
ذهنهای اشغالشده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی؛ وقتی شعار عوض میشود، وابستگی نه
به قلم: ابومحمود کندزی
عده ای چون سیاف و حکمتیار و ربانی و امرالله صالح و امثالهم در افغانستان کسانی بودند که روزگاری با داکتر نجیبالله جنگیدند و او را «کمونیست» و «غلام شوروی» مینامیدند. آن روزها، شعارشان استقلال بود و ادعایشان مبارزه با اشغالگران خارجی.
اما با آنچه که از این اشخاص دیدیم حق داریم سوال کنیم چه فرقی میان غلامی شوروی و غلامی امریکا و ناتو است؟
اگر نجیبالله به مسکو تکیه داشت، اینان به واشنگتن.
اگر آن یکی با تانک سرخ ایستاد، اینان با طیارههای بیسرنشین.
نامها عوض شد، پرچمها عوض شد، اما وابستگی همان وابستگی ماند.
تناقض دردناک اینجاست کسی که دیروز «اشغالگری» را حرام میدانست، امروز با اشغالگران «شراکت استراتژیک» ساخت.
کسی که دیروز غلامی را ننگ میدانست، امروز آن را «دیپلماسی» نامید.
مشکل فقط یک فرد نیست بلکه مشکل ذهنهای اشغالشدهایست که اشغالگری را فقط وقتی بد میدانند که از سوی رقیب باشد.
وقتی اشغالگری از طرف خودی شد، نامش میشود کمک، حمایت، یا مبارزه با تروریزم.
اینجاست که باید سوال شود اگر داکتر نجیب بهخاطر تکیه به شوروی خائن بود، پس آنان که سالها به امریکا و ناتو تکیه کردند، چه نام دارند؟
مومنین آگاه با شعار قانع نمیشوند بلکه عمل را میسنجند. و عمل نشان داد که برخی نه ضد اشغالگری خارجی ها بودند، بلکه فقط طرفدار اشغالگر مورد علاقهی خودشان بودند.