ما اهل سنت و جماعت ایران چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۲)

ما اهل سنت و جماعت چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۲)

به قلم: محمد اسامه

این فریاد اهل دعوت و جهاد بر سر این دسته از خطبای مساجد و علمای دارای تریبون و رسانه  از هوا نیامده است بلکه ریشه در قرن‌ها تفرقه، تحقیر، مرزبندی‌های تحمیلی و ظلم داخلی دارد که می خواهیم به این جریان تاریخی بگوئیم بس است؛ جبهه ی مشترک دشمنان کافر و محارب خارجی و مرتدین داخلی و دارودسته ی منافقین بومی را نگاه کنید و بس کنید اگر خودتان هم یکی از اعضای این جبهه نیستید.

ما اهل دعوت و جهاد حق داریم با بررسی تاریخ به این خروجی مهم برسیم که جریاناتی به نام مذهب و در هنگامی که امت به آنها نیاز داشتند یا مومنین را رها کردند یا بدتر از آن، به جانب کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی رفتند؛ آیا در زمان حمله ی مغولهای سکولار به سرزمینهای تحت حاکمیت خوارزمشاهیان و عباسیان ندیدیم؟ آیا در زمان حمله ی اروپائی های سکولار به سرزمینهای تحت حاکمیت عثمانی ها ندیدیم؟

در این اغتشاشات دی ۱۴۰۴ش و حتی در اغتشاشات هرزه های سکولار ۱۴۰۱ش ایران و قبل از آن هم، انتظار داشتن واکنشی متحد و صریح بر اساس منهج اهل سنت و جماعت از این دسته از خطباء و علماء میان اهل سنت و جماعت ایران در برابر این هرزه های سکولار و اجیر شده  انتظاری غیر شرعی و بالاتر از حد توان آنها نبوده و نیست؛ اما اینها در تمام این موارد مومنین اهل دعوت و جهاد و عوام مسلمین اهل سنت را که به روشنگری های آنها جهت محافظت از خود و فرزندان و دارالاسلام نیاز دارند را از خود ناامید کرده اند.

پس حق داریم بگوئیم که این دسته از خطبا و علماء به‌جای اصلاح امت، امت را می‌سوزانند، به‌جای یاد دهی دشمن‌شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و تمرکز بر دشمن اصلی،  مسلمین را به هم مشغول یا بی خیال می‌کنند، و به‌جای اتحاد و اقامه ی عدل، خون مسلمان را آگاهانه یا جاهلانه مباح می‌شمارند و این، دقیقاً همان چیزی است که دشمنِ اصلی امت می‌خواهد.

مگر ندیدیم که شیخ عزالدین حسینی در اوایل انقلاب اسلامی ایران چگونه حتی در کنار حزب کمونیست و مارکسیست لننیست کومله کُردستان بر علیه حاکمیت مذهبی ایران قرار گرفت و چه مصیبتهائی برای مردم آن دیار درست کرد و ندیدیم که چگونه مولوی عبدالغفار نقشبندی چگونه برای اهل سنت بلوچستان فتنه و مصیبت درست کرد و هم اکنون بخشی از جبهه ی اپوزیسیون مرتدین سکولار ایران شده است البته با شعارها و قیافه ای شبه اسلامی همچون شیخ عزالدین حسینی؟

اینها تنها نمونه هائی از این دسته از خائنین آشکار شده هستند که جبهه ی خود را روشن کرده و آشکارا به جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی پیوسته اند.

خطبای مساجد و علمای صاحب قلم و رسانه ی ما بدانند که عصر روشنگری و بالا رفتن آگاهی هاست و اهل دعوت و جهاد میان حنفی ها و شافعی ها و سایر مذاهب اسلامی کارنامه ی شماها را در دارالاسلام ایران نگاه می کنند، اگر به همین روش «عوام زدگی» ادامه دهید که منهج صحیح اسلامی در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را پنهان می کند و مومنین را از وظایف خود نسبت به دارالاسلام غافل نگه می دارد و حتی آنها را به سمت و سوی جبهه ی کفارخارجی و مرتدین داخلی سوق می دهد  بدانید که:این  انحرافات آشکار ناخواسته جوانان ناپخته و کم تجربه ی اهل دعوت و جهاد خشمگین را به‌سوی پروژه‌های انحرافی و ویرانگر بر علیه امثال شماها هل می‌دهد و این کار شما خیانت به امت است، نه حفظ آن.

اگر امروز شماها با بصیرتی شرعی به خود نیائید و این  ظلم آشکار خود را متوقف نکنید، فردا انحراف به‌نام عدالت، و افراد تکرو و یا گروههای خوارج صفت جهت اجرای عدالت خواهند آمد و آنگاه همه بازنده‌ایم جز آمریکا، صهیونیسم، و طاغوت‌های دست نشانده و مزدور منطقه.

پس قبل از آنکه مومنین آگاه به وضع شما و منهج اسلامی، همچون مصر و سایر سرزمینهای اسلامی شماها را همچون یک مانع در برابر حرکت رو به جلو مومنین به سمت حکومت اسلامی بر منهاج نبوت ببینند و خشم خود را بر شماها خالی کنند به خود بیائید و همچون امام احمد بن حنبل رحمه الله و ابن تیمیه رحمه الله و سایر بزرگان سلف این امت در برابر کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی موضعی شرعی و قاطع بگیرید هر چند توسط عوامی که با ماهواره های دشمنان سحر شده اند مورد انتقد قرار گیرید.

این را هرگز فراموش نکنید اگر مومن و اهل سنت و جماعت هستید که بیان منهج صحیح اسلامی مهمتر از منافع شخصی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *