مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۲)

مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۲)

به قلم: ابوهاجر خان آبادی  

اجازه دهید به صورت مختصر به بررسی تطبیقی این دو چهره (یکی در ایران و دیگری در افغانستان) بپردازیم که با دلالی برای جبهه کفر، مصداق بارز «مفتونین» و «خائنین به امت» گشته‌اند.

  •  مولوی عبدالحمید؛ از ادعای مذهب تا خدمت به سکولاریسم و صهیونیسم

کفار به مؤمنان می‌گویند: وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُمْ مِنْ شَيْءٍ ۖ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (عنکبوت/۱۲) ‏کافران به مؤمنان می‌گویند : از راه و روش و مکتب و آئین ما پیروی کنید ( و اگر رستاخیز و حساب و کتابی در میان بود ، مسؤولیّت آن را ما می‌پذیریم ) و قطعاً گناهان شما را به عهده می‌گیریم ! ولی آنان هرگز گناهان ایشان را به گردن نمی‌گیرند ( و اصلاً کسی گناهان کسی را نمی‌تواند تقبّل کند ، و بلکه هر کسی در گرو اعمال خویش است ) و آنان قطعاً دروغ می‌گویند .‏

بله آنها می گویند: «از راه ما پیروی کنید، گناهانتان بر گردن ما»؛ امروز مولوی عبدالحمید در زاهدان دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کند. او با ایستادن در کنار جریان‌های سکولار و مرتدی که علناً به مقدسات و قرآن‌سوزی دست زدند (اغتشاشات جدی/ دی ماه ۱۴۰۴)، عملاً پیروان خود را به مسیری فراخواند که انتهای آن، نه رستگاری، بلکه تأمین منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و مرتدین سکولار داخلی ایران است.

او با صدور بیانیه‌هایی که با مبانی صریح شریعت در تضاد است (مانند حمایت از بهاییت و پذیرش نظم سکولار غربی و سفید شوئی مرتدین سکولار)، مصداق همان کسی است که بار گناه گمراهی دیگران را نیز بر دوش خواهد کشید.

او با تضعیف صفوف مسلمین در برابر جبهه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی، راه را برای نفوذ اطلاعاتی و سیاسی دشمنان (آمریکا و موساد و مرتدین داخلی ایران) هموار می‌کند تا بار دیگر سناریوی لیبی و افغانستان را در ایران تکرار کنند.

  •  عبدالرب رسول سیاف؛ الگوی «مفتی ناتو» در افغانستان

در تاریخ معاصر افغانستان، مصداق اتمّ این خیانت، «عبدالرب رسول سیاف» است. او که زمانی ادعای مجاهدت داشت، در زمان اشغال افغانستان توسط آمریکا و ۴۰ کشور کافر دیگر، تمام قد در خدمت اشغالگران کافر و محارب اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی قرار گرفت.

سیاف با استفاده از نفوذ مذهبی خود، حضور نیروهای اشغالگر و سکولار ناتو در خاک یک کشور اسلامی را شرعی جلوه داد. او با همان منطقِ «اتَّبِعُوا سَبِیلَنَا» (راه ما را دنبال کنید)، جوانان را به خدمت در ارتشِ تحت حمایت آمریکای کافر اشغالگر خارجی  فراخواند.

به دلیل فتواهای او که کشتار مجاهدین واقعی را حلال و حضور اشغالگران کافر و محارب اشغالگر خارجی را «تعاون» می‌نامید، در میان امت به «مفتی ناتو» شهرت یافت. حکم او از یک آمریکایی جنایتکار سنگین‌تر است، چرا که او با لباس دین، ایمان مردم را ذبح کرد.

این افراد (عبدالحمید و سیاف) مصداق کسانی هستند که الله تعالی درباره آن‌ها فرمود: «إنّهم لکاذبون» (قطعاً آن‌ها دروغ می‌گویند). آن‌ها ادعا می‌کنند که با این رویکردهای سکولاریستی و غرب‌گرایانه، مردم را به رفاه و آزادی می‌رسانند، اما در حقیقت آن‌ها علاوه بر گناه خیانت خود، بار گناه تمام کسانی را که به واسطه فتواهایشان گمراه شده و به دامن آمریکا و صهیونیسم و مرتدین سکولار داخلی پناه برده‌اند، بر دوش خواهند کشید. نامیدن راهِ کفر و سکولاریسم به عنوان «حقوق بشر» یا «مصلحت امت»، افترا به دین خداست که در روز قیامت بابت آن بازخواست سختی خواهند شد.

در اینصورت جریان «مفتونین داخلی» چه در زاهدان باشد و چه در کابل، یک ریشه واحد دارد و آنهم مزدوری پنهان برای آمریکا. آن‌ها دیواری هستند که به ظاهر نشان دین دارند، اما در پشت آن‌ها، لشکر کفر پناه گرفته است. شناخت این‌ها از شناخت دشمن آشکار (سرباز آمریکایی) مهم‌تر است، زیرا ضربه‌ی منافق از درون، کاری‌تر و مهلک‌تر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *