چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۱)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۱)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

در روزهای اول حمله، مجاهدین چچنی خیابان‌های گروزنی را به گورستانی برای خودروهای زرهی روسی تبدیل کردند.

گزیده‌ای از خاطرات یک کهنه سرباز: “ما در تلاش برای پایبندی به حقیقت، از آن روزها برای شما خواهیم گفت…”

… حمله برق‌آسا به پایتخت چچن شکست خورد و نبرد در داخل شهر به مدت ۵۴ روز ادامه یافت (جنگ در حومه و حومه شهر تا اواسط مارس ۱۹۹۵ ادامه داشت .

مجاهدین چچنی نه تنها مقاومت شایسته‌ای از خود نشان دادند، بلکه در روزهای اول حمله، خیابان‌های گروزنی را به گورستانی برای خودروهای زرهی روسی تبدیل کردند.

این امر منجر به سردرگمی و آشفتگی کامل در میان نیروهای روسی شد. جنگجویان چچنی با غیرت شکارچیان، خودروهای زرهی روسی را نابود کردند. داستان‌های عجیبی در مورد فرار یک تانک روسی از یک ژیگولی وجود دارد که یک نارنجک‌انداز چچنی، که از پنجره به بیرون خم شده بود، سعی داشت به هدف در حال فرار ضربه بزند.

در آن زمان، تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران جنگی از آژانس‌های خبری برجسته غربی، از جمله نمایندگان رسانه‌های اصلی روسیه، در گروزنی بودند. نمایندگان سازمان‌های حقوق بشر و بشردوستانه نیز حضور داشتند. تمام جهان شاهد شکست نقشه‌های ژنرال‌های روسی بودند.

و همانطور که انتظار می‌رفت، طوفانی از انتقاد در جامعه روسیه فوران کرد. همه و همه صحبت کردند: کارشناسان نظامی، نمایندگان مجلس، فعالان حقوق بشر و رهگذران عادی. بسیاری با تمسخر از پاول گراچف، وزیر دفاع روسیه، نقل قول کردند که روز قبل گفته بود گروزنی را می‌توان با یک هنگ چترباز در عرض دو ساعت تصرف کرد.

از میان تمام دلایلی که برای حمله ناموفق ارائه شد، دو دلیل برای عموم مردم روسیه جذاب‌ترین و راحت‌ترین بود:

اولین و تکرارترین دلیل این بود که پیشروی ستون‌های تانک به داخل شهر بدون پشتیبانی کافی پیاده نظام، یک اشتباه بزرگ بود.

دومی، که به راحتی برای مردم عادی روسیه جذاب بود، این افسانه بود که «پسران ۱۸ ساله بی‌تجربه» برای حمله به گروزنی علیه «جنگجویان باتجربه و آموزش‌دیده دودایف» فرستاده شده‌اند.

بیایید فوراً به ادعای دوم بپردازیم تا دوباره به آن برنگردیم. نه تنها نیروهای ضربت ارتش منظم روسیه برای حمله اعزام شدند، بلکه قاتلان باتجربه وزارت کشور و نیروهای ویژه نیز که قیام‌های مردمی را در اوش، فرغانه، تفلیس، باکو و ویلنیوس با خون سرکوب کرده بودند، نیز در این حمله شرکت داشتند.

در میان آنها همان موجودات انسان‌نمایی بودند که در سال ۱۹۹۲ نوزادان اینگوش را تکه‌تکه کردند و جلوی چشم مادرانشان به خوک‌ها خوراندند. بنابراین، داستان‌های پسران ۱۸ ساله نمی‌تواند قلب افرادی را که خشم وحشیانه و سادیستی ارتش روسیه را تجربه کرده‌اند، لمس کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *