
پاسخ قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴ (1)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
قبل از ورود به بحث اصلی لازم است توضیحاتی مختصر ارائه شود، از جمله اینکه چرا ابتدا گفته شد احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران؟ چون تمام احزاب سکولاری که در میان کُردهای شیعه و علی اللهی و اهل سنت ایران وجود دارند همگی از میان لهجه ی سوران شافعی مذهب بیرون زده اند و اگر در میان این احزاب سکولار افرادی از هورامی ها یا لکها و کلهرها و اردلانی ها و علی اللهی ها و … وجود دارند همگی سرباز و در رده های پائین قرار دارند و این احزاب برای آنها حکم غیر بومی دارند.
این هفت حزب سکولار هم که دعوت به اغتشاش و بخصوص اعتصاب روز پنج شنبه ۱۸دی ۱۴۰۴ش و پیوستن به اغتشاشگران سکولار داخل ایران داده اند و رهبران آنها از جمله مصطفی هجری با لفظ «جاش» تهدیداتی هم نثار کُردهای اهل سنت و شیعه و علی اللهی ای نموده اند که به دلایل عقیدتی، یا به دلایل خیانتهائی که از این احزاب دیده اند از این احزاب فاصله گرفته اند، مسیری را می روند که از قاضی محمد شوروی تا کنون طی کرده اند.
علاوه بر این، تمام این احزاب، مردم کُرد را بر «انسجام، همبستگی و پرهیز از تقابلهای درونی» دعوت کرده اند و این عین مسخره کردن شعور کُردهای اهل درک و فهم و بخصوص مخاطبین خودشان است، چون به عنوان مثال قبلاً تنها یک حزب کومله وجود داشت و در یک اردوگاه نتوانستند این به اصطلاح «انسجام، همبستگی و پرهیز از تقابلهای درونی» را در میان آن چند نفر موجود در اردوگاه «زرگویز» رعایت کنند و یک گروه چند نفره تبدیل شد به چندین حزب مختلف با چندین رهبر جداگانه؛ همین حزب دمکرات مصطفی هجری هم به چندین گروه مجزا تقسیم شد، حالا بماند حکمتیستها و … که از این احزاب جدا شده و مستقلاً ساز خود را می زنند.
مورد دیگر اینکه، تمام این احزاب سکولار کُردها و از جمله مصطفی هجری کُردها را به هم مسیری و اتحاد با اغتشاشات داخلی ایران دعوت می کنند و می گویند با هم متحد شویم و «خواستار شکلگیری ایرانی نو هستیم… جایی که چند هویتی و حقوق همه ملل طبق قانون به رسمیت شناخته شو».
این سخنان در حالی گفته می شود که در ایران هیچ مشکل قومیتی وجود ندارد و در اسکله ی حاکمیت ایران از تمام قومیتهای تُرک و کُرد و بلوچ و … وجود دارد و اگر در مناصبی چون رهبریت و رئیس جمهوری محدودیتی وجود دارد برای قومیتها نیست، بلکه تنها برای غیر شیعیان جعفری است. البته سکولاریستها چه شیعه زاده باشند یا سنی زاده یا … جایگاهی در حاکمیت ایران ندارند، پس این دغل بازی و دروغگوئی افرادی چون هجری انگار قرار نیست روزی خاتمه یابد.
نکته ی دیگر اینکه، این احزاب سکولار زمانی کُردها را به «اتحاد و انسجام» با اغتشاشگران از میان افکار و مذاهب و قومیتهای مختلف فرا می خوانند که بیشتر از ۴۵ سال است چند گروه و حزب سکولار در خارج از ایران با نام «اپوزیسیون» خارج نشین و تحت مدیریت مستقیم آمریکا و شرکای آمریکا به سر می برند اما هنوز نتوانسته اند خودشان متحد شوند، یعنی همین الان هم طرفداران ربع پهلوی و دارودسته ی رجوی سایه ی هم را می زنند و کومله ها و دمکراتهای مختلف با هم و با پ.ک.ک دشمنان دیرین هم هستند، آنوقت این چند نفر نتوانسته اند با هم یکی شوند و در کمال پرروئی چنین درخواستی از مشتی اغتشاشگر فریب خورده ی داخلی و ملت آگاه و باشرف کُرد و سایر قومیتهای ایرانی دارند.
با این مقدمه سراغ موردی می رویم که این احزاب سعی دارند با سوار شدن بر موج رسانهای و اغتشاش و با برچسب زنی و ترور شخصیتی تمام کسانی که همراه آنها نیستند و یا در برابر آنها ایستاده اند، آنچه در خودشان از دشمنی با کُرد هست را به مخالفین خود در ایران نسبت دهند و آنهم «خیانت» است که با لفظ «جاش»[۱] بیان می کنند.
این احزاب سکولار زمانی مخالفین خود را با لفظ «جاش» خطاب می کنند و با عبارت «از همه آن افراد میخواهیم که دست از خدمت به دشمنان کوردستان بردارند و به آغوش میهن بازگردند.» انگار همه ی آنها که از ابتدا در آغوش صدام حسین سکولار- سوسیالیست و بعد از آن در آغوش آمریکا و شرکای آمریکا و شریک تمام کشتارها و جنایات و ترورهای آنها از هم میهنان خود بوده اند در آغوش میهن بوده اند، یا صدام حسین و آمریکا، دوستان قوم کُرد و سایر قومیتهای ایرانی بوده و اینها آغوش را صحیح رفته اند و کسانی که با اینها نیستند آغوش اشتباهی رفته اند.
[۱] جاش در لغت یعنی کره خر، و در اصطلاح یعنی مزدور و کسی که بر علیه ملت و قوم و مذاهب خودش در اختیار دشمنان ملت و قوم و مذهب خودش قرار گرفته است.