
مولوی ها و شیوخ و ماموستاها و آخوندها، در زمان حمله ی آمریکا و شرکایش به دارالاسلام ایران ایمانتان را در برخورد با دشمنان بسنجید
به قلم: خالد سیف الله المسلول
الله جل جلاله زمانی که احزاب ( گروههای مختلف سکولار به رهبری قریش) مدینه پایتخت دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم را محاصره کرده بودند در مورد دو دسته ی مشخص صحبتهای کوبنده و تعیین کننده ای در قرآن نازل کرده است، نگاه کنید:
- در مورد گروه منافقین می فرماید: یَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ یَذْهَبُوا وَإِن یَأْتِ الْأَحْزَابُ یَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فِی الْأَعْرَابِ یَسْأَلُونَ عَنْ أَنبَائِکُمْ وَلَوْ کَانُوا فِیکُم مَّا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِیلاً (احزاب/۲۰) آنان ( از شدّت خوف و هراس هنوز ) گمان میکنند لشکریان احزاب نرفتهاند ، و اگر احزاب بار دیگر برگردند ، ایشان دوست میدارند در میان اعراب بادیهنشین ، صحرانشین شوند ( تا اذیّت و آزاری بدیشان نرسد ، و بدین اکتفاء میکنند که از شما خبر بگیرند ) و اخبار شما را جویا شوند . اگر آنان ( قبلاً فرار نمیکردند و به مدینه برنمیگشتند و ) در میان شما میماندند ، جز مقدار کم و ناچیزی نمیجنگیدند ( و آن هم برای ریا و خودنمائی ) و . . .
- در مورد مومنین می فرماید: وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا (احزاب/۲۲) هنگامی که مؤمنان احزاب را دیدند ، گفتند : این همان چیزی است که خدا و پیغمبرش به ما وعده فرموده بودند . ( خدا و رسول او به ما وعده داده بودند که اگر حق را بگوئی برایت دشمن تراشیده می شود و نخست سختیها و رنجها ، و به دنبال آن خوشیها و گنجها است ) و خدا و پیغمبرش راست فرمودهاند . این سختیها جز بر ایمان ( به خدا ) و تسلیم ( قضا و قدر شدن ) ایشان نمیافزاید .
هم اکنون نیز احزاب (کشورها و گروههای مختلف سکولار) به رهبری آمریکا (قریش سکولار معاصر) با دارالاسلام ایران را محاصره کرده و در معرض خطر تهدیدات مختلف نظامی و اقتصادی و اغتشاشات داخلی قرار داده اند؛ اینجاست که خودت تعیین می کنی که در کدام یک از این دو دسته قرار بگیری . واکنش تو دسته ی تو را نشان می دهد.
اینجاست که متوجه خواهیم شد ماموستا کریکار چرا بدون کوچکترین شک و شبهه ای و بدون معطلی حمایت خود و هم مسیرانش از دارالاسلام ایران در برابر آمریکا و تمام کفار را اعلام کرد.
پس حق داریم خطاب به دسته هایی از مولوی ها و شیوخ و ماموستاها و آخوندها بگوئیم اگر ایمانِ واقعی در دلهایتان بود، اگر آن ایمانی را داشتید که قرآن و سلف صالح و مومنین اهل دعوت و جهاد معاصر میشناختند، هرگز در برابر دشمن شمارهیک اسلام؛ آمریکا جنایتکار، اینهمه ترس، محاسبه و عقبنشینی نداشتید.
قرآن، ترس از قدرتهای کافر و حتی قدرتهای مسلمین ظالم را نشانه ی ایمان نمیداند بلکه آن را انحرافِ قلب میشمارد.
نگاه کنید امروز عده ای در خطبههای خود به چه چیزی مشغولاند؟
واقعیت این است که عده ای در هر خطبه ی جمعه ی آنها، بوی سازش و تسلیم و امتیاز دهی به کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکا و مرتدین سکولار داخلی میآید و دغدغه ی آنها نه غضب خدا، که خشم آمریکاست و ترسشان این است که مبادا سخن از اسلام، هزینه داشته باشد و ایستادن بر حق، «تحریم» بیاورد و قصر و بارگاهشان فرو بریزد در حالی که الله می فرماید: أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (توبه/۱۳) آیا از آنان میترسید؟ اگر مؤمنید، خدا سزاوارتر است که از او بترسید.
نگاه کنید بزرگان سلف چه گفته اند:
- عبدالله بن مسعود رضی الله عنه می گوید: إنَّما الإيمانُ ما وقر في القلب وصدَّقه العمل (ایمان آن است که در دل ریشه کند و عمل آن را تصدیق نماید.)
- حسن بصری رحمهالله می گوید:ليس الإيمان بالتحلّي ولا بالتمنّي، ولكن ما وقر في القلب وصدّقه العمل (ایمان با آرایش لفظی و آرزو نیست؛ آن است که در دل بنشیند و در عمل ظاهر شود.)
- امام احمد بن حنبل رحمهالله می گوید:من غلّب الدنيا على الدّين خسرهما جميعًا (کسی که دنیا را بر دین ترجیح دهد، هر دو را میبازد.)
- ابن تیمیه رحمهالله می گوید:القلب إذا تعلّق بغير الله عُذِّب به (هر دلی که به غیر خدا وابسته شود، به همان چیز عذاب میشود.)
با این توصیفات ایمان صحابه را نگاه کنید و متوجه شوید که چرا دین را فدای امنیت و مشکلات اقتصادی و اجتماعی نکردند و حق را با تهدید معامله نکردند و از اینکه قدرتهای زمانه خشمگین شوند، نهراسیدند.
پس مشکل کنونی ما دشمنیِ آمریکا نیست، قبلا قریش و بدتر از آن در برابر مومنین قرار داشتند، بلکه مشکل کنونی ما از سوی کسانی است که ایمان را به مصلحت فروخته اند.