تقابل «اسلام کامل» با «اسلام آمریکایی» و فتنه‌ی نفاق داخلی در دو دارالاسلام ایران و افغانستان

تقابل «اسلام کامل» با «اسلام آمریکایی» و فتنه‌ی نفاق داخلی در دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن  

امروز جهان اسلام در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ جیوپولیتیک و دفاعی خود قرار گرفته است. محاصره‌ی همه‌جانبه‌ی سنگرهای استراتژیک مسلمین، نشان از یک نقشه‌ی پیچیده دارد که هدف آن فروپاشی اقتدار امت اسلامی از درون و بیرون است.

منطقه‌ی شام (سوریه) که همواره به عنوان سنگر مستحکم در برابر توسعه‌طلبی صهیونیسم شناخته می‌شد، امروز با توطئه‌ی مشترک آمریکا، اسرائیل و مهره‌های منطقه‌ای، در معرض فروپاشی قرار گرفته است. تسلط جریان‌هایی تحت هدایت افرادی چون احمد الشرع که با حمایت محور غربی-سعودی-ترکی عمل می‌کنند، عملاً این منطقه را برای صهیونیست‌ها امن کرده است. اینان همان کسانی هستند که با نام اسلام، مسیر را برای نفوذ آمریکا و شرکایش هموار کردند.

با تضعیف جبهه‌ی شام، اکنون تمام تمرکز آمریکا و اسرائیل و شرکای غربی آنها  بر جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان معطوف شده است. ایران به عنوان مرکز ثقل مقاومت، تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی و سیاسی قرار دارد و همزمان، فتنه‌های داخلی با هدایت عناصر سکولار و مرتد و مرزداران فکری غرب در حال بازتولید است. از سوی دیگر، امارت اسلامی افغانستان نیز که بر پایه‌ی شریعت بنا شده، هدف تهاجم نرم و سخت دشمن قرار دارد تا ثبات این منطقه برهم خورد.

در این میان، ظهور چهره‌هایی که تحت پوشش عالم دین، عملاً در زمین سیاست‌های آمریکا بازی می‌کنند، خطرناک‌تر از هر تجاوز نظامی است. افرادی همچون «مولوی عبدالحمید زاهدانی» که با مواضع دوپهلوی خود به نفع سکولاریسم جهانی و لابی‌های غربی عمل می‌کنند، نسخه‌ی دیگری از « شرعی های اطراف جولانی» در شرق جهان اسلام هستند. این جریان، نه تنها ثبات ایران، بلکه اقتدار امارت اسلامی افغانستان و کل منطقه را هدف قرار داده است.

اینان مصداق فتنه‌گرانی هستند که قرآن کریم درباره‌شان می‌فرماید: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِنْ لَا يَشْعُرُونَ (بقره/ ۱۱-۱۲). هدف این جریان ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت‌های اسلامی (دارالاسلام) و ترویج «اسلام آمریکایی» است که در آن شریعت فدای خوشامد غرب و قوانین سکولاریستی می‌شود.

بر عموم مسلمین، علما و مجاهدان در ایران و افغانستان واجب است که نسبت به این «نفوذ مذهبی» هوشیار باشند. هرگاه عالمی (خواه مولوی، شیخ، ماموستا یا آخوند) آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر ایجاد فتنه‌ و تضعیف پایه‌های دفاعی امت اسلامی گام برداشت، باید طبق سنت الهی با او برخورد کرد، باید با استناد به کتاب و سنت، انحراف این افراد از مسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای مسلمین روشن شود و با آرای علمای راستین اسلام باید در برابر این نفاق قد علم کرد تا نگذاشت «نفاق مذهبی» باعث خلاء امنیتی و نفوذ آمریکا شود و شناسایی این مهره‌ها برای جلوگیری از شکاف میان ملت و دولت‌های اسلامی ضروری است، چرا که فتنه از قتل شدیدتر است (الفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ).

با این وصف متوجه هستیم، دشمن دریافته است که از طریق جنگ مستقیم نمی‌تواند بر ایمان مسلمین پیروز شود، لذا به «استحاله از درون» روی آورده است. صیانت از «دارالاسلامِ» ایران و افغانستان، در گرو مبارزه‌ی بی‌امان با مهره‌های سکولاریسم و افشای چهره‌ی کسانی است که محراب و منبر را به تریبون واشنگتن و تل‌آویو تبدیل کرده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *