
فراتر از مرزهای ایران؛ نقشهی شوم «جنگ بزرگ» و سقوط دومینوی سنگرهای اسلام
به قلم: فضل احمد هراتی
امروز جهان در آستانهی حادثهای عظیم قرار دارد که بر خلاف تصور بسیاری، نه یک درگیری منطقهای محدود، بلکه یک «جنگ بزرگ» طراحیشده با ابعاد جهانی است. کسانی که گمان میکنند تجمع بیسابقهی نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، صرفاً برای تقابل با ایران یا گروههای مقاومت در لبنان و عراق و یمن است، در خطای استراتژیک به سر میبرند. ایران در این نقشه، تنها یک «عنوان» و یک «دروازه» است؛ هدف اصلی، بسیار فراتر و هولناکتر طراحی شده است.
سقوط سنگر شام (سوریه) و تبدیل آن به جولانگاه مزدوران غرب نظیر «ابومحمد جولانی» و حامیان صهیونیست، تنها یک هدف داشت: «برداشتن مانع اول». دشمن با تثبیت امنیت رژیم صهیونیستی در جبههی غرب، اکنون دست خود را برای نفوذ به عمق استراتژیک جهان اسلام باز دیده است. شام، دیواری بود که فرو ریخت تا جبههی جنگ به قلب سرزمینهای اسلامی (ایران و افغانستان) منتقل شود.
نام ایران امروز به عنوان هدف اصلی مطرح میشود، اما واقعیت این است که آمریکای وحشی به دنبال حذف هر نوع «قدرت مستقل اسلامی» در منطقه است. فشار بر ایران، تنها برای تغییر نظام نیست؛ بلکه برای نابودی زیرساختهای دفاعی و جیوپولیتیک ملتی است که دهههاست مانع از تحقق نقشهی «نیل تا فرات» شده است. ترامپ، چه آگاهانه و چه تحت فشار لابیهای عمیق صهیونیستی، به سوی این تقابل کشیده شده تا آخرین قطعه از پازل هژمونی آمریکا را در منطقه جایگذاری کند.
این جنگ بزرگ، فراتر از ایران، دارالاسلامِ امارت اسلامی افغانستان و تمامی کانونهای بیداری اسلامی را هدف قرار داده است. يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (صف/ ۸)
دشمن به دنبال آن است که با درگیر کردن ایران در یک جنگ فرسایشی یا مستقیم، خلاء قدرتی ایجاد کند که در آن، مهرههای سکولار و نفوذیهای مذهبی (مانند لابیگرانِ داخلی که پیشتر ذکر شد) بتوانند کل منطقه را به سوی وابستگی مطلق به غرب سوق دهند.
تجمع کنونی نیروهای بینالمللی، یادآور «جنگ احزاب» در صدر اسلام است. آن روز هم تمام قبایل و قدرتهای کفر برای نابودی مرکزیت اسلام متحد شدند. امروز نیز، عنوان جنگ «ایران» است، اما هدف نهایی تسلط مطلق بر منابع انرژی جهان اسلام و نابود کردن مدلهای حکمرانی مبتنی بر شریعت (در ایران و افغانستان) و ایجاد یک خاورمیانهی جدید و سکولار است که در آن «اسلام» تنها یک نام بیمحتوا باشد. وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ (آل عمران/ ۵۴)
زمانی که دشمن سنگر شام را با نفاق و جنگ داخلی تسخیر کرد، مرحلهی بعد را «جنگ بزرگ» قرار داد. اکنون وظیفهی هر مسلمان بیدار و هر سیاستمدارِ متعهدی است که بداند هرگونه همراهی با سیاستهای آمریکا، بازی در زمین این جنگ بزرگ است و شکاف میان دولت اسلامی و ملته، همان «خلاء امنیتی» است که دشمن برای ورود به آن لحظهشماری میکند و باید میان «عالمِ مجاهد» و «عالمِ لابیگر» (که جادهصافکنِ تهاجم است) تفکیک قائل شد.
بر این اساس، جنگ بزرگ در راه است و ترامپ تنها یک مهره در دست طراحان این نبرد تمدنی است. اگر سنگر ایران و ثبات منطقه تحت تاثیر فتنههای داخلی و فشار خارجی فروریزد، هیچ سرزمین اسلامی در امان نخواهد بود. امروز، اتحاد استراتژیک میان کانونهای قدرت اسلامی و هوشیاری در برابر «منافقینِ جدید»، تنها راه عبور از این فتنهی آخرالزمانی است.