
پاسخ قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴ (2)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
در اینجا و در مورد عدم توجه قوم کُرد و بخصوص اهل سنت به فراخوانهای متعدد و انبوهی از بیانیه های احزاب سکولار میان خود جهت پیوستن به اغتشاشگران سکولار داخل ایران، اجازه دهید سراغ تجربیات تاریخی و حافظه ی تاریخی و میزان شعور و درک سیاسی و عقیدتی این قوم در مورد «خیانت» و «جاشیگری» (مزدوری) برویم.
اگر خیانت را بر اساس تعریف خود این احزاب به معنی پشت کردن به منافع خودی هایی که همگی منافع مشترک و واحدی دارند را بپذیریم لازم است از خودمان بپرسیم این احزاب سکولار کُرد و حتی غیر کُردی چون دارودسته ی رجوی و پس مانده ی پهلوی ها و… به کدام خودی خیانت کرده است؟
این احزاب سکولار قومیت گرا و سوسیالیست مانند همه ی مشابهین خود در دنیا، خود را جنبش همه مردم و نماینده ی همه ی مردم معرفی می کنند و مثلاً می گویند حزب دمکرات «کُردستان»، حزب کومله زحمتکشان «کردستان»، حزب آزادی «کُردستان» و… این حقه بازی و عوام فریبی یکی از سرچشمه های پیدایش تئوری «خیانت» در حق مردم است.
کافی است تصور کنید که مثلاً یک حزب مثل حزب دمکرات کُردستان به دستور استالین و از کانال باقراف و توسط قاضی محمد با کودتا بر علیه ژ-ک که حزبی اسلامگرا بود تاسیس می شود و کمونیستهای شوروی منافع سیاسی طبقاتی خود را در تأسیس این حزب و حزب پیشوری در آذربایجان می دید.
حالا زمانی که استالین بعد از برآورده شدن منافع سیاسی خودش از کانال دیگری، قاضی محمد را واگذار و رها می کند و حزب دمکرات چنین نشان می دهد که شوروی های کمونیست که با او هم منفعت بودند از این زاویه به او و اهداف سیاسی او «خیانت» کرده است.
مشکل تنها به این احزاب ختم نمی شود بلکه به پیروان آنها نیز سرایت می کند تا جائی که خیال می کنند یک مسلمان کُرد زبان که خود را به حزبی ناچیز در برابر قدرت حکومتی دشمنان دین و عقایدش به خاطر منافع مشترک چسبانده و این کشور عملاً اختیار حزب او را در اختیار دارد و هر آن با پیدا شدن منافع بالاتری قادر به رها کرد و فروش و معامله بر سر آن است می تواند به آن اعتماد کند و اگر این قدرت خارجی به خاطر منافع خودش جای دیگری کالایش را خرید و از این خرید نکرد پس به او خیانت کرده است.
واقعیت این است که در تمام طول تاریخ بشریت منافع مومنینی که دارای قدرت برتر حکومتی نبوده اند با منافع سکولاریستها در تضاد بوده است و پیشروی هرکدام از این دسته ها به معنی عقب نشینی طرف دیگر است.
هر جائی که قدرت حاکمیت سکولاریستها مستحکمتر شده است، این مومن است که از بسیاری از قوانین شریعت الله دست کشیده است، و هر جائی که حاکمیت اسلامی بر منهاج نبوت برقرار است، بر خلاف یهودی ها و مسیحی ها و زرتشی ها و مندائیان که آزادی های مشخص و تعریف شده با زندگی مسالمیت آمیزی که در دارالاسلام دارند، این سکولاریستها هستند که در بدترین مضیقه ها و عقب نشینی ها قرار می گیرند و حتی در صورت نداشتن پیمان و جهت ادامه زندگی با مسلمین مجبور به تشکیل گروه منافقین می شوند.
بر این اساس، رابطه ی این دو دسته که بر اساس قدرت هر یک از آنها سنجیده می شود رابطه ی دو دشمن در برابر هم است و اگر منافعی هم وجود داشته باشد تنها در حد برآورده شدن این مافع باقی می ماند و از آنجائی که سکولاریستها نسبت به مومنین صاحب هیچ عهد و پیمان قابل اعتمادی نیستند هر جای دیگری منافعشان تامین شود به سادگی مومنین و حتی احزاب سکولار و کشورهای سکولار مثل خود را نیز رها می کنند یا آنها را در معرض فروش قرار می دهند.
پس زمانی که مصطفی هجری در این پیام ۱۶ دی و حسین یزدانپناه و عبدالله مهتدی و امثالهم که در این روزهای اغتشاشات دی ماه ایران گرد و خاک بیشتری به راه انداخته و کُردهای اهل سنت را به همسوئی با منافع مشترک احزاب سکولاری چون خودشان و سکولاریستهای جهانی چون آمریکا و صهیونیستها و … فرا می خوانند یک درخواست بی پایه، عوامفریبانه و حقه بازانه است.
کُردهای مسلمان با این سکولاریستهای بومی و خارجی به جز دشمنی به منافع هم، مطلقا هیچ منفعت مشترکی ندارند بلکه اگر منفعتی هست تنها بین این سکولاریستها با هم است.
اینجاست که می توانیم به این نتیجه برسیم که این احزاب سکولار میان کُردها در معامله و بند و بست خود با دولت های سکولار معینی چون شوروی ها و صدام حسین و صهیونیستها و آمریکا و انگلیس و …. به کُردهای مسلمان و مردم ایران خیانتی نکرده اند، چون جدای از مردم ما بوده اند و یکراست سراغ منافع سیاسی و اقتصادی و حزبی خود رفته اند و اگر در این وسط و در برهه ای از تاریخ و با سوء استفاده از مسائل مذهبی و قومیتی و اقتصادی و … سر کُردها توسط این احزاب سکولار کلاهی رفته است، مشکل به آگاهی های عقیدتی آنها و بخصوص به عدم کفر به طاغوت این کُردها و عدم برائت آنها از سکولاریستها(مشرکین) که به ایمان آنها گره خورده است بر می گردد و اینهم متاسفانه بیشتر آن به جهل و سهل انگاری و حتی غدر و خیانت دسته هائی از ماموستاها و علمای دینی چون شیخ عزالدین حسینی و شیخ مرشد غزنوی و امثالهم بر می گردد.