
آب، امنیت و پروژه ی فتنه میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان
به قلم: فضل احمد هراتی
۱. آب؛ ملک امت، نه ابزار فشار
در منطق اسلام، آب در سرزمینهای اسلامی ملک شخص یا دولت نیست، بلکه نعمتی عمومی برای امت است. اگر آب در اینسو جریان دارد، به آنسو نیز خواهد رسید؛ و اگر کاهش مییابد، ریشهاش طبیعی و اقلیمی است، نه سیاسی.
دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچگاه قصد دریغکردن آب از برادران مسلمان خود را ندارد؛ زیرا تقسیم آب در میان مسلمانان نه امتیازدهی است و نه لطف، بلکه حکم شرعی اخوت اسلامی است.
کشاندن مسئلهٔ آب به ادبیات تهدید و «فشار همهجانبه»، دقیقاً همان مسیری است که دشمنان امت میخواهند تا دو دارالاسلام را به نزاع فرسایشی مشغول کنند.
۲. پناهجو یا عنصر نفوذی؟ تفکیک ضروری
اسلام، پناه دادن به مظلوم را واجب میداند؛ اما اعتماد امنیتی به عناصر وابسته به اشغال، هرگز واجب و حتی جایز نیست.
افرادی که:
• در ساختارهای آمریکا و ناتو پرورش یافتهاند،
• یا با شبکههای استخباراتی غربی ارتباط داشتهاند،
• یا هنوز معیشت و پیوند فکریشان به غرب وصل است،
برای هیچ دارالاسلامی قابل اعتماد نیستند؛ نه برای افغانستان، نه برای ایران.
دادن پناه انسانی یک چیز است؛ دادن حاشیهٔ امن امنیتی به مزدوران سابق، چیز دیگر.
۳. قتلها؛ حادثه یا پروژه؟
کشتهشدن افراد وابسته به ساختارهای پیشین اشغال، نباید سادهانگارانه تحلیل شود.
تجربهٔ منطقه نشان داده است که استخبارات آمریکا و صهیونیسم بارها با حذف هدفمند یا صحنهسازی امنیتی، اختلاف میان کشورهای اسلامی را شعلهور کردهاند.
هدف روشن است:
• تخریب اعتماد متقابل،
• متهمسازی متقابل،
• و کشاندن دو دارالاسلام به تنش مصنوعی.
اینگونه حوادث، بیش از آنکه «موضوع جنایی» باشند، پروندهٔ امنیتی و استخباراتیاند.
۴. ضرورت پالایش امنیتی
امروز وظیفهٔ هر دارالاسلام روشن است:
• پالایش ساختارهای امنیتی از نفوذیها،
• بستن راه بازگشت شبکههای وابسته به غرب،
• و جلوگیری از استفادهٔ مزدوران از خاک اسلامی برای فتنهسازی.
اختلاف میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ایران، نه به نفع اسلام است و نه به نفع امت؛ تنها آمریکا و همپیمانانش از آن سود میبرند.