طوفان فتنه در منطقه؛ چرا دارالاسلام  امارت اسلامي افغانستان بیش از دیگران در معرض خطر استکبار قرار دارد؟

طوفان فتنه در منطقه؛ چرا دارالاسلام  امارت اسلامي افغانستان بیش از دیگران در معرض خطر استکبار قرار دارد؟

به قلم: فضل احمد هراتی

امروز پرچمدار کفر جهانی به سرکردگی شیطان بزرگ و سر افعی، آمریکا، بار دیگر در حال کوبیدن بر طبل جنگ در منطقه است. اگرچه در ظاهر، نوک پیکان حملات و تهدیدات آن‌ها «دارالاسلام ایران» را نشانه گرفته است، اما تحلیل عمیق‌تر نشان می‌دهد که پیامدهای مخرب و خطر اصلی این تنش‌ها، بیش از همه متوجه «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» است. امارت اسلامی به عنوان یک نظام نوپا، در میانه این طوفان با چالش‌هایی روبروست که بقای آن را هدف قرار داده است.

یکی از واقعیت‌های تلخ میدان این است که دارالاسلام ایران با بهره‌گیری از ابزارهای دفاعی پیشرفته همچون موشک‌های بالستیک و پهپادهای جنگی، توانسته است نوعی «توازن وحشت» و قدرت بازدارندگی ایجاد کند که دشمن را از حمله مستقیم باز می‌دارد. اما امارت اسلامی افغانستان، به دلیل سال‌ها اشغالگری و ویرانی، فعلاً فاقد این ابزارهای فوق‌پیشرفته بازدارنده است. این فقدان تکنولوژی نظامی، نظام نوپای ما را در برابر تعرضات احتمالی و فشارهای نظامی دشمن آسیب‌پذیرتر می‌سازد.

آمریکا برای براندازی امارت اسلامی، تنها به گزینه نظامی متکی نیست. خطر جدی‌تر، استفاده از «ستون پنجم» یا همان مرتدین سکولار داخلی و مزدوران محلی است. این جریان‌ها که در طول بیست سال اشغالگری ریشه دوانده‌اند، اکنون با حمایت‌های مالی و اطلاعاتی غرب، در پی تضعیف پایه‌های نظام اسلامی از درون هستند. آن‌ها منتظر جرقه‌ای در منطقه هستند تا سناریوی بی‌ثبات‌سازی افغانستان را کلید بزنند.

بزرگترین تهدید برای عقیده مردم و ثبات نظام، نفوذ تفکر «مرجئه» توسط علمای سوء است. کفار سکولار و اشغالگر خارجی به همراه مرتدین سکولار داخلی با اجیر کردن شبه‌علما، در تلاش است تا مفهوم «ایمان» را از «عمل» و «سیاست» جدا کنند. آن‌ها با ترویج این تفکر که «حمایت از کفار و سکولارها خللی به ایمان وارد نمی‌کند»، راه را برای بازگشت مهره‌های دست‌نشانده هموار می‌کنند. این جنگ نرم، ایمان جوانان ما را نشانه گرفته است تا حساسیت آن‌ها نسبت به حاکمیت شریعت از بین برود.

خطر نهایی، سطح پایین آگاهی عمومی نسبت به «نواقض اسلام» (مبای شکنندگی ایمان) است. وقتی عامه مردم ندانند که همکاری با نظام‌های سکولار و پذیرش قوانین بشری در مقابل قانون خدا، موجب خروج از دایره اسلام می‌شود، منافقین داخلی به راحتی می‌توانند آن‌ها را فریب دهند. دشمن از این خلاء آگاهی برای سربازگیری و ایجاد شورش‌های داخلی علیه دارالاسلام استفاده می‌کند.

در این صورت، در حالی که منطقه در آستانه تحولات بزرگ قرار دارد، امارت اسلامی باید در دو جبهه حیاتی تقویت شود:

• در جبهه نظامی: تلاش برای دستیابی به توانمندی‌های دفاعی مدرن جهت ایجاد بازدارندگی.

• در جبهه عقیدتی: مبارزه بی‌امان با تفکر مرجئه و آگاهی‌بخشی به مردم در مورد مرزهای ایمان و کفر.

اگر امروز نسبت به نفوذ منافقین و علمای سوء بیدار نباشیم، استکبار جهانی با هزینه کمتری نسبت به دوران اشغال، دارالاسلام افغانستان را با چالش‌های جبران‌ناپذیر مواجه خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *