
روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۸)
به قلم: شمسالدین نشخوف، شرکتکننده در جنگ
ترجمه: کارزان شکاک
بیایید این دلایل را که روسها برای توضیح شکستهایشان به کار میبرند، به یاد بیاوریم:
“… نیروها (روسی) یکدیگر را نمیشناختند؛ آنها در رزمایشهای مشترک شرکت نمیکردند؛ آنها در طول نبرد با یکدیگر ارتباط برقرار نمیکردند؛ آنها نتوانستند درسهای جنگ جهانی دوم را بیاموزند و در نبردهای خیابانی (علیرغم تجربیات گذشته) شکست خوردند.”
نویسنده مقاله عربی سپس کاستیهای دیگر فرماندهی روسیه را فهرست میکند: “هیچ ستاد فرماندهی واحدی وجود نداشت (؟)”.
در این رابطه، یک چیز را میتوان با قطعیت گفت: نیروهای روسی فقط از ژوئن تا اکتبر ۱۹۴۱، از اولین روزهای جنگ تا لحظهای که سربازان آلمانی به مسکو نزدیک شدند، فاقد یک ستاد فرماندهی واحد بودند.
در این دوره، یک ستاد فرماندهی واحد مانند تاج طلایی بر سر الاغ به نظر میرسید. زیرا سربازان شوروی وحشتزده عقبنشینی میکردند، اما اکثر آنها به طور دسته جمعی تسلیم آلمانیها شدند و در طول سه ماه جنگ، ۴.۵ میلیون سرباز شوروی اسیر شدند. به طور کلی، در روسیه غیرمعمول است که یک ژنرال روسی به کسی گزارش ندهد و از یک مرکز واحد دستورالعمل دریافت نکند.
در مورد ما، سپهبد A. Kvashnin به فرماندهی “گروه مشترک نیروهای فدرال در جمهوری چچن” منصوب شد. ستاد عملیات توسط سپهبد L. Shevtsov رهبری میشد. این حمله توسط یک گروه ویژه به رهبری وزیر دفاع روسیه، ژنرال ارتش P. Grachev، مستقر در یک پست فرماندهی راه آهن در Mozdok رهبری شد.
بهانه دیگر: “شرکتکنندگان در نبرد نقشههای دقیقی از گروزنی نداشتند.” این ممکن است به عنوان یک ضمیمه ضعیف به مجموعه دلایل کلی ارائه شده باشد. اما غیرممکن است که ژنرالهای روسی کارتها را به زیردستان خود ندهند و ماموریتها و اهداف خود را به طور کامل توضیح ندهند. ژنرالهای روسی را میتوان به هر چیزی متهم کرد، اما نه به چنین رفتار بیملاحظهای هنگام برنامهریزی یک عملیات بزرگ با چنین تعداد زیادی از نیروها و تجهیزات.
بهانه بعدی: “هیچ رونوشتی از ارتباطات وجود نداشت.” این گفته به ویژه با توجه به این نکته جالب است که جنگجویان چچنی هیچ رمزگذاری نداشتند. اطلاعات و دستورالعملها به صورت متن ساده منتقل میشدند. به هیچ وجه نمیتوانست غیر از این باشد، زیرا هرگونه رمزگذاری، کسانی را که قبلاً هرگز در نبردی شرکت نکرده بودند و هرگز رادیو ندیده بودند، گیج میکرد.