در آستانه ی تهدیدات آمریکا علیه دارالاسلام ایران، ائتلاف ۵ حزب سکولار و مرتد میان کُردهای اهل سنت ایران

در آستانه ی تهدیدات آمریکا علیه دارالاسلام ایران، ائتلاف ۵ حزب سکولار و مرتد میان کُردهای اهل سنت ایران

به قلم: ابوسلیمان هورامی

امروز ۳ اسفند ۱۴۰۴ش پنج حزب سکولار و مرتد میان کُردهای سورانی اهل سنت ایران  به نامهای ۱- حزب حیات آزاد کُردستان (PJAK) 2-  کومله زحمتکشان کُردستان  (Komala) 3-  حزب آزادی کُردستان  (PAK) 4-  حزب دموکرات کُردستان ایران (PDKI)  5-  سازمان خەبات کُردستان ایران (Khabat) ائتلافی با نام «ائتلاف نیروهای سیاسی کُردستان ایران» تشکیل دادند.

چرا گفتیم احزاب سکولار و مرتد میان کُردهای سورانی اهل سنت؟ چون با آنکه ممکن است در میان این احزاب سکولار و مرتد افرادی از قومیتها و مذاهب دیگر وجود داشته باشند اما بنیانگذاران و اسکلت اصلی تشکیل دهنده ی این احزاب از میان کُردهای سورانی زبان با مذهب اهل سنت است نه از میان کُردهای شکاک یا اردلان (سنندج) یا کلهر و لک و کرمانشاهی و یا از میان هورامی زبانها و نه از میان شیعیان.

پس این ائتلاف مرتدین را می توان ائتلاف یک لهجه از میان کُردهای اهل سنت دانست، نه از میان تمام کُردهای اهل سنت و شیعه ایرانی؛ البته در ابتدای انقلاب اسلامی ۵۷ هم این احزاب در قالب دو حزب عمده ی حزب ناسیونال سوسیالیست دمکرات کُردستان ایران(به رهبری قاسملو)  و حزب کمونیستی کومله زحمتکشان کُردستان (به رهبری عبدالله مهتدی) فعالیت داشتند، و این دو حزب عمده با نیروهائی از حزب توده ایران و سازمان کمونیستی چریک‌های فداییان خلق ایران و حکمتیستها و سلطنت‌طلبان و بقایای رژیم پهلوی چون عزیز پالیزبان نماینده مجلس شورای پهلوی و اعضای سازمان اطلاعات و امنیت پهلوی (ساواک) و افراد متفرقه دیگری تقویت شده بودند و می توان گفت  شیخ عزالدین حسینی از روحانیان وابسته به ساواک و امام‌جمعه مهاباد را نیز به عنوان رهبر معنوی خود برگزیده بودند.

یعنی، در آن زمان ۴ حزب از این ۵ حزب ( غیر از پژاک که شاخه ای از PKK است که سابقه ی روشنی با ایران دارند) همه یکی بودند و از حمایت همین طرفداران کنونی پهلوی مرتد و احزاب سکولار اپوزیسیون دیگری که هم اکنون در برابر این کُردهای سکولار ایستاده اند نیز برخوردار بودند، اما نتیجه چه شد؟

 مردم اهل سنت کُردستان این مرتدین سکولار را پس زدند، و اینها نیز مزدوری برای صدام حسین و خیانت به مردم و وطن خود را انتخاب کردند و به مدت ۸ سال تمام به کشتار مردم خود و جاسوسی برای صدام حسین و خیانت به مردم و خاک خود پرداختند و غیر از ریزشی ها،خودشان نیز به چند حزب مختلف تقسیم شدند تا به این چند حزب چند نفره رسیده اند.

 یعنی مثلاً کومله ها به چند حزب مختلف مثل حزب مهتدی و ابراهیم علیزاده و عمر ایلخانی زاده و کعبی و… تقسیم شدند و دمکراتها نیز به همین شکل؛ و از میان پس مانده های آنها این چند حزب مانده اند که چنین ائتلافی را با نظارت آمریکا و صهیونیستها تشکیل داده اند که هرگز تعداد نفرات همه ی آنها به اندازه تعداد نفرات یکی از احزاب کومله یا دمکرات در ابتدای انقلاب اسلامی ۵۷ نمی رسد.  

این احزاب سکولار و مرتد تا زمانی که حاکمیت صدام حسین وجود داشت در مناطق تحت حاکمیت او بودند، یعنی با آنکه کُردهای بارزانی و طالبانی مناطقی از شمال عراق را به واسطه ی حمایتهای آمریکا و غرب در اختیار داشتند اما این احزاب سکولار و مرتد ( از جمله PKK در مخمور ) همچنان در مناطق تحت حاکمیت صدام حسین بودند و بعد از سرنگونی صدام حسین، این احزاب سکولار و مرتد در اختیار آمریکا و شرکای آمریکا همچون اسرائیل و آل سعود قرار گرفته اند تا به اینجا رسیده اند.

به سادگی می توان تشخیص داد در برهه ای که کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبر آمریکا و اسرائیل و شرکای غربی آنها تهدیدات خود را بر علیه دارالاسلام ایران شدت بخشیده اند مرتدین سکولار محلی را نیز سازماندهی کرده اند؛ ابتدا در شرق کشور و در میان حنفی های اهل سنت شاهد ائتلاف چند حزب و گروه تحت عنوان «جبهه مبارزین مردمی» بودیم که تماماً رویه ی سکولاریستی و همسوئی با اپوزیسیون سکولار ایرانی را در پیش گرفته اند و امروز هم در میان بخشی از کُردهای اهل سنت ما شاهد ائتلاف ۵ حزب سکولار و مرتد میان آنها تحت نام «ائتلاف نیروهای سیاسی کُردستان ایران» بودیم.

مومنین اهل دعوت و جهاد ایران و منطقه لازم است با هوشیاری و دقت بالائی این «جبهه»ی مشترک کفار محار و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را زیر نظر داشته باشند و بدانند در این برهه از تاریخ وظایف منهجی و حساس جهادی را در برابر این «جبهه» ی کفار و مرتدین برعهده دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *