
سخنان عبدالرحیم خطیب قشمی محرک اغتشاشات و از شرکای ریخته شدن خون جوانان ساکن در قشم
کاتب: محمد اسامه
دیروز ۱۸ دی ۱۴۰۴ش نزدیک مغرب برای ساعتها در درگهان و قشم شاهد لغاشاشتی بی سابقه بودیم . با آنکه اکثریت مطلق اغتشاشگران در قشم و درگهان را غیر بومی ها و مهاجرین داخل ایران و بخصوص مهاجرین بختاری و لرستان و فارس و… تشکیل می دادند با این وجود زمانی که شیخ عبدالرحیم خطیبی امام جمعه اهل سنت شهرستان قشم با توضیح ومشکلات اقتصادی و آماده سازی ذهن مخاطبین خود می گوید «اعتراض قانونمند حق مردم است و نباید با برچسب اغتشاش خاموش شود» البته باز به سبک تناقض گوئی های مولوی عبدالحمید ادامه می دهد«آنچه دشمن می خواهد ناامنی است، اما مردم چنین چیزی نمی خواهند».
همین شیخ دید که چند روز قبل از این سخنانش و در قشم و درگهان چیزی به نام اعتراض وجود نداشت بلکه اغتشاشی بود که توسط غیر بومی های سکولار برپا شد و حتی منجر به آتش زدن یکی از حافظان امنیت ( که بومی بود) نیز شد؛ آیا تشویق جوانان اهل مسجد و نمازگذار اهل سنت و جماعت به افتادن در چنین فتنه ای که بر همگان آشکار شده غیر از فتنه و مصیبت و آشوب و هرج و مرج نیست، خیانت محض به دین الله و مومنین اهل سنت و جماعت نیست؟
تا قبل از سخنان شیخ عبدالرحیم خطیبی هیچ اهل سنتی( چه بومی و چه غیر بومی) در اغتشاشات مشارکت نداشت و چنانچه در این فتنه خونی از اهل سنت و جنماعت ریخته شود یا صدمه ای به اهل سنت و جماعت به خاطر حضور در این اغتشاشات وارد شود شیخ عبدالرحیم خطیبی باید پاسخگو باشد؛ چون بی سوادترین شیخ و خطیب هم می داند که در زمان فتنه دستور اکید اسلام و بخصوص تمام مذاهب اهل سنت و جماعت بر حذر و جلوگیری کردن و ممانعت از مومنین در افتادن در آن است نه تحریک و تشویق به رفتن به چنین مهلکه ای.
اینجاست که می توانیم بگوئیم که علمای سوء کسانیاند که نام «عالِم» را یدک میکشند، اما وقتی کفار محارب و اشغالگری چون آمریکا و صهیونیستها از مشتی اغتشاشگر سکولار حمایت مستقیم می کنند و حتی ایران را تهدید به حمله در صورت برخورد با این اغتشاشگران می کنند، در برابر این خطر و تهدید مشترک کفار خارجی و مرتدین و فریب خورده های داخلی سکوت می کند و حتی با فتواهای منحرف و تلبیسی، ظلم و مزدوری را تطهیر مینماید و «عملاً» در جبهه ی جنگ رواین این دشمنان قرار می گیرد و سربازی از سربازان دشمن در تکمیل پروژه ی ناامن سازی و تخریبگری می شود.
این توهین آشکار به حق و کتمان حقیقت در برابر دشمنان خارجی و داخلی « وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ»
(بقره/ ۴۲)» و خیانت آشکار است و همه این را می دانند چه رسد به این شیخ و مولوی و آخوند.
اگر این شیخ و امثالهم بگویند ما چنین خطر و مساله ای را نمی دانستم کافی است این سخن ابن قیم را تحویلش داد که می گوید: «فتوا دادن بدون علم و بدون رعایت حق، یکی از بزرگترین عوامل فساد دین و امت است»
بنابراین، هر شیخ و خطیب و عالم یا مفتیای که در ایران است و همه می دانیم بدون محدودیت و مشکلی می تواند این فتنه اغتاشات را انکار کند و مومنین را از افتادن در این مهلکه برحذر دارد اما سکوت میکند یا حتی به بهانه ی اعتراض و مطالبه و … مومنین را تحریک به افتادن چنین مهلکه ای می کند و آنهمه مفسده ی اغتشاشگران را نادیده گرفته و حتی توجیه می کند چنین شخصی در در صف علمای سوء است و مسئول مستقیم خیانت به دین و امت در پیشگاه الله و شریک و هم جبهه ی دشمنان خارجی و داخلی و فساد به وجود آمده خواهد بود.
مسلمین به صورت عام و اهل سنت و جماعت به صورت خاص بدانید که آمریکا و صهیونیستها در جنگ ۱۲ روزه ثابت کردند که با زبان زور و اسلحه صحبت می کنند اما با فتواهای منحرف و سکوت عالِم خائن و زمینه سازی هائی که توسط خائنین صورت گرفته به تجاوزات خود ادامه می دهد و پروژه یناامن سازی آن تثبیت میشود و این شیخ و مولوی و آخوند، پیش از مزدوران و کفار اشغالگر در پیشگاه الله مسئولاند.