
ضرورت بیداری در برابر فتنه «مرجئه»؛ فراخوان امارت اسلامی برای صیانت از ایمان مردم در برابر دموکراسی و سکولاریسم
به قلم: ابومحمود کندزی
یکی از بزرگترین چالشهایی که ایمان امت اسلامی را تهدید میکند، نفوذ تفکر مخرب «مرجئه» است. این تفکر با جداسازی «عمل» از «ایمان»، مسیری را هموار کرده است که افراد تحت لوای اسلام، مرتکب بزرگترین نوقض ایمان (شکننده های اسلام) میشوند، اما همچنان خود را مسلمان میپندارند. این خلأ آگاهی، سلاحی است که دشمنان اشغالگر همواره از آن برای ضربه زدن به بدنه اسلام استفاده کردهاند.
بر مراجع قضایی، وزارت امر به معروف، مساجد و تمامی علمای حقطلب در «دارالاسلامِ امارت اسلامی افغانستان» واجب است که به صورت شفاف و مستمر، مسائل مربوط به توحید حاکمیت و نواقض ایمان را برای مردم تشریح کنند , به مردم ابلاغ نمایند که پیوستن به احزاب سکولار، پذیرش دموکراسیِ کفری و مشارکت در نظامهای دستنشانده، خروج از دایره اسلام و موجب «ارتداد» است , منبرهای نماز جمعه باید به کانون افشاگری علیه نقشههای غرب برای ترویج کفر سکولاریسم در قالبِ سیاست بدل شوند.
ایمان تنها یک ادعای زبانی نیست؛ بلکه التزام به حاکمیت مطلق الله است. هر کسی که ۱- آگاهانه ۲- عمدا 3- به میل خودش و اختیاری از احزاب سکولار مرتد حمایت کند، چه با زبان (تأیید لفظی) و چه با عمل (رای دادن یا همکاری)، در حقیقت ایمان خود را شکسته است. حمایت از رهبران سکولار و مرتد که قوانین بشر را بر قانون خدا ترجیح میدهند، نه یک خطای سیاسی، بلکه یک «ناقض ایمانی» است که فرد را از امت اسلامی جدا میسازد.
تاریخ بیست سال گذشته افغانستان، گواهی بر این مدعاست. هنگامی که اشغالگران آمریکایی به سرزمین ما هجوم آوردند و حکومت شرعی امارت اسلامی به رهبری « ملا محمد عمر مجاهد (رحمهالله)» را هدف قرار دادند بسیاری از افرادِ «مسلمانزاده»، تحت تأثیر افکار مرجئه و فتاوای «علمای سوء»، به خدمت اشغالگران درآمدند و آنها با تشکیل احزاب دموکراتیک و مزدوری برای آمریکا، مدعی بودند که هنوز مسلمان هستند و ایمانشان مشکلی ندارد. این «علمای دربار» با ترویج مرجئهگری، به مردم اطمینان میدادند که همکاری با کفار حربی و پذیرش نظام سکولار، خللی به اسلام آنها وارد نمیکند؛ در حالی که این عینِ ارتداد و خیانت به توحید بود.
دلیل اصلی جمع شدن مردم دور احزاب سکولار در زمان اشغال، نبودِ «آگاهی عقیدتی» بود. دشمن هرگاه اراده کند، حزب میسازد و مهرههای سکولار محلی را علم میکند. اگر مردم نسبت به مسائل «کفر به طاغوت» و «ولاء و براء» (دوستی و دشمنی در راه خدا) و مرزهای دقیق ایمان و کفر آگاه نباشند، بار دیگر در دام این فتنهها گرفتار خواهند شد.
امروز که به نصرت الهی، پرچم شریعت دوباره برافراشته شده است، وظیفه سنگینتری بر دوش نظام است. باید با قدرت در برابر نفوذ افکار مرجئهگری ایستاد. مردم باید بدانند که اسلام با سکولاریسم جمع نمیشود و کسی که زیر پرچم دموکراسی و احزاب کفری برود، پلهای پشت سر خود را برای بازگشت به ایمانِ واقعی تخریب کرده است. آگاهیبخشی، اولین سد دفاعی در برابر اشغالگری فرهنگی و عقیدتی آینده است.