روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۶)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۶)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

به خوبی شناخته شده است که حمله برق‌آسا به پایتخت چچن شکست خورد و نبرد در شهر ۵۴ روز به طول انجامید. مجاهدین چچنی نه تنها مقاومت شایسته‌ای از خود نشان دادند، بلکه در همان روزهای اول حمله، خیابان‌های گروزنی را به گورستانی برای خودروهای زرهی روسی تبدیل کردند.

این امر منجر به سردرگمی و آشفتگی کامل در میان نیروهای روسی شد. جنگجویان چچنی با شور و شوق شکارچیان، خودروهای زرهی روسی را نابود کردند. موقعیت‌های باورنکردنی توصیف شده‌اند، مانند فرار یک تانک روسی از یک ژیگولی که یک نارنجک‌انداز چچنی، با خم شدن از پنجره، سعی در هدف قرار دادن هدف در حال فرار داشت.

در آن زمان، تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران جنگی از آژانس‌های خبری برجسته غربی، از جمله نمایندگان رسانه‌های اصلی روسیه، در گروزنی بودند. نمایندگان سازمان‌های حقوق بشر و بشردوستانه نیز حضور داشتند. تمام جهان شاهد فروپاشی نقشه‌های ژنرال‌های روسی بود.

و همانطور که انتظار می‌رفت، طوفانی از انتقاد در جامعه روسیه فوران کرد. همه و همه به زبان آوردند: کارشناسان نظامی، نمایندگان مجلس، فعالان حقوق بشر و رهگذران عادی. بسیاری با تمسخر سخنان پاول گراچف، وزیر دفاع روسیه، را نقل کردند که روز قبل گفته بود گروزنی را می‌توان با یک هنگ چترباز در عرض دو ساعت تصرف کرد.

از میان تمام دلایلی که برای حمله ناموفق ارائه شد، دو دلیل برای عموم مردم روسیه جذاب‌ترین و راحت‌ترین بودند:

اولین دلیل، و اغلب تکرار شده‌ترین دلیل، این بود که پیشروی ستون‌های تانک به داخل شهر بدون پشتیبانی کافی پیاده نظام، یک اشتباه فاحش بود.

دومین چیزی که به راحتی برای مردم عادی روسیه جذاب بود، این افسانه بود که “پسران ۱۸ ساله بی‌تجربه” برای حمله به گروزنی علیه “جنگجویان باتجربه و آموزش دیده دودایف” فرستاده شدند.

بیایید فوراً به ادعای دوم بپردازیم تا دوباره به آن برنگردیم. نه تنها نیروهای ضربت ارتش روسیه به طور منظم برای حمله اعزام شدند، بلکه قاتلان باتجربه وزارت کشور و نیروهای ویژه که قیام‌های مردمی در اوش، فرغانه، تفلیس، باکو و ویلنیوس را با خون سرکوب کرده بودند، نیز در این حمله شرکت داشتند.

در میان آنها همان موجودات انسان‌نمایی بودند که در سال ۱۹۹۲ نوزادان اینگوش را تکه‌تکه کرده و جلوی چشم مادرانشان به خوک‌ها خوراندند. (امروزه، همین موجودات عمداً کودکان را در مالی می‌کشند.) بنابراین، داستان‌های پسران ۱۸ ساله نمی‌تواند افرادی را که خشم وحشیانه و سادیستی ارتش روسیه را تجربه کرده‌اند، تحت تأثیر قرار دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *