش است چه رسد به ایجاد تفرق و چند دستگی میان مسلمین غیر نجدی.

 شیخ اسامه تحت تأثیر تفکرات «سید قطب»، بر مبارزه با «دشمن دور اما اصلی و سرافعی» (آمریکا) و بیداری فراگیر امت اسلامی تأکید داشت. او به دنبال عزت امت بود، نه غرق شدن در مسائل حاشیه‌ای فقهی اما نفوذ علمای «نجدی» که ریشه در تفکرات محمد بن عبدالوهاب دارند، و پذیرش دیدگاههای آنها توسط الشیخ ایمن الظواهری، القاعده را به دام «تفرق داخلی میان القاعده» و سپس به تفرق میان سایر مومنین اهل دعوت و جهاد و در نهایت به جنگ داخلی انداخته است. این رویکرد باعث شده تا به جای مبارزه با آمریکا به عنوان سرب افعی و کفر جهانی، انرژی جوانان صرف نفی دیگر مجاهدین و حتی صرف تکفیر دیگر مسلمانان شود. این مسیر اشتباه، نه تنها پیروزی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه باعث انزوای مجاهدان اهل دعوت و جهاد شده و می‌شود و در نهایت سود تمام فعالیتهای آنها به جیب آمریکا و شرکایش و مرتدین سکولار داخلی می رود؛ مگر همین الان سوریه و یمن و لیبی و.. را نمی بینید؟

القاعده اگر به دنبال بازپس‌گیری ابهت گذشته در زمان الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله و حفاظت از سرزمین‌های اسلامی (از غزه تا کاشغر و ترکستان شرقی، از اندونزی تا مراکش) است، باید لزوم بازنگری در ساختار مشورتی و علمی خود را درک و هضم کند و منهج آن دسته از «علما‌ی نجدیت» که راه اشتباه تکفیر را ترسیم کرده و باعث تفرقه در جبهه ضدآمریکایی می‌شوند را کنار بگذارد و به ریشه‌های اصلی خود یعنی «عزت اسلامی» و مبارزه با استعمار و تمرکز جهاد بر سر افعی(آمریکا) بازگردد؛ مسیری که در آن اولویت با اخراج اشغالگران و سرنگونی حکام دست‌نشانده و مرتد است، نه جنگ‌های مذهبی داخلی.

بیانیه القاعده ی نجدی به درستی از خطر ناوهای آمریکایی سخن می‌گوید، اما قدرت واقعی در «وحدت میدانی» است. اگر القاعده راه خود را از تفکر نجدی جدا نکند و به منهج الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله بر نگردد و با نیروهای ضد آمریکائی – صهیونیستی در منطقه (حتی با وجود اختلافات مذهبی) همسو نشود، تاریخ آن‌ها را به عنوان جریانی قضاوت خواهد کرد که فرصت طلایی برای ضربه نهایی به هژمونی آمریکا را با جنگ‌های داخلی از دست دادند.

به یاد بیاورید که الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله نه تنها با تمام نیروهای مذهبی میان مسلمین تشکیل جبهه ای واحد داد بلکه حتی در جریان اشغال عراق توسط آمریکا و شرکایش به نیروهای جهادی دستور داد که حتی با مرتدین بعثی هم که در برابر آمریکائی ها در حال جنگ هستند تشکیل یک جبهه ی واحد بدهند و با این مرتدین بعثی جنگی نشود؛ چون آمریکا سر افعی است و بیرون راندن کافر محارب و اشغالگر خارجی در اولویت است و هر گونه جنگ داخلی به نفع این دشمن محار خارجی و ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد است.

در این صورت می توانیم بگوئیم که عزت و پیروزی القاعده در گرو بازگشت به منهج اصیل «اهل سنت و جماعت» با قرائت منهجی و انقلابی سید قطب و الشیخ اسامه بن لادن و الشیخ ابوحمزه المهاجر هورامی است. تنها با گذار از تنگ‌نظری‌های نجدی و حرکت به سوی یک جبهه واحد اسلامی است که می‌توان دست آمریکا و صهیونیست‌ها و شرکا و مزدوران آنها را از سرزمین‌های وحی و خاور میانه کوتاه کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *